۰۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۳
کد خبر: ۶۶۴۲۶

گزارشی ازنشست آسیب شناسی وضعیت بد حجابی و نحوه اقدامات دستگاههای دولتی

خبرگزاری رسا ـ نشست علمی آسیب شناسی وضعیت بد حجابی و نحوه اقدامات دستگاه های دولتی با حضور کارشناسان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی و حوزه مطالعات زنان برپا شد
حجت‌الاسلام محمدرضا زيبايي نژاد، مدير دفتر مطالعات و تحقيقات زنان


به گزارش خبرگزاری رسا، نشست علمی آسیب شناسی وضعیت بد حجابی و نحوه اقدامات دستگاه های دولتی با حضور کارشناسان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی و حوزه مطالعات زنان برپا شد در این نشست حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد مسؤول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان به تبیین دیدگاه خود دراین موضوع پرداخت.

وی با بیان اینکه دغدغه اصلاح گری نباید مانع فهم درست و به موقع از پدیده های اجتماعی شود افزود:متأسفانه ما عادت کردیم مسائلی را که در کشور پیش می‌آید اصلاح کنیم قبل از آن که آن پدیده را خوب بفهمیم و درست بشناسیم به این جهت است که گاهی باید ملتمسانه از مصلحان اجتماعی و سیاسی ب‌خواهیم که مشکلات و معضلات به وجود آمده رااصلاح درست نکنند بلکه اول آن را خوب بفهمند و به زوایا و جوانبش کاملاً آگاه شوند.

گاهی اوقات تب اصلاح‌گری باعث می‌شود ما اقدامات زیادی بکنیم که تبعات منفی نیز در پی دارد. در بحث پوشش و عفاف نیز همین طور است ما باید قبل از هر چیز به یک تحلیل وضعیت از جامعه خودمان برسیم. در اینجا سؤالات اساسی و مهمی وجود دارد که در دست‌یابی ما به این تحلیل کمک می‌کند به عنوان نمونه این که:پوشش و تحولات پوششی در جامعه ما تحت تأثیر چه عواملی شکل گرفته است؟

بدیهی است که پی بردن به این سیر تحولات و عوامل تأثیر‌گذار در آن، راه حل‌هایی را در برخورد با این پدیده در اختیار ما خواهد گذاشت.

سؤال دیگر این که تصوراتی که از حجاب در ذهن آحاد جامعه است چه مراحل و تطوراتی را پشت سر گذاشته است؟
دوستانی که با دانش روان‌شناسی اجتماعی آشنا هستند می‌دانند که این علم به تأثیرات اجتماع بر شخصیت، روان و رفتار افراد جامعه می‌پردازد. یکی از بحث‌های مطرح شده در این علم این است که ادراکات ما چگونه و تحت تأثیر چه عوامل اجتماعی شکل می‌گیرد؟

در اینجا پرسش این است که تحولات اجتماعی چگونه فهم ما و تحلیل ما را از پدیده‌ها و موضوعاتی چون پوشش و حجاب متحول می‌کند؟

آیا تصویری که دختر من از حجاب دارد با تصویری که از حجاب در گذشته بوده و یا تصویری که در آینده شکل خواهد گرفت یکی است؟ قطعاً‌ این گونه نیست ما وقتی این تصاویر متفاوت را کنار هم می‌گذاریم متوجه یک تغییر اساسی در این تصویر خواهیم شد.

به راستی چه عوامل اجتماعی باعث این تغییر در فهم و تصور از حجاب شده است؟

سوال بعدی این است که تمایلات و احساسات ما تحت تأثیر چه عواملی شکل می‌گیرد و متحول می‌شود؟به عبارت دیگر چه اتفاقی می‌افتد که شخص از نظر ذهنی نسبت به یک موضوع مثل حجاب قانع می‌شود اما از نظر احساسی و رفتاری نه؟

وپرسش بعداین که رفتارهای ما چگونه تحت تأثیر ارزش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد؟
مسول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان در ادامه به بیان سیر تحول فرهنگی پوشش در جامعه اسلامی پرداخته و اشاره کردند:

با یک نگاه تاریخی اگر بخواهیم بحث پوشش را در کشور تبیین کنیم؛ از سال 55 و 56 آهنگ تمایل به حجاب همراه با نزدیک شدن به دوران آغاز انقلاب اسلامی شروع می‌شود، بخصوص در نسل جوان که به دنبال ارائه تصویری از هویت جدید خود هستند. در این دوران شاهدیم که حجاب با نهضت یکی می‌شود و با اوج نهضت صورت‌های کامل آن نیز بروز و ظهور می‌یابد. این تمایل تا اواخر دوران جنگ با همان پررنگی وجود دارد تا این که پس از دوران دفاع مقدس که وارد فضای سازندگی شدیم تحولاتی در فضای فرهنگی، اخلاقی و تربیتی جامعه به وجود آمد که متأثر از نگاه زیربنایی به مقوله اقتصاد بود.

