علی و عدالت
خبرگزاری رسا ـ کلید شخصیت حضرت علی (ع)، عدالت است و این نکتهای است که نه تنها متفکران اسلامی که پژوهشگران غیراسلامی هم بر آن صحه گذاشتهاند. در این مقال سعی میشود جایگاه مفهوم عدالت در اندیشههای این امام همام و همچنین تفکر دینی بسط یابد.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، مفهوم عدالت در تفکر دینی با مفهوم عدالت در تفکر یونانی تفاوتهایی هم با یکدیگر دارند. همچنانکه میان عدالت در تفکر دینی با تصوری که از عدالت در جهان جدید وجود دارد تفاوتهایی بنیادین وجود دارند.
عدالت در تفکر دینی در سه سطح قبل تعریف است. یک سطح سطح هستی است. یعنی بر طبق آموزههای دینی در ذات هستی گونهای عدالت برقرار است و این هم ناشی از آن است که در این تفکر هستی از خداوند نشأت میگیرد که خیر مجسم و مجسمۀ خیر است و چنین موجودی به هیچ عنوان نمیتواند از خود چیزی بیافریند که صفات خود را نداشته باشد. از سوی دیگر عادل بودن نه تنها صفت هستی که صفت شخص هم هست.
اینجا جایی است که تفکر دینی به تفکر فضیلتگرایانه که در جهان قدیم طرفداران زیادی داشته است نزدیک میشود. بر طبق این رویکرد این شخصیت انسان است که باید عادل باشد و هنگامیکه این شخصیت عادل بود آنگاه همۀ حالات و رفتار و گفتار و اندیشههایش هم عادلانه خواهند بود. عادل بودن در تفکر دینی صفت جامعه و نهادهای آن نیز هست. در تفکر دینی که همه چیز و همه کس از ذات اقدس الهی ناشی میشود هم هستی و هم فرد و هم نهادهای اجتماعی باید از عدالت برخوردار باشند.
کاملآ واضح است که این تصور از عدالت نمیخواهد دستاوردهای بشری را در پرداختن به بحث عدالت نادیده بگیرد. تفکر دینی در این زمینه بصیرتهایی نیکو و ارجمند را فراروی ما قرار میدهد که این بصیرتها باید با دستاوردهای بشری در روش رسیدن به عدالت همراه شوند. به طور مثال در عرصۀ اقتصاد ما باید از علم اقتصاد کمک بگیریم تا این بصیرتهای نظری و معنوی را بهتر محقق کنیم. همچنانکه در عرصۀ سیاست باید از دستاوردهای بشری مدد گیریم تا روشهای توزیع قدرت را بهتر بشناسیم. فلسفه و مدیریت و دیگر معارف بشری هم در این زمینه بسیار میتوانند به ما مدد رسانند.
اگر بخواهیم از جایگاه عدالت در اندیشههای حضرت علی (ع) سخن بگوییم نمیتوانیم از جایگاه عدالت در اندیشۀ دینی سخن نگوییم. بالاخره حضرت علی (ع) فرزند مکتب اسلامی است و این مکتب به عدالت به عنوان یکی از بزرگترین ارزشهای بشری و همچنین به عنوان صفت هستی و فرد و جامعه نظر دارد. در جایی ایشان میفرمایند که العدل وضع کل شیء موضعه" یعنی عدالت، آن است که هر چیزی در جای خودش قرار گیرد. و یا "العدل اعطاء کل ذی حق حقه" عدالت، آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود.
این آموزهها در تفکر دینی معنا دارد که هر کس و هر چیز باید در جای خود باشد. در این تفکر طبیعت باید در جای خود باشد همانطور که انسان باید در جای خود باشد و موجودات و جانداران دیگر هم در جایگاه خود هستند. بر طبق این رویکرد ما حق نداریم بیش از آنچه وضع شده از طبیعت و دیگر موجودات و جانداران بخواهیم.
مشخص است که هنگامی که ایشان از عدالت سخن به میان میآورند گاهی مواقع به عدالت در هستی نظر دارند و برخی مواقع به عدالت در رفنار انسانی و گاهی مواقع به عدالت به عنوان صفت جمع. با این همه به جهت سرشت مخاطبان آن حضرت جایگاه عدالت فردی در گفتار ایشان بسیار فربه و وسیع است. به طور مثال ایشان در جایی اشاره دارند به اینکه عدالت بر درکی ژرفنگر و دانشی محققانه، و قضاوتی نیکو، و استواری در بردباری استوار است.
به گزارش مهر، واضح است که این جملات شخصیت انسانی فضیلتمند را مورد توجه خود قرار میدهد. از سوی دیگر از این گزارهها گونهای کدهای اخلاقی برای اخلاق باور هم قابل استنباط است. یعنی نه تنها ما باید در مقام عمل عدالت را رعایت کنیم و حق هر کس را به او بدهیم و دزدی و ریاکاری و ستم را رها کنیم بلکه در سطح تفکر هم باید در این زمینه پیش قدم باشیم. هنگامی که ایشان بر قضاوت نیکو یا بر درکی زیاد و یا بردباری تکیه و تأکید می¬کنند ما را به این نکات تذکار میدهند. /د103
ارسال نظرات