۱۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰
کد خبر: ۶۹۸۱۰

ولایت و توبه حضرت آدم

به قلم آیت‌الله موسوی جزایری
آيت الله موسوي جزايري

1. ولایت و توبه حضرت آدم (ع)
«فَتَلَقّی آدَم مِن رَبّهِ کَلَمَات فَتَابَ عَلَیه إنّهُ هُوَ التّوّاب الرَحِیم»
حضرت آدم از پروردگار کلماتی تلقی نمود ، پس بر او توبه نمود که اوتوبه پذیر رحیم است . حال دقیقاً محل بحث اینجاست که آن کلمات چه کلماتی بوده است ؟ روایات غالب در این باب همان گونه که بزرگان اهل سنت نیز گفته اند عبارت از : اسامی مقدّس خمسه طیبه بودند .از جمله این بزرگان : -1 علامه مغازلی شافعی در کتاب مناقب با سلسله سندش از ابن عباس نقل میکند : (سئلَ النَبی عن الکَلَمَات الّتی تَلَقّاهَا آدَم مِن ربّه فَتاب علیه ، قَال: سَئله بحقّ مُحَمّد و علیٍّ و فَاطمَة و الحَسَن و الحُسین أن لا تُبطی علیّ ، فَتَابَ علیه ) -2 علامه بیهقی : در کتاب دلائل النبوّه ، این را از قول خلیفۀ ثانی عمر بن الخطاب نقل می کند : (رَوَی عُمَر بِن الخَطَّاب قَالَ آدم : أسئَلُکَ بِحَقّ مُحَمّد وَ آله أن غَفَرتَ لِی ) حضرت آدم خدا را خواند بحق محمّد و آل محمّد تا خطای او را ببخشد. -3 علامه ابن عساکر در کتاب مسندش . -4 علامه سیوطی در تفسیر الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور -5 و در کتاب جمع الجوامعش . -6 علامۀ کاشفی در معارج النّبوه . -7 علامۀ قندوزی در ینابیع الموده . -8علامه نطنزی در خصائص العلویه . او اضافه می کند ، پس از آن که توبه حضرت آدم به برکت این اسماء خمسه قبول شد ، حضرت آدم انگشتری برای خودش درست نمود و روی نگین آن نام محمّد(ص) و علی (ع) را حک کرد.
نتیجه بحث: این است که حضرت علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام افرادی عادی نبوده اند و نمی توان آنان را در سطح سایر مسلمانان و همدوش با آنان دانست. آنان انوار مقدس و مبارکی بوده اند در عالم ملکوت قبل از خلقت آدم که حتی فیض آنان به انبیا الهی هم رسیده است، پس چگونه می توان دیگری را برآنان مقدم کرد و با وجود آنان دیگری را جانشین رسول خدا(ص) دانست.
 
