سی جرعه از قرآن (1)
کتاب هدایت
هادی الیاسی

مقدمه
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقان[1].
ماه رمضان ماه نزول رحمت الهی و بهار قرآن است. قرآن کی خداوند برای هدایت ناس توسط پیامبر خاتم؛ حضرت محمد ـصلی الله علیه و آلهـ فرستاده است. «هدی للناس» و ناس یعنی همین مردم و فرموده است: وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآن...؛ ما به یقین قرآن را آسان کردیم تا پند گیرند.
امروزه با توجه به شرایط شغلی و تحصیلی، بسیاری از مردم فرصت اندکی را برای مطالعه و به دست آوردن مفاهیم قرآن صرف کرده و شاید در هیاهوی زندگی روزمرّه انس کمی با کتاب هدایت خویش میگیرند.
بسیاری نیز در کنار قرائت قرآن به دلایل مختلف از مفاهیم قرآن بهرة کافی را نمیبرند. این در حالی است که روز به روز گرایش مردم جهان به اسلام و مفاهیم قرآن به عنوان کتاب هدایت انسان در حال افزایش است.
اکنون و در شروع این ماه پر خیر و برکت بهانهای یافتیم تا راهی به سوی این روشنایی عظیم پیدا کنیم و روزانه با مطالعه یکی از دستورات،پندها و آیات قرآن کریم بر بهرة خود از این ماه بیفزاییم.
در این مجال سی روزه سعی خواهد شد به طور مختصر به شرح یکی از نشانههای قرآن پرداخته شود تا در کنار قرائت یک جزء روزانه در ماه مبارک رمضان یکی از نشانههای همان جزء را نیز سرمشق زندگی خویش قرار دهیم تا در طی این سی روز، سی دستور از قرآن آموخته باشیم.
جزء اول
ذَالِکَ الْکِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِین[2].
این کتاب (یعنى قرآن) که هیچ تردید و نقطة ابهامی در آن نیست راهنماى پرهیزکاران است.
چون حقتعالى در سوره فاتحه دستور داد که بندگانش از او هدایت به صراط مستقیم و راه راست را درخواست نمایند، در اینجا مژده به بر آورده شدن آن درخواست را داده است. لذا قرآن کریم که شکّ و شبهاى در آن نیست؛ ـچون خطاء و اشتباه در آن راه ندارد،ـ براى پرهیزکاران راهنماى راه راست و پرهیز از گمراهى است.
در این آیه توضیح چند کلمه ضروری است که آنها عبارتند از:
1ـ «ذلک الکتاب»
انتظار میرفت در اینجا از کلمة «هذا» به معنای «این» استفاده شده تا برای اشاره به نزدیک باشد، یعنی هذا الکتاب، این قرآن تا اینکه از ذلک که برای اشاره به دور به کار برده میشود،استفاده شود؛ ذلک الکتاب، آن کتاب.
عدهای از جمله فخر رازی گفتهاند این آیه به بنی اسرائیل توجه دارد، چون آنها در تورات و انجیل خبر نزول قرآن را بر پیامبر خاتم خوانده بودند و به خاطر همین سابقه ذهنی گفته شده که این همان کتاب است[3]. اما چون این آیات در مقام خطاب به اهل کتاب (یهود و نصارا) نیست، این احتمال ضعیف است.
استاد شهید مطهری اشاره به دور را در این آیه به مفهوم افق رفیع قرآن میداند[4]. کتابهای دنیای تراوش فکر بشراند و سطح افق آنها همسطح تفکر انسان است، درحالی که قرآن کلام الهی است، پس افق قرآن به بلندای شأن خداست.
در آیهای دیگر آمده است: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی[5] ؛ همانا این قرآن هدایت میکند. ممکن است گفته شود اگر به خاطر شأن و مقام والای قرآن از اشاره به دور استفاده شده چرا اینجا رعایت نشده است؟ پاسخ آن است که «هذا» ما را به قریب بودن قرآن تذکر میدهد. یعنی قرآن به ما نزدیک است و بلندی مرتبة او نباید مانع از بهرهمندی از آن شود.
