جريان بهاييت علاقهمند است خبرساز شود

مطالبي که از حضور شما خوانندگان محترم رسا ميگذرد، بخش اول از گفتوگويي است که پيرامون ماهيت فرقه بهاييت که با حجتالاسلام سجادي، كارشناس بهاييت صورت گرفته است.
رسا ـ جناب آقاي سجادي لطفاً تشکيلات بهاييت راتشريح فرماييد؟
اعضاي بهايي که به سن بيست و يک سالگي ميرسند، عهدهدار يک ميثاق هستند و فرم تسجيل ميثاقنامه بهايي با مرکز امري بهاييت است.
ساختار مرکز امري اين گونه است که هر شهري که تعدادي بهايي دارند، داراي يک محفل هستند حالا ممکن است بر اساس جمعيت يک شهر چند محفل هم داشته باشد، اين محافل که در شهرهاي مختلف دائر هستند، در مجموع زير نظر مرکز امري قرار دارند. اين مرکز در محلي مستقر است که بهاييت جمعيت بيشتري دارند. اعضا و به قول خودشان نقطه با يک فرم با محفل در ارتباط هستند و محفل با مرکز امري، مرکز امري با نهادي در سطح کشور به نام محفل ملي، محفل ملي با مراکز مشاورهاي قاره و مراکز مشاورهاي قاره با بيتالعدل اسرائيل در ارتباط هستند.
رسا ـ پس به نظر ميرسد ما با يک تشکيلات روبرو هستيم؟
بله. ما در ابتدا با تشکيلاتي روبرو هستيم که داراي ميثاقنامه است، نه يک جريان آزاد که هيچ برنامههاي نداشته باشد، دوم اين که بهاييت ميگويد ما به همه کتابهاي مقدس همانگونه که هست؛ به انجيل، تورات و قرآن و همچنين به بيان و اقدس ايمان داريم؛ بنابراين کارکردن با اين مجموعه هرچند پر از پارادوکس و تضاد است؛ اما بايد با برنامهريزيهاي مدون باشد.
رسا ـ آيا در حال حاضر بهاييت بدون ولي امر ادامه حيات ميدهد؟
از سال 1336 که شوقي افندي، نوه دختري عباس افندي، مرده است، تشکيلات نه نفري بيتالعدل بدون داشتن ولي امر به کار خود ادامه ميدهد که هم طبق ادله نقلي بهاييت و هم از منظر منطق، حجيت ندارد. وقتي شوقي افندي مرد، چون کسي نبود جايگزين باشد، بيتالعدل تشکيل شد و هر پنج سال يک مرتبه بدون ولي امر با انتخابات برگزار ميشود.
رساـ بهايت براي اين نقيصه چه کرده است؟
بهاييت درصدد ترميم اين شکاف برآمده است؛ چون خيليها در حال جداشدن از اين جريان هستند، به همين دليل است که دست به تأويل ميزنند، بهايي حق ندارد اقدس را تأويل کند؛ اما بيتالدل ميتواند. اين هم يکي از دلايلي است که کار ما را مشکل ميکند؛ چون بهاييت از نظر ماهيت تغيير ميکند و اگر اشکالي وارد شد، بلافاصله دست به ترميم ميزند و جامعه بهاييت هم ميپذيرد.
رسا ـ اين تأويل چگونه صورت ميگيرد؟
البته خدمت شما عرض کنم که همين تأويل کار را مشکل کرده است؛ چرا که شما را به يک موجود نسبي محض تبديل ميکند که درست است جاي مستقري نداريد؛ اما هيچ وقت اشکال به شما وارد نميشود؛ مثلاً شما الان گفتيد تشنه هستم در حاليکه صبح نيت روزه کردهايد؛ اما ميگوييد: من الان گفتم تشنه هستم، تشنگي معنوي است. آيين بهاييت ميگويد اقسان يعني بچهها هستند که بايد ولي امر باشند و منظور از بچهها هم تنها بچههاي مادي نيستند؛ بلکه ممکن است بچههاي معنوي باشند. به همين جهت اشکالي را که ما به آنها وارد ميکنيم که بهاييت ولي امر ندارد را بدين صورت توجيه ميکنند.