 2.جان فشانی حضرت علی (ع) در بستر پیامبر (ص)
(ومن النّاسَ مَن یَشری نفسه إبتغاء مَرضَات الله وَ الله رئُوف بالعباد) بعضی مردمند که ازجان خود در راه رضای خدا می گذرند و خدا دوست دار چنین بندگانی است.که دلالت مستقیم برمسئلۀ ولایت دارد. خدای تبارک و تعالی درمقام ستایش می فرماید : که ما بندگانی داریم که این ها حاضرند جان شیرین خویش را در راه تحصیل رضای خدا از دست دهند . به اجماع مفسرین شأن نزول آیه، وجود مقدّس حضرت امیر (ع) می باشد و دربارۀ داستان لیلة المبیت است .
 امّاناقلین : 1.امام احمد بن حنبل که یکی از ائمه اربعه اهل سنت می باشد درکتاب مسند خویش آورده و این آیه را به حضرت امیر (ع) تفسیرنموده است . 2. ابن صباغ مالکی در کتاب الفصول المهمه . 3. حجت الاسلام غزالی در کتاب احیاء علوم الدّین . 4. ابن هشام در سیره اش . 5. حلبی در سیره اش . 6. طبری در تاریخش . 7. ابن جوزی در تذکرة الخواص . 8. ابن ابی الحدید المعتزلی از استادش نقل می کند : (قد ثبت بالتَواتر حَدِیث الفراش و لا یجحده الّا المجنُون ، قَد رَوی المُفسّرون کلّهم إنّ قول الله : (و من النّاس من یشری ...) قَد أنزَلت فِی شَأن عَلی إبنِ أبیطالب (ع) لیلةالمَبیت عَلی الفراش، همه مفسرین متفق اند که این آیه در شأن حضرت علی بن ابیطالب (ع) به هنگام خوابیدن در بستر پیامبر (ص) نازل شده است.
حال تتمه مطلب را از قول مفسرین عامه پی می گیریم : 1. ثعلبی در تفسیرش آورده است : (أََوحی الله تعالی إلی جبرئیل و میکائیل إنّی آخَیت بینکُما و جَعلت عُمرَ أحَدکمَا أطوَل مِن الآخَر) پروردگار در عالم اعلی خطاب به جبرئیل ومیکائیل فرمود : که من شما دو ملک مقرب را باهم برابر کردم و می خواهم عمر یکی بیش از دیگری باشد (فَأیکما یؤثّرصاحبه ) کدام یک از شما ترجیح می دهد که زودتر از دنیا برود (فأختارَ کُلّ مِنهمَا الحیاة ) هر کدام عمر بلند را اختیار نمود (أوحَی الله عَلیهمَا ألّا کُنتما مثل علی بن أبیطالب ، آخَیتُ بَینهُ و بین رَسُولِه) خداوند به آنها فرمود: بین علی و محمد عقداخوت بستم و حضرت علی (ع) جان خودش را در اختیار برادرش قرار داد (الافنام علی فراشه یَفدیه بنَفسه ، إهبِطُوا إلی الارض ) حالا از آسمان فرود آئید (فَاحفظاهُ من عدُوّه) . او را از دشمنش حفظ نمائید ، (فَنَزلا فکان جبرائیل عند رَأسه و میکائیل عند رجله ) در کتب اهل سنت این مطلب مسلّم است از باب مثال در احیاء العلوم حجت الاسلام غزالی و در تفسیر ثعلبی و غیرها که قبلاً ذکر کردیم.پس خداوند به فرشتگانش فرمود ، از بندگانم درس بگیرید که چگونه جان فشانی می کنند .
نتیجه بحث: شایسته ترین فرد برای ولایت عامه و امامت مسلمین علی بن ابیطالب است ، چرا که جان ، محبوب ترین امر نزد هر انسانی است و تقدیمش در راه خدا نشان دهنده کمال ایمان است . یعنی عاشق موت فی سبیل الله است. در میان مردم کسانی بودند که هرگاه طبل جنگ نواخته می شد پا به فرار می گذاشتند . در جنگ بدر و احد و حنین و ... مورخین نیز ذکر کرده اند که عده ای پا به فرار می گذاشتند که منشأ آن چیزی جز حب نفس نیست . اگر امر دائر باشد بین حب نفس و حب الله ، آیا کسی که مبتلا به حب نفس است باید امام شود یا کسی که حب الله تمام وجود او را فرا گرفته است ؟ او که در راه خدا تمامی شهواتش سوخته و ذوب گشته است ، واضح است که آنی که حب الله، منیّتی برایش نگذاشته است ، شایسته ترین فرد برای امامت و خلافت امت است .
 
