۲۱ آذر ۱۳۸۸ - ۰۵:۴۷
کد خبر: ۷۰۳۴۸

به چه اعتراض می کنیم؟

حمید جلالی _ دبیرسیاسی
امام خميني

در پی اهانت برخی افراد معدود در مراسم 16 آذر امسال دانشگاه تهران به ساحت رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و پخش گوشه هایی از این حرکت زشت، اقشار مختلف مردم انزجار خود را از این حادثه ابراز داشتند و نمازجمعه هفته گذشته سراسر کشور صحنه این اعلام انزجار بود. اما این موج اعتراض حوزه های علمیه کشور را نیز فرا گرفته و طلاب، روحانیان و اساتید حوزه علمیه قم در روز شنبه با تجمع در مدرسه فیضیه این حرکت سخیف را محکوم نمودند.

اما در این میان سوالی که مطرح می شود این است که آیا دلیل این واکنش گسترده حوزه های علمیه و روحانیت، جامعه مدرسین، شخصیت های سیاسی و مردم متدین و انقلابی تنها اهانت قشری معدود به تصویری از حضرت امام (ره) است؟

ابتدا باید دید عکس العمل مدعیان حمایت از خط امام چیست؟ بعد از پخش تصاویر کوتاهی از اهانت برخی مدعیان طرفداری از دو نامزد شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری به ساحت حضرت امام(ره) در مراسم روز دانشجو، یکی از این افراد که به ساده لوحی حتی در میان یاران خود نیز مشهور است در نامه ای به صدا و سیما به جای محکوم کردن این حرکت، صدا و سیما را در پخش این تصاویر محکوم کرد. وی می نویسد‌: « برخی از مجموعه های خبری این سازمان اقدام به تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمتگزاران سی ساله آن کرده و می کنند. آخرین نمونه تاسف بار آن انتشار فیلم هایی از وقایع ۱۶ آذر بود. در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعیت شد و برای اولین بار تصاویری از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که مورد احترام مردم است، بود.

در کنار این تصاویر، متاسفانه تصاویر مونتاژ شده ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می شد عکس های بینانگذار انقلاب توسط این داشنجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است. به نظر می رسد برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن اعتراضات واقعی و حقیقی مردم که پس از انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده است، می باشند و درصدد هستند راه را برای جریانات افراطی که جز به قانون شکنی و سرکوب مردم نمی اندیشند، باز کنند.»

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی نیز در نامه ای موضعی مشابه گرفته است که در قسمتی از آن اینگونه آمده :« آن‌چه از گزارش‌های مختلف افرادی که در صحنه‌های تلخ روز دانشجو در دانشگاه‌های مختلف حضور داشته‌اند، استفاده می‌شود آن است که موضوع بدان‌گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آن‌که در این روز بعضا شعارهای ساختارشکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی(س) گزارش نشده است. و بر فرض آن‌که آن‌چه که در تصاویر تنظیم شده و نامرتبط نشان داده شده است در گوشه‌ای از تجمعات آن روز توسط فردی مجهول و مغرض انجام یافته باشد، توسعه آن به گونه‌ای که گویی جو غالب چنان بوده است دروغ بیّن و مسلّم می‌باشد. حرمت شکنی بی‌سابقه صداوسیما در تنظیم تصاویر پخش شده جداً باعث تاسف، تعجب و اعتراض جدی دوستداران امام راحل است. تنها کافی است تصور کنید که این عکس در یکی از روزنامه‌ها یا نشریه‌های دیگر منتشر شده بود. آیا نمی‌توان عکس‌العمل علاقمندان به اصول انقلاب را ترسیم کرد. نکته حائز اهمیت آن است که هیچ‌ یک از شبکه‌های خارجی و رسانه‌های دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده‌اند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.»

جالب اینجاست که هر دو این مدعیان خط امام به جای محکوم کردن این حرکت زشت، سعی در توجیه رفتار شنیع صورت گرفته دارند. نکته جالب در نامه دفتر تنظیم و نشر آثار امام این است که این موسسه شعارهای ساختار شکنانه را تایید می کند اما جسارت به ساحت حضرت امام را نفی کرده و آن را حتی در صورت وقوع درانحصار اشخاصی «مجهول» و «مغرض» معرفی می کند.

در مورد رفتار پر از ابهام و علامت سوال دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) سخن زیاده از این مجال است و باید به صورت مستقل بدان پرداخت اما سوال اساسی در این میان از مدعیان خط امام این است که توهین به تصویری از تمثال مبارک امام خمینی زشت تر و شنیع تر است یا کمر به نابودی آرمانها و تفکرات امام بستن؟ خنده آور – اگر چه باید بر آن گریست – آن است که این موسسه شعارهای ساختار شکنانه را تایید می کند اما توهین به امام را جو غالب این تجمع بر نمی شمرد؟ عجبا شعار بر ضد نظامی که امام با خون دل آن را بنا نهاد و خون هزاران شهید در پای آن ریخته شد، توهین به امام نیست؟ به راستی مدعیان خط امام به کجا می روند؟