«ذلک الکتاب» نظر به متکلم و «هذ القرآن» نظر به خود کلام است و اصل متکلم است و کلام سایة او[6]. خلاصه اینکه این قرآن که در نزد شماست منشور سعادت دنیا و آخرت شما است.
2ـ «لا ریب فیه»
هیچ نویسندهای نمیتواند چنین ادعایی کند که در نوشتهاش اشکالی نباشد. اما قرآن به خوانندگانش میگوید: اگر من دربارة خدا، معاد، برزخ، فرشتگان، انس و جن، جزای اعمال، تاریخ گذشتگان، سرگذشت پیامبران، معجزات آنها و هدایت پرهیزکاران سخن میگویم، یقینی است و در حقانیت این امور هیچ شکی راه ندارد. زیرا مطالب آن به گونهاى است که جایى براى این شکّ و تردید باقى نمىگذارد و اگر شکّى در کار باشد، بخاطر سوء ظن و روحیّه لجاجت خود افراد است. چنان که قرآن مىفرماید: فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ[7]؛ آنان در شکّى که خود ایجاد مىکنند، سردرگم هستند.
3ـ «هدی للمتقین»
از کلمة «هدیً»، میفهیم که موضوع کتاب خدا، هدایت است. قطعاً انسان پیش از مطالعة هر کتابی نخست باید بداند که از مطالعة این کتاب چه هدفی را دنبال میکند؟ همانگونه که کتاب فیزیک در صدد آموزش علم فیزیک و کتاب جغرافی در صدد آموزش گیتیشناسی است، قرآن نیز در صدد هدایت انسان و نجات او از گمراهیها است. در یک کلام قرآن کتاب انسانسازی است.
اما سؤال این است که چرا این هدایت مختص متقین معرفی شده است؟ پس تکلیف غیر متقین چیست؟
هدایت در قرآن با توجه به مخاطبین به سه نوع تقسیم شده است:
الف. هدایت عمومی: آنجا که قرآن میگوید: «هدیً للنّاس»[8] ؛ این قرآن برای هدایت مردم است که به هر حال عدهای این هدایت را میپذیرند و مدال متقین را بر سینه میزنند و عدهای هم از هدایت قرآن سرباز زده و کافر میشوند.
ب. هدایت بیثمر: این نوع هدایت مختص مخالفان است که با علم به بی فایده بودن، از باب اتمام حجت خداوند آنها را انذار میدهد. وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا یَتَّبِعُوکُم[9]؛ اگر آنها را به به هدایت بخوانید از شما پیروی نمیکنند ولی کار دعوت را اداهه دهید. یا آنجا که قرآن میگوید: سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون[10]، چه انذارشان کنی چه انذارشان نکنی یکسان است، ایشان ایمان نمیآورند.
ج. هدایت کاملاً: این هدایت مخصوص کسانی است که از انذار پیامبر کاملاً متأثّر شده و تسلیم حق میشوند. قرآن هدایت و رحمت خود را شامل این دسته از انسانها میداند. کسانی که ایمان میآورند؛ یعنی اهل تقوی.
مسلما قرآن و هر کتاب آسمانى دیگر تنها به حال این دسته از انسانها مفید بوده و هست و دیگر انسانها از هدایت آن بهرهاى نخواهند گرفت.
و باز به تعبیر دیگر: علاوه بر فاعلیت فاعل، قابلیت قابل نیز شرط است، هم در هدایت تکوینى و هم در هدایت تشریعى[11].
از زمین شورهزار هرگز گل و گیاه بیرون نیاید حتی اگر هزار مرتبه باران بر آن ببارد، بلکه باید زمین آماده باشد تا از قطرات زنده کننده باران بهره گیرد.
سرزمین وجود انسانى و خاک پاک قلب او نیز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاک نشود، بذر هدایت را نمىپذیرد، و لذا خداوند مىفرماید: قرآن هادى و راهنماى متقیان است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بقره: 185.
[2] بقره: 2.
[3]. تفسیر فخر رازی، ج 2، ص 14.
[4]. آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ص 61.
[5]. اسراء: 9.
[6]. نسیم حیات، ابوالفضل بهرام پور، ص 59.
[7]. توبه: 45.
[8]. بقره: 185.
[9]. أعراف: 193.
[10]. بقره: 6.