آنچه در این برهه زمانی اهمیت پیدا کرد یافتن یک الگوی سازندگی و تبعیت از آن است.
و طبیعی بود که به دلیل فقدان یک الگوی بومی و متناسب با آرمان‌ها و ارزشهای دینی، الگوهای توصیه شده توسط سازمان‌های جهانی مورد توجه قرار گرفتند، الگوهایی با محوریت اقتصاد که قطعاً پیامدهای منفی نیز در پی خواهند داشت.

از طرف دیگر برای پرهیز از این آثار منفی و دچار نشدن به آفت‌هایی که با مبانی دینی ما ناسازگار بودند ما دست به کار ایجاد تغییرات سطحی و روبنایی در اجرایی و عملیاتی کردن مؤلفه‌های توسعه مدرن شدیم در حالیکه مبانی و پایه‌های تفکر مدرن مانند: مصرف‌زدگی، فرد‌گرایی، رفاه‌طلبی و … هنوز پابرجا بود. اجرایی کردن سیاست‌های توسعه مدرن به معنای اولویت دادن به مفاهیم فوق و به تبع آن هنجارمند کردن آن در فضای اجتماعی شد.

پذیرش یک رفتار، بینش، تمایل و یا احساس به عنوان هنجار بدین معنی است که نفس انسانی در برابر آن حالت تدافعی و پس‌زدگی نداشته و به عنوان ارزش‌ آن را می‌پذیرد.

حجت الاسلام زیبایی نژادبا اشاره به تاثیرات عمیق و جبران ناپذیر فرهنگ مدرنیته افزودند:

نکته‌ای که در این بین نباید از آن غافل شد، که البته مورد توجه متفکرین غربی نیز واقع گشته این است که: «اگر نفس انسانی عادت کند به مصرفی شدن در جوامعی که مصرفی زده‌اند باید بپذیریم که الگوی رفتار جنسی نیز تغییر خواهد کرد» اگرچه این گزاره را نمی‌توان یک قاعده کلی در تبیین خصوصیات نفس انسانی دانست اما فی‌الجمله می‌توان به صحت آن اعتماد نمود.

چون طبیعی است وقتی مدیریت نفس در اداره تمایلات و خواهش‌های خود ولو تنها در یک مورد مثلاً چشم‌چرانی تضعیف شد دیگر توانایی ایستادگی در برابر سایر خواسته‌‌های هوس‌آلود را نخواهد داشت و طبعاً چون نمی‌توان تمامی خواسته‌های نفس را اجابت نمود احساس محدودیت و انحصار به وجود می‌آید. اتفاقی که در کشور ما صورت گرفت این بود که ما با دست خودمان فرهنگ مصرف‌زدگی، اصالت فردیت، شادکامی و رفاه را حتی در نظام آموزشی و علمی خود نهادینه کردیم و حالا توقع داریم این نفس‌‌های انسانی متأثر از این مبانی مدرنیته در برابر خواهش‌های دنیایی و هواهای نفسانی خود در مقوله‌هایی مثل حجاب و عفاف و حفظ حیای عمومی بایستند.

به عنوان مثال بحث امر به معروف و نهی از منکر وقتی در جامعه همه‌گیر و اجرایی خواهد شد که فردگرایی، لذت‌گرایی، رفاه‌طلبی و … هنجار اولی جامعه نباشد پس به نظر می‌رسد توجه به تمایلات ساختاری اجتماعی اهمیت بسیاری دارد.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت نگران کننده خانواده در جامعه امروز گفتند:

نکته دومی که باید به آن توجه کرد این است که فرهنگ حاکم بر خانواده در کشور ما از سلامت کامل برخوردار نیست عوامل متعدد و متفاوتی خانواده را دچار سردرگمی کرده است به عنوان مثال در زمان طاغوت خانواده‌ها می دانستند که نظام آموزش و تحصیلات، فضاهای به اصطلاح فرهنگی، سیاست، اقتصاد و غیره از جو سالمی برخوردار نیستند از این رو تمام همت و تلاش خود را برای اصلاح و تربیت فرزندان خود، خود به عهده می‌گرفتند اما امروز چه؟

خانواده به مفهوم عام خود امروزه در حال تحقیر شدن است و از ساختار درونی متزلزلی برخوردار است. از یک سو نهادهای به اصطلاح مکمل خانواده مثل نهاد علم، رسانه و … با برنامه‌ها و سوگیری‌های خود کارکردهای خانواده را تضعیف می‌کنند و از طرف دیگر تمرکز قدرت و تصمیم‌گیری در درون خانواده نیز از موضع اقتدار برخوردار نیست و در واقع به جای این که همه در خدمت و حمایت از این نهاد تأثیرگذار در آینده جامعه برآیند با اقداماتی اشتباه و از سر بی‌توجهی آینده آن را مخاطره‌آمیز ساخته‌اند.

