به مناسبت نهم مهر ماه روز جهانی سالمندان؛
بزرگداشت سالمندان
مجتبی صداقت

گذر عمر و غنیمت شمردن آن:
در آیه 67 سوره غافر، مراحل خلقت، تکامل و رشد انسان در دنیا مطرح شده است:
«هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»
اوست آن خدایى که شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لخته خونى بیافریده است. آن گاه شما را که کودکى بودید از رَحِم مادر آورد تا به سن جوانى برسید و پیر شوید. بعضى از شما پیش از پیرى بمیرید و در نهایت به سرآمد عمر خود مىرسید؛ و شاید تعقّل کنید!
انسان روزی با کودکی، طراوت بهاری دارد و روزی تابستان داغ جوانی را سپری می کند. یک روز هم، سستی و ضعف نیروها و ریزش برگ های شاداب جوانی، خبر از پاییز عمرمان می دهد و بالاخره یک روز هم، برف پیری بر ارتفاعات سر و صورتمان می نشیند و چهره زمستانی به ارمغان می آورد.[1][1] گریزی از گذر عمر برای نوع بشر نیست؛ آنچه مهم است بهره گیری و استفاده از اوقات است.
پیامبر در نصیحت های خود به ابوذر فرمود:
«یَا أَبَا ذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ وَ غِنَاکَ قَبْلَ فَقْرِکَ وَ فَرَاغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ وَ حَیَاتَکَ قَبْلَ مَوْتِک.»[2][2]
اى ابا ذر پنج چیز را قبل از پنج چیز مغتنم شمار:
جوانى خود را قبل از پیرى
و سلامت را قبل از بیمارى
و ثروت را قبل از ندارى
و فراغت را قبل از گرفتارى
و زندگى را پیش از مرگ.
روزی امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت نمودند و به آنان فرمودند:
«إِنَّکُمْ صِغَارُ قَوْمٍ وَ یُوشِکُ أَنْ تَکُونُوا کِبَارَ قَوْمٍ آخَرِینَ فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ أَنْ یَحْفَظَهُ فَلْیَکْتُبْهُ وَ لْیَضَعْهُ فِی بَیْتِه.»[3][3]
شما صغار و خردسالان گروهى هستید که نزدیک است کبار و بزرگسالان گروه دیگر باشید؛ پس علم و دانش را بیاموزید، و هر که از شما استطاعت و توانایی داشته آن را حفظ و نگهدارى کند باید آن را بنویسد و در خانهاش بنهد (تا خود و دیگران از آن استفاده نموده و بهرهمند گردند).
همچنین امام سجّاد - علیه السّلام- موقعى که با جوانان محصّل برخورد می کرد براى آن که در ادامه تحصیل تشویقشان کند آنان را نزد خود مىخواند و می فرمود:
«مرحبا بکم انتم ودائع العلم و یوشک اذ انتم صغار قوم ان تکونوا کبار آخرین.» [4][4]
امید است همواره در گشایش و راحت باشید. اى محصلین، شما امانت هاى علم و دانشید. امروز نوجوانان این جامعه هستید و به زودی بزرگان جامعه دیگر خواهید بود.