3.موّدت به اهل بیت پیامبر (ص)
(...قُل لا أسألُکُم عَلیه أجرَاً إلّا المَوَدّة فِی القُربی ...) ای پیامبر به امت بگو، من برای رسالت اجری نمی خواهم ، فقط مزد من ، دوستی و مودت با نزدیکانم است .در شأن نزول این آیه ، جمعی از اعلام فرمودند : «جمعی از اصحاب نزد پیامبر رسیدند و عرض داشتند ، اگر مشکلات مالی پیدا کردید ما آماده ایم بدون هیچ قید و شرطی مال و ثروت خویش را تمام و کمال در اختیار شما گذاریم و آنچه برمی دارید برای ما شیرین تراز آن چیزی است که باقی می گذارید . سپس این آیه شریفه نازل شد» قربی چه کسانی بودند که این چنین مورد سفارش رسول الله هستند ؟ پاسخ های مختلفی به این سؤال داده شده است . برخی از منحرفین که نتوانستند فضایل اهل بیت را تحمل نمایند ، راه دیگری را رفتند ، سخن دیگری گفته اند که چون سخن به درازا می کشد ، متعرض آن نمی شویم . علمای شیعه و سنت ، روایات متواتری در این باره گرد آوری نموده اند .
امّا اهل سنت: 1. صحیح بخاری ، اهل سنت معتقدند که چند کتابند که از نظر اعتبار تالی تلو قرآن اند ، اوّلین آنها صحیح بخاری است در آن کتاب آمده است منظور از قربی ، قربای آل محمد(ص) است 2. احمد حنبل بزرگ حنبلی ها کتابی دارد بنام فضائل الصحابه، در این کتاب آیه شریفه را که نقل کرده روایتی نیز در تفسیر آن نقل نموده است :‌(قیل یَا رَسُول لله (ص) مَن قِرَابَتُک ألّذِین وَجَبَت عَلَینَا مَوَدّتَهُم ، قَال : عَلِیّ وَ فَاطِمَة وَ إبنَاهُمَا ، قَالَهَا ثَلاثَاً) از رسول خدا سؤال شد که نزدیکان شما چه کسانی اند که محبت نمودن به آنها بر ما واجب گشته است ، حضرت در پاسخ فرمودند : علی و فاطمه و دو فرزندشان و این مطلب را سه بار تکرار نمود .مرحوم آیت الله مرعشی نجفی ، کتاب خیلی مفصّلی نوشته اند ، حدوداً 25 جلد حواشی بر کتاب احقاق الحق قاضی نورالله شوشتری است . این کتاب احقاق الحق نقدی است بر کتابی که آن کتاب ردّی بر کتاب کشف الحق و نهج الصدق علامۀ حلّی است . در این کتاب این روایت از عدۀ زیادی نقل شده است که فرصت ندارم همه را نقل نمایم . فقط به برخی اشاره می کنم . 1. محمّد ابن جریر طبری در تفسیرش . 2. حاکم نیشابوری در مستدرک . 3. زمخشری در تفسیر کشّاف . 4. خطیب خوارزمی در مقتل الحسین . 5. امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب . 6. ابن طلحۀ شافعی در کتاب مطالب السؤول . 7. سیوطی در تفسیر الدّر المنثور .
نتیجه بحث: اینها را که کنار هم می گذاریم ، نتیجه این می شود ، رسول خدا چیزی را از آنها می خواهد که نفع آن به خود مردم باز می گردد . این نفع عبارت از راهی برای ارتباط با خداست . آن وقت در سوره شوری ، این مصداق را مشخص کرده است . و آن این که پس از رحلت رسول خدا (ص) ارتباط زمین با آسمان قطع نشود . اهل بیت (ع) جاده ارتباطی مردم با خدایند . البته بعنوان اوصیاء پیامبر چگونه می شود که حضرت ختمی مرتبت ، مردم را بدون وصی و جانشین گذاشته باشد . پس مزد رسالت پیامبر این است که دنباله سعادت شما قطع نشود ، به راهتان ادامه دهید. پیامبر می فرماید: . اگر به سخنان اهل بیتم گوش فرا دهید و به آنها ظلم و ستم روا ندارید ، آنان می توانند شما را به خدا برسانند . پس این آیه دلالت دارد که اهل بیت (ع) واجب الطاعه اند و حجت پروردگارند و معصیت آنها معصیت پروردگار است .
 
