به پیشواز رمضان
مسجد در کلام استاد شهید آیت الله مطهری
مجتبی صداقت

عظمت مسجد:
مسجد، به جای نیایش و عبادت گفته می شود. مسجد از اماکن مقدس مسلمانان است که دارای حرمت بسیار است. استاد شهید در این رابطه می نویسد:
« ما می دانیم که به طور کلی در دین مقدس اسلام، تعظیم و احترام مسجد بر همه واجب است و بی احترامی به مسجد، حرام است. تنجیس مسجد حرام است و اگر مسجدی تنجیس شود واجب کفایی است بر همه کسان دیگر که زود آنجا را تطهیر کنند.»[1]
احترام به مسجد و کعبه و مسأله توحید:
احترام مسجد بالذات نیست؛ بلکه احترامش را بالعرض بدست آورده است. استاد در این باره می نویسد:
« اگر کسی به ما بگوید این بر خلاف اصل توحید است. مسجد گِل است و خاک و آجر و سنگ، خود کعبه هم همین طور، چهار تا سنگ روی همدیگر گذاشته اند و چیز دیگری نیست؛ مگر سنگ هم می تواند احترام داشته باشد که بشر به سنگ احترام بگذارد؟
می گوییم: نه! سنگ هرگز احترام ندارد. خدا و عبادت خدا احترام دارد. معبد از آن جهت که معبد است احترام دارد. معبود به ما اجازه داده که معبد را احترام کنیم. احترام معبد به اجازه معبود است. نه تنها شرک نیست، بلکه عین توحید است... خانه گلی که احترام دارد به اعتبار عابد هایش است. کعبه، احترام خودش را از ابراهیم و اسماعیل و بعد انبیاء و دیگران دارد. احترامشان را از این دارد که "اول بیت وضع للناس" اول معبد جهان است؛ چون اول معبد و اول نقطه ای است که برای عبادت و پرستشِ خدا تأسیس و ایجاد شده، احترامش را از عبادت دارد؛ پس کعبه هم احترام خودش را از عابد و عبادت دارد.» [2]
مسجد، تلفیقی از هنر و دین:
به خاطر جایگاه رفیع مسجد در اسلام، مسلمانان به آن توجهات زیادی داشتند. از جمله کارهایی که نسبت به مسجد انجام شده است خلق شاهکارهای هنری در آن است. با نگاهی به مساجد ایران این هنرورزی به خوبی مشاهده می شود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:
«شاهکارهای صنعتی ایران در دوره اسلامی اعم از معماری ها، نقاشی ها، خوشنویسی ها، تذهیب کاری ها، خاتم کاری ها، کاشی کاری ها و معرق سازی ها و غیره، بیشتر در زمینه های دینی ـ اسلامی بوده است. آنچه بر همه واضح است این است که شاهکارهای فوق، همه در مساجد و همه و مشاهد و مدارس و قرآن ها و کتب ادعیه تجلی کرده است. معمارها، هنر خود را در مساجد و مشاهد و مدارس اسلامی بروز داده اند. همچنین کاشی کاری ها، خاتم کاری ها و کتیبه نویس ها.»[3]
«شما اگر مسجد شاه اصفهان بروید و اگر گنبد مسجد شیخ لطف الله را ببینید، می بینید که از جاهایی است که علم و هنر و صنعت به کمک دین آمده است؛ یعنی احساسات دینی از یک طرف و ذوق هنری از یک طرف دیگر دست به دست هم داده اند و یک شعر مذهبی در لباس هنر و صنعت به جلوه در آمده است.»[4]
مسجد مدینه:
اولین مسجد در اسلام در مدینه بنا شد؛ مسجدی که فقط محل عبادت نبود. شهید مطهری درباره وضعیت مسجد مدینه چنین می نگارد:
