اگر امام بود ...
حمید جلالی ـ دبیر سیاسی خبرگزاری رسا

این روزها بار دیگر به سرخط مهم ترین اخبار دنیا برگشته است.اما این بار دلیل این امر حضور حماسی و کم نظیر 85 درصدی مردم در انتخابات نیست، دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای نیست، دستیابی به یک دستاورد پیشرفته علمی نیست،دلیل این امر حتی آزمایش یک سلاح دفاعی قدرتمند نیز نیست. امروز ایران اسلامی با پخش شایعاتی توسط یکی از یاران قدیمی انقلاب پیرامون تجاوز جنسی به برخی زندانیان به سرخط اخبار بازگشته است.
حجت الاسلام کروبی از مبارزان و شاگردان امام خمینی (ره) در سالهای پیش از انقلاب و همواره یکی از شخصیت های سیاسی و دارای پست های متعدد در نظام جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب بوده است. حجت الاسلام کروبی در این روزها چونان از عدم اقبال مردم به خود در انتخابات کینه به دل گرفته است که هر شایعه و خبر دروغی را از اطرافیانش – که سابقه روشنی ندارند – پذیرفته و آن را رسانه ای می کند و در برابر خیر خواهی های یاران قدیمی اش تهدید به گسترش و بیان موارد دیگری می نماید!
سوگمندانه تر اینکه مهدی کروبی تمام این ضربات را به اسم راه امام و پیروی از آن پیر فرزانه بر پیکر جمهوری اسلامی و مردم فداکارش وارد می کند. اینجاست که باید از جناب کروبی پرسید کدامیک از رفتارهای دشمن شاد کن امروز شما با منش و رفتار حضرت امام (ره) همخوانی دارد؟ مگر فراموش کرده اید که امام خمینی (ره) با صلابت مثال زدنی اش یکی از یاران قدیمی و قائم مقام خود را به خاطر همین گونه سخنان و ایجاد دستاویز برای دشمنان با استناد به سخنان کذب عده ای منافق و عناصر معلوم الحال، از نزد خود دور کرد و خطر بزرگی برای آینده انقلاب را برطرف ساخت.
این روزها آقای کروبی در حالی با رسانه ای کردن شایعه تجاوز جنسی به زندانیان، چهره ایران، اسلام و تشیع را در جهان خدشه دار کرده و زمینه تبلیغات سوء را برای دشمنان خارجی فراهم نموده که این ادعاها مکررا توسط مقامات مسئول و نیز گروه تحقیق مجلس شورای اسلامی تکذیب شده است.
اما سوال مهم در این میان این است که مدعیان خط امام چگونه برخورد بنیانگذار انقلاب اسلامی با چنین رفتارهایی را فراموش کردند؟
امام خمینی (ره) در مقابل کسانی که انتقاداتی به دولت وقت وارد می کردند و وضعیت اقتصادی را زیر سوال می بردند، به شدت موضع گیری کرده و به آنها هشدار می دهد که برخی سخنان آنها نه مخالفت و انتقاد از دولت که زیر سوال بردن نظام اسلامی و اسلام است و در پایان به آنها هشدار می دهد که اگر ادامه دهند با آنان برخوردی غیر از ملایمت و نصیحت خواهد کرد.
