۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۴:۳۴
کد خبر: ۶۱۷۳۹
مدیر گروه فلسفه و عرفان پژوهشکده مهدویت:

نگاه فلسفی به برخی پژوهش‌های دینی ضروری است

خبرگزاری رسا ـ عضو هیأت علمی پژوهشکده مهدویت گفت: دسترسی به فضای پژوهشی آزاد برای نخبگان فراهم شود.
نگاه فلسفی به برخی پژوهش‌های دینی ضروری است
حجت‌الاسلام بهروز محمدی منفرد، مدیر گروه فلسفه و عرفان پژوهشکده مهدویت مؤسسه آینده روشن، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، به تبیین راهکارهای پژوهش‌های مهدوی پرداخت و گفت: کسانی که در عرصه هنر حضور دارند‌، باید‌ با پشتوانه علمی و پژوهشی در عرصه مهدویت وارد شوند.

نوشتار ذیل حاصل این گفت‌وگو است که تقدیم خوانندگان رسا می‌شود.

رسا ـ‌ حیطه پژوهش‌های شما در عرصه مهدویت چیست؟

اولویت کارهای ما غیر از مباحث علوم عقلی مباحث آینده‌پژوهی هم بر عهده ما است، چشم‌انداز ما آن کارهایی است که در عرصه علوم عقلی نشده است، مسائلی همچون اثبات ولادت امام زمان، طول عمر کارهایی صورت گرفته و کتاب‌هایی در این عرصه نوشته شده

ما نگاه‌های نو و تازه‌ای به اندیشه مهدویت داریم. ما‌ مکاتب فلسفی که در مغرب زمین وجود دارند را شناسایی و بررسی می کنیم مکتبی فکری مثل اگزستانسیالیسم و اومانیسم گاهی هم مثل اندیشه اتوپیا این را با اندیشه مهدویت نقد بکنیم.

یا شخصیتی مانند پوپر که در کتاب جامعه باز ودشمنان آن آرمان‌شهر را نقد می‌کند آرمانشهر افلاطون و مارکسیسم و غیره را؛ اما می‌گوید آرمان‌شهر من همین مغرب زمین است و معتقد است آن آرمان‌شهری که بسیاری از اندیشمندان دنبال آن بودن دنیای غرب است و مدینه فاضله را مغرب زمین می‌داند

یکی از ایده‌های ما نقد این‌گونه ایده‌ها ست که برای این کار باید مکاتب آنان را با نگاه عقلی نقد بکنیم و نقص‌های آنان را بازگو کنیم و در مرحله بعد برتری اندیشه مهدویت را بر مکاتب دیگر بازگو کنیم

اگر مکاتب مهدویت را اثباتاً بازگو کنیم مکاتب دیگر نیز نفی می‌شوند باید با نگاه فلسفی و یا کلامی بحث منجی‌گرایی را ثابت کنیم و با ارائه دکترین و نظریه پردازی اصل منجی‌گرایی را و ضرورت وجود منجی رااثبات کنیم.

رسا ـ بحث پژوهش درباره مهدویت چقدر اهمیت دارد؟

تفکر صیهونیسم مسیحی که یک تفکر منجی‌گرایانه است طبق آمار سال‌های گذشته بیش از هشتاد هزار کشیش مسیحی و بیش از چهارصد مجله و روزنامه و دویست شبکه تلویزیونی و ماهواره‌ای در ترویج صیهمونسیم مسیحی تلاش می‌کنند. حجم انبوهی از رسانه‌ها را در آمریکا به مسأله منجی‌گرایی اختصاص دادند که حدود شصت میلیون صیهونیست مسیحی را داراست

این‌ها برای ترویج افکار خود بسیاری از فیلم‌های هالیوودی را به خود اختصاص دادند و با فیلم‌هایی همچون ارباب حلقه‌ها، مردعنکبوتی و یا کارتون فرار مرغ‌ها اندیشه‌های منجی‌گرایی را با هنرمندی تمام به بیننده القا می کنند که خود‌به‌خود آموزه‌های خود را به مرور زمان در ذهن و رفتار مخاطب ثابت می‌کنند.

با این حال پژوهش مهدوی باید با نگاه تقابل صورت گیرد؛ چون آنها بدون پشتوانه فلسفی و پژوهشی هرگز ‌‌فیلم منجی‌گرایانه‌ای ‌همچون ارباب حلقه‌ها‌ را نمی‌سارند. ما معتقدیم پژوهشی بایسته است که بتواند با مکاتب دیگر و آثار آنها تقابل بکند..