«مسجد مدینه در صدر اسلام تنها برای ادای فریضه نماز نبود؛ بلکه مرکز جنب و جوش و فعالیت های دینی و اجتماعی مسلمانان، همان مسجد بود. هر وقت لازم می شد اجتماعی صورت بگیرد، مردم را به حضور در مسجد دعوت می کردند و مردم از هر خبر لازمی، در آنجا آگاه می شدند و هر تصمیم جدیدی گرفته می شد در آنجا به مردم اعلام می شد. مسلمانان تا در مکه بودند از هر گونه آزادی و فعالیت اجتماعی، محروم بودند؛ نه می توانستند اعمال فرائض مذهبی خود را آزادانه انجام دهند و نه می توانستند تعلیمات دینی خود را آزادانه فرا گیرند... . اولین کاری که رسول اکرم بعد از مهاجرت به این شهر کرد این بود که زمینی را در نظر گرفت و با کمک یاران و اصحاب این مسجد را در آنجا ساخت.»[5]
مسجد و روحانیت:
روحانیت، در شیعه مسئولیت امور دینی را بر عهده دارد و بهترین پایگاه او می تواند مسجد باشد. چنانچه استاد شهید بر آن تأکید دارد که: «مسجد از جمله بهترین پایگاه های روحانیت به حساب می آید.»[6]
نقش مسجد در قبل و بعد از انقلاب :
قطعاً یکی از مراکز پدید آمدن انقلاب اسلامی، مساجد می باشد؛ همانطور که شهید مطهری یکی از پایگاه های فعالیت دینی و انقلابی خود را مسجد قرار داد. مساجد قبل از انقلاب رونق بسیاری داشت؛ اما پس از انقلاب چطور؟ استاد با نگاهی به مساجد قبل و بعد انقلاب چنین بیان می دارد:
«نگاهی به وضع مساجد نشان می دهد که بعد از انقلاب، اغلب مساجد خلوت شده است. یکی دلیل این امر این است که تا قبل از پیروزی انقلاب، مساجد به بهترین نحو، نقش انقلابی خود را انجام می دادند. در آنها همان مسائلی مطرح می شد که مردم خواستارش بودند؛ اما بعد از پیروزی انقلاب، مساجد خود را با این تغییرها هماهنگ نکردند. اکنون احیای مسجد، بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.» [7]
مسجد و رادیو و تلویزیون و نهادهای دیگر:
از برکت های انقلاب اسلامی این بود که رادیو و تلویزیون و گروه های سیاسی در کنار مسجد به وظیفه مذهبی و سیاسی پرداختند. دغدغه شهید مطهری این بود که مبادا این نهادها، جای مساجد را بگیرند. استاد، این مسأله را چنین بازگو می کند و راه حل ارائه می نماید:
«لازم است در کنار مسجد، رادیو و تلویزیون، هم برنامه های مذهبی داشته باشند. حزب اسلامی و کانون های تعلیمات سیاسی و مذهبی هم باید به وجود بیایند. مردم از طریق این کانون ها، می باید تعلیمات و آموزش های سیاسی ببینند؛ اما اگر همه این نهادها، جای مسجد را بگیرند، آن وقت، فاجعه به وجود می آید. راه جلوگیری از این فاجعه، تعطیل این نهادها نیست؛ بلکه این مساجدند که باید در وضع خود، تجدید نظر کنند و در این میان سهم عمده و نقش اصلی، به دوش روحانیت است.» [8]
مسجد، پشتوانه قانون و اخلاق
استاد بر این نکته اصرار دارند که قانون و اخلاق که دو نیاز جامعه مدنی است بر پایه ایمان می چرخد و نماز، مذکّر ایمان است؛ بنابراین مساجد در اجتماع و امنیت اجتماعی تأثیر بسزایی دارد. شهید مطهری در این رابطه در یادداشت های خود می نویسد:
«اجتماع و زندگی مدنی به دو چیز، احتیاج مبرم دارد. هیچ مفکّری در دنیا پیدا نشده که منکر یکی از این دو چیز بشود: قانون و اخلاق .
پشتوانه این دو، ایمان است. اگر ایمان نباشد وضع مقررات به نام قانون، و پند و اندرز به نام اخلاق، بی فایده و بی ثمر و لا اقل بسیار کم ثمر و اثر خواهد بود.