رساـ بهاييت در پيادهکردن برنامههاي خود چگونه عمل ميکند؟
مسأله بعدي بحث ولايت امر و چگونگي عملکرد بهاييت است.
که به دست آوردن اين مسأله قدري مشکل است. ما ميدانيم بهاييت اينجا مغازه دارد، با مردم در اتباط نزديک است؛ ولي نميدانيم ارتباط فکري يا خبري بين اين جزء يا عدد و مرکز اسرائيل چگونه برقرار ميشود، چه چيزهايي را رد و بدل ميکنند. به همين سبب وقتي ما ميگوييم بهايي جاسوس است، جامعه بهاييت از يک ساعت بعد روي خط خبر قرار گرفتند و شروع کردند به مسخره کردن.
رسا ـ منظور شما اين است که در برخورد با اين گروه برنامه ريزي نداريم؟
ببينيد ما وقتي ميخواهيم با بهايي حرف بزنيم، اين کتاب بهخصوص را برميداريم و طبق اين سند شروع ميکنيم به حرفزدن، چون چارهاي نداريم؛ در حالي که عملکرد و شيوه عملياتي بهاييت به قدري سامانمند و دقيق است که جاي پايي از خودش باقي نميگذارد.
رسا ـ بهاييت چگونه تشکيلاتي شد؟
سامانه فکري اينها تا زماني که ايران بودند، اينگونه بود که آن صورت دنبال تشکيلات سيستمي نبودند تا اين که بعد از اخراج از ايران و رفتن به عراق و ترکيه و ارتباطي که با روسيه و بعدها انگلستان برقرار کردند به آنها فهمانده شد که شما داراي قدرتي هستيد که از سوي شما احساس خطر ميشود و اين که شما را اخراج کردند به اين معنا است که مي توانيد تأثيرگذار باشيد، اينها به تدريج به اروپا ميروند و با جريان ماسون آشنا ميشوند.
بنابراين اعضاي بهاييت زماني که در فلسطين تبعيد هستند به اين فکر ميافتند که اين جريان را به شکل يک جريان سازمانمند در بياورند؛ بنابراين شوقي افندي بيانگذار ميشود و نه نفر را به عنوان مجمع جهاني يا بينالمللي بهايي انتخاب ميکند.
رسا ـ وظيفه اصلي بهاييت و شيوه برنامهريزي آنها چگونه است؟
کار اينها صيانت از بهاييت و تبليغ امر بها است، چگونه برنامهريزي ميکنند همان کاري که فراماسونري کردند فراماسونري در فرانسه يک شاخه به انگلستان و يک شاخه به اسپانيا و هلند زد و لژها را فعال کردند که هر کدام مسؤوليت ترويج فراماسونري را داشتند، بهاييت به جاي لژ، محفل راهاندازي کرد، اين کار ساختاري بهاييت از سال 1336 است، بعد از آن شوقي افندي را ميکشند و او ديگر فرصت انتخاب جانشين را پيدا نميکند. خانم ماکس ول دست به کار ميشود و با منحلکردن مجمع جهاني بهاييت بيت عدل را در سال 1342 راهاندازي ميکند، نه نفر را به جامعه بهاييت معرفي و با طراحي همايشي در انگلستان کاري ميکنند که بهاييهاي ايران و پاکستان و اين مجموعه به انگلستان بروند، مرحوم امام به اين همايش تاختند که چرا به بهاييت نفري پانصد دلار پول داديد تا اينها در انگلستان عليه شيعه فعاليت کنند. بهاييت سال 1342 اعلام موجوديت رسمي کردهاند.
رسا ـ آيا اعضاي بيتالعدل ايراني هستند؟
اوايل بيشتر ايراني بودند؛ اما در حال حاضر تنها سه نفر ايراني هستند.