در مرتبه اول اصل امامت برای ما مهم است چون مباحث مهدویت دنباله امامت است، یکی از مشکلاتی که در حوزه علمیه وجود دارد این است که ما مباحث ولایت فقیه را در عرصه فقه بررسی می‌کنیم و بر این باوریم که فقه جواهری قائل به مسأله ولایت فقیه است درحالی که مسأله ولایت فقیه در ادامه مبحث مهدویت است و مهدویت نیز در ادامه موضوع امامت است در واقع مسأله ولایت فقیه افزون بر این‌که یک مسأله فقهی است، یک مسأله کلامی و عقلی است

اندیشه مهدویت مبحث گسترده‌ای است که مسأله امامت، ولایت فقیه و حکومت‌داری در آن گنجانده شد و این نشان از اهمیت مهدویت‌گرایی است؛ از این رو ضرورت پژوهش فراگیر نیز مشخص می‌شود. شناخت امام، تقابل با اندیشه‌های غرب است.

رسا ـ اندیشه غرب با ساخت فیلم‌های منجی‌گرایانه سعی می‌کند پرچم منجی‌گرایی را در دنیا به دست بگیرد. آیا این اندیشه مهدویت توانسته در سینمای ما نیز حضور بیابد؟

متأسفانه کارهای ضعیفی در سینمای ایران صورت گرفت، در برخی موارد نیز فیلم‌هایی که ساخته شد ترویج آسیب‌های مهدویت در آن مشاهده می‌شود.

به نظر من کسانی که در عرصه هنر حضور دارند‌، باید‌ با پشتوانه علمی و پژوهشی در عرصه مهدویت وارد شوند تا‌ آسیب‌هایی همچون ملاقات‌گرایی و درویش مسلکی در محصولات هنری دیده نشود. فیلم‌های مثل به سوی ظهورهای گذشته نیز به دلیل نبود توانایی علمی ضعیف ظاهر شده اند.

ما برای ترویج تفکر مهدویت باید از عرصه هنر بیش از پیش بهره گیریم و در این زمینه باید بسیار کار شود. در تفکری به نام اگزستانسیالیسم این تفکر کتاب‌هایی را چون سارتر و نیچه را در بر  می‌گیرد، وجود دارد که معتقد هستند اگر ما بخواهیم تفکر خود را ترویج دهیم باید از راه هنر وارد شویم و اعتقادات خود را از طریق رمان، نمایش‌نامه و تأتر و غیره به جامعه ارائه دادند و فردی مثل سارتر قبل از این که ایده اگزستانسیالیسم‌ داشته باشد، رمان نویس بوده است، وی ایده هایش را در قالب رمان مطرح می‌کرد، بدین ترتیب هنر را در خدمت تفکرات خود در آورد.

تفکر ‌اگزستانسیالیسم‌ این بود که عقل‌گرایی محض را نفی کردند و امانیست ها و تفکرات عقلی  تا کنون راه غلطی را پیموده است و ما باید  راه احساس و هنر را در پیش بگیرم و اگر از راه هنر وارد شویم موفق‌تر می‌شویم. بنابراین در زمینه مهدویت کاری هنری صورت نگرفته است تا از موفقیت آن سخن بگوییم.
 
رسا ـ آیا این نبود موفقیت در عرصه هنر مهدویت به پژوهشگران دینی بر نمی‌گردد؟ شاید این آسیب از نبود یک‌ بانک علمی و پژوهشی جامع باشد.

این اشکال بر پژوهشگران دینی است که پژوهش را در عرصه های سینما و تأتر خالی کردند و در نتیجه کسانی که در این زمینه اطلاعی ندارند به این عرصه وارد شدند و وقتی علمای دینی عرصه را خالی کنند یقیینا جای خالی آنها توسط کسانی دیگر پر می شود.

ما اگر به غربی ها بنگریم آنها حتی در مورد فیلسوف‌های خود به زبان کودکانه کتاب هایی را چاپ کردند تا حرف‌های خود را به کودکان بزنند، آنان فروید و دکارت را به کودکان می‌شناسانند در حالی که این افراد در مقابل سخنان امامان معصوم حرفی برای گفتن ندارند‌.

وقتی ما به فلسفه غرب نگاه می‌کنیم مثلاً در مورد قضیه  شرطیه پاسکال، پاسکال در این رابطه نظری می دهد  که همین نظر را  امام صادق و امام علی ـ علیهما السلام ـ در هزار چهارصد سال پیش گفته اند در حالی که در مورد نظریه پاسکال چندین کتاب نوشته اند ولی ما در مورد سخنان امامان خود اطلاع رسانی نکردیم و در این زمینه بسیار کم کار شده است.