امام در سال 65 و در دیدار هیات دولت خطاب به کسانی که بی مهابا دست به انتقاد می زنند اینگونه می گوید:
«و من باید این را عرض بکنم که گاهى اشخاص با اینکه ممکن است که آدمهاى خوبى باشند، لکن یک چیزهایى در نفوس انسان هست که انسان از آن غفلت مىکند؛ مثلًا یک پدر و مادرى که بچهشان را خیلى دوست دارند، این هرچه مىبیند خوبى مىبیند از او، اصلًا غفلت مىکند از این که در این بدى باشد؛حُبُّ الشَّىء یُعْمى وَ یُصِمْ. از آنور هم همینطور است، وقتى انسان در قلبش دشمنى یا مخالفت با یک کسى داشت یا با جمعى داشت، هرچه خوبى ببیند، بدى مىبیند، اصلًا خوبیها محو مىشود.من به همه اشخاصى که قلم در دستشان است، زبان گویا دارند، مىخواهم سفارش کنم که متوجه باشند که قلم آنها، زبان آنها در حضور خداست، فردا مؤاخذه دارد، صحبت سر دولت و ریاست جمهورى و اینها نیست، صحبت سر نظام است، نظام اسلام است؛ آقاى خامنهاى- سلَّمه اللَّه- باشند رئیس جمهور یا یک کس دیگر، آقاى موسوى نخست وزیر باشند یا یک کس دیگرى، این مطرح نیست، مطرح نظام جمهورى اسلامى است، ما مکلفیم به حفظ او، همه نویسندهها مکلفاند به حفظ نظام. وقتى که انسان- فرض کنید- از یک کسى گله دارد یا مىبیند نقیصهاى در کار هست، این نصیحت مىتواند بکند و باید بکند، اما لسان نصیحت غیر لسان لجن کردن و ضایع کردن است. من راجع به افراد هم عقیدهام هست- یعنى شارع هم همینطور است، ما تابع او هستیم- که اگر انسان یک مسلمانى را براى خاطر هواى نفسش لگدمال کند، این در آن دنیا شاید مجازاتش بدترین مجازات باشد و در این دنیا هم موفق نخواهد شد. ما لسانمان باید لسان نصیحت باشد و انسان مىبیند که گاهى وقتها لسانها لسان نصیحت نیست، قلمها، قلمهاى نصیحت نیست.
مطرح دولت نیست، مطرح جمهورى اسلامى است ... این کسى که قلم دستش مىگیرد باید توجه به این معنا بکند که مسئله، مسئله فرد نیست، مسئله اسلام است و نظام اسلامى و ما مکلفیم این نظام را حفظ کنیم. همچو نباشد که وقتى قلم دستمان آمد، اگر من با آقاى نخست وزیر مخالفم یا با آقاى خامنهاى مخالفم، دیگر فکر این نباشم که قلمم کجا مىرود، هر جا رفت بنویسم، هرچه شد بکنم. این در حضور خداست، در حضور ملائکة اللَّه است، ثبت مىشود اینها. و ممکن است که اشخاص هم خوب باشند، اما این چیزهایى که در نفس انسان است نمىتواند انسان به این زودى بر آن مکاید شیطان و مکاید نفس اماره تسلط پیدا کند، انبیا هم دنبال این بودند که یک وقت- خداى نخواسته - گرفتار یک همچو مسائلى نشوند ..
هشدار به تضعیف کنندگان نظام اسلامى:
«... آقایان توجه بکنند که قلم آنها یک وقت قلمى نباشد که جمهورى اسلامى را تضعیف بکند. و من مىبینم در بعضى قلمها اینجورى است و اینها توجه بکنند. من همیشه میل دارم که با نصیحت، با- عرض مىکنم که- تقاضا، با ملایمت با آقایان رفتار کنم ... لکن اگر چنانچه یک وقتى اقتضا بکند مصلحت اسلام، یک وقت انسان ببیند که مىخواهد یک کسى اسلام را تضعیف کند ولو نمىفهمد خودش یا خداى نخواسته از روى فهم... مىخواهند لطمه بزنند ... آن وقت یک وضع دیگرى پیش مىآید. اینجور نیست که همهاش قضیه نصیحت باشد و ملایمت باشد، یک مسئله دیگرى پیش مىآید ... اما یک چیزى که براى نظام مضر هست این را توجه کنید به آن؛ دستهاتان را یک قدر نگه دارید، قلمهاتان را یک قدر نگه دارید، توجه بکنید به اینکه هر چیزى نباید نوشته بشود، هر چیزى نباید منتشر بشود. و من به شما عرض مىکنم که ممکن است یک روزى اگر چنانچه- خداى نخواسته- تعقیب بکنند آقایان، ممکن است من یک وضع دیگرى پیش بیاید برایم ..»(1)
اکنون مدعیان پیروی از امام باید بدانند که سخنان آنان آیا قابل قیاس با سخنانی که امروز این آقایان، نظام اسلامی را با آن تخریب می کنند هست؟ اگر امام امروز در میان ما حضور داشت با چنین مواردی چگونه برخورد می کرد؟
اینان فراموش کرده اند سفارشهای مکرر امام راحل را که نباید بهانه به دست دشمن داد؟ آنچه امروز جناب کروبی و هم قطارانش نادانسته به زبان می آورند همان شایعاتی است که از ابتدای انقلاب از سوی رسانه های بیگانه و منافقان تبلیغ و تایید می شده است و همواره از سوی کسانی که زمام امور را به دست داشته اند از جمله خود جناب کروبی رد شده است.
