۲۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲
کد خبر: ۶۸۳۴۴

دیدگاه های کارشناسان درباره مناسبات روحانیت و نسل جوان

خبرگزاری رسا ـ دیدگاه های کارشناسان درباره مناسبات روحانیت و نسل جوان در خبرنامه همایش ملی مناسبات روحانیت و نسل جوان منتشر شده است.
مناسبات روحانيت و نسل جوان
 
به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا،‌ متن زیر حاوی دیدگاه کارشناسان همایش ملی مناسبات روحانیت و نسل جوان است که در خبرنامه این همایش منتشر شده است.
 
اشاره:
متن حاضر برگزیده ای از دیدگاه های دکتر محمد اسحاقی، معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان و حجت الاسلام و المسلمین احمد مبلغی،‌رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است که در پاسخ به این پرسش ها اعلام شده است: 1. ضرورت و اهمیت این همایش را در مقطع کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟ 2. تعامل روحانیت و نسل جوان از سوی چه علل و عواملی دچار آسیب شده است؟ 3. چه راه حل هایی برای بسط و گسترش تعامل میان روحانیت و نسل جوان متصور است؟ 4. روحانیت و نسل جوان را واجد چه آسیب هایی می دانید و علت این آسیب ها را چه می دانید. 5. روحانیت بیشتر به کدایم یک از نیازهای  نسل جوان باید توجه بکند؟ 6. ارزیابی شما از مناسبات روحانیت و نسل جوان در سه دهه گذشته چیست؟

