امام محمد تقی و شبهات مطرح شده در خصوص امامت ایشان
خبرگزاری رسا ـ سید محمد حسینی با انتشار یادداشتی در خبرگزاری صدای افغان به بررسی شبهات مطرح شده در خصوص امامت امام محمد تقی (ع) پرداخته است.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، متن این یادداشت بدین شرح است:
سید محمد حسینی
امروز بار دیگر، آسمان، مرثیه خوان هجران عزیزی دیگر از خاندان مصطفی است. هجران آیینه جمل و جلال الهی، حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) که دوران حیات کوتاه خویش، از کودکی تا شهادت، یک پارچه وقف تبلیغ معارف بود و همچون نیاکان پاکزادش ،جان بر سر مردمان نهاد.
نهمین پیشوای معصوم، بنا به روایتی در تاریخ 15 یا 19رمضان سال 195 هجری در مدینه متولد شده اند اما برخی دیگر از روایات .لادت آن بزرگوار را دهم رجب ذکر کرده اند که دعای ناحیه مقدسه« اللهم انّی أسألکَ با لمولودین فی رجبٍ محمد بن علیٍ الثانی و ابنهِ علی بن محمدٍ المنتجبِ»[1] مؤید همین قول است.
اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه آن بزرگوار ابو جعفر و القاب شریفش تقی و جواد و مختار و منتجب، مرتضی، قانع و عالم است. ایشان تحت تربیت پدرش امام رضا (علیه السلام) و در دامان پر فضیلت بانوی پرهیزگاری به نام سبیکه به شکوفایی و شکوهمندی رسید و آماده پذیرش و انجام وظیفه بزرگ الهی گردید.
امام محمد تقی (علیه السلام) هنگام وفات پدر بنا به اقوال مختلف تاریخی 7 یا ۸ ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری مقام امامت به ایشان انتقال یافت اما از آنجا که جواد الائمه (علیهالسلام)، نخستین امامی بود که در سنین کم به این منصب الهی دست مییافت، شاید این سئوال به ذهن متبادر شود که آیا ممکن است یک انسان در چنین سن کمی به آن حد از کمال رسیده باشد که بتواند جانشین پیامبر خدا گردد و بار مسئولیتهای ایشان را بر دوش گیرد؟ آیا در امتهای گذشته نیز چنین چیزی سابقه داشته است؟ و آیا این امر برای جامعه مسلمین، ناگهانی و غیر مترقبه نبوده است؟
در پاسخ به پرسش های فوق که هدف اصلی این نوشتار است، می توان به نکات ذیل اشاره نمود:
بهطور معمول و بر اساس قواعد طبیعی، رسیدن به دوران شکوفایی عقل و جسم و بروز تواناییهای فکری و روحی مستلزم گذشت زمان است. اما یقینا خداوند به عنوان کسی که خود قواعد طبیعی را بر جریان امور عالم حکم فرما نموده، تواناتر از آن است که خود در محدودیت قواعد طبیعی گرفتار آید.
به بیان دیگر منعی وجود ندارد که خداوند بنا به مصالحی خاص، زمان لازم برای دستیابی به شکوفایی فکری را برای عده ای از بندگان خویش کوتاه ساخته و در سالهای کمتری خلاصه کند و امکان وقوع این امر در مورد عموم انسانها وجود دارد.
علاوه بر این مطلب، هنگام بحث در مورد پیامبران و امامان باید متوجه نکته ظریف دیگری نیز بود و آن برگزیدگی این گروه از سوی خداوند است که خداوند در قرآن کریم در آیه 33 سوره آل عمران با ذکر عبارت « ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین » ( همانا به حقیقت ، خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید) به آن اشاره دارد. این آیه مؤید این مطلب است که آنان از ابتدای خلقت، به واسطه عنایت خاص خدا و خارج از محاسبات مادی و اسباب و علل ظاهری، حداقل ویژگیهای لازم برای کسب این مناصب را دارا بودهاند.
در مورد سابقه تاریخی این گونه اتفاق ها، باز هم قرآن مجید راهگشا بوده و به رسالت حضرت یحیی (علیهالسلام) اشاره کرده و میفرماید:« به یحیی خطاب کردیم تو کتاب آسمانی مارا به قوت فراگیر و به او در سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم »[2]. همچنین در جای دیگری از قرآن، از حضرت عیسی (علیهالسلام)، نمونه میآورد که در همان نخستین روز تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود در مقابل سخنان ناروا دفاع کرد، این در حالیاست که بهطور معمول حدوداً دوازده ماه زمان لازم است تا طفل زبان به سخن بگشاید. گذشته از این، آنچه از دهان این نوزاد خارج میشود [3]، آن سان حکیمانه است که به سخنان حکیمان بزرگسال میماند.