 ما این همه منبع از امام زمان(عج) داریم، در عرصه مهدویت‌‌ حرف‌های بسیاری برای گفتن داریم؛ ولی نتوانسیتم این گفتن‌ها را قالب‌بندی کنیم و به کودکان، نوجوانان و جوانان ارائه دهیم و از آن فیلم‌نامه‌های قوی بسازیم‌.
 
رسا ـ آیا حسی‌گرایی و عاطفه‌گرایی می‌تواند یکی از آسیب های مهدویت باشد و آیا حسی‌گرایی افراطی، عقلی‌گرایی را تهدید می‌کند؟
 
مهدویت افزون بر این‌که عقل‌گرایی را در خود دارد آن عاطفه و احساسات پاک را نیاز دارد و ما باید از این احساسات استفاده کنیم و برای آن باید یک پشتوانه عقلی بسازیم؛ البته احساسات صرف، نفی عقل‌گرایی می‌کند، ولی می‌توان از طریق آیات و روایات برای احساسات یک حامی عقلی و پژوهشی درست آماده کنیم.
 
رسا ـ جایگاه پژوهش در ایجاد زمینه ظهور چیست؟
 
زمینه سازی ظهور یعنی بستر را فراهم ساختن. حال این بستر از جهات مختلف تأثیر می گذارد که گاهی باید آمادگی فرهنگی و گاهی باید آمادگی فکری باشد و وقتی می گوییم آمادگی جهانی برای ظهور نیست این آمادگی معانی مختلفی دارد که یکی ازآنها به آمادگی فکر ی بر می گردد پس اگر در این زمینه پژوهش های عمیقی صورت گیرد و مردم اهل مطالعه باشند و با این اندیشه آشنا شوند یقیینا بستر برای ظهور آماده می شود.
 
رسا ـ پژوهش های شما در مبحث عرفان عملی آیا به مرحله کاربردی رسیده است؟
 
من باید اعتراف کنم در زمینه عرفان تا کنون کار عمیقی انجام نداده‌ایم؛ ولی یک سری مقالات و آثاری است که به نظر من می‌توانیم آنها را در زمینه عرفان و فلسفه کاربردی کنیم مثلا آن نگاه‌های عرفانی که محی‌الدین عربی به مسأله ولایت دارد ما آن ولایت‌مداری را به زبان ساده و از دید عرفانی می‌توانیم در جامعه کاربردی کنیم؛ چون عرفان بیشتر با حس سر و ‌کار دارد؛ پس می‌تواند اثر بیشتر در مردم داشته باشد.
 
رسا ـ آیا پژوهش بنیادین می‌تواند در افراط و تفریط‌هایی که در زمینه مهدویت‌گرایی ایجاد شده اثر داشته‌ باشد؟
 
در این شکی نیست و اگر نگاه کنیم عمده آسیب‌هایی که در عرصه مهدویت که دامن‌گیر جوانان و نوجوانان شده است همچون خرافه گرایی بسیار ‌ است. بیشتر افراد کم سواد و نا‌آگاه به این مسائل می‌پردازد و فرد با سواد به راحتی در این دام‌ها نمی‌افتد؛ بنابر این پژوهش‌های بنیادین باید صورت گیرد، البته نباید در گوشه‌ای خاک بخورد؛ بلکه باید عرصه پژوهش را تقسیم بندی کنیم و آن را بعد از سطح نخبگان رقیق‌تر کنیم واز سوی روزنامه‌ها و مجله‌ها در اختیار معلمان قرار دهیم تا در مدارس به دانش‌آموزان و سپس از سوی آنها به خانواده‌ها برسانیم که اثر آن بیشتر خواهد بود و جامعه ازآسیب‌های مهدویت‌ به‌خصوص ملاقات‌گرایی به دور می‌ماند.
 
رسا ـ چگونه باید مردم را به اصل ظهور متوجه کرد و چه می‌شود که حواشی ظهور مانند ملاقات‌گرایی  بیشتر از اصل ظهور برای مردم مهم می‌شود؟
 
نا‌آگاهی مهم‌ترین آسیب در این زمینه است  و نبود شناخت نسبت به مهدویت و اصل ظهور سبب پرداختن مردم به حواشی ظهور شده است.