[11]. تفسیر نمونه، ج 1، ص 68.
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقان[1].
ماه رمضان ماه نزول رحمت الهی و بهار قرآن است. قرآن کی خداوند برای هدایت ناس توسط پیامبر خاتم؛ حضرت محمد ـصلی الله علیه و آلهـ فرستاده است. «هدی للناس» و ناس یعنی همین مردم و فرموده است: وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآن...؛ ما به یقین قرآن را آسان کردیم تا پند گیرند.
امروزه با توجه به شرایط شغلی و تحصیلی، بسیاری از مردم فرصت اندکی را برای مطالعه و به دست آوردن مفاهیم قرآن صرف کرده و شاید در هیاهوی زندگی روزمرّه انس کمی با کتاب هدایت خویش میگیرند.
بسیاری نیز در کنار قرائت قرآن به دلایل مختلف از مفاهیم قرآن بهرة کافی را نمیبرند. این در حالی است که روز به روز گرایش مردم جهان به اسلام و مفاهیم قرآن به عنوان کتاب هدایت انسان در حال افزایش است.
اکنون و در شروع این ماه پر خیر و برکت بهانهای یافتیم تا راهی به سوی این روشنایی عظیم پیدا کنیم و روزانه با مطالعه یکی از دستورات،پندها و آیات قرآن کریم بر بهرة خود از این ماه بیفزاییم.
در این مجال سی روزه سعی خواهد شد به طور مختصر به شرح یکی از نشانههای قرآن پرداخته شود تا در کنار قرائت یک جزء روزانه در ماه مبارک رمضان یکی از نشانههای همان جزء را نیز سرمشق زندگی خویش قرار دهیم تا در طی این سی روز، سی دستور از قرآن آموخته باشیم.
جزء اول
ذَالِکَ الْکِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِین[2].
این کتاب (یعنى قرآن) که هیچ تردید و نقطة ابهامی در آن نیست راهنماى پرهیزکاران است.
چون حقتعالى در سوره فاتحه دستور داد که بندگانش از او هدایت به صراط مستقیم و راه راست را درخواست نمایند، در اینجا مژده به بر آورده شدن آن درخواست را داده است. لذا قرآن کریم که شکّ و شبهاى در آن نیست؛ ـچون خطاء و اشتباه در آن راه ندارد،ـ براى پرهیزکاران راهنماى راه راست و پرهیز از گمراهى است.
در این آیه توضیح چند کلمه ضروری است که آنها عبارتند از:
1ـ «ذلک الکتاب»
انتظار میرفت در اینجا از کلمة «هذا» به معنای «این» استفاده شده تا برای اشاره به نزدیک باشد، یعنی هذا الکتاب، این قرآن تا اینکه از ذلک که برای اشاره به دور به کار برده میشود،استفاده شود؛ ذلک الکتاب، آن کتاب.
عدهای از جمله فخر رازی گفتهاند این آیه به بنی اسرائیل توجه دارد، چون آنها در تورات و انجیل خبر نزول قرآن را بر پیامبر خاتم خوانده بودند و به خاطر همین سابقه ذهنی گفته شده که این همان کتاب است[3]. اما چون این آیات در مقام خطاب به اهل کتاب (یهود و نصارا) نیست، این احتمال ضعیف است.
استاد شهید مطهری اشاره به دور را در این آیه به مفهوم افق رفیع قرآن میداند[4]. کتابهای دنیای تراوش فکر بشراند و سطح افق آنها همسطح تفکر انسان است، درحالی که قرآن کلام الهی است، پس افق قرآن به بلندای شأن خداست.
در آیهای دیگر آمده است: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی[5] ؛ همانا این قرآن هدایت میکند. ممکن است گفته شود اگر به خاطر شأن و مقام والای قرآن از اشاره به دور استفاده شده چرا اینجا رعایت نشده است؟ پاسخ آن است که «هذا» ما را به قریب بودن قرآن تذکر میدهد. یعنی قرآن به ما نزدیک است و بلندی مرتبة او نباید مانع از بهرهمندی از آن شود.
«ذلک الکتاب» نظر به متکلم و «هذ القرآن» نظر به خود کلام است و اصل متکلم است و کلام سایة او[6]. خلاصه اینکه این قرآن که در نزد شماست منشور سعادت دنیا و آخرت شما است.