غیر از بهره بردن از عمر در دنیا، باید به فکر بهره برداری برای آخرت نیز بود.. در ارشاد القلوب دیلمی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّى اللَّه علیه و آله ـ نقل شده است که:
«خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى مَلَکاً تَحْتَ الْعَرْشِ یُسَبِّحُهُ بِجَمِیعِ اللُّغَاتِ الْمُخْتَلِفَةِ فَإِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ أَمَرَهُ أَنْ یَنْزِلَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الدُّنْیَا وَ یَطَّلِعَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولَ: یَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِینَ لَا تَغُرَّنَّکُمُ الدُّنْیَا وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِینَ اسْمَعُوا وَ عُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِینَ جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِینَ لَا عُذْرَ لَکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ السِّتِّینَ مَا ذَا قَدَّمْتُمْ فِی دُنْیَاکُمْ لِآخِرَتِکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ السَّبْعِینَ زَرْعٌ قَدْ دَنَا حَصَادُهُ وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِینَ أَطِیعُوا اللَّهَ فِی أَرْضِهِ وَ یَا أَبْنَاءَ التِّسْعِینَ آنَ لَکُمُ الرَّحِیلُ فَتَزَوَّدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْمِائَةِ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ثُمَّ یَقُولُ لَوْ لَا مَشَایِخُ رُکَّعٌ وَ فِتْیَانٌ خُشَّعٌ وَ صِبْیَانٌ رُضَّعٌ لَصُبَّ عَلَیْکُمُ الْعَذَابُ صَبّا.» [5][5]
خداى تعالى فرشتهاى در زیر عرش آفریده که خدا را با تمام زبان هاى مختلف، تسبیح و تقدیس مىکند؛ پس هر گاه که شب جمعه فرا رسید او را فرمان دهد که بر آسمان دنیا فرود آید و به اهل زمین بنگرد و می گوید:
اى جوانان بیست ساله دنیا شما را فریب ندهد؛
اى سى سالهها بشنوید و بگوش بگیرید؛
ای چهل سالهها سعى و کوشش کنید؛
اى پنجاه سالهها دگر عذرى براى شما نیست؛
اى کسانى که شصت سال از عمرتان گذشته از دنیا چه چیز براى آخرتتان پیش فرستادید؛
اى هفتاد سالهها شما مانند کشت و زراعتى باشید که هنگام درویش رسیده؛
اى هشتاد سالهها خدا را در زمین اطاعت کنید؛
اى نود سالهها هنگام کوچ کردن شما از این دنیا نزدیک شده به فکر زاد و توشه آخرت باشید و توشه برگیرید؛
اى صد سالهها ساعت حرکت شما رسید و شما نمی دانید.
بعد می گوید: اگر پیرمردانى که در رکوعند و جوانان خاشع و کودکان شیر خوار نبودند مسلماً بر شما عذاب خدا مانند باران مىریخت.
بزرگداشت سالمندان:
انسان با گذر عمر رو به ضعف و پیری حرکت می کند.. هر چه سن بالا می رود انسان شکسته تر و نا توان تر می شود. در عوض کسی که عمر خود را در راه اسلام خرج نموده است دارای احترام ویژه ای نزد خدا می شود. در دعای جوشن کبیر یکی از نام های خداوند را این چنین صدا می زنیم:
«یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیر.»[6][6] (اى رحمکننده پیر کهنسال)
در اسلام احترام و بزرگداشت انسان سالمند، یک ارزش است و بسیار مورد تأکید می باشد. از طرفی می توان ارزشی بودن احترام مسلمان سالمند را عرضی دانست؛ به این جهت که او مسلمان است و عمری را بیشتر از کوچکترها در اسلام گذرانده است. چنانچه روایات زیر می توان شاهد بر این امر باشد:
رسول اکرم ـ صلّى اللَّه علیه و آله ـ در باره احترام به مسلمان سالخورده، فرموده است:
« مِنْ إِجْلَالِ اللَّهِ إِجْلَالُ ذِی الشَّیْبَةِ الْمُسْلِم.» [7][7]
یکى از صور تکریم و تعظیم ذات اقدس الهى، احترام و تجلیل سالخوردگان مسلمان است.
رسول اکرم فرمودند:
« مَنْ وَقَّرَ ذَا شَیْبَةٍ فِی الْإِسْلَامِ آمَنَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَة.»[8][8]
کسى که پیر مسلمانى را توقیر و تجلیل نماید خداوند عزّ و جلّ او را از ترس روز قیامت ایمن می دارد.
از طرفی در برخی از روایات احترام به سالمند به خاطر بزرگی سنش، لازم دانسته شده است؛ بنابراین احترام به سالمند یک ارزش ذاتی پیدا می کند.. چنانچه در روایات زیر این مسأله مشاهده می شود:
پیامبر اسلام فرمودند:
«مَنْ عَرَفَ فَضْلَ کَبِیرٍ لِسِنِّهِ فَوَقَّرَهُ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَة.»[9][9]
هر که فضل پیرمردى را به خاطر گذشت سنّ او بفهمد و او را احترام کند، خدا او را از هراس روز قیامت آسوده سازد.