با توجه به موارد فوقالذکر، حضرت رضا (علیهالسلام)، خود به این امر آگاه بوده و در جهت آشنا کردن فضای ذهنی عموم مسلمانان، علیالخصوص شیعیان و محبین، تلاشهایی را صورت داده بودند. به عنوان مثال طبقروایتی که در کتاب ارشاد شیخ مفید نقل شده است، یکی از یاران حضرت رضا (علیهالسلام)، میگوید:« در خراسان و در محضر امام رضا (علیهالسلام)، حاضر بودیم. فردی پرسید: مولای من، اگر پیش آمدی رخ داد، به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام فرمود: به فرزندم ابوجعفر و چون آن فرد سن حضرت جواد را کم شمرد، حضرت رضا (علیهالسلام) به او فرمود: خداوند عیسی بن مریم را در سنی کمتر از سن ابوجعفر، رسول، پیامبر و صاحب شریعت تازه قرار داد»
علی رغم آنچه در مورد امکان دست یابی یک انسان در سنین خردسالی به مناصب بزرگ الهی گفته شد و نیز کوشش حضرت رضا (علیهالسلام) در جهت تغییر الگوی ذهنی جامعه، مستندات تاریخی نیز گویای این مطلب است که به دلیل تازگی و بداعت این اتفاق، در ذهن مردمی که از معارف امامان قبلی دور بوده و از تعلیمات کافی بهره مند نشده بودند، سؤالاتی پیش آمد. به همین جهت و با انگیزه حقیقتیابی و کشف تکلیف، شیعیان اجتماعاتی تشکیل دادند و در دیدارهای خود با حضرت جواد (علیهالسلام)، پرسش هایی مطرح کردند تا از رهگذر این آزمایش، امام خویش را بشناسند و از وجود علم امامت نزد وی اطمینان حاصل کنند. امام نیز که بنا به مشی روشن گر و اطمینان بخش خود، بدون هیچ ابایی در این جلسات حضور مییافتند، از سویی با بیان پاسخهای قانعکننده و بدیع به سؤالات مطرح شده از سوی علما و فقها، به عنوان نمایندگانی از عموم مردم، آنان را قانع کرده و موجبات اطمینان قلبی آنها را فراهم میآوردند واز سوی دیگر ضمن تثبیت جایگاه ولایت و امامت سبب هدایت حق جویان و آشکار ساختن سستی گفتار ستمگران می شدند تا اینکه دشمنان نتوانستند فعالیت های علمی و درخشش حضرت امام جواد(علیه السلام) را تحمل کنند و نسبت به جایگاه خود احساس خطر می کردند و سرانجام در آخرین روز ماه ذیقعده سال 220 هجری قمری ایشان را مسموم کرده و به شهادت رساندند.
سید محمد حسینی
امروز بار دیگر، آسمان، مرثیه خوان هجران عزیزی دیگر از خاندان مصطفی است. هجران آیینه جمل و جلال الهی، حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) که دوران حیات کوتاه خویش، از کودکی تا شهادت، یک پارچه وقف تبلیغ معارف بود و همچون نیاکان پاکزادش ،جان بر سر مردمان نهاد.
نهمین پیشوای معصوم، بنا به روایتی در تاریخ 15 یا 19رمضان سال 195 هجری در مدینه متولد شده اند اما برخی دیگر از روایات .لادت آن بزرگوار را دهم رجب ذکر کرده اند که دعای ناحیه مقدسه« اللهم انّی أسألکَ با لمولودین فی رجبٍ محمد بن علیٍ الثانی و ابنهِ علی بن محمدٍ المنتجبِ»[1] مؤید همین قول است.
اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه آن بزرگوار ابو جعفر و القاب شریفش تقی و جواد و مختار و منتجب، مرتضی، قانع و عالم است. ایشان تحت تربیت پدرش امام رضا (علیه السلام) و در دامان پر فضیلت بانوی پرهیزگاری به نام سبیکه به شکوفایی و شکوهمندی رسید و آماده پذیرش و انجام وظیفه بزرگ الهی گردید.
امام محمد تقی (علیه السلام) هنگام وفات پدر بنا به اقوال مختلف تاریخی 7 یا ۸ ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری مقام امامت به ایشان انتقال یافت اما از آنجا که جواد الائمه (علیهالسلام)، نخستین امامی بود که در سنین کم به این منصب الهی دست مییافت، شاید این سئوال به ذهن متبادر شود که آیا ممکن است یک انسان در چنین سن کمی به آن حد از کمال رسیده باشد که بتواند جانشین پیامبر خدا گردد و بار مسئولیتهای ایشان را بر دوش گیرد؟ آیا در امتهای گذشته نیز چنین چیزی سابقه داشته است؟ و آیا این امر برای جامعه مسلمین، ناگهانی و غیر مترقبه نبوده است؟
در پاسخ به پرسش های فوق که هدف اصلی این نوشتار است، می توان به نکات ذیل اشاره نمود:
بهطور معمول و بر اساس قواعد طبیعی، رسیدن به دوران شکوفایی عقل و جسم و بروز تواناییهای فکری و روحی مستلزم گذشت زمان است. اما یقینا خداوند به عنوان کسی که خود قواعد طبیعی را بر جریان امور عالم حکم فرما نموده، تواناتر از آن است که خود در محدودیت قواعد طبیعی گرفتار آید.