2ـ «لا ریب فیه»
هیچ نویسندهای نمیتواند چنین ادعایی کند که در نوشتهاش اشکالی نباشد. اما قرآن به خوانندگانش میگوید: اگر من دربارة خدا، معاد، برزخ، فرشتگان، انس و جن، جزای اعمال، تاریخ گذشتگان، سرگذشت پیامبران، معجزات آنها و هدایت پرهیزکاران سخن میگویم، یقینی است و در حقانیت این امور هیچ شکی راه ندارد. زیرا مطالب آن به گونهاى است که جایى براى این شکّ و تردید باقى نمىگذارد و اگر شکّى در کار باشد، بخاطر سوء ظن و روحیّه لجاجت خود افراد است. چنان که قرآن مىفرماید: فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ[7]؛ آنان در شکّى که خود ایجاد مىکنند، سردرگم هستند.
3ـ «هدی للمتقین»
از کلمة «هدیً»، میفهیم که موضوع کتاب خدا، هدایت است. قطعاً انسان پیش از مطالعة هر کتابی نخست باید بداند که از مطالعة این کتاب چه هدفی را دنبال میکند؟ همانگونه که کتاب فیزیک در صدد آموزش علم فیزیک و کتاب جغرافی در صدد آموزش گیتیشناسی است، قرآن نیز در صدد هدایت انسان و نجات او از گمراهیها است. در یک کلام قرآن کتاب انسانسازی است.
اما سؤال این است که چرا این هدایت مختص متقین معرفی شده است؟ پس تکلیف غیر متقین چیست؟
هدایت در قرآن با توجه به مخاطبین به سه نوع تقسیم شده است:
الف. هدایت عمومی: آنجا که قرآن میگوید: «هدیً للنّاس»[8] ؛ این قرآن برای هدایت مردم است که به هر حال عدهای این هدایت را میپذیرند و مدال متقین را بر سینه میزنند و عدهای هم از هدایت قرآن سرباز زده و کافر میشوند.
ب. هدایت بیثمر: این نوع هدایت مختص مخالفان است که با علم به بی فایده بودن، از باب اتمام حجت خداوند آنها را انذار میدهد. وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا یَتَّبِعُوکُم[9]؛ اگر آنها را به به هدایت بخوانید از شما پیروی نمیکنند ولی کار دعوت را اداهه دهید. یا آنجا که قرآن میگوید: سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون[10]، چه انذارشان کنی چه انذارشان نکنی یکسان است، ایشان ایمان نمیآورند.
ج. هدایت کاملاً: این هدایت مخصوص کسانی است که از انذار پیامبر کاملاً متأثّر شده و تسلیم حق میشوند. قرآن هدایت و رحمت خود را شامل این دسته از انسانها میداند. کسانی که ایمان میآورند؛ یعنی اهل تقوی.
مسلما قرآن و هر کتاب آسمانى دیگر تنها به حال این دسته از انسانها مفید بوده و هست و دیگر انسانها از هدایت آن بهرهاى نخواهند گرفت.
و باز به تعبیر دیگر: علاوه بر فاعلیت فاعل، قابلیت قابل نیز شرط است، هم در هدایت تکوینى و هم در هدایت تشریعى[11].
از زمین شورهزار هرگز گل و گیاه بیرون نیاید حتی اگر هزار مرتبه باران بر آن ببارد، بلکه باید زمین آماده باشد تا از قطرات زنده کننده باران بهره گیرد.
سرزمین وجود انسانى و خاک پاک قلب او نیز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاک نشود، بذر هدایت را نمىپذیرد، و لذا خداوند مىفرماید: قرآن هادى و راهنماى متقیان است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بقره: 185.
[2] بقره: 2.
[3]. تفسیر فخر رازی، ج 2، ص 14.
[4]. آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ص 61.
[5]. اسراء: 9.
[6]. نسیم حیات، ابوالفضل بهرام پور، ص 59.
[7]. توبه: 45.
[8]. بقره: 185.
[9]. أعراف: 193.
[10]. بقره: 6.
[11]. تفسیر نمونه، ج 1، ص 68.
ارسال نظرات