پیرمردى حضور رسول اکرم شرفیاب شد، کسانى که در محضر آن حضرت نشسته بودند مراعات احترام پیرمرد را ننمودند و در جا دادن به او کُندى و تسامح کردند. پیغمبر اکرم از این رفتار بر خلاف ادب ناراحت شد، به آنان فرمود:
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ لَمْ یُوَقِّرْ کَبِیرَنَا.» [10][10]
کسى که به خردسالان ما تفضّل و ترحّم نکند و پیران ما را مورد تکریم و احترام قرار ندهد از ما نیست و با ما بستگى و پیوستگى ندارد.
از وصایاى حضرت امیر ـ علیه السلام ـ نزدیک وفات، این بود که:
« وَ ارْحَمْ مِنْ أَهْلِکَ الصَّغِیرَ وَ وَقِّرِ مِنْهُمُ الْکَبِیر». [11][11]
در خانواده خود به کودکان عطوف و مهربان باش و بزرگترها را احترام کن.
در رساله حقوق امام سجاد ـ علیه السلام ـ بزرگداشت بزرگتر را به دو جهت دانسته:
1. به خاطر بزرگی سنّ او
2. به علت پیشی گرفتن او در اسلام نسبت به کوچکتر..
ایشان علاوه بر این دو امر، برخی از وظایف کوچکتر را نسبت به بزرگتر این چنین بر می شمارند:
«حَقُّ الْکَبِیرِ تَوْقِیرُهُ لِسِنِّهِ وَ إِجْلَالُهُ لِتَقَدُّمِهِ فِی الْإِسْلَامِ قَبْلَکَ وَ تَرْکُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ وَ لَا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ وَ لَا تَتَقَدَّمْهُ وَ لَا تَسْتَجْهِلْهُ وَ إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ احْتَمَلْتَهُ وَ أَکْرَمْتَهُ بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَ حُرْمَتِه.»[12][12]
حق بزرگ احترام او است به خاطر سن او و تجلیل او به خاطر پیشى اسلام او بر تو و باید در موقع خصومت با او مقابل نشوى و در راه از او جلو نیفتى و بر او نادانى نکنى و اگر بر تو نادانى کرد تحمل کنى و براى اسلام و حرمت پیرى، او را محترم شمارى.
-------------------------------------------------------------------------------
[1] . محدثی، جواد؛ از همدلی تا همراهی،ج1، ص129؛ کیهان، تهران، دوم، 1378ش.
[2] . رضى الدین، حسن بن فضل طبرسى؛ مکارم الأخلاق، ص459؛ انتشارات شریف رضى ، قم، چهارم، 1370 ش.
[3] . مجلسى، محمد باقر؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج2،ص152؛ اسلامیه ، تهران.
[4] . فلسفى، محمد تقى؛ الحدیت روایات تربیتى از مکتب اهل بیت،ج3،ص3-4؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1368ش.
[5] . حسن بن ابى الحسن دیلمى؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص 193؛ انتشارات شریف رضى، قم، اول، 1412 ق.
[6] . کفعمی، ابراهیم؛البلد الأمین و الدرع الحصین، ص409.[بی نا، بی جا، بی تا]
[7] . ابو جعفر، محمد بن یعقوب کلینى رازى؛ الکافی، ج2، ص165؛ اسلامیه، تهران، دوم، 1362ش.
[8] . الکافی، ج2، ص658.
[9] . الکافی، ج2، ص658.
[10] . ورام ابن ابى فراس؛ مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)،ج1، ص34؛ مکتبه فقیه، قم، اول،[بی تا].
[11] . محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید؛ أمالی المفید، ص222؛ کنگره شیخ مفید، قم، اول، 1413ق.
