۲۸ آبان ۱۳۸۸ - ۰۰:۴۱
کد خبر: ۶۸۵۵۰

گزارشی از همایش جایگاه فلسفه اسلامی در ایران معاصر در مشهد

خبرگزاری رسا ـ همزمان با سالروز رحلت علامه طباطبایی و به منظور بزرگداشت روز جهانی فلسفه، همایش «جایگاه فلسفه اسلامی در ایران معاصر» در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.
گزارشی از همایش جایگاه فلسفه اسلامی در ایران معاصر در مشهد
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همزمان با سالروز رحلت علامه طباطبایی و به منظور بزرگداشت روز جهانی فلسفه، همایش «جایگاه فلسفه اسلامی در ایران معاصر» با حضور آیت الله مصباح یزدی و دکتر محمد(گری) لگنهاوزن، استاد فلسفه غرب در دانشگاه امریکا 26 آبان در سالن اجتماعات دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.

حجت الاسلام محمدمهدی مسعودی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در آغاز این نشست اظهار داشت: در پایان دهمین قرن هجری، فلسفه ای در حوزه اندیشه اسلامی به ظهور پیوست که جلوه ای تازه و عرصه ای نوین در برابر تأملات عقلانی بشر پدید آورد و از آن پس در هم آمیزی فلسفه یونان، اشراق، عرفان با متون وحیانی، بنیاد رفیع فلسفه ای را بنا نهاد که مدار همه مذاکرات فلسفی در ایران و کانون شرح و تفسیر فیلسوفانه همه اندیشمندان قرار گرفت.

وی افزود: فلسفه صدرایی دریافت فراتر از حکمت یونانی و نگاه اشراقی است؛ گویا همه اینها هست و هیچکدام این ها نیست، در ساحت فراخ حکمت متعالیه، عناصری بنیادین در کارند که شاکله آن را بنا نهاده و آن را از مکاتب اشراق و مشاء تمایز داده اند.
 
حجت الاسلام مسعودی تصریح کرد: در سده های اخیر، تنها نظام فلسفی زنده و پویا که توانسته به عنوان یک از سرچشمه های فکری این سرزمین تلقی شود، حکمت صدرایی است که کارآمدی آن در قرن اخیر در ایجاد نوعی چالش واقع گرایانه با دستاوردهای تفکر فلسفی غرب، رو به افزایش بوده و به همت و تلاش دانش آموختگان بزرگی همچون استاد مطهری و علامه طباطبایی حاصل آمده است.

رییس دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی ابراز داشت: کارآیی ویژه سیاسی اجتماعی آن را نیز صریحا در برپایی انقلاب اسلامی شاهد هستیم لذا شناخت فکر و شخصیت توانای فیلسوفان بزرگ این مکتب از جمله علامه طباطبایی می تواند در تبیین اندیشه های دین پژوهی معاصر مؤثر باشد.


در پایان این نشست دکتر لگنهازون به سؤالات حاضران پاسخ گفت؛

سؤال: چرا فلسفه اسلامی مانند فلسفه غرب بر جامعه شناسی و روانشناسی تأثیرگذار نبوده است؟

دکتر لگنهاوزن: یک حالتی میان دانشجویان ایران نسبت به علوم جامعه و روانشناسی پیدا شده که فکر می کنند اگر می خواهند کار علمی در این رشته ها انجام دهند، باید نسبت به ارزش ها و وجود خدا بی طرف شوند، چون کار علمی با پیش داوری، کار علمی نیست.

طبق تعریف آیت الله مصباح یزدی، در فلسفه اسلامی جواب اصلی را در قرآن داریم و می دانیم که چه چیزی را می خواهیم اثبات کنیم آیا این پیش داروی نیست؟

ما می خواهیم کار علمی بدون پیش داوری انجام دهیم، یک راهش بی طرف شدن نسبت به ارزش ها و اعتقادات دینی است و راه دیگر صریح گفتن پیش فرض ها و سپس استفاده از برهان و استدلال برای اثبات آن.

می توانیم پیشرفت های چشمگیری در روانشناسی اسلامی داشته باشیم.


سؤال: آیا فلسفه اسلامی قابلیت زایش اندیشه نویی مثل حکمت متعالیه را در خود دارد یا نه؟

دکتر لگنهاوزن: چرا نه؟ امید من همین است؛ آن طور که من به فلسفه اسلامی نگاه می کنم، نکات والا و برجسته دارد که هر که در این سیر فکری کار می کند، از یک جهت می توانیم بگوییم که در فلسفه اسلامی کار می کند پس اگر کسی می خواهد بگوید که من اصالت وجود و حرکت جوهری را قبول نمی کنم، نتیجه اش این می شود که خارج از فلسفه اسلامی می رود.

بسته به این است که از چه استدلالی استفاده می کند، با توجه به فلسفه ملاصدرا اشکال پیدا نمی شود ولی اگر می خواهد رد کند که فلسفه اسلامی هیچ فایده ای ندارد آنچه مهم است در اینجا، برنامه تحقیق است، تا وقتی فکر کنیم که این برنامه تحقیق که در فلسفه اسلامی شروع شده را می توانیم کار کنیم و ادامه دهیم، موفق هستیم.

سؤال: برخی معتقدند خدایی که فلسفه اثبات می کند، غیر از خدایی است که وحی اثبات می کند، نظر شما چیست؟

دکتر لگنهاوسن: در اروپا سؤالی شبیه این داشتم و پاسخ دادم که به اعتقاد من فقط یک خدا هست پس یک خدای فلسفه و یکی در دین نیست؛ منظورم این است که در فلسفه اگر هم درباره خدا اشتباه می کنند، باز هم نشان نمی دهد که این ها به خدای دیگری اعتقاد دارند، درباره خدا بحث می کنند ولی اشتباه بحث می کنند مثل تفاسیر علما از قرآن و روایات که متفاوت است. /÷202
ارسال نظرات