علیهذا نماز که مذکّر ایمان است پشتوانه عدالت اجتماعی و اصل مساوات و رعایت حقوق اجتماعی است. مسجد از اجتماع و امنیت اجتماعی جدا نیست. مسجد پشتوانه قانون عادلانه است. مسجد پشتوانه پند و اندرزهای اخلاقی است. در قدیم امر به معروف و نهی از منکر را که شامل تمام کارهای شهرداری و قسمتی از کارهای شهربانی امروز بود «احتساب» می گفتند. با کلمه «محتسب» در اشعار شعرا زیاد آشنایی داریم:
محتسب خُم شکست و من سر او
مسجد، به جای نیایش و عبادت گفته می شود. مسجد از اماکن مقدس مسلمانان است که دارای حرمت بسیار است. استاد شهید در این رابطه می نویسد:
« ما می دانیم که به طور کلی در دین مقدس اسلام، تعظیم و احترام مسجد بر همه واجب است و بی احترامی به مسجد، حرام است. تنجیس مسجد حرام است و اگر مسجدی تنجیس شود واجب کفایی است بر همه کسان دیگر که زود آنجا را تطهیر کنند.»[1]
احترام به مسجد و کعبه و مسأله توحید:
احترام مسجد بالذات نیست؛ بلکه احترامش را بالعرض بدست آورده است. استاد در این باره می نویسد:
« اگر کسی به ما بگوید این بر خلاف اصل توحید است. مسجد گِل است و خاک و آجر و سنگ، خود کعبه هم همین طور، چهار تا سنگ روی همدیگر گذاشته اند و چیز دیگری نیست؛ مگر سنگ هم می تواند احترام داشته باشد که بشر به سنگ احترام بگذارد؟
می گوییم: نه! سنگ هرگز احترام ندارد. خدا و عبادت خدا احترام دارد. معبد از آن جهت که معبد است احترام دارد. معبود به ما اجازه داده که معبد را احترام کنیم. احترام معبد به اجازه معبود است. نه تنها شرک نیست، بلکه عین توحید است... خانه گلی که احترام دارد به اعتبار عابد هایش است. کعبه، احترام خودش را از ابراهیم و اسماعیل و بعد انبیاء و دیگران دارد. احترامشان را از این دارد که "اول بیت وضع للناس" اول معبد جهان است؛ چون اول معبد و اول نقطه ای است که برای عبادت و پرستشِ خدا تأسیس و ایجاد شده، احترامش را از عبادت دارد؛ پس کعبه هم احترام خودش را از عابد و عبادت دارد.» [2]
مسجد، تلفیقی از هنر و دین:
به خاطر جایگاه رفیع مسجد در اسلام، مسلمانان به آن توجهات زیادی داشتند. از جمله کارهایی که نسبت به مسجد انجام شده است خلق شاهکارهای هنری در آن است. با نگاهی به مساجد ایران این هنرورزی به خوبی مشاهده می شود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:
«شاهکارهای صنعتی ایران در دوره اسلامی اعم از معماری ها، نقاشی ها، خوشنویسی ها، تذهیب کاری ها، خاتم کاری ها، کاشی کاری ها و معرق سازی ها و غیره، بیشتر در زمینه های دینی ـ اسلامی بوده است. آنچه بر همه واضح است این است که شاهکارهای فوق، همه در مساجد و همه و مشاهد و مدارس و قرآن ها و کتب ادعیه تجلی کرده است. معمارها، هنر خود را در مساجد و مشاهد و مدارس اسلامی بروز داده اند. همچنین کاشی کاری ها، خاتم کاری ها و کتیبه نویس ها.»[3]
«شما اگر مسجد شاه اصفهان بروید و اگر گنبد مسجد شیخ لطف الله را ببینید، می بینید که از جاهایی است که علم و هنر و صنعت به کمک دین آمده است؛ یعنی احساسات دینی از یک طرف و ذوق هنری از یک طرف دیگر دست به دست هم داده اند و یک شعر مذهبی در لباس هنر و صنعت به جلوه در آمده است.»[4]
مسجد مدینه:
اولین مسجد در اسلام در مدینه بنا شد؛ مسجدی که فقط محل عبادت نبود. شهید مطهری درباره وضعیت مسجد مدینه چنین می نگارد:
«مسجد مدینه در صدر اسلام تنها برای ادای فریضه نماز نبود؛ بلکه مرکز جنب و جوش و فعالیت های دینی و اجتماعی مسلمانان، همان مسجد بود. هر وقت لازم می شد اجتماعی صورت بگیرد، مردم را به حضور در مسجد دعوت می کردند و مردم از هر خبر لازمی، در آنجا آگاه می شدند و هر تصمیم جدیدی گرفته می شد در آنجا به مردم اعلام می شد. مسلمانان تا در مکه بودند از هر گونه آزادی و فعالیت اجتماعی، محروم بودند؛ نه می توانستند اعمال فرائض مذهبی خود را آزادانه انجام دهند و نه می توانستند تعلیمات دینی خود را آزادانه فرا گیرند... . اولین کاری که رسول اکرم بعد از مهاجرت به این شهر کرد این بود که زمینی را در نظر گرفت و با کمک یاران و اصحاب این مسجد را در آنجا ساخت.»[5]