اگر چه می توان به صدا و سیما به خاطر پخش این تصاویر که موجب جریحه دار شدن احساسات میلیونها ایرانی متدین و معتقد به آرمانهای حضرت امام (ره) شد، انتقاد کرد، اما آیا می توان رفتارهای صورت گرفته در چند ماه گذشته در کشور که نه تنها با سکوت که بعضا با تشویق و ترغیب مدعیان خط امام صورت پذیرفته را نیز نادیده گرفت؟ اگر حذف اسلام از شعارهای رسمی نظام، اگر حذف دفاع از مظلومان و مستضعفان با شعارهایی همچون «نه غزه نه لبنان» توهین آشکار به آرمانهای امام نیست، پس چیست؟ شعارها و موضع گیریهایی که به کرات در ماه های اخیر توسط عده ای از حامیان این افراد تکرار شده و هیچگاه منعی صریح و برائتی روشن از سوی آنان دریافت نکرده است.
اما آیا خیزش عظیم مردم متدین، حوزه های علمیه و شخصیت های دلسوز نظام در برابر هتک حرمت حضرت امام، تنها عکس العمل در برابر جسارت به تمثال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است؟ با نگاهی دقیق به حوادث ماه های گذشته می توان به راحتی تشخیص داد که این درجه از عکس العمل نمی تواند تنها به خاطر چنین حادثه ای باشد.

اعتراض حوزه های علمیه و علما، شخصیت های سیاسی و مردم انقلابی و متدین کشور تنها به یک اتفاق زشت و ناهنجار در گوشه ای محدود نیست، بلکه عیان کردن خشم فرو خورده ای است که ماه هاست گلو ها را می فشارد. خشم از کسانی که دم از همراهی و یاوری امام می زنند اما در عمل به تمام آرمانها، رهنمودها و وصایای امام پشت کرده اند و اگر گروهی علنا شعار مخالفت با امام و آرمانهایش را مطرح می کردند و با صداقت می گفتند که در پی از میان بردن تفکرات امام در این نظام و کشور هستند، بیش از آنچه این مدعیان در این چند ماه انجام داده اند، کاری انجام نمی دادند. پنجه کشیدن به صورت نظامی که خون هزاران شهید و جانباز قد برافراشته و امید میلیونها مستضعف در سراسر جهان است، با کدامیک از آرمانهای امام تناسب دارد؟! به چالش کشیدن امنیت عمومی کشور و امنیت روانی جامعه با کدام رفتار امام قابل مقایسه است؟ ایستادن در برابر نظام و رهبری و بی اعتقادی به ولایت فقیه با کدام سیره رفتاری و عملی امام خمینی (ره) توجیه می شود؟ مگر امام نبود که مکرر در مکرر به حمایت و پایداری و حفاظت از ولایت فقیه امر می کرد و وصیت نامه سیاسی – عبادی اش سرشار از تذکرات پیاپی در این مورد است،‌ پس رفتار مدعیان در این زمینه را با کدام مقیاس باید سنجید؟

امام خمینی (ره) امید مستضعفان عالم بود و بارها حمایت از ملت های ستمدیده را جزو اصول این انقلاب معرفی نموده بود، حال باید مدعیان خط امام پاسخ دهند که شعار «نه غزه نه لبنان »طرفدارانش کجا بوی آرمانهای امام را می دهد؟ و آنان کجا بر ضد این شعارهای ضد امام موضع صریح و قاطع گرفته اند؟ مبارزه با استکبار و امریکا سیاست روشن بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، حال باید دید در آرمانهای امام چه تغییری حاصل شده است که مدعیان خط امام حتی به اسم مورد حمایت رییس جمهور امریکا و برخی دیگر از سران کشورهای غربی قرار می گیرند و تمامی دستگاه های تبلیغاتی آنان به کمک این مدعیان می آید و آنان تمامی این انحرافات را با سکوت همراه با رضایت می بینند و باز هم وقیحانه سخن از خط امام می زنند.

اعتراض گسترده مردمی امروز به تمامی این رفتارهای منافقانه در پوشش دفاع از خط امام است. از منظر مردم متدین و انقلابی کشور، بی اعتنایی و ضربه زدن به آرمانها و اندیشه های امام (ره) بسیار زشت تر و وقیحانه تر از توهین به تصویر منتشر شده ای از ایشان است.

خشم انقلابی فرزندان روح الله امروز متوجه کسانی است که در پوستین خط امام و دفاع از آن، با درنده خویی به جان بزرگ ترین میراث او که همانا جمهوی اسلامی و ولایت فقیه است افتاده اند و از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به آن غفلت نمی کنند.

بنابراین نباید در درک دلایل این اعتراضات فریب برخی تحلیل گران مغرض را خورد و تمامی این خروش ملت را در جسارت به یک تصویر خلاصه کرد. امروز نوک پیکان خشم ملت رو به سوی کسانی است که در پی از میان بردن تفکرات و آرمانهای امام با حربه تمسک به نام امام (ره) هستند و سعی می کنند خود را با دادن نشانی‌های غلط از مرکز این اعتراضات کنار بکشند.
ارسال نظرات