[12] . شیخ صدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى؛ الخصال، ج2، ص570؛ جامعه مدرسین ، قم، اول، 1362ش.
در آیه 67 سوره غافر، مراحل خلقت، تکامل و رشد انسان در دنیا مطرح شده است:
«هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»
اوست آن خدایى که شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لخته خونى بیافریده است. آن گاه شما را که کودکى بودید از رَحِم مادر آورد تا به سن جوانى برسید و پیر شوید. بعضى از شما پیش از پیرى بمیرید و در نهایت به سرآمد عمر خود مىرسید؛ و شاید تعقّل کنید!
انسان روزی با کودکی، طراوت بهاری دارد و روزی تابستان داغ جوانی را سپری می کند. یک روز هم، سستی و ضعف نیروها و ریزش برگ های شاداب جوانی، خبر از پاییز عمرمان می دهد و بالاخره یک روز هم، برف پیری بر ارتفاعات سر و صورتمان می نشیند و چهره زمستانی به ارمغان می آورد.[1][1] گریزی از گذر عمر برای نوع بشر نیست؛ آنچه مهم است بهره گیری و استفاده از اوقات است.
پیامبر در نصیحت های خود به ابوذر فرمود:
«یَا أَبَا ذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ وَ غِنَاکَ قَبْلَ فَقْرِکَ وَ فَرَاغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ وَ حَیَاتَکَ قَبْلَ مَوْتِک.»[2][2]
اى ابا ذر پنج چیز را قبل از پنج چیز مغتنم شمار:
جوانى خود را قبل از پیرى
و سلامت را قبل از بیمارى
و ثروت را قبل از ندارى
و فراغت را قبل از گرفتارى
و زندگى را پیش از مرگ.
روزی امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت نمودند و به آنان فرمودند:
«إِنَّکُمْ صِغَارُ قَوْمٍ وَ یُوشِکُ أَنْ تَکُونُوا کِبَارَ قَوْمٍ آخَرِینَ فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ أَنْ یَحْفَظَهُ فَلْیَکْتُبْهُ وَ لْیَضَعْهُ فِی بَیْتِه.»[3][3]
شما صغار و خردسالان گروهى هستید که نزدیک است کبار و بزرگسالان گروه دیگر باشید؛ پس علم و دانش را بیاموزید، و هر که از شما استطاعت و توانایی داشته آن را حفظ و نگهدارى کند باید آن را بنویسد و در خانهاش بنهد (تا خود و دیگران از آن استفاده نموده و بهرهمند گردند).
همچنین امام سجّاد - علیه السّلام- موقعى که با جوانان محصّل برخورد می کرد براى آن که در ادامه تحصیل تشویقشان کند آنان را نزد خود مىخواند و می فرمود:
«مرحبا بکم انتم ودائع العلم و یوشک اذ انتم صغار قوم ان تکونوا کبار آخرین.» [4][4]
امید است همواره در گشایش و راحت باشید. اى محصلین، شما امانت هاى علم و دانشید. امروز نوجوانان این جامعه هستید و به زودی بزرگان جامعه دیگر خواهید بود.