مسجد و روحانیت:
روحانیت، در شیعه مسئولیت امور دینی را بر عهده دارد و بهترین پایگاه او می تواند مسجد باشد. چنانچه استاد شهید بر آن تأکید دارد که: «مسجد از جمله بهترین پایگاه های روحانیت به حساب می آید.»[6]
نقش مسجد در قبل و بعد از انقلاب :
قطعاً یکی از مراکز پدید آمدن انقلاب اسلامی، مساجد می باشد؛ همانطور که شهید مطهری یکی از پایگاه های فعالیت دینی و انقلابی خود را مسجد قرار داد. مساجد قبل از انقلاب رونق بسیاری داشت؛ اما پس از انقلاب چطور؟ استاد با نگاهی به مساجد قبل و بعد انقلاب چنین بیان می دارد:
«نگاهی به وضع مساجد نشان می دهد که بعد از انقلاب، اغلب مساجد خلوت شده است. یکی دلیل این امر این است که تا قبل از پیروزی انقلاب، مساجد به بهترین نحو، نقش انقلابی خود را انجام می دادند. در آنها همان مسائلی مطرح می شد که مردم خواستارش بودند؛ اما بعد از پیروزی انقلاب، مساجد خود را با این تغییرها هماهنگ نکردند. اکنون احیای مسجد، بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.» [7]
مسجد و رادیو و تلویزیون و نهادهای دیگر:
از برکت های انقلاب اسلامی این بود که رادیو و تلویزیون و گروه های سیاسی در کنار مسجد به وظیفه مذهبی و سیاسی پرداختند. دغدغه شهید مطهری این بود که مبادا این نهادها، جای مساجد را بگیرند. استاد، این مسأله را چنین بازگو می کند و راه حل ارائه می نماید:
«لازم است در کنار مسجد، رادیو و تلویزیون، هم برنامه های مذهبی داشته باشند. حزب اسلامی و کانون های تعلیمات سیاسی و مذهبی هم باید به وجود بیایند. مردم از طریق این کانون ها، می باید تعلیمات و آموزش های سیاسی ببینند؛ اما اگر همه این نهادها، جای مسجد را بگیرند، آن وقت، فاجعه به وجود می آید. راه جلوگیری از این فاجعه، تعطیل این نهادها نیست؛ بلکه این مساجدند که باید در وضع خود، تجدید نظر کنند و در این میان سهم عمده و نقش اصلی، به دوش روحانیت است.» [8]
مسجد، پشتوانه قانون و اخلاق
استاد بر این نکته اصرار دارند که قانون و اخلاق که دو نیاز جامعه مدنی است بر پایه ایمان می چرخد و نماز، مذکّر ایمان است؛ بنابراین مساجد در اجتماع و امنیت اجتماعی تأثیر بسزایی دارد. شهید مطهری در این رابطه در یادداشت های خود می نویسد:
«اجتماع و زندگی مدنی به دو چیز، احتیاج مبرم دارد. هیچ مفکّری در دنیا پیدا نشده که منکر یکی از این دو چیز بشود: قانون و اخلاق .
پشتوانه این دو، ایمان است. اگر ایمان نباشد وضع مقررات به نام قانون، و پند و اندرز به نام اخلاق، بی فایده و بی ثمر و لا اقل بسیار کم ثمر و اثر خواهد بود.
علیهذا نماز که مذکّر ایمان است پشتوانه عدالت اجتماعی و اصل مساوات و رعایت حقوق اجتماعی است. مسجد از اجتماع و امنیت اجتماعی جدا نیست. مسجد پشتوانه قانون عادلانه است. مسجد پشتوانه پند و اندرزهای اخلاقی است. در قدیم امر به معروف و نهی از منکر را که شامل تمام کارهای شهرداری و قسمتی از کارهای شهربانی امروز بود «احتساب» می گفتند. با کلمه «محتسب» در اشعار شعرا زیاد آشنایی داریم:
محتسب خُم شکست و من سر او
سِنّ بالسِّنِ و الجروح قصاص
قاضی ار با ما نشیند بر فشاند دست را
قاضی ار با ما نشیند بر فشاند دست را
محتسب گر می خورد معذور دارد مست را
چرا به این عملیات، احتساب می گفتند؟ چون همه این کارها[را] به قصد قربت و عبادت انجام می دادند. شهرداری و شهربانی خود را جزء عمّال دین می دانست و به قصد قربت کار می کرد. قهراً دیگر در آن وقت صحبت از اختلاس های کلان برای اسفالت و زمین ها و غیره در کار نبود. این است معنی این که مسجد، پشتوانه و حامی و پشتیبان دادگستری و شهرداری و شهربانی بود. پشتوانه حکومت بود؛ پشتوانه ارتش و سربازی بود؛ پشتوانه امنیت بود؛ پشتوانه آزادی بود؛ پشتوانه عدالت و مساوات بود؛ پشتوانه صفا و صداقت و محبت و نیکو کاری بود؛ پشتوانه برادی و برابری بود؛ همان طور که پشتوانه شهرداری، شهربانی ، دادگستری ، سربازی بود. اگر مسجد و نماز را خراب کنیم عمود اجتماع، عمود خیمه سعادت بشر را ، عمود اصول سعادت بشر را از بین می بریم. چرا امروز امید همه از سازمان ملل بریده شده است و همه دانسته اند که این سازمان برای حفظ منافع ملل بزرگ است؟ چرا روز به روز عقیده دولت های بزرگ درباره آزادی دادن ملت های کمتر می شود و مصالح به اصطلاح عالیه در سلب آزادی و در واقع آسایش از ملت ها به نفع دولت ها و در واقع به نفع یک اقلیت خاص زیادتر می شود؟ چون آزادی امروز و امنیت امروز و صلح خواهی امروز و عدالت و مساوات امروز و اخلاق و تقوا و درستی و راستی امروز پشتوانه ندارد. مسجد پشت سرش نیست، نماز و روزه پشت سرش نیست. آیه کریمه وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة می رساند که نماز یک کانون قدرت و نیرو است؛ نیرو برای حل مشکلات، نیرو برای مبارزه برای طبیعت و با انسان ها و با نفس اماره؛ زیرا نماز، باب ذکر است و سعه صدر به انسان می دهد؛ برعکس إعراض از ذکر که موجب معیشت ضنک می گردد: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا[9] ... .»[10]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . آشنایی با قرآن، ج4، ص118 .
[2] . آشنایی با قرآن، ج4، ص118 .
[3] . مجموعه آثار، ج14، ص581 .
[4] . ده گفتار، ص225.
[5] . مجموعه آثار، ج18، ص193.
[6] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[7] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[8] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[9] . طه/124.
[10] . یاداشت های استاد مطهری ، ج7، ص 266- 268.
چرا به این عملیات، احتساب می گفتند؟ چون همه این کارها[را] به قصد قربت و عبادت انجام می دادند. شهرداری و شهربانی خود را جزء عمّال دین می دانست و به قصد قربت کار می کرد. قهراً دیگر در آن وقت صحبت از اختلاس های کلان برای اسفالت و زمین ها و غیره در کار نبود. این است معنی این که مسجد، پشتوانه و حامی و پشتیبان دادگستری و شهرداری و شهربانی بود. پشتوانه حکومت بود؛ پشتوانه ارتش و سربازی بود؛ پشتوانه امنیت بود؛ پشتوانه آزادی بود؛ پشتوانه عدالت و مساوات بود؛ پشتوانه صفا و صداقت و محبت و نیکو کاری بود؛ پشتوانه برادی و برابری بود؛ همان طور که پشتوانه شهرداری، شهربانی ، دادگستری ، سربازی بود. اگر مسجد و نماز را خراب کنیم عمود اجتماع، عمود خیمه سعادت بشر را ، عمود اصول سعادت بشر را از بین می بریم. چرا امروز امید همه از سازمان ملل بریده شده است و همه دانسته اند که این سازمان برای حفظ منافع ملل بزرگ است؟ چرا روز به روز عقیده دولت های بزرگ درباره آزادی دادن ملت های کمتر می شود و مصالح به اصطلاح عالیه در سلب آزادی و در واقع آسایش از ملت ها به نفع دولت ها و در واقع به نفع یک اقلیت خاص زیادتر می شود؟ چون آزادی امروز و امنیت امروز و صلح خواهی امروز و عدالت و مساوات امروز و اخلاق و تقوا و درستی و راستی امروز پشتوانه ندارد. مسجد پشت سرش نیست، نماز و روزه پشت سرش نیست. آیه کریمه وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة می رساند که نماز یک کانون قدرت و نیرو است؛ نیرو برای حل مشکلات، نیرو برای مبارزه برای طبیعت و با انسان ها و با نفس اماره؛ زیرا نماز، باب ذکر است و سعه صدر به انسان می دهد؛ برعکس إعراض از ذکر که موجب معیشت ضنک می گردد: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا[9] ... .»[10]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . آشنایی با قرآن، ج4، ص118 .
[2] . آشنایی با قرآن، ج4، ص118 .
[3] . مجموعه آثار، ج14، ص581 .
[4] . ده گفتار، ص225.
[5] . مجموعه آثار، ج18، ص193.
[6] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[7] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[8] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص183.
[9] . طه/124.
[10] . یاداشت های استاد مطهری ، ج7، ص 266- 268.
ی/701
ارسال نظرات