4.صلوات بر پیامبر (ص) و خاندانش (ع)
(إنّ الله وَ مَلائِکَتَه یُصَلّوُن عَلَی النَبی یَا أیّهَا الذِینَ آمَنُوا صَلّوا عَلیه وَ سَلّمُوا تَسلِیمَا ) بدرستی که خداو فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند پس ای کسانی که ایمان آورده اید بر او سلام و درود فرستید . احادیث فراوانی پیرامون این آیه شریفه از طریق خاصه و عامه نقل شده است، اجمالا مضمون روایات این است: سؤال شد از رسول اکرم (ص) : «یَا رَسُول الله عَرفنَا کَیفَ نُسَلّم عَلَیک أمّا لا نَعلَم کَیفَ نُصَلّی عَلَیک » یعنی سلام دادن بر شما را میدانیم اما کیفیت صلوات فرستادن را نه ؟ رسول اکرم (ص) در پاسخ فرمودند : « قُولُوا اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّد و آل مُحَمّد، کَمَا صَلَّیتَ عَلَی إبرَاهِیم وَ آل إبرَاهِیم إنّکَ حَمِید مَجِید» اینگونه بگویید : پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی تو حمید و مجید هستی . درباره این که صلوات بر محمد و آل محمد باید همراه با آل او باشد منابعی از اهل سنت به این شکل نقل نموده است: 1. شافعی در مسندش . 2. بخاری در صحیحش . 3. مسلم در صحیحش . 4 .حاکم در مستدرک . 5. خطیب بغدادی در تاریخ بغداد . 6. واحدی نیشابوری در اسباب النزول 7. بغلی در معلم التنزیل . 8. امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب . 9 . قرطبی در تفسیرش .
رسول اکرم (ص) تنها اکتفا به دستور به صلوات ننمود بلکه نهی از ترک آن نیز نمود . فرمود : « لَا تُصَلّوا علیّ الصَلَاةَ البَترَاء » یعنی صلوات مقطوع (ناقص) نمی خواهم .« قَالُوایَارَسُول الله وَ مَا الصَلَاة البَترَاء » گفتند ای رسول خدا صلوات مقطوع (ناقص)چیست؟ حضرت فرمود : « أن تُصَلّـوا عَـلَیّ وَ تُمسِکُوا » یعنی اینکه به من صلـوات بفرستید وتوقف کنید « بَل قُولُـوا: اللّهـُمّ صَـلّ عَلَی مُحمّـد وَ آل مُحمّد » پس بگویید خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست.
نتیجه بحث: در صورتی که آل محمد یعنی حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و دیگر امامان معصوم در چنان جایگاه رفیعی قرار دارند که همه مسلمانان موظفند همانگونه که به رسول خدا(ص) درود می فرستند به آنان نیز درود بفرستند، چگونه می توان دیگران را با آنان مساوی دانست، تاچه رسد که العیاذ بالله دیگری را بر آنان مقدم داشته و بعد از وفات پیامبر پیشوای مسلمانان بدانند، این با هیچ عقل سلیمی سازگار نیست.

5.اهل بیت (ع) مصداق صادقین
(یَا أیّهَا الّذینَ آمَنُوا اتّقو الله وَ کُونُوا مَعَ الصَادِقِین ) ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای خدا پیشه سازید و با راستگویان باشید . . مصداق اتم واکمل این آیه حضرت علی (ع) و اهل بیت گرامی رسول خدایند. .بزرگان اهل سنت نیز این آیه را به حضرت علی (ع) و اهل بیت (ع ) تفسیر نموده اند . برخی تعبیر به محمّد و آل محمّد نموده اند . برخی به علی و آل علی تفسیر نموده اند . برخی به : (ألائَمَة مِن أهل البِیت) تفسیر نموده اند. مقتضای استدلال نیز همین است. چرا که اگر مقصود از آیه صرف راستگویی زبانی است که آن تکلیف شرعی است و باید به این شکل بیان می فرمود : (کُونُوا مِنَ الصَادِقِین) و حال آنکه اینگونه بیان ننموده است ! بلکه پیروی ازصادقین منظور است زیرا فرموده است (و کونوا مع الصادقین) که مصداق آن اهل بیت می باشند . علامه مرعشی نجفی در تعلیقات مفصّل خویش بر احقاق الحق این منابع را در تأیید این تفسیر از منابع اهل سنت نقل نموده است : 1.العلامة الثعلبی درکتاب تفسیرش . 2. العلامة الگنجی فی کفایة الطالب . 3.العلامة سبط ابن الجوزی در کتاب تذکرة الخواص . 4.خطیب خوارزمی در کتاب فضائل علی (ع) 5.علامة سیوطی : الدر المنثور . 6.علامة شوکانی در تفسیرش . 7.سلیمان قندوزی در ینابیع المودة . بیان سبط ابن جوزی و آن چه که میان همه مشهور است ، نشان می دهد که تفسیر آیه به حضرت علی (ع) و اهل بیت (ع) مربوط است و به این شکل بین تمامی علمای اهل سنت مورد اتفاق نظر است. او می گوید : (قَالَ عُلَمَاءِ السِیَر : مَعنَاهُ : کُونُوا مَعَ عَلِی (ع) وَ أهلَ بَیتِه ) یعنی دانشمندان سیره و تاریخ این را گفته اند که معنای آیه حضرت علی (ع) و اولاد طاهرینش است.
نتیجه بحث: در این آیه مبارکه خداوند امر فرموده است به پیروی از خاندان وحی(علی و اولادش) و این دستور نسبت به جمیع زمان ها و مکان ها عمومیت دارد. بنابراین مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا(ص) وظیفه داشته اند از اهل بیت تبعیت کنند و از مسیر آنان جدا نشوند. امروز هم همه چنین وظیفه ای دارند و باید دستورات دین خود را از آن بزرگواران بگیرند نه از دیگران.