غیر از بهره بردن از عمر در دنیا، باید به فکر بهره برداری برای آخرت نیز بود.. در ارشاد القلوب دیلمی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّى اللَّه علیه و آله ـ نقل شده است که:
«خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى مَلَکاً تَحْتَ الْعَرْشِ یُسَبِّحُهُ بِجَمِیعِ اللُّغَاتِ الْمُخْتَلِفَةِ فَإِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ أَمَرَهُ أَنْ یَنْزِلَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الدُّنْیَا وَ یَطَّلِعَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولَ: یَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِینَ لَا تَغُرَّنَّکُمُ الدُّنْیَا وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِینَ اسْمَعُوا وَ عُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِینَ جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِینَ لَا عُذْرَ لَکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ السِّتِّینَ مَا ذَا قَدَّمْتُمْ فِی دُنْیَاکُمْ لِآخِرَتِکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ السَّبْعِینَ زَرْعٌ قَدْ دَنَا حَصَادُهُ وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِینَ أَطِیعُوا اللَّهَ فِی أَرْضِهِ وَ یَا أَبْنَاءَ التِّسْعِینَ آنَ لَکُمُ الرَّحِیلُ فَتَزَوَّدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الْمِائَةِ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ثُمَّ یَقُولُ لَوْ لَا مَشَایِخُ رُکَّعٌ وَ فِتْیَانٌ خُشَّعٌ وَ صِبْیَانٌ رُضَّعٌ لَصُبَّ عَلَیْکُمُ الْعَذَابُ صَبّا.» [5][5]
خداى تعالى فرشتهاى در زیر عرش آفریده که خدا را با تمام زبان هاى مختلف، تسبیح و تقدیس مىکند؛ پس هر گاه که شب جمعه فرا رسید او را فرمان دهد که بر آسمان دنیا فرود آید و به اهل زمین بنگرد و می گوید:
اى جوانان بیست ساله دنیا شما را فریب ندهد؛
اى سى سالهها بشنوید و بگوش بگیرید؛
ای چهل سالهها سعى و کوشش کنید؛
اى پنجاه سالهها دگر عذرى براى شما نیست؛
اى کسانى که شصت سال از عمرتان گذشته از دنیا چه چیز براى آخرتتان پیش فرستادید؛
اى هفتاد سالهها شما مانند کشت و زراعتى باشید که هنگام درویش رسیده؛
اى هشتاد سالهها خدا را در زمین اطاعت کنید؛
اى نود سالهها هنگام کوچ کردن شما از این دنیا نزدیک شده به فکر زاد و توشه آخرت باشید و توشه برگیرید؛
اى صد سالهها ساعت حرکت شما رسید و شما نمی دانید.
بعد می گوید: اگر پیرمردانى که در رکوعند و جوانان خاشع و کودکان شیر خوار نبودند مسلماً بر شما عذاب خدا مانند باران مىریخت.
بزرگداشت سالمندان:
انسان با گذر عمر رو به ضعف و پیری حرکت می کند.. هر چه سن بالا می رود انسان شکسته تر و نا توان تر می شود. در عوض کسی که عمر خود را در راه اسلام خرج نموده است دارای احترام ویژه ای نزد خدا می شود. در دعای جوشن کبیر یکی از نام های خداوند را این چنین صدا می زنیم:
«یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیر.»[6][6] (اى رحمکننده پیر کهنسال)
در اسلام احترام و بزرگداشت انسان سالمند، یک ارزش است و بسیار مورد تأکید می باشد. از طرفی می توان ارزشی بودن احترام مسلمان سالمند را عرضی دانست؛ به این جهت که او مسلمان است و عمری را بیشتر از کوچکترها در اسلام گذرانده است. چنانچه روایات زیر می توان شاهد بر این امر باشد:
رسول اکرم ـ صلّى اللَّه علیه و آله ـ در باره احترام به مسلمان سالخورده، فرموده است:
« مِنْ إِجْلَالِ اللَّهِ إِجْلَالُ ذِی الشَّیْبَةِ الْمُسْلِم.» [7][7]
یکى از صور تکریم و تعظیم ذات اقدس الهى، احترام و تجلیل سالخوردگان مسلمان است.
رسول اکرم فرمودند:
« مَنْ وَقَّرَ ذَا شَیْبَةٍ فِی الْإِسْلَامِ آمَنَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَة.»[8][8]
کسى که پیر مسلمانى را توقیر و تجلیل نماید خداوند عزّ و جلّ او را از ترس روز قیامت ایمن می دارد.
از طرفی در برخی از روایات احترام به سالمند به خاطر بزرگی سنش، لازم دانسته شده است؛ بنابراین احترام به سالمند یک ارزش ذاتی پیدا می کند.. چنانچه در روایات زیر این مسأله مشاهده می شود:
پیامبر اسلام فرمودند:
«مَنْ عَرَفَ فَضْلَ کَبِیرٍ لِسِنِّهِ فَوَقَّرَهُ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَة.»[9][9]
هر که فضل پیرمردى را به خاطر گذشت سنّ او بفهمد و او را احترام کند، خدا او را از هراس روز قیامت آسوده سازد.