رسا ـ در آمريکاي لاتين هم پايگاه دارند؟
بله. آنجا هم پايگاه دارند؛ اما مهمترين پايگاه آنها در شيکاگوي آمريکا است و شخصي به نام فرزانه ارباب آنجا را هدايت ميکند. تعداد زيادي کرسي علمي سياسي و رسانه و ارتباطات دارد و اشخاص بسيار متنفذي از او حمايت ميکنند و انسان خطرناکي است.
رسا ـ در قالب دانشگاه فعاليت دارد؟
بله. اين شخص تاکنون چندين دانشگاه در دنيا طراحي کرده است.
رسا ـ چرا بهاييت تا اين اندازه علاقهمند است خبرساز شود؟
اين يکي از کوچکترين خصوصيات سازمان است. ببيند فرض کنيد دويست نفر دانشآموز در مدرسه حضور دارند که يک نفر آنها بهايي است. اگر شما جرأت داريد يک دانشآموز بهايي را اخراج کنيد؛ حتي اگر مسيحي را اخراج کنيد، اين بازتاب را ندارد.
رسا ـ اين سيستم خبري را چگونه هدايت ميکنند؟
محافل، کميتهبندي شدهاند؛ يعني هر محفل کارکردهاي متعددي دارد، اسم هر کميته هم لجنه است مثلا لجنه نشر امر لجنه تبليغ لجنه مخاصمات ممکن است تا پنجاه لجنه داشته باشند. محفل با توجه به تواناييهاي افراد مسؤوليت لجنهها را تقسيم ميکند و شما موظف ميشويد، گزارش را در محفل ارائه کنيد، همانجا اين مسأله مطرح ميشود که فلان دانشآموز بهايي را از مدرسه اخراج کردهاند، بلافاصله جلسه اضطراري تشکيل ميشود و لجنه پيگيري مشکلات احبا و رسانه دور هم مينشينند و مثلاً پانصد نامه مينويسند از بخشدار و امام جمعه گرفته تا مجامع جهاني، به هرکه که لازم بدانند نامه مينويسند که در ايران حقوق بشر رعايت نميشود، ناگهان يک موضوع کوچک تبديل به يک موضوع بسيار حياتي رسانهاي ميشود.
رسا ـ چه چيزي سبب ميشود بهاييت انگيزه تشکيل چنين ساختاري را داشته باشد؟
آنها افراد را به خوبي تربيت ميکنند شما براي اين که بتوانيد کسي را بهايي کنيد، بايد ذهن او را شستوشو بدهيد؛ حتي دانشآموزهايي ممکن است، صلاحيت دريافت کد شناسايي بهايي را پيدا نکنند. بچهها از دوسالگي زير پوشش برنامههاي تربيت قرار ميگيرد. ما بخش کوچکي از وقتمان را صرف تربيت فرزندانمان ميکنيم و بابت آن پولي پرداخت نميکنيم و معلم براي تربيت فرزندمان استخدام نميکنيم؛ اما در بهاييت اينگونه نيست. بهاييت اروپايي زندگي ميکند و سعي دارد سبک زندگي خود را به موجوديت اروپايي تبديل کند؛ البته اين را هم عرضکنم در جريان ماسون مهمترين مشکل بينالمللي در حال حاضر شيعه است.
رسا ـ پس بهاييت براي مظلومنمايي هم که شده، علاقه دارد از برخي فعاليتهاي اجتماعي محروم باشد؟
بهاييت به پيروان خود ميگويد؛ نميگذارند دبيرستان يا دانشگاه برويد نگذارند خواسته قلبي ما همين است. اصالاً شما پس از اخراج علاقهمند هستيد در کدام دانشگاه درس بخوانيد و در نهايت يک ويزاي بينالمللي به پيروان خود ميدهند که حتي در برخي از کشورها شما را تفتيش هم نکنند، شما با همين ويزا به ژاپن برويد از همانجا ويزاي شما را براي کانادا مهر ميکنند، نيازي هم براي رفتن به سفارت نداريد. بنابراين بهاييت موجودي است که مردم ايرا ن بايد سالها تلاش کند تا به تشکيلات آن پيببرند.