جناب آقای دکتر اسحاقی در خصوص ضرورت و اهمیت این همایش در مقطع کنونی را معتقد بودند که: با توجه به نیازهای متغییر جوانان و گستردگی جمعیت جوانان و تاثیر پذیری آنها از فرهنگ های مختلف باید باز تعریف مجددی از حوزه و نقش و کارکردهای آن در جهان معاصر و کنونی داشته باشیم. چون فرهنگ های رقیب در حال سیطره و افزایش است و به عبارت دیگر فرهنگ های رقیب و مهاجم از نسل جوان ما یارگیری می کنند، پس می طلبد که حوزه نسبت به ارتباط خویش با نسل جوان یک مطالعه مجددی داشته باشد و اگر در این مسیر دچار اختلالات است آنها را برطرف بکند. همچنین اگر امکان ارتباط با مسیرهای جدید ممکن است،‌آن مسیرها را کشف و باز مهندسی نماید.
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مبلغی نیز فرمودند: هر همایشی، فرصتی را فراهم می آورد تا نسبت به موضوع همایش فرهیختگان و صاحبان فکر و اندیشه و قلم گرد هم آیند و از زوایای مختلف آن بحث و موضوع را به بررسی و ارائه بگذارند و احیانا نقد کنند و نهایتا به یک جمع بندی دست پیدا کنند. بنابراین همایش از این جهت که اولا فرصت یک مطالعه برای عده ای نسبت به آن موضوع را فراهم می آورد،‌که این مساله مربوط به قبل از همایش می شود. ثانیا فرصت هم اندیشی ، طرح، نقد و بررسی و گفت و شنود را در این زمینه داخل همایش فراهم می آید و ثالثا امکان دستیابی به یک تفاهم و جمع بندی را به صورت نسبی یا کامل ایجاد می کند. هر همایشی از این جهت مغتنم است.
ایشان همچنین درباره علل و عواملی که باعث آسیب رساندن به تعامل روحانیت و نسل جوان شده اند معتقدند که:
یک علت اش عدم درک متقابل است؛ یعنی روحانی، جوان را نشناخته و در نتیجه اصلا با جوان تعامل نکرده و یا تعامل اش بیشتر متناسب با فضاهای سن و سال بعد از جوان را مبنای روابط و تعامل قرار داده است.
از سویی دیگر جهان امروز در یک تحول تاریخی بی نظیری نسبت به گذشته قرار دارد، به خصوص که همه جهان در ارتباط با هم است و هیچ کشوری از کشورهای دیگر جدا نیست یعنی همه در هم تاثیر و تاثر دارند.
امروزه تحولات اطلاعاتی، اقتصادی، فرهنگی و علمی و همچنین تحولات تکنیکی و صنعتی به صورت سرسالم آوری در حال شکل گیری و تغییر است،‌و در این مسیر جوان در صف مقدم قرار دارد. باید جوان را درک کرد و در صورت عدم درک صحیح و نگاه ثابت به جوان داشتن و بر اساس تجربه های صرفا گذشته با او رفتار و تعامل نمودن باعث می شود جوان اصلا با روحانی ارتباطی نداشته باشد.نکته دیگر درک صحیح جوان از روحانیت است، او هم در چاچوب خاصی می خواهد روحانی را درک بکند، اگر روحانی در آن چارچوب طبیعی نباشد مسلم است که درکش نخواهد کرد. گاهی اوقات علت جدایی کم توفیقی و بد شکل گرفتن مناسبات بین روحانیت و نسل جوان؛ عدم درک مقابل است. چرا که هر دو این قشر از عنصر صداقت برخوردارند و هر دو در صف مقدم انسانهای صادق جامعه قرار دارند.
ولی این صداقت صرفا زمینه ای را فراهم می اورد که اینها با هم دیگر گره بخورند پس جوان خضوع خاصی در برابر روحانی دارد، روحانی هم از دلسوزی ویژه ای برای جوان برخوردار است. اما این صداقت ها فقط یک بستری را ایجاد می کند.
جناب دکتر اسحاقی نیز معتقد بودند که: آسیب اول این است که روحانیت و جوانان هر کدام در یک جزیره جداگانه ای زندگی و تنفس بکنند و با این بعد ارتباط ر قرار نخواهد شد. آسیب دوم اینکه روحانیت و حوزه نیازهای جوان معاصر را به خوبی درک نکند، که این عدم درک نیازها می تواند یکی از مشکلات این ارتباط باشد.
آسیب سوم این است که ارتباط با جوان نباید از دوره جوانی آغاز شود بلکه باید در دوره کودکی و نوجوانی به صورت یک عادت معروف در بیاید و کودکان و نوجوانان با نهال دین و روحانیت آشنا بشوند تا در عرصه جوانی؛‌تربیت دینی با بینش و باور مستحکم تر بشود.
آسیب چهارم این است که در بخش ها و محیط های اجتماعی که جوانان حضور دارند ما نقش آفرینی از روحانیت را نمی بینیم و چون به طور طبیعی این ارتباط شکل نگرفته،‌ارتباطات مقطعی هم تاثیر گذاری کاملی را نخواهد داشت.
آسیب پنجم این است که ما گمان نکنیم با یک نسل گمراه و دور از راه و در بیراهه رفته مواجه هستیم؛‌و این مساله می تواند به صورت عایق و سد ارتباط عمل بکند و این ارتباطات را سلب می کند.
ایشان درباره ارایه راه حل هایی برای بسط و گسترش تعامل میان روحانیت و نسل جوان پیشنهادهایی ارایه دادند: اولین کاری که ما باید انجام بدهیم این است که تلاش بکنیم حوزه و روحانیت را با جوان و نیازها و مقتضیات دوره او به نحو درستی آشنا و اطلاع رسانی داشته باشیم. تا تنها به جوان از منظر جوانی که در حوزه دین یا در مناطق متدین زندگی می کنند ننگرد. بلکه اکثریت غالب افراد جامعه و گروه های مختلف جوانان را که هر کدام از آنها دارای علایق، سلایق، نیازها، عملکردهای مختلف هستند را مد نظر قرار بدهد.
و جناب حجت الاسلام و المسلمین ملبغی فرمودند که بنده این طور پیشنهاد می کنم که ما باید مطالعات علمی را نسبت به نسل جوان شکل بدهیم، زیرا خود شناخت نسل جوان یک رشته مطالعاتی قابل پیگیری است. ما باید نسل جوان را بشناسیم. حالا این شناختن در ابعاد روان شناختی و جامعه شناختی و نیز پیشینه ی نسل جوان در ایران و در کشورهای اسلامی و سابقه ارتباط روحانیت با نسل جوان و همچنین بررسی علل نزدیکی جوانان و روحانیت به خصوص در اوایل انقلاب و وضعیت فعلی این دو قشر و انتظارات نسل جوان امروز، ادبیات تحول یافته در جهان کنونی و... می تواند مورد مطالعه باشد.
طلبه از ابتدا که به حوزه می آید از این خواستگاه که باید با نسل جوان در ارتباط باشد، و مورد تعلیمات و تربیت لازم قرار بگیرد. این مساله راه حل آموزشی و تربیتی نسبت به روحانیت است از طرفی نسل جوان را باید در برنامه آموزش و پرورش و آموزش عالی با روحانیت پیوند و مرتبط کنیم.
حجت الاسلام و المسلمین مبلغی درباره آسیب هایی که متوجه نسل جوان است این گونه تقسیم بندی می کند:
1. آسیب اینکه نسل جوان از ارزشها و فرهنگ اسلامی دور باشد.
2. ضعف اعتمادی و دین باوری است. پس یک بعد اعتقادی دارد و یک بعد فرهنگی. روحانی اگر مشاهده کند که نسل جوان بی میلی نشان می دهد و این مساله از روی ضعف اعتقادی نیست و در ظاهر هم رعایت ارزشها را می کند ولی درون بی میلی نسبت به دین دارد، باید به این موضوع به عنوان یک آسیب بنگرد. چرا که آسیب های متوجه به نسل جوان و روحانیت عمدتا محورش دین و انقلاب اسلامی می شود به لحاظ اینکه مرتبط و برآمده از دین است.