اکنون باید ایشان سری به رسانه های ضد انقلاب بزنند که با توجه به همین شایعاتی که از سوی آنان رسانه ای شده، تمام حرف های دروغ سالیان گذشته را زنده کرده و آن را به سخنان جناب کروبی مستند نشان می دهند.
حتما دبیرکل حزب اعتماد ملی! رهنمودهای امام (ره) در سال 61 را فراموش کرده اند که با اشاره به تبلیغات دروغ و سیاه نمایی دشمنان این نظام اسلامی به مسئولان امر توصیه می کرد:
«... خوب، ما یک همچو ابتلایى الآن در دنیا داریم که حرف دشمنهاى ما که از اینجا بیرونشان راندند و آنقدر جنایات در این کشور کردند، مستند مىشود؛ براى اینکه الآن هر روز، روزى صد نفر در ایران در زندان اوین اعدام مىشوند- یکى از حرفهایش است- روزى صد نفر الآن دارد اعدام مىشود! خوب، یک همچو گرفتارى ما داریم.
وقتى یک همچو گرفتارى داریم، ما باید خودمان توجه به مسائل بکنیم، هوشمند باشیم، یک وقت بهانه دست ندهیم که- خداى نخواسته- یک چیز کوچکى را ما عمل کنیم، این بهانه بشود دست آنها و به قول خودشان، مستند پیدا بکنند ..
الآن تمام رسانههاى گروهى به ضد ایران، به ضد اسلام [هستند.] اصلًا اسلام را آنها مضر مىدانند. با افراد ایرانى بد نیستند، با افرادى که مىخواهند طرف اسلام باشند، مىخواهند اسلام را پیاده کنند، با اینها بد هستند. آنها اسلام را مضر به حال خودشان مىدانند»(2)
جا دارد جناب کروبی و کسانی که مکرر خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان شده اند به فرمایشهای امام مراجعه فرمایند. امام حتی آنجا که مسئولین زندان ها را به لزوم رعایت حقوق زندانیان و آزادی بی گناهان دعوت می کند، به صراحت از رسیدگی جدی به اعمال قانون شکنانی که امنیت جامعه و کشور را به خطر انداخته اند؛ سخن می گوید.
امام در دیدار با هیأت سرپرستى و عفو زندانیان اینگونه سفارش می کند که
«هیچگاه در ذهن من خطور نکرده و نمىکند که شما خداى ناکرده ذرهاى خلاف واقع عمل کرده باشید. من به شما علاقه دارم و همگى شما را مىشناسم و همه شما مورد تأیید من هستید. ولى مطلبى را که من باید تذکر دهم این است که همه ما باید احتیاط را به طور کلى مراعات کنیم. هم شما و هم من هیچ کدام نمىخواهیم که حتى یک نفر بیگناه در زندان بماند، ولى این اسباب آن نشود که کسانى که گنهکارند به سزاى اعمالشان نرسند. دیدید که منافقین در دانشگاه چه کردند. همه مىگویند آنهایى که آدم کشتهاند باید مجازات شوند. البته من هر وقت هر حرفى را میزنم هرکس بر طبق سلیقه خود از آن برداشت مىکند. هرکس هرچه مىخواهد بگوید، شما به کارتان ادامه دهید. من از دوران اواخر طلبگىام شما را مىشناسم و به شما اطمینان دارم .. کار شما خدمتى است بزرگ. سعى کنید هیچ کس بیخود در زندان نماند. خداوند شمارا تأیید نماید و موفق کند.»(3)
امروز جناب کروبی با اینگونه شایعه پراکنی و سیاه نمایی، چهره نظام اسلامی و اسلام و تشیع را در دنیا و جهان اسلام تخریب کرده است و دستاویز با ارزشی در اختیار دشمنان و منافقان قرار داده تا آنها ادعاهای دروغ خود را که در تمام طول انقلاب در حال انتشار آن بودند، به سخنان یکی از یاران قدیم نظام منتسب و مستند نمایند و نه تنها زحمات مسئولان کنونی، که دستاوردهای نظام از زمان امام (ره) تا کنون را زیر سوال برند.
