مدیر گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه:
تولید علوم جدید باید مبتنی بر مبانی فلسفی پذیرفته شده در جامعه باشد
خبرگزاری رسا ـ مدیر گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: در جامعه اسلامی باید به دنبال علم مبتنی بر حکمت متعالی و صدرایی یا دیگر فلسفههای ریشهدار ملهم از منابع و نصوص دینی بود. در این صورت میتوان انتظار داشت نه یک کارگاه، که کارخانههای تولید علم در جای جای این سرزمین پیریزی شوند.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از واحد خبر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ابوالفضل گایینی، مدیر گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به ضرورت پرداختن به مبانی فلسفی علوم انسانی و علم مدیریت گفت: به دشواری بتوان علم نشأت گرفته از فلسفهای دیگر را در جامعهای با بنیانهای فلسفی دیگر سوار کرد و انتظار بهرهوری و شکوفایی علم و نتیجه آن را در عمل داشت. بنابراین لازم است به دنبال پییزی علمی بود که مبتنی بر مبانی فلسفی سازگار و پذیرفته شده در جامعه مورد نظر باشد.از این روی در جامعه اسلامی، باید به دنبال علم مبتنی بر حکمت متعالی و صدرایی یا دیگر فلسفههای ریشهدار ملهم از منابع و نصوص دینی در این مرز و بوم بود. در این صورت میتوان انتظار داشت نه یک کارگاه، که کارخانههای تولید علم در جای جای این سرزمین پیریزی شوند.
وی در ادامه افزود: در کشور ما، سالهاست که میان اندیشه فلسفی خودی و علم، شکافی عمیق ایجاد شده. قهرمانانی که بتوانند از این شکاف عبور کرده بر بنیان فلسفه اصیل اسلامی، در قلمرو علم، نظریهپردازی کنند، کم پیدا شدهاند؛ و آنها که بتوانند این شکاف را درمان کرده و میان اندیشه فلسفی اصیل این دیار و محصول طبیعی آن یعنی علم ملائمت و پیوند برقرار کنند، بسیار نادرند. روزی که این شکاف پرشود، روند فراوانی و تولید انبوه علم و نظریهپردازی آغاز خواهد شد.
گایینی در ادامه بیان داشت: این که چرا در حوزههای گوناگون علم و به ویژه علوم انسانی این همه فقر نظریهپردازی و طبعاً مصرفزدگی نظریههای دیگران وجود دارد، در همین نکته نهفته است.
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پاسخ به این سئوال که، رویکرد علم مدیریت در این باره چیست افزود: در علم مدیریت نیز درک و فهم دقیق نظریههای مدیریت بدون بررسی بسترهای تاریخی٬ اجتماعی و فرهنگی آن نظریهها که در شکلگیری آنها نقش داشتهاند میسور نیست. بررسی این زمینهها ما را به لایههای عمیقتری در بازشناسی نظریههای مدیریت رهنمون میسازد به گونهای که میتوان جهت و معنای سطوح زیرین بسیاری از گزارههای این نظریهها را شناخت. شناخت مدیریت، بی آن که به ریشهها و دستگاه اندیشگی آن پرداخته شود، شناختی غیرعمیق و شناختی مصرفگرایانه است. شناخت مولّد که بتواند در تولید علم مدیریت سهم و نقشی ایفا کند، مستلزم نگاهی اندیشهورزانه و فلسفی است. در واقع فلسفه علم مدیریت است که قدرت شناخت، نقد و تولید علم به اندیشمند عطا میکند و او را در این فرایند اندیشهورزی وارد، سهیم و دخیل میکند. افزون بر آن، امکان بومی سازی یک اندیشه، و برتر از آن تولید علم بر بنیان اندیشه و فلسفه خودی را ممکن میسازد.
وی ادامه داد: ضروری است با بررسی مبانی فلسفی علوم تجربی به طور عام و علوم انسانی به طور خاص و علم مدیریت بالاخص٬ جایگاه این علوم در بین معرفت بشری بازشناسی شوند و سپس به تبیین مبانی فلسفی اسلامی و تاثیر آن در پیریزی دانشی اسلامی و بومی پرداخته و آبشخورهای معرفتیای را که این دانش از آن تغذیه مینماید٬ شناسانده شود تا هم توجیهی معقول برای چنین دانشی فراهم آید و هم مبادی و لوازم منطقی برای ورود به این دانش شناسایی گردد.