به بیان دیگر منعی وجود ندارد که خداوند بنا به مصالحی خاص، زمان لازم برای دستیابی به شکوفایی فکری را برای عده ای از بندگان خویش کوتاه ساخته و در سالهای کمتری خلاصه کند و امکان وقوع این امر در مورد عموم انسانها وجود دارد.
علاوه بر این مطلب، هنگام بحث در مورد پیامبران و امامان باید متوجه نکته ظریف دیگری نیز بود و آن برگزیدگی این گروه از سوی خداوند است که خداوند در قرآن کریم در آیه 33 سوره آل عمران با ذکر عبارت « ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین » ( همانا به حقیقت ، خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید) به آن اشاره دارد. این آیه مؤید این مطلب است که آنان از ابتدای خلقت، به واسطه عنایت خاص خدا و خارج از محاسبات مادی و اسباب و علل ظاهری، حداقل ویژگیهای لازم برای کسب این مناصب را دارا بودهاند.
در مورد سابقه تاریخی این گونه اتفاق ها، باز هم قرآن مجید راهگشا بوده و به رسالت حضرت یحیی (علیهالسلام) اشاره کرده و میفرماید:« به یحیی خطاب کردیم تو کتاب آسمانی مارا به قوت فراگیر و به او در سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم »[2]. همچنین در جای دیگری از قرآن، از حضرت عیسی (علیهالسلام)، نمونه میآورد که در همان نخستین روز تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود در مقابل سخنان ناروا دفاع کرد، این در حالیاست که بهطور معمول حدوداً دوازده ماه زمان لازم است تا طفل زبان به سخن بگشاید. گذشته از این، آنچه از دهان این نوزاد خارج میشود [3]، آن سان حکیمانه است که به سخنان حکیمان بزرگسال میماند.
با توجه به موارد فوقالذکر، حضرت رضا (علیهالسلام)، خود به این امر آگاه بوده و در جهت آشنا کردن فضای ذهنی عموم مسلمانان، علیالخصوص شیعیان و محبین، تلاشهایی را صورت داده بودند. به عنوان مثال طبقروایتی که در کتاب ارشاد شیخ مفید نقل شده است، یکی از یاران حضرت رضا (علیهالسلام)، میگوید:« در خراسان و در محضر امام رضا (علیهالسلام)، حاضر بودیم. فردی پرسید: مولای من، اگر پیش آمدی رخ داد، به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام فرمود: به فرزندم ابوجعفر و چون آن فرد سن حضرت جواد را کم شمرد، حضرت رضا (علیهالسلام) به او فرمود: خداوند عیسی بن مریم را در سنی کمتر از سن ابوجعفر، رسول، پیامبر و صاحب شریعت تازه قرار داد»
علی رغم آنچه در مورد امکان دست یابی یک انسان در سنین خردسالی به مناصب بزرگ الهی گفته شد و نیز کوشش حضرت رضا (علیهالسلام) در جهت تغییر الگوی ذهنی جامعه، مستندات تاریخی نیز گویای این مطلب است که به دلیل تازگی و بداعت این اتفاق، در ذهن مردمی که از معارف امامان قبلی دور بوده و از تعلیمات کافی بهره مند نشده بودند، سؤالاتی پیش آمد. به همین جهت و با انگیزه حقیقتیابی و کشف تکلیف، شیعیان اجتماعاتی تشکیل دادند و در دیدارهای خود با حضرت جواد (علیهالسلام)، پرسش هایی مطرح کردند تا از رهگذر این آزمایش، امام خویش را بشناسند و از وجود علم امامت نزد وی اطمینان حاصل کنند. امام نیز که بنا به مشی روشن گر و اطمینان بخش خود، بدون هیچ ابایی در این جلسات حضور مییافتند، از سویی با بیان پاسخهای قانعکننده و بدیع به سؤالات مطرح شده از سوی علما و فقها، به عنوان نمایندگانی از عموم مردم، آنان را قانع کرده و موجبات اطمینان قلبی آنها را فراهم میآوردند واز سوی دیگر ضمن تثبیت جایگاه ولایت و امامت سبب هدایت حق جویان و آشکار ساختن سستی گفتار ستمگران می شدند تا اینکه دشمنان نتوانستند فعالیت های علمی و درخشش حضرت امام جواد(علیه السلام) را تحمل کنند و نسبت به جایگاه خود احساس خطر می کردند و سرانجام در آخرین روز ماه ذیقعده سال 220 هجری قمری ایشان را مسموم کرده و به شهادت رساندند.
1. مفاتیح الجنان، دعای هر روز ماه رجب
2. سوره مبارکه مریم آیه 12.
3. سوره مبارکه مریم آیات 30 تا 32.
2. سوره مبارکه مریم آیه 12.
3. سوره مبارکه مریم آیات 30 تا 32.
د 103
ارسال نظرات