در این جا نیز غلبه اقتصاد بر فرهنگ و نظام ارزش‌ها و ضعف مهارت‌های موثر در بازتولید خانواده عامل اساسی در به وجود آمدن چنین وضعیتی است.

در بخش پایانی صحبت حجت الاسلام زیبایی نژاد به تبیین اصول و معیارهایی که باید در بحث پوشش مورد توجه جامعه و دستگاههای ذی اثر واقع شود پرداخته و افزودند:

به هر حال باتوجه به هر آنچه گفته شد به نظر می‌رسد که باید اصولی را در نظر گرفت تا در نهایت بتوانیم در بحث حجاب به یک نقطه شروع برسیم این اصول عبارتند از:

1_ پوشش و حجاب باید به عنوان یک مسئله و مشکل ملّی و مردمی در جامعه تلقی می‌شود و از این سطح موجود که تنها دغدغه نخبگان سیاسی و علمی باشد خارج شود یعنی باید تدبیری اتخاذ کنیم تا بتوانیم با مدیریت روانی و احساسی جامعه و تصرف در مبادی میل اجتماعی، حجاب و پوشش مناسب را به یک نیاز و خواسته عمومی تبدیل کنیم.

2_ نهادهای متصدی اجرایی کردن عفاف و حجاب مانند نیروی انتظامی باید از اقتدار کامل برخوردار بوده به ا ین معنی که کل آحاد جامعه این نیرو را به عنوان عاملی مردمی، مدبر و با کفایت بپذیرند و در برابر اقدامات این نهاد استنکاف و وازدگی نداشته باشند.

3_ جامعه باید بپذیرد که باید استانداردهای مورد نظر دین در بحث پوشش بدون تعارف اجرایی شود. متأسفانه در فضای جامعه ما به هر دلیلی این تصور به وجود آمده که بر سر هر چیزی می‌توان معامله کرد این تصور و ذهنیت باید از فضای ذهنی عمومی خارج شود.

4_ در مدیریت موضوع باید هماهنگی وجود داشته باشد، این وضعیت فعلی که هر جا نیروی انتظامی عمل کرد و موفق شد همه ادعا کنند که ما موافق بودیم و حمایت کردیم و مدیریت کردیم و هرجا موفق نبود ادعا کنند که ما از اول هم مخالف بودیم صحیح نیست اگر کاری تصمیم گرفته شده که انجام شود باید همه حمایت کنند.

5_ در بحث حجاب موضع ورود و نقطه تمرکز خودمان را باید مشخص کنیم.

اگر حجاب را به عنوان یک گرایش و رفتار متعبدانه معرفی می‌کنیم پس باید حس عبودیت مردم را تقویت کرده باشیم.
اگر می‌خواهیم به عنوان یک ارزش اجتماعی قلمداد کنیم باید بگذاریم خانواده به عنوان موثرترین نهاد اجتماعی کننده افراد در این راه گام بردارد.

و اگر می‌خواهیم جلوه‌ای قانونی به آن ببخشیم باید روحیه قانون‌‌مداری را فرهنگ غالب اجتماعی کرده باشیم.
و در نهایت این که با توجه به وضعیت موجود و چالش‌های اساسی که ذکر شد نمی‌توان به آینده بحث پوشش در کشور خوش‌بین بود.

7_ اگر بخواهیم به یک نقطه مطلوب در تبیین و اصلاح وضعیت پوشش برسیم علاوه بر دغدغه و حساسیت موجود که البته دینی است باید از نظام تحلیل دینی نیز برخوردار بود در بحث حجاب تا وقتی حساسیت‌ها دین باشد اما در تحلیل آن از اصول و پارادایم دینی تبعیت نکنیم و بر پایه نظریات جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه غربی و غیرتوحیدی به تحلیل موضوع بپردازیم نباید توقع درکی درست از موضوع داشت.

در ادامه جلسه نیز کارشناسان مدعو به ارائه و نقد دیدگاه یکدیگر پرداختند./د102
ارسال نظرات