بررسی رویکرد شیعیان به امامت امام جواد در نوجوانی
خبرگزاری رسا ـ روزنامه خراسان شماره دیروز در صفحه اندیشه خود مطلبی با موضوعیت امامت، امام محمد تقی (ع) منتشر کرده است.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، متن این یادداشت در ذیل منتشر شده است.
امامت امام جواد(ع) در حالی که حدودا ۷ یا ۸ ساله بود، اضطراب و ابهام شیعیان را به دنبال داشت و آنان را با آزمایش عقیدتی سختی رو به رو کرد. بنا به شواهد تاریخی از عاشورا به بعد معمولا دوره انتقال امامت از یک امام به امام دیگر، با مشکلاتی روبه رو می شد و بنا به دلایلی این زمان فرصت مناسبی را برای اظهار وجود مدعیان امامت فراهم می آورد.
همین امر سبب می شد تا پیروان مکتب اهل بیت (ع) در آغاز امامت ائمه اطهار (ع) با اختلاف و چنددستگی و تحیر و سرگشتگی برای مدت کوتاهی مواجه شوند و تا استقرار کامل امام جدید و کناررفتن غبار شبهه و تردید از اذهان، کشتی شیعه اندک زمانی متلاطم شود. این تردید و کشمکش ها چنان جدی و سهمناک بود که می توان گفت، تقریبا تمام انشعابات و فرقه های شیعی در این دوره ها پدید آمدند. چنان که کیسانیه در ایام امامت امام زین العابدین (ع)، زیدیه در ایام امامت امام باقر(ع)، اسماعیلیه و فطحیه در عصر امامت امام موسی کاظم (ع) و واقفیه در دوره امامت امام رضا(ع) پدید آمدند. این انشعابات درحالی بود که پیامبر اعظم (ص) تمام ائمه (ع) را به نام مشخص کرده بود و هر امام نیز بارها و در فرصت های مناسب، جانشین پس از خود را به اصحاب و یاران خویش معرفی و حجت را بر شیعه تمام می کرد.
با این همه به خاطر پراکندگی شیعیان، تقیه شدید اصحاب- به علت فشار بیش از حد طاغوت های زمان و خلفای ستمگر اموی و عباسی- و عوامل دیگر، در دوره انتقال امامت مشکلاتی در میان شیعه پدید می آمد. این فشارها گاه چنان بود که امام (ع) مجبور می شد برای حفظ جان جانشین خود، چند نفر را به عنوان جانشین معین کند. همان گونه که امام صادق (ع) ۵نفر را به عنوان وصی خویش تعیین کرد که یکی از آنان منصور دوانیقی خلیفه مقتدر عباسی بود. اما شیعه در آغاز امامت امام جواد(ع) با مشکلی روبه رو شد که تا پیش از آن سابقه نداشت. اگر پیروان مکتب اهل بیت (ع) در عصر امامت امامان پیشین با ظهور مدعیان و انشعابات و انحرافات فرقه ای روبه رو می شدند، در آغاز امامت امام جواد (ع) با مسئله خردسالی امام جواد(ع) مواجه شدند.
در این زمان با وجودی که مکتب امامت استحکام یافته و اندیشه اعتقادی شیعه درباره الهی بودن منصب امامت و علم امام (ع)، نهادینه شده بود، در عین حال، پذیرش امامت امام جواد از سوی برخی از شیعیان با ابهام و تردید روبه رو شد و اضطراب و نگرانی نسبتا شدیدی در میان بزرگان شیعه پدید آمد.
از این رو جمعی از بزرگان شیعه در بغداد گرد هم آمدند و به چاره جویی پرداختند. چنان که در کتاب های روایی آمده است، ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمدبن حکیم، عبدالرحمن بن حجاج و یونس بن عبدالرحمن با گروهی از معتمدین شیعه در خانه عبدالرحمن بن حجاج گردهم آمدند و در سوگ امام رضا(ع) به گریه پرداختند. در این میان یونس بن عبدالرحمن به آنان گفت: دست از گریه بردارید، باید دید امر امامت را چه کسی عهده دار می شود؟ و تا این کودک (امام جواد(ع)) بزرگ شود مسائل خود را از چه کسی باید بپرسیم؟ در این هنگام ریان بن صلت به او اعتراض کرد و در حالی که به سروصورت او می زد، با خشم گفت: تو نزد ما تظاهر به ایمان می کنی و شک و شرک خود را پنهان می داری؟! اگر امامت او از جانب خدا باشد حتی اگر طفل یک روزه باشد مثل پیرمرد صدساله خواهد بود و اگر از جانب خدا نباشد، حتی اگر صدساله باشد، چون دیگران یک فرد عادی خواهد بود ... نتیجه این نشست آن شد که چون موسم حج نزدیک بود، ۸۰ نفر از بزرگان فقها و علمای بغداد و شهرهای دیگر رهسپار حج شدند و به قصد دیدار ابوجعفر(ع) عازم مدینه شدند و چون به مدینه رسیدند به خانه امام صادق(ع) که خالی بود، رفتند و روی زیرانداز بزرگی نشستند. در این هنگام عبدا... بن موسی عموی حضرت جواد(ع) وارد شد و در صدر مجلس نشست. یک نفر بپا خاست و گفت: این پسر رسول خداست هرکسی سوالی دارد از او بپرسد.