6.شهادت حضرت امیر (ع) عِدل شهادت پروردگار
(وَیَقُول الذِینَ کَفَرُوا لَستَ مُرسَلاً قُل کَفَی بِالله شَهِیداً بَینِی وَ بَینَکُم وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتَاب) و کسانی که کافرند خواهند گفت که تو رسول نیستی به آنها بگو که همین کافی است که پروردگار و آن کس که دارای علم کتاب است شهادت به رسالتم می دهند . اسناد اهل سنت : علامه حلی میفرمایند : (روی الجمهور انه علی ابن ابیطالب) یعنی جمع کثیری از اهل سنت آیه را بر علی بن ابیطالب حمل نموده اند. در احقاق الحق مقداری از این اسناد بیان شده است : (رواه الثعلبی فی تفسیره من الفریقین . انّ النبی (ص) قال : إنّما ذلکَ عَلی بِن أبیطالب (ع) وَ رَوَاهُ السِیُوطی فِی کِتاب الاتقان ) ثعلبی در تفسیرش هم از شیعه و هم از اهل سنت این مطلب را نقل می کند .
مرحوم علامه مرعشی نجفی در آن تعلیقه مفصل خویش بر احقاق الحق ، منابع زیادی از اهل سنت ارائه نموده است ، که آنها نیز این آیه را به حضرت علی (ع)تفسیر نموده اند . 1. و منهم القرطبی فی تفسیره . 2. و منهم العلامه الترمذی فی المناقب المرتضویة 3. و منهم الشیخ سلیمان القندوزی الحنفی فی ینابیع المودة . اما منابع شیعه : 1. رواه الکافی و بصائر الدرجات عن مولانا الباقر (ع) : ایّانا عَنّا وَ عَلِیٌّ أوّلِنا وَ أفضَلِنَا وَ خَیرِنا بَعدَ النَبی ) یعنی مقصود مائیم و علی اول و افضل و بهترین ماست پس از پیامبر . 2. در مجمع البیان مرحوم طبرسی : عین همین حدیث را از زبان امام صادق (ع) بیان نموده است .طبرسی در احتجاجش باز روایتی دارد که : (سَئَلَ رَجُلٌ عَلِیَّ بِن أبیطَالِب عَن أفضَل مَنقَبةٍ لَه ، فَقَرأ لَه هَذه الآیة) کسی از حضرت امیر سؤال نمود : بهترین دلیل بر افضلیت شما چیست حضرت نیز این آیه را قرائت نمودند .
نتیجه بحث: عرض شد که به اجماع مفسرین مقصود حضرت علی (ع) است و کسی که دارای علم الکتاب است ، صلاحیت برای رهبری و مدیریت جامعه را دارد نه دیگرانی که از این مقامات محرومند . اساسا هم به حکم عقل و هم نقل ، علم محور اساسی و اصلی امامت و ولایت است . یعنی امامت چیزی جز اعمال علم نیست و لو لا العلم ، امامت نیز مفهومی نخواهد داشت. حکومت اسلامی نیز که سلطنت عادی نیست ، خلافت رسول الله (ص) به معنای اجرای مو به موی احکام خداوند است . و تنها کسی صلاحیت اجرای این احکام را دارد که عالم به آنها باشد کسی که علم الکتاب را دارد ، اسرار و رموز قرآن را میشناسد ، او می تواند دستورات خداوند را در زمین اجرا نماید و خلیفه رسول خدا(ص) باشد.
 7. حضرت علی (ع) پیام آور إذن جهاد با مشرکان