پیرمردى حضور رسول اکرم شرفیاب شد، کسانى که در محضر آن حضرت نشسته بودند مراعات احترام پیرمرد را ننمودند و در جا دادن به او کُندى و تسامح کردند. پیغمبر اکرم از این رفتار بر خلاف ادب ناراحت شد، به آنان فرمود:
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ لَمْ یُوَقِّرْ کَبِیرَنَا.» [10][10]
کسى که به خردسالان ما تفضّل و ترحّم نکند و پیران ما را مورد تکریم و احترام قرار ندهد از ما نیست و با ما بستگى و پیوستگى ندارد.
از وصایاى حضرت امیر ـ علیه السلام ـ نزدیک وفات، این بود که:
« وَ ارْحَمْ مِنْ أَهْلِکَ الصَّغِیرَ وَ وَقِّرِ مِنْهُمُ الْکَبِیر». [11][11]
در خانواده خود به کودکان عطوف و مهربان باش و بزرگترها را احترام کن.
در رساله حقوق امام سجاد ـ علیه السلام ـ بزرگداشت بزرگتر را به دو جهت دانسته:
1. به خاطر بزرگی سنّ او
2. به علت پیشی گرفتن او در اسلام نسبت به کوچکتر..
ایشان علاوه بر این دو امر، برخی از وظایف کوچکتر را نسبت به بزرگتر این چنین بر می شمارند:
«حَقُّ الْکَبِیرِ تَوْقِیرُهُ لِسِنِّهِ وَ إِجْلَالُهُ لِتَقَدُّمِهِ فِی الْإِسْلَامِ قَبْلَکَ وَ تَرْکُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ وَ لَا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ وَ لَا تَتَقَدَّمْهُ وَ لَا تَسْتَجْهِلْهُ وَ إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ احْتَمَلْتَهُ وَ أَکْرَمْتَهُ بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَ حُرْمَتِه.»[12][12]
حق بزرگ احترام او است به خاطر سن او و تجلیل او به خاطر پیشى اسلام او بر تو و باید در موقع خصومت با او مقابل نشوى و در راه از او جلو نیفتى و بر او نادانى نکنى و اگر بر تو نادانى کرد تحمل کنى و براى اسلام و حرمت پیرى، او را محترم شمارى.
-------------------------------------------------------------------------------
[1] . محدثی، جواد؛ از همدلی تا همراهی،ج1، ص129؛ کیهان، تهران، دوم، 1378ش.
[2] . رضى الدین، حسن بن فضل طبرسى؛ مکارم الأخلاق، ص459؛ انتشارات شریف رضى ، قم، چهارم، 1370 ش.
[3] . مجلسى، محمد باقر؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج2،ص152؛ اسلامیه ، تهران.
[4] . فلسفى، محمد تقى؛ الحدیت روایات تربیتى از مکتب اهل بیت،ج3،ص3-4؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1368ش.
[5] . حسن بن ابى الحسن دیلمى؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص 193؛ انتشارات شریف رضى، قم، اول، 1412 ق.
[6] . کفعمی، ابراهیم؛البلد الأمین و الدرع الحصین، ص409.[بی نا، بی جا، بی تا]
[7] . ابو جعفر، محمد بن یعقوب کلینى رازى؛ الکافی، ج2، ص165؛ اسلامیه، تهران، دوم، 1362ش.
[8] . الکافی، ج2، ص658.
[9] . الکافی، ج2، ص658.
[10] . ورام ابن ابى فراس؛ مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)،ج1، ص34؛ مکتبه فقیه، قم، اول،[بی تا].
[11] . محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید؛ أمالی المفید، ص222؛ کنگره شیخ مفید، قم، اول، 1413ق.
[12] . شیخ صدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى؛ الخصال، ج2، ص570؛ جامعه مدرسین ، قم، اول، 1362ش.
ی / 701
ارسال نظرات