متأسفانه باید بگویم که رسانه و مبلغان دینی در این زمینه خوب ظاهر نشده‌اند؛ حتی تلویزیون در روز جمعه از یک ساعت مرده در مورد ظهور آن هم نه در مورد اصل غیبت و ظهور بلکه در مورد اذکاری سخن می‌گوید که بیشتر ملاقات با امام زمان(عج) را یادآوری می‌کند، حال آنکه باید به مسأله زمینه‌سازی ظهور و انتظار صحیح و ادای تکلیف منتظر پرداخته شود، به نظر من غیر از پژوهش‌های عمیق باید به شیعه بشناسانیم که وظیفه دارد منتظر بماند؛ یعنی باید تکالیف خود را انجام دهد تا آرام آرام زمینه را برای ظهور منجی آماده کند، این آمادگی به آمادگی فکری بر می‌گردد نه این که تلاش کند تا امام زمان(عج) را ببیند و کتاب‌های آن چنانی در مورد ملاقات مانند کتاب های ابطحی نوشته شود. ما باید پژوهش‌هایی را انجام دهیم که دیدن امام زمان(عج) را نوعی کرامت به حساب نیاوریم.
 
رسا ـ مراحل یک پژوهش صحیح از دیدگاه شما چه چیزهایی است؟
 
ما در پژوهش سعی می‌کنیم یک کار مهدوی، نو و تازه‌‌ و دارای طراوات باشد، در این زمینه آنچه که برای ما مهم است این است که بیشتر در عرصه‌هایی قدم ‌گذاریم که مورد نیاز جامعه باشد و مشکلی را حل کند. برای ما مسأله محوری بسیار مهم است که منجر به حل مشکلی شود و در این زمینه آنچه که برای من مهم است، استفاده از منابع دسته اول در پژوهش است.

ما افزون بر بحث مسأله محوری، باید استانداردهای پژوهشی‌مان را با استانداردهای جهانی همسان کنیم؛ یعنی صرفاً این که چیزی بنویسیم خالی از فایده است؛ بلکه نوشته و پژوهش باید دارای تحلیل و نوآوری باشد همچنان‌ که‌غربی‌های این کار را کردند.

مشکل دیگری که در پژوهش کشور ما است، این است که تعصب نسبت ‌به نوشته‌های گذشتگان است و این که آن را وحی منزل می دانیم؛ بلکه باید آن نظریات را بررسی کرده، نظر و رأی خود را بگوییم و تحلیل خود را ارائه دهیم که البته سخنان معصومین(ع) نباید کنار گذاشته شود.

پس یکی مسأله محوری و دیگری همسان شدن با استانداردهای جهانی است و بحث دیگری که باید به آن توجه شود آن است که زمانی بود که تحقیقی ارزنده محسوب می‌شد که منابع آن دست اول بود و از منابع بیشتری استفاده می‌شد؛ ولی در حال حاضر پژوهشی که از منابع کمتری استفاده کرده و در عین حال از تحلیل و نوآوری خود بیان کرده ‌ارزشمندتر به حساب می‌آید.

در این میان یکی از آسیب های پژوهش آن است که فرد از منابع بسیاری استفاده می‌کند؛ ولی نتیجه و تحلیل و نو‌آوری خوبی از آن ندارد‌ و بیشتر گفتن منابع و نقل قول است و تنها قالب‌های گفتن را تغییر می‌دهد در حالی که ‌تحلیلی از گفته‌های گذشتگان نداریم؛ چون به گفتن آنها بسنده کرده‌ایم، برای نمونه می‌بینیم علامه طباطبایی(ره) داری چندین کتاب است که دارای تحلیل‌های بدیع و نو‌آوری فوق العاده است.
 
رسا ـ ویژگی‌های یک پژوهشگر دینی چیست‌؟

 
من خود معتقد هستم پژوهشگر حداقل در علوم عقلی باید در پژوهش، خود را فراتر حتی فراتر از شیعه بنگرد، در کلاس‌های فلسفه در بحث خداشناسی به ما گفته می‌شد که خود را خدا باور ندانید تا بهتر به  مسأله بپردازید؛ ‌چون فلسفه کارش همین است و فرق یک کلامی با فیلسوف در این است که اگر کلامی در مورد یک موضوع می‌خواهد بحث کند از ابتدا موضع می‌گیرد و معلوم است که چه می‌خواهد بگوید و این یک پژوهش کلامی است که شمشیر را از رو بسته و می‌خواهد، سخن بگوید که این نوع پژوهش در حال حاضر جوابگو نیست و خواننده سراغ آن پژوهش نمی رود؛ اما در دیدگاه فلسفی دیگر شمشیر از رو بسته نمی‌شود از همان اول فرد محقق، خود را نه شیعه می‌داند و نه هیچ چیز دیگر و تنها او هست و روایت های که به د‌ست او رسیده است‌.