بنابراین اگر نسل جوان بی اعتنا، بی توجه، بی میل و یا شناخت کمی نسبت به انقلاب اسلامی و دین داشته باشد، این مساله آسیب قابل توجهی است.
و جناب دکتر اسحاقی نظر جوانان را درباره آسیب هایی که متوجه روحانیت است اینگونه بیان می کند:
باید از این منظر مطالعه دقیق و عالمانه صورت بگیرد که متاسفانه در این باره مطالعه و و تحقیق علمی انجام نگرفته است. اما وقتی مطالعات دیگری که مخصوصا در بحث نیروهای مرجع و شخصیت های مرود علاقه افراد بررسی و انجام شده مراجعه می کنیم، می بینیم که روحانیت براثر اشتغالات علمی و سایر مسائل، کمتر در محیط هایی که جوانان هستند، حضور پیدا می کنند و به سبب این فاصله، از سوی جوانان حمل بر این می شود که نیازی به روحانیون در این عرصه ها نیست.
مساله دوم: عدم پرداختن به نیازهای جوانان است. احساس می شود کسانی که قصد هدایت این قشر را دارند از نیازهای آنها خبری ندارند و فقط نسخه هایی می پیچند به صورت کلی گویی و از حالت ها و روحیات مخاطب خویش بی اطلاع هستند. همچنین این احساس وجود دارد که روحانیون از مقتضیات دوره جوانی و نسل امروزی آگاهی چندانی ندارند، البته این احساس ها، احساس کاملا درستی نیست و حمل کلی صورت گرفته شده است.
مساله سوم: عدم احساس ایجاد ارتباط با روحانیت در زندگی نسل جوان امروزی است که راهکارش این است که ما ایجاد احساس نیاز بکنیم.
چون احساس عدم نیاز در برخی از جوانان سبب غفلت از زندگی روحانی و معنوی می شود و نیز عدم دریافت پیام های ضروری دینی را منجر می شود و به دنبال این امر ضرر و خسران های مادی و معنوی، دنیایی و اخروی را به بار خواهد آورد.
دکتر اسحاق معتقد است که پیامد حاکمیت، حکومت و مدیریت دینی به هر حال عملکردها را به آن اصالت های دینی پیوند داده است. یکی از آسیب هایی که وجود دارد همین مساله است که عملکرد یک فرد و شخص را به پای کل دین و دینداران می گذارند. از سویی دیگر وقتی چیزی ارزان یا گران می شود و یا مضیقه و تنگناهایی در جامعه به وجود می آید در آن فضای احساسی و هیجانی باعث می شود همه به پای دین گذاشته شود و این مساله بسیار جور و جفا به دین است. ممکن است من به عنوان یک عالم دینی در عملکرد و تصمیم گیری خود دچار خطا و لغزش هایی باشم که این مساله در پیش چشم یک عده پذیرفته شده نیست. بخشی از پیوندهای حاکمیت دینی و روحانیت امر لابد منه است. اما بعضی از آسیب ها را می توان مدیریت، اصلاح و کنترل نمود. یعنی در بخشی از پست ها اگر ورود روحانیت ضروری نیست، نباید وارد بشوند تا از این طریق نظام و حاکمیت اسلامی بخواهد هزینه هایی را پرداخت نماید مثلا کج کارکردی ها و مشکلات به وجود آمده از سوی دیگران به پای روحانیت نوشته می شود.
از نظر حجت الاسلام والمسلمین مبلغی روحانیت باید به دو نیاز عمده جوانان توجه خاص داشته باشد.
نیازهای نسل جوان را که در نظر می گیریم دو قسم است: یک نیازهایی که در جایگاه و چارچوب دین معنی و مفهوم پیدا می کنند و به نظرم نیاز اعتقادی از همه بیشتر است، بعد نیاز فرهنگی و در مرتبه بعد نیاز فقهی اولویت دارند و در هم تاثیر دارند.
دوم این است که نیازهای نسل جوان به عنوان جوان دارد و باید روحانیت در این زمینه توجه لازم را بکند و آن اینکه جوان بیکار نباشد. بیکاری ام الامراض است، افسردگی و بی اعتنایی به دنبال خودش می آورد و آن شادابی جوانی را که باید در خدمت خودش، و خانواده جامعه باشد از دست می دهد.
دکتر احساقی برای بسط و گسترش تعامل میان روحانیت و نسل جوان پیشنهاداتی ارایه دادند:
اولین کاری که ما باید انجام بدهیم این است که تلاش کنیم حوزه و روحانیت را با جوان و نیازها و مقتضیات دوره او به نحو درستی آشنا و اطلاع رسانی داشته باشیم.
پس هر چه ما تلاش کنیم حوزه با جوان و جوانی و مقتضیات آن آشنا بشود این مساله یک سیاست و راهبرد تلقی می شود ، و برای این موضوع راهکارهای مختلفی را می شود تعریف نمود. یکی از راهکارها برگزاری دوره های جوان پژوهی برای طلاب است، همچنین انجام مطالعات ، پژوهش و ایجاد رشته های مرتبط با این مساله در دستور کار روحانیت قرار بگیرد و نیز برگزاری این نوع همایش ها و هم اندیشی ها کمک شایانی می تواند به ما بکند. از سویی دیگر جوانان را با حوزه آشنا بکنیم. معرفی و شناخت علماء و مفاخر دین، سبک زندگی در مدارس و حجره ها، نحوه درس خواندن طلاب، تلاشی که برای یادگیری انجام می دهند و ... به هر حال برای جوانان ما بسیار جاذبه دارد.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی تعامل بین روحانیت و نسل جوان را در سه دهه گذشته این گونه بیان می کند:
شاید هیچ گاه در طول تاریخ معاصر، جوان و روحانی این قدر که در ابتدای انقلاب اسلامی به هم گره خورده بودند، ارتباطی صورت نگرفته است. فاصله ها کم شده بود، علایق یکی بود و با هم دیگر کار می کردند، بنابراین انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند.
شما تصور نکنید در انقلاب اسلامی، فرضا یک قشر خاصی نقش داشته بلکه همه قشرها و مردم نقش فعال داشتند. جوان موتور اصلی انقلاب بود و علت اش این بود که با روحانی گره خورده بود پس به این ترتیب ما یک دوره طلایی بسیار درخشان و پر از تشعشع را داریم. باز نسل جوان و روحانیت در عرصه جهاد و سازندگی و در شرایط سخت جنگ با هم ارتباط تنگاتنگی داشتند که در این دوره ارتباطات مثبت و سازنده حرف اول را می زند. اما بعدا یک مقدار حالت تنزل و افول این روابط پیدا نمود، تنزل از این جهت که دایره جوانان مرتبط با روحانیت کمی محدود تر شد یعنی مثل دوران انقلاب اسلامی فراگیر نبود، این یک آسیبی بود که رخ داد.
البته از یک بعدی هم جوانانی هستند که به خصوص آن بعد معنوی قابل بروز در عرصه های مختلف را از خود نشان می دهند مثلا اعتکاف در مساجد و ... ولی اشکال این است که اینها فراگیر نیست.
پس آن ارتباطاتی را که روحانیت با جوانان دارد، ارتباطات فراگیری نیست. برای این مسایل باید فکری کرد. از سویی دیگر ارتباط روحانیت با آن بخش هایی که با آنها در ارتباط است یک ارتباط فراگیر و گسترده نیست، یعنی ارتباط الگو به آن معنای دقیق کلمه و ارتباطی که برآورنده همه نیازها یا عمده نیازهای جوانان باشد که این دو قشررا به هم گره بزند و تحولات عظیم را منجر بشود، در آن حد نیست.