(وَ أذَان مِنَ الله وَ رَسُولِه إلَی النَاس یوم الحَج الاکبَر أنَ الله بَریٌ مِن المُشرِکیِن وَ رَسُولَِه فَإن تُبتُم فَهوَ خَیر لَکُم و إن تَولّیتُم فاعلَمَوُا أنّکُم غَیرَ مُعجِزی الله وَ بَشّر اّلذین کَفَرُوا بِعَذَابٍ ألِیم ) و در بزرگترین روز حج ، خدا و رسولش به مردم اعلام می دارند که بعد از این خدا و رسولش از مشرکان بیزارند ، پس هرگاه شما مشرکین توبه کرده و به اسلام گرویدید برایتان بهتر خواهد بود و اگر روی بگردانید بدانید که شما بر خدا غالب نیائید مژده عذاب را به کافران برسان . این آیه اعلان جنگ با مشرکین است . در سال هشتم ، مکه معظّمه فتح شد ونیروهای اسلام در آن مستقر شدند . عده ای از کفار مسلمان شدند و با عده ای نیز آتش بس منعقد شد .در سال نهم مسلمانان مصمم شدند که حج بجای آورند ، البته پیامبر بخاطر آنکه مشرکان به صورت عریان حج بجای می آوردند ، فکر راه چاره ای بودند ، لذا منصرف شدند .
سپس آیه نازل شد که اعلان جنگ با مشرکین بود که به سمت اسلام و مسلمین آئید یا جنگ بین ما و شما حاکم خواهد شد . آن وقت ابوبکر و عده ای از مسلمین رهسپار مکه بودند برای حج بیت الله ، پیامبر (ص) به ایشان فرمود : که این مطلب را به ایشان ابلاغ نمائید . درزمان ما نیز تجمعی در عرفات صورت می گیرد برای اعلان برائت از مشرکان ، پایه گذار این کارنیزحضرت امام (ره) بودند . علی ای حال، ابوبکر پس از گرفتن پیام رسول خدا (ص) رهسپار مکه شد ، به ذو الحلیفه که رسید. پیامبر (ص) به حضرت علی دستور دادند که سریعاً خودت را به ابوبکر برسان و این آیات را از او بگیر و خودت رهسپار مکه شو و این آیات را برمشرکان بخوان . حضرت نیز اطاعت امر نمودند و خود را به ابوبکر رسانده و آیات را از او گرفتند . ابوبکر با حالت نگرانی به مدینه بازگشت و به پیامبر عرض نمود : (أنزل فیّ شیئ؟ ) آیا آیه ای در محکومیتم نازل شده است ؟ حضرت فرمود : نه ، جبرئیل بر من نازل شد ، (لا یَبلُغهُ إلّا أنتَ أو َرجُل مِنک ) این پیام را یا خود یا کسی از نزدیکانت باید بخواند . اما بحث سندی روایت : 1. رواه احمد بن حنبل فی مسنده . 2. و النّسائی فی الخصائص . 3. و الثعلبی فی التفسیر . 4. و امام فخر رازی فی تفسیر الکبیر . 5. و العلامة ابن کثیر فی تفسیره . 6. و العلامة ترمذی فی تفسیره . 7. و العلامة طبری فی تفسیره . 8. ابن صبّاغ مالکی در فصول المهمة . 9. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه . 10 . قاضی بیضاوی فی تفسیر القرآن . 11. ابن جوزی فی تذکرة الخواص .
نتیجه بحث: آنچه درست است این است : که جبرئیل نازل شد و آن پیام را به حضرت علی (ع) واگذار نمود .این نشان گر عظمت شأن حضرت امیر (ع) است و کسی که شأنیت چنین ابلاغ مهمی را دارد ؟ فقط حضرت علی(ع) است و افضلیت او ثابت می شود.
 