بنابراین اگر ما می خواهیم در عرصه پژوهش حداقل در علوم عقلی‌ موفق‌تر شویم باید با نگاه فلسفی به پژوهش وارد شویم نه با نگاه کلامی؛ چون کتاب‌های‌ کلامی مانند کشف المراد تنها قانع کننده است و بیشتر برای عوام استفاده می‌شود و کتاب‌های فلسفی برهان به فرد می‌دهد و به تدریج در فکر و ذهن افراد رسوخ می‌کند و محکم‌تر و ماندگارتر می‌شود که غربی‌ها به شدت ‌در علوم عقلی و در عرصه‌ها ی پژوهشی موفق‌تر بوده‌اند و نشانه موفقیت آنها در این زمینه، این است که ما کتابی در این زمینه از شرق نداریم تا برای آنها ترجمه شود؛ ولی کتاب‌های آنها در حال ترجمه برای استفاده ما است و این جای تأسف دارد.
 
رسا ـ چرا در این زمینه سرمایه‌گذاری نمی‌شود؟

 
بر خلاف ما غربی‌ها به دنبال نخبه‌شناسی هستند، حتی یکی از دوستان نزدیکم‌ مقاله‌ای نوشت و چکیده آن به انگلیسی ترجمه شده که پس از آن با ایشان تماس گرفته شد که از ایشان به عنوان استاد در آن درس دعوت شد و ما می‌بینیم که این نخبه‌ها به راحتی به دلیل نبود سرمایه‌گذاری‌ از دست رفتند و ما طلابی داریم که نخبه هستند؛ اما به دلیل نبود حمایت‌های مالی، حیطه علمی را رها کردند و به جاهای دیگر رفتند.

وقتی در ایران فردی نفر اول و دوم کنکور می‌شود کشورهای غربی دعوت می‌کنند و بورسیه می‌گیرند؛ اما در داخل کشور چنین حمایتی دیده نمی‌شود و این نبود حمایت در نخبه‌های علوم انسانی بیشتر به چشم ‌می‌خورد و فرد نه پشتوانه مالی‌ و نه پشتوانه معنوی دارد.

متأسفانه یک بروکراسی در مجامع علمی ما است که چند نفر افراد غیر توانمند در فلان مرکز یک تیمی را تشکیل دادند که محیط علمی را احاطه کردند که اعتباری برای نخبگان قائل نمی‌شوند.
 
رسا ـ درمان این بیماری در مجامع علمی در چیست؟
 
به نظر من باید مجمع فراتری فراهم شود که فراتر از آن مراکز باشد که آن از نخبه های علمی حمایت کند؛ مثلا من اگر بخواهم به فلان مرکز‌ بروم ‌و اگر بخواهم یک کار پژوهشی عمیقی کنم، باید با ذائقه  افراد آن مؤسسه سازگار شوم  تا کارم را ارائه دهم در نتیجه ‌در چنین فضایی فرد نمی تواند مطرح شود؛ زیرا دست و اندیشه او به گونه‌ای بسته است؛ بنابراین باید‌ مرکز فراتری ایجاد شود که این نوع نگرش در آن حاکم نباشد و برای پژوهنده و محقق اعتبار قائل شوند. ‌‌برای درمان این بیماری باید فرا گروهی و فراجناحی عمل شود تا برای همه نخبگان امکان دسترسی آسان به این مرکز به وجود آید و به صورت یکسان حمایت شوند.
 
رسا ـ امکانات پژوهشی در استان قم در چه حدی است و آیا کتابخانه‌های‌ قم‌ در حد بین المللی است؟

 
رساله‌ای نوشتم که نزدیک به دفاع‌کردن آن هستم؛ ‌ولی من برای استفاده کتابی با فرستادن چند نامه به چند آیت الله توانستم کتاب مورد نظر را به دست آورم، متأسفانه باید بگویم که کتابخانه‌های ما هم دچار همان بیماری شده‌اند که در بالا صحبت کردم و بروکراسی در کتابخانه‌ها هم رسوخ کرده است.

من به عنوان یک پژوهشگر، امکانات بسیار کمی را احساس می‌کنم و در واقع پژوهشگران ما در فقر کتاب و فرهنگ هستند که این آفت بزرگی برای حوزه پژوهش ما است‌.

من یک ژاپنی دیدم که برای اتمام تحقیقاتش به ایران آمده بود واین نشانه اهمیت‌دادن کشورها توسعه یافته به بحث پژوهش است و امکانات گسترده‌ای که در اختیار آنها قرار می‌دهند، بسیار چشمگیر است.
 
رسا ـ با تشکر از این‌ که وقت گران‌قدر خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید. 
 
ارسال نظرات