چند نفر از حاضران سوالاتی پرسیدند که وی پاسخ های نادرستی داد... شیعیان متحیر و غمگین شدند و قصد رفتن کردند و گفتند: اگر ابوجعفر(ع) می توانست جواب مسائل ما را بدهد، عبدا... بن موسی نزد ما نمی آمد و جواب های نادرست نمی داد. در این هنگام دری از صدر مجلس باز شد و غلامی به نام «موفق» وارد مجلس شد و گفت: این ابوجعفر است که می آید، همه بپا خاستند و از ایشان استقبال کردند و به امام سلام دادند.
امام(ع) وارد شد و نشست، همه ساکت شدند. آن گاه سوال های خود را با امام (ع)، در میان گذاشتند و گفتند: عموی شما چنین فتوا داد... سوال های بزرگان شیعه از امام (ع) و پاسخ های قانع کننده امام (ع) اطمینان شیعه را به امامت امام جواد(ع) به دنبال داشت و ابرهای تیره ابهام و تردید را کنار زد. این قضیه به اختلاف در برخی کتاب ها نقل شده است. کلینی در کتاب اصول کافی ج ۲ نقل می کند که: «گروهی از شیعیان از شهرهای دور آمدند و از امام جواد(ع) اجازه تشرف گرفتند و خدمتش رسیدند و در یک مجلس ۳۰هزار مسئله از او پرسیدند، حضرت به آن ها جواب داد و در آن زمان ده ساله بود». البته در ذیل این حدیث شارحان کافی با توجه به این که پاسخ دادن به ۳۰هزار مسئله در یک مجلس عادتا ممکن نیست، به توجیه آن پرداخته اند. این روایت تا حدی ابهام و اضطراب شیعه نسبت به امامت امام جواد(ع) در خردسالی را نشان می دهد و بیان گر آن است که آنان برای رفع تردید و ابهام، رنج سفر را بر خود هموار کرده به مدینه آمده و خدمت امام (ع) مشرف شده اند.پرسش ۳۰هزار مسئله در یک مجلس هم که دست کم نشان دهنده تعداد بسیار پرسش هاست، به وضوح آشکارمی کند که آنان می خواستند از امامت امام جواد(ع) مطمئن شوند و نگرانی خود را از خردسال بودن امام (ع) برطرف کنند.
خردسالی امام (ع) مسئله روز شیعه
خردسالی امام (ع) مسئله روز شیعه
علاوه بر این روایات دیگری نیز نقل شده است که حکایت از دشواربودن پذیرش امامت امام جواد(ع) در خردسالی دارد. در کتاب کافی ج ۲ ص ۲۲۲ از یکی از اصحاب امام (ع) نقل شده است که وی خدمت امام (ع) می رسد و حرف و حدیث شیعه را درباره خردسالی امام (ع) به ایشان گزارش می دهد. او می گوید: به امام گفتم: مردم درباره خردسالی شما سخن می گویند (انهم یقولون فی حداثة سنک) امام (ع) در پاسخ به مواردی استناد می کند که برخی از انبیاء در سن کودکی به نبوت برگزیده شدند. امام می فرماید: «همانا خدای تعالی به داود وحی کرد که سلیمان را جانشین خود کند درحالی که او کودکی بود که گوسفند می چرانید. عابدان و دانشمندان بنی اسرائیل او را نپذیرفتند.