 8.واقعه غدیر قاطع ترین دلیل ولایت
قاطع ترین دلیل بر ولایت حضرت علی (ع) واقعه غدیر خم است . در روز18 ذی الحجه سال دهم هجری ، رسول اکرم (ص) در ارتباط با ولایت امیر مؤمنان (ع) آن رویداد بسیار بزرگ را به منصه ظهور رساند. ابتدا این آیه نازل شد: «یَا أیّهَا الرَسُول بَلّغ مَا أنزِلَ إلِیکَ مِن رَبّک وَ إن لَم تَفعَل فَمَا بَلّغتَ رِسَالَتَه وَالله یَعصِمُکَ مِن النّاس إنّ الله لا یَهدِی القَومَ الکَافِرین» ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شده به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و إداء وظیفه نکرده ای دل قوی دار که خدا تو را از شر مردمان محفوظ خواهد داشت و خدا کافران را راهنمایی نخواهد کرد. سپس در پنج شنبه 18 ذی الحجه سال دهم نزدیک ظهر ، پیامبر رسالت تاریخی خویش را به طور واضح و صریح انجام می دهد . بسیاری از اعلام اهل سنت در این باره قلم فرسایی نموده و این حدیث را بصراحت ذکر نموده اند .
علامه امینی (ره) که درمقام استقصاء برآمده ، فرموده : بیش از110 نفر از صحابه یعنی کسانی که محضر پیامبر(ص) را درک نموده و از ایشان روایت نقل نموده اند و 84 نفر از تابعین یعنی کسانی که محضر خود پیامبر را درک ننموده ولی محضر اصحاب را درک نموده و از آنها روایاتی را از قول پیامبر(ص) نقل نموده اند ، را نام می برد. جمع کسانی نیز که از آن روز تا زمان تألیف کتاب گران سنگ الغدیر درباره این موضوع کتاب تألیف نموده اند بالغ بر 360 نفر است ، که برخی از این کتابها بصورت دوره است و نه تک جلدی . اما نمونه ای از این کتب به نقل از تعلیقات مرحوم علامه مرعشی نجفی بر کتاب احقاق الحق : 1. اسباب النزول للواحدی النیشابوری . 2. مطالب السؤول از ابن طلحه شافعی . 3. تفسیر مفاتیح الغیب امام فخر رازی . 4. ابن صبّاغ مالکی در کتاب الفصول المهمة 5. ثعلبی در تفسیر القرآن . 6. علامة سیوطی در الدر المنثور . 7. شیخ محمد عبده در تفسیر المنار . 8. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه . 9. حاکم عسقانی در شواهد التنزیل . 10. حاکم نیشابوری در مستدرک الصحیحین . 11. حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء . 12. ابن عبدالبر در کتاب استیعاب . 13. ابن کثیر در اسد الغابة .
اما اصل واقعه : رسول اکرم (ص) به همراه کاروان حجة الوداع که برخی جمعیت آنها را نود هزار و برخی تا صدو بیست و برخی تا صدو بیست و چهار هزار نفر ذکر نموده اند . وقتی به منطقه غدیر خم رسیدند ، که تقریباً وسط راه میان مکه و مدینه بوده ، البته طبق راههای سابق ونه فعلی در آن جا برکه ای بود، در کنار آن چند درخت بسیار بزرگ و سایه دار به نام دوحه وجود داشت، آنجا بطور معمول استراحتگاه قافله ها . به حسب راه های جدید ، نزدیک جحفه قهوه خانه ای است به نام رابغ، آنجا نزدیک منطقه غدیر خم است . نزدیک ظهر که آفتاب سوزانی می تابید (عزیزان می دانند که هرچه به مکه نزدیکترشویم ، آفتاب به صورت مستقیم می تابد ، چون مکه از بلاد استوائی است) ، جبرئیل نازل شد و آیه ذکر شده را بر حضرت نازل نمود .
مؤذن اذان گفت ، راوی می گوید : بقدری آن روز آفتاب سوزان بود ، که اگر عبای خود را زیر پا می گذاشتیم ، سرمان می سوخت ، اگر بالا می بردیم پایمان می سوخت . پس از اقامه نماز ، حضرت بالای منبر رفتند، منبری که از پالان شتران ساخته بودند و دست امیر مؤمنان را بالا بردند ، تا اینکه سفیدی زیر بغل هر دو ظاهر شد ، آنگاه خطبه مفصلی ایراد فرمودند، مقطع مورد نظر ما این است که فرمود: ( ألَستُ أولَی بِکُم مِن أنفُسَکَم ، قَالُوا بَلَی ، قَال : مَن کُنتُ مَولاه فَهَذا عَلی مَولاه ) پیامبر (ص) فرمود : آیا برای ولایت بر شما از خودتان سزاورتر نیستم گفتند : آری ، فرمود : هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست ولایت نیز به معنای سرپرستی و زعامت سیاسی است. فخر رازی با اینکه حدیث را کامل نقل کرده در صدد تشکیک در دلالت حدیث برآمده که شاید مقصود از ولایت در اینجا صرف دوستی است . این توجیه بسیار سستی است ، چرا که جمعیتی صد هزار نفری را در آن گرمای سوزان جمع نمودن و از دوستی با علی (ع) سخن گفتن از انسان عادی بعید است ، چه رسد به وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) . مولوی می فرماید:
گفت هر کس را منم مولی و دوست
ابن عمّ من علی مولای اوست
کیست مولی آنکه آزادت کند
قید رقّیّت ز پا یت بر کند
ای گروه مومنان شادی کنید
همچو سرو و سوسن آزادی کنید

 

ی/701

 

ارسال نظرات