این مطلب را با فرازی از وصیت نامه آن پیر فرزانه به پایان می برم که با نگاه الهی خود شاید این روزها را و سخنان نسنجیده بعضی مدعیان راهش را می دید که اینگونه در آخرین پیامش به ملت از سیاه نمایی هایی که پس از او رخ می دهد بیم داده و مردم را از آن برحذر می دارد.
اکنون حجت الاسلام کروبی باید مروری بر مواضع ماه های گذشته خو بیاندازد تا دریابد چرا سخنان او با حرف منافقان و دشمنان انقلاب كه امام راحل نسبت به آن هشدار داده تا این حد شباهت پیدا کرده است!؟
امام راحل در وصیت نامه الهی و سیاسیش توصیه کرده است:
«... و از همین قماش توطئهها و شاید موذیانهتر، شایعههاى وسیع در سطح کشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینکه جمهورى اسلامى هم کارى براى مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکارى کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایى یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعفتر شدند! زندانها پر از جوانان که امید آتیه کشور است مىباشد و شکنجهها از رژیم سابق بدتر و غیرانسانیتر است! هر روز عدهاى را اعدام مىکنند به اسم اسلام! واى کاش اسم اسلام روى این جمهورى نمىگذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گرانى سرسامآور غوطه مىخورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمى کمونیستى هدایت مىکنند! اموال مردم مصادره مىشود و آزادى در هر چیز از ملت سلب شده! و بسیارى دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا مىشود.
و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هر چند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوى و برزن سر زبانها مىافتد؛ در تاکسیها همین مطلب واحد و در اتوبوسها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت مىشود؛ و یکى که قدرى کهنه شد یکى دیگر معروف مىشود. و مع الأسف بعض روحانیون که از حیلههاى شیطانى بیخبرند با تماس یکى- دو نفر از عوامل توطئه گمان مىکنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است که بسیارى از آنان که این مسائل را مىشنوند و باور مىکنند اطلاع از وضع دنیا و انقلابهاى جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاریهاى عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند- چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتى که همه به سود اسلام است ندارند- و چشم بسته و بیخبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوستهاند ..
... و شما اشکالتراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جاى سرکوبى به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جاى طرفدارى از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتکران بىانصاف از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جاى گروههاى آشوبگر و تروریستهاى مفسد و طرفدارى غیرمستقیم از آنان، توجهى به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟.
اینجانب هیچ گاه نگفته و نمىگویم که امروز در این جمهورى به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مىشود و اشخاصى از روى جهالت و عقده و بى انضباطى برخلاف مقررات اسلام عمل نمىکنند؛ لکن عرض مىکنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامى کردن این کشور مىکنند و ملتِ دهها میلیونى نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خداى نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونى بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانى- اسلامى به خواست خداوند متعال جامه عمل بهطور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان و اشکالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند ..
... و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصى که به انگیزه مختلف با جمهورى اسلامى مخالفت مىکنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانى که مورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شدهاند مىنمایم، که بیطرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که مىخواهند جمهورى اسلامى ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان با تودههاى محروم و گروهها و دولتهایى که از آنان پشتیبانى کرده و مىکنند و گروهها و اشخاصى که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانى مىکنند و اخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان در پیشامدهاى مختلف را، با دقت و بدون هواى نفس بررسى کنید، و مطالعه کنید حالات آنان که در این جمهورى اسلامى به دست منافقان و منحرفان شهید شدند، و ارزیابى کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهاى این شهیدان تا حدى در دست و نوارهاى مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند ..(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1- صحیفه امام، ج20، ص 127.
2- صحیفه امام، ج16، ص 479.
3- صحیفه امام، ج19، ص 188.
4- صحیفه امام، ج21، ص 393.
ارسال نظرات