خدا به داود وحی کرد که عصاهای معترضان و عصای سلیمان را بگیر و در خانه ای بگذار و با خاتم های مردم مهرش کن. فردا عصای هر کس (مانند درخت سبزی ) برگ دار و میوه دار شد، او جانشین است. داود (ع) این خبر را به آن ها گفت ( و چون فردا عصای سلیمان را سبز دیدند ) گفتند: راضی شدیم و پذیرفتیم.» در روایتی دیگر نیز یکی دیگر از اصحاب اعتراض مردم را به امام (ع) منتقل می کند و می گوید: آقای من! مردم به خردسالی شما اعتراض دارند، فرمود: چه اعتراضی دارند؟ در صورتی که خدای عزوجل به پیامبرش فرموده است: « قل هذه سبیلی ... بگو این است راه من که من و هر که پیرو من است از روی بصیرت به سوی خدا می خوانم » (یوسف/۱۰۸) به خدا سوگند کسی جز علی (ع) از اوپیامبر پیروی نکرده و او ۹ سال داشت و من هم ۹ ساله ام.»هم چنین علی بن اسباط می گوید: امام محمدتقی(ع) را دیدم که به طرف من می آمد من نگاهم را به او تیز کردم با دقت به او نگریستم و به سر و پایش نگاه می کردم تا اندازه قامتش را برای اصحاب مصری (شیعیان مصر) خود توصیف کنم، در آن میان که آن حضرت را ورانداز می کردم، امام (ع) نشست و فرمود: ای علی! خدا حجت درباره امامت را به مانند حجت درباره نبوت آورده و فرموده است: «حکم نبوت را در کودکی به او دادیم» (و آتیناه الحکم صبیا ) « و چون به رشد رسید » (و لما بلغ اشده) « و به چهل سالگی رسید » ( و بلغ اربعین سنه) پس رواست که به شخصی در کودکی حکمت داده شود (چنان که به یحیی داده شد ) و رواست که در چهل سالگی داده شود ( چنان که به حضرت یوسف داده شد ) .در حقیقت امام (ع) در پاسخ خود امامت را هم چون نبوت منصبی الهی می شمارند که ممکن است در کودکی به کسی اعطا شود و ممکن است در بزرگی.
زمینه سازی امام رضا(ع) برای امامت جوادالائمه (ع)
زمینه سازی امام رضا(ع) برای امامت جوادالائمه (ع)
در میان ائمه (ع) چنین معمول بوده ا ست که هر امامی پیش از رحلت، جانشین خود را به اصحاب خاص معرفی می کرده است. گاهی اوقات هم خود شیعیان از امام(ع) درخواست آشنایی با جانشین امام(ع) را می کرده اند. اما در مورد جانشین امام رضا(ع) مسئله قدری متفاوت شد زیرا امام رضا (ع) تا سال های آخر حیات خود فرزندی نداشتند و همین امر دغدغه هایی را در میان شیعیان ایجاد کرده بود.
چون طبق سنت مرسوم، امامت به فرزند امام(ع) می رسید و نه به برادران ( به استثنای امام حسین(ع) ). از این رو گرچه امام رضا(ع) برادران بسیاری داشتند اما تا اواخر عمر فرزندی نداشتند. بدین خاطر مسئله جانشینی امام رضا(ع) بیشتر با امام رضا(ع) مطرح می شد. روایاتی که در این باره باقی مانده است به خوبی گویای این امر است.شیخ مفید (ره) در کتاب «ارشاد» از صفوان بن یحیی نقل می کند که به حضرت رضا(ع) عرض کردم: پیش از آن که خداوند حضرت ابی جعفر (ع) را به شما بدهد از شما (راجع به امام پس از خود ) می پرسیدیم و شما می فرمودید: خدا پسری به من خواهد داد و اکنون خدا این پسر رابه شما داده و دیدگان ما را به واسطه او روشن کرد. صفوان در ادامه از امام می پرسد که اگر پیشامدی شد به چه کسی پناه ببریم و امام ما کیست؟ امام رضا(ع) با دست خود به پسر خردسالشان ابی جعفر(ع) اشاره کرد که در جلو امام ایستاده بود. صفوان از کودکی امام جواد(ع) متعجب می شود و می پرسد: «قربانت گردم این که (کودک خردسالی است و فقط ) سه سال از عمرش گذشته است؟ امام رضا(ع) در پاسخ پیامبری عیسی(ع) در خردسالی را یادآور می شود و می فرماید: خردسالی او چه زیانی به امامت او می زند ( در حالی که امامت منصبی الهی است ) همانا عیسی کمتر از سه سال داشت که به پیامبری مبعوث شد.»