رسا ـ آيا تا حالا فکري هم براي برخورد با اين تشکيلات شده است؟
ما در بهاييت يک محتواي ائيدولوژيک آشفته داريم که بهايي تصور ميکند؛ دين مدرن دور معاصر است، ديني که منطبق با نيازهاي بشر امروزي است اين محتوا بايد در تشکيلات بيايد که بيتالعدل باشد. ما يک ميرزاحسين علي نوري داريم که پيامبر است، کتاب اقدس وحي آسماني است، بعد از آن با عباس افندي، امام اول طرفيم، بعد هم که پسردار نشد، برادر خودش را هم کشت؛ از اينرو براي اين که جريان امر ادامه پيدا کند، بايد فکري ميکردند.
اينها بلافاصله بيت العدل را تشکيل دادند و بعد وظايف بيتالعدل را دستور و چهارچوب مشخص کردند که وظيفه بيتالعدل پاسداري از نصوص بهاييت، صيانت از خود بهاييت و بيش ازده مسؤوليت که تعريف کردند. اين دستورات بيتالعدل به صورت کوچکتر تبيين ميشود، دستورات اين جايگاه، جايگاه شريعت است، اين دستورات به محفل ملي ايران و ساير محافل که حدود دويست محفل ميشود، بخشنامه ميشود. در اين دستورالعمل آمده است که يک بهايي ايراني به مرحلهاي از امر رسيده است که بايد بهاييت خود را اظهار کند معناي اين دستورچيست؟ معناي اين دستور اين است که هر بهايي که تا ديروز بهاييت خود را اظهار نميکرد از امروز به بعد بايد بهاييت خود را در همه اماکن عمومي رسماً اظهار کند.
رسا ـ چرا؟
براي بازخورد اين مسأله در جامعه، حالا که ما ميخواهيم کاري را انجام دهيم، اول بدانيم در جامعه چگونه انعکاس دارد، بعد از آن هم بيانيه 2003 بهايي صادر ميشود که الان وضعيت ايران در شرايطي قرار دارد که زمان آن فرارسيده که شما جريان اپوزوسيون موضعگيري خودتان را اعلام کنيد اينجا دو حالت دارد يا مردم دست به يقه ميشوند و بهايت را خفه ميکنند يا بي تفاوت از اين قضيه رد ميشوند. در هردو صورت اين جريان بهرهبرداري خودش را ميکند.
رسا ـ آيا اين جريان اهداف سياسي را هم دنبال ميکند؟
به ظاهر مداخله در امور سياسي در بهاييت حرام است، عباس افندي ميگويد، اگر ميخواهيد، بهاييبودن انسانها را مقايسه کنيد ببينيد تا چه اندازه از سياست فاصله دارند؛ چون خلوص بهايي بودن يک بهايي در اين است که در مسائل سياسي دخالت نکند؛ اما جريان بهاييت ذاتاً يک جريان سياسي است و نميتوان اين دو را از يکديگر جدا کرد.
رسا ـ نهايت هدفي که بهاييت براي خود تصور کرده است، چه هدفي است؟
بهايي ميگويد؛ من قائم مقام امام زمان هستم و ما بايد به حکومت جهاني برسيم. بهايي ميگويد؛ ما شيعه واقعي هستيم و امام زمان ميآيد تا عدل را در جهان گسترش دهد و در دنياي مدرن ديگر بحث از شمشير و اسب و شتر نيست، دنياي مدرن دنياي طرح و برنامه است، امام زمان در سابق براي اصلاح امر بايد شمشير بر ميداشت و ميجنگيد؛ اما امام زمان دوره مدرن آمده است. بهايي خودش را شيعه در حال تکامل ميداند و هر کس را هم که در اين مسير کشته شود، شهيد ميپندارد تا اين که در نهايت حکومت مطلق بهايي را برعالم حاکم کند.
رسا ـ با تشکر از جنابعالي که در اين گفتوگو شرکت کردهايد.