این پژوهشگر علم دینی با تأکید بر اینکه این اندیشه، به هیچ روی، نفی ارزش ذاتی علم و بالاخص علم مدیریت و انکار مفید بودن و استفاده از دستاوردهای ان در کشور ما نیست، به نگرانی از محدودیت امکان استفاده و باقی ماندن در حد مصرفکننده صرف این علوم، اشاره داشت.
گایینی لایههای اساسی و زیرین اندیشه فلسفی علم مدیریت را معرفتشناسی٬ هستیشناسی، انسانشناسی٬ روششناسی و ارزششناسی دانست و گفت: میطلبد که اندیشهورزان حوزوی و دانشگاهی در این حوزه ها وارد شده و تأمّلات لازم را انجام دهند تا از این طریق بتوان به دانشی از مدیریت اسلامی بر گرفته و مبتنی بر این مبانی فلسفی دست یافت./د102
وی در ادامه افزود: در کشور ما، سالهاست که میان اندیشه فلسفی خودی و علم، شکافی عمیق ایجاد شده. قهرمانانی که بتوانند از این شکاف عبور کرده بر بنیان فلسفه اصیل اسلامی، در قلمرو علم، نظریهپردازی کنند، کم پیدا شدهاند؛ و آنها که بتوانند این شکاف را درمان کرده و میان اندیشه فلسفی اصیل این دیار و محصول طبیعی آن یعنی علم ملائمت و پیوند برقرار کنند، بسیار نادرند. روزی که این شکاف پرشود، روند فراوانی و تولید انبوه علم و نظریهپردازی آغاز خواهد شد.
گایینی در ادامه بیان داشت: این که چرا در حوزههای گوناگون علم و به ویژه علوم انسانی این همه فقر نظریهپردازی و طبعاً مصرفزدگی نظریههای دیگران وجود دارد، در همین نکته نهفته است.
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پاسخ به این سئوال که، رویکرد علم مدیریت در این باره چیست افزود: در علم مدیریت نیز درک و فهم دقیق نظریههای مدیریت بدون بررسی بسترهای تاریخی٬ اجتماعی و فرهنگی آن نظریهها که در شکلگیری آنها نقش داشتهاند میسور نیست. بررسی این زمینهها ما را به لایههای عمیقتری در بازشناسی نظریههای مدیریت رهنمون میسازد به گونهای که میتوان جهت و معنای سطوح زیرین بسیاری از گزارههای این نظریهها را شناخت. شناخت مدیریت، بی آن که به ریشهها و دستگاه اندیشگی آن پرداخته شود، شناختی غیرعمیق و شناختی مصرفگرایانه است. شناخت مولّد که بتواند در تولید علم مدیریت سهم و نقشی ایفا کند، مستلزم نگاهی اندیشهورزانه و فلسفی است. در واقع فلسفه علم مدیریت است که قدرت شناخت، نقد و تولید علم به اندیشمند عطا میکند و او را در این فرایند اندیشهورزی وارد، سهیم و دخیل میکند. افزون بر آن، امکان بومی سازی یک اندیشه، و برتر از آن تولید علم بر بنیان اندیشه و فلسفه خودی را ممکن میسازد.
وی ادامه داد: ضروری است با بررسی مبانی فلسفی علوم تجربی به طور عام و علوم انسانی به طور خاص و علم مدیریت بالاخص٬ جایگاه این علوم در بین معرفت بشری بازشناسی شوند و سپس به تبیین مبانی فلسفی اسلامی و تاثیر آن در پیریزی دانشی اسلامی و بومی پرداخته و آبشخورهای معرفتیای را که این دانش از آن تغذیه مینماید٬ شناسانده شود تا هم توجیهی معقول برای چنین دانشی فراهم آید و هم مبادی و لوازم منطقی برای ورود به این دانش شناسایی گردد.
این پژوهشگر علم دینی با تأکید بر اینکه این اندیشه، به هیچ روی، نفی ارزش ذاتی علم و بالاخص علم مدیریت و انکار مفید بودن و استفاده از دستاوردهای ان در کشور ما نیست، به نگرانی از محدودیت امکان استفاده و باقی ماندن در حد مصرفکننده صرف این علوم، اشاره داشت.
گایینی لایههای اساسی و زیرین اندیشه فلسفی علم مدیریت را معرفتشناسی٬ هستیشناسی، انسانشناسی٬ روششناسی و ارزششناسی دانست و گفت: میطلبد که اندیشهورزان حوزوی و دانشگاهی در این حوزه ها وارد شده و تأمّلات لازم را انجام دهند تا از این طریق بتوان به دانشی از مدیریت اسلامی بر گرفته و مبتنی بر این مبانی فلسفی دست یافت./د102
ارسال نظرات