در حدیثی دیگر از امام رضا(ع) در مورد امام پس از خود پرسش می شود، امام (ع) می فرماید: شما چه احتیاجی به این مطلب دارید؟ (چرا نگرانید) این ابوجعفر است که به جای خود نشانده و مقام خود را به او واگذار کرده ام. آن گاه امام (ع) به الهی بودن منصب امامت اشاره می کند و مطرح نبودن سن را متذکر می شود. امام می فرماید: « ماخاندانی هستیم که خردسالان ما از بزرگسالان ما بدون کم و کاستی ارث می برند ( یعنی چنان چه بزرگسالان علم را به ارث برند خردسالان ما نیز بدون هیچ گونه تفاوتی علم را از بزرگسالان ارث می برند ) متن جمله امام (ع) چنین است: انا اهل بیت یتوارث اصاغرنا اکابرنا القذة بالقذة ».دغدغه جانشینی امام رضا(ع) به خاطر نداشتن فرزند به مسئله ای قابل توجه درآمده و به دستاویزی برای خرده گیری برایشان تبدیل شده بود.
در حدیثی دیگر از امام رضا(ع) در مورد امام پس از خود پرسش می شود، امام (ع) می فرماید: شما چه احتیاجی به این مطلب دارید؟ (چرا نگرانید) این ابوجعفر است که به جای خود نشانده و مقام خود را به او واگذار کرده ام. آن گاه امام (ع) به الهی بودن منصب امامت اشاره می کند و مطرح نبودن سن را متذکر می شود. امام می فرماید: « ماخاندانی هستیم که خردسالان ما از بزرگسالان ما بدون کم و کاستی ارث می برند ( یعنی چنان چه بزرگسالان علم را به ارث برند خردسالان ما نیز بدون هیچ گونه تفاوتی علم را از بزرگسالان ارث می برند ) متن جمله امام (ع) چنین است: انا اهل بیت یتوارث اصاغرنا اکابرنا القذة بالقذة ».دغدغه جانشینی امام رضا(ع) به خاطر نداشتن فرزند به مسئله ای قابل توجه درآمده و به دستاویزی برای خرده گیری برایشان تبدیل شده بود.
شیخ مفید در ارشاد نقل می کند ابن قیاما واسطی که واقفی مذهب بود، نامه ای به امام رضا(ع) نوشت و نداشتن فرزند را بر امام (ع) خرده گرفته بود. مفید می نویسد: ابن قیاما واسطی نامه ای به حضرت رضا(ع) نوشت و در آن نامه چنین بود که: چگونه تو امامی با این که فرزندی نداری؟ حضرت رضا (ع) پاسخ دادند: «تو از کجا دانستی که من فرزند ندارم! به خدا این روزها و شب ها نگذرد (و عمر من به سر نرسد ) جز این که خداوند پسری به من بدهد که میان حق و باطل را جدا کند.»حساسیت اصحاب به مسئله جانشینی و فرزند نداشتن امام رضا(ع) به حدی بود که پس از تولد امام جواد (ع) به دلیل این که رنگ آن حضرت گندم گون بود زیرا از جهت مادر به اهل نوبه ( واقع در جنوب مصر و سودان ) منتسب بود و تا اواخر عمر نیز فرزندی نداشت، بحث قیافه شناسی و انتساب حضرت جواد(ع) به امام رضا(ع) مطرح شد تا جایی که خاندان امام (ع) قیافه شناسی را آوردند و او به درستی گواهی داد که امام رضا(ع) پدر این فرزند یعنی امام جواد(ع) است. این جریان در کتاب کافی جلد دوم نقل شده است.
چه بسا همین دغدغه ها بود که پس از تولد امام جواد (ع) حضرت رضا ( ع ) از ایشان به عنوان مولود پربرکت یاد کردند.به هر حال گرچه خردسالی امام جواد(ع) هم برای شیعیان مسئله ساز شد اما تلاش معقول و منطقی آنان اعتقادشان را به امامت مستحکم تر کرد و پیروان مکتب اهل بیت (ع) با هدایت واعجاز علمی امام جواد (ع) توانستند به خوبی از آزمایش عقیدتی سربلند بیرون آیند. از این رو زمانی که امام دهم (ع) در سن کودکی به امامت رسید، هیچ گونه واکنشی را بر نینگیخت و همین امر زمینه پذیرش امامت امام عصر (عج) در سن ۵ سالگی را نیز فراهم کرد.
برای دیدن متن این یادداشت در روزنامه خراسان اینجا کلیک کنید./د103
ارسال نظرات