دکتر اسحاقی نیز در این باره این گونه بحث می کند:
نسل اول: که انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی (ره) و روحانیت با تلاش و مجاهدت اقشار مختلف مردم بوجود آوردند، مناسبات بسیار نزدیک، سازنده و پویایی را با روحانیت برقرار نمودند.
نسل دوم: هم یک لبه بزرگ از نسل اول را به همراه دارد و هم همین مناسبات را به روحانیت داشتند.
نسل سوم: احتیاج به برنامه و تعریف صحیح مناسبات و عمق بخشیدن به ارزشها و هنجارها بر اساس هوشمندی، هدف مندی و نظام مندی مناسب است که متاسفانه عفلت و مقصوری صورت گرفته شده است.
وی در پاسخ به این سئوال که تاثیر سازمان ملی جوانان در این خصوص و جایگاه آن را در پیوند نسل جوان با روحانیت را چطور ارزیابی می کنید؟ می گوید:
سازمان ملی جوانان در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان خود، موضوع ارتباط جوانان با دین و با حوزه و روحانیت را جزو مسایل مهم و اساسی اش تلقی می کند بنابراین مطالعات و پژوهش های خاصی در این رابطه انجام داده، همین همایش نکته بارز آن است.
همچنین دوره جوان پژوهی را برگزار کردیم و مضافا بر آن بحث رشته مطالعات جوانان، در مقطع دکتری حوزه را توانستیم سرفصلهایش را تنظیم بکنیم، و مقدمات کار هم در شورای عالی حوزه تصویب شده است و ان شاء الله برگزاری این همایش بتواند گامی خیر و شروع فصلی مستمر و با برنامه در این خصوص باشد./ د 103




ارسال نظرات