۲۷ آذر ۱۳۸۸ - ۲۲:۳۴
کد خبر: ۷۱۱۱۷
فرزند شهید مفتح:

وحدت حوزه و دانشگاه باعث قدرتمندی نظام می‌شود

خبرگزاری رسا ـ فرزند شهید مفتح گفت: وحدت حوزه و دانشگاه علاوه بر گسترش مرزهای علم و فناوری در کشور می‌‌توانند باعث قدرتمندی نظام در مقابله با دشمنان باشد.
محمد مهدي مفتح نماينده مجلس شوراي اسلامي

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، در آستانه سالروز شهادت آیت‌الله دکتر مفتح، مبدع و منادی وحدت حوزه و دانشگاه در کشور، با محمد مهدی مفتح، فرزند این شهید بزرگوار که نماینده مردم رزن در مجلس شورای اسلامی است، فارس به گفتگو در خصوص مسئله وحدت میان حوزه و دانشگاه، با وی پرداخته که مشروح آن به شرح زیر است:

- شهید مفتح از چه زمانی بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه را مطرح نمودند؟ 

شهید مفتح در سال 1322، و زمانی که ایشان نوجوان 15 ساله‌ای بودند از حوزه علمیه همدان به حوزه علمیه قم منتقل می‌شوند و بعد از این که مقدمات درسی را می‌گذرانند، وارد سطوح بالاتر می‌شوند و خدمت حضرت امام می‌رسند و با ایشان آشنا می‌شوند که در این زمان ایشان به اندیشه‌ امام(ره) در خصوص وحدت حوزه و دانشگاه پی‌ می‌برند و از همان سال‌ها بود که آیت‌الله مفتح به این موضوع اعتقاد پیدا می‌کنند و فعالیت‌های خود را در این زمینه شروع می‌نمایند. به عنوان مثال می‌توان به مقاله‌ای که در سال 1340 توسط شهید مفتح در مجله مکتب اسلام در قم به چاپ رسید اشاره کرد که این مقاله با عنوان "مسجد و دانشگاه " در آن سال مطرح گردید و نیز تأسیس مدرسه "دین و دانش " که شهید مفتح با همکاری شهید مطهری تأسیس کردند نشان از اعتقاد ایشان به مسئله وحدت میان حوزه و دانشگاه دارد.
شهید مفتح به این مسئله ایمان داشتند و می‌گفتند که باید به دانشگاه‌ها رسوخ کرد و دانشجویان را با مبانی اسلام آشنا کرد و بر این اساس تأکید داشتند که جوانانی که از شهرها و روستاهای مختلف وارد دانشگاه می‌شوند تحت تأثیر افکار و اندیشه‌های استکبار قرار نگیرند و روحانیت برای آن‌ها پناهگاهی شود و نیز برای این که این کار را انجام دهند در عین این که ایشان یک روحانی بودند اما وارد دانشگاه شدند و به عنوان یک دانشجو با دانشجویان کشور معاشرت کردند تا مسائل آنان را بفهمند و درپی حل مسائل آنان برآیند و به این دلیل ایشان حتی تا بالاترین درجه تحصیلات دانشگاهی که گرفتن مدرک PHD بود پیش رفتند و در نهایت باید گفت که شهید مفتح در آغاز جوانی و به محض آشنایی با افکار امام (ره) موضوع وحدت حوزه و دانشگاه را پی‌گیری کردند.

- شهید مفتح پایه‌گذار بحث وحدت حوزه و دانشگاه بودند و بر این اساس نگاه متفاوتی نسبت به روحانیون هم عصر خود در قبال این موضوع داشتند. به نظر شما دلیل نگاه این چنینی ایشان به بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه در چیست؟ 

ایشان یک عالم دینی بودند و مسائل علمی و دینی را به صورت عمیق می‌دانستند و هم‌چنین ایشان مجتهد و مدرس حوزه علمیه قم هم بودند که از جایگاه بالایی برخوردار بودند و دانشگاه را هم به خوبی می‌شناختند و بر این اساس به راحتی می‌توانستند میان مسائل ارتباط برقرار کنند و عملکرد ایشان در این زمینه بسیار موفق بوده است. شهید مفتح اولین سمینار وحدت میان حوزه و دانشگاه را بعد از انقلاب اسلامی در دانشگاه الهیات و در تاریخ اول آبان سال 1358 برگزار کرد که بسیاری از اساتید بزرگ دانشگاه و مدرسین حوزه علمیه در این مراسم شرکت کردند که این مسائل نشان از نقش فعال این شهید در این رابطه دارد. 

-  قطعا یکی از اهداف شهید مفتح از طرح مسئله وحدت میان حوزه و دانشگاه هدایت فضای دانشگا‌ه‌های کشور به سمت اسلامی شدن بود. در این زمینه توضیح می‌دهید؟

زمانی که سخن از وحدت میان حوزه و دانشگاه به میان می‌آید به این دلیل است که جوانان کشورمان را به سمت آموزه‌های اسلامی و دینی هدایت کنیم و نگذاریم که دانشگاه‌ها به دست افراد غرب‌زده بیافتد و مهم‌ترین مسئله در این باب توجه به موضوع علوم انسانی است که شهید مفتح تلاش زیادی در این زمینه انجام دادند تا بتوانند کرسی‌های نظریه‌پردازی در این مورد را در دانشگاه‌ها راه‌اندازی کنند و حتی ایشان معتقد بودند که یک فارغ‌التحصیل دانشگاه الهیات که باید یک اسلام‌شناس باشد، با نظریه‌های مکاتب مخالف با اسلام آشنایی داشته باشد و در آن زمان که مکاتبی مانند مکتب مارکسیست در ایران فعالیت زیادی داشتند، ایشان برای دانشجویان دانشگاه الهیات کلاس‌هایی در خصوص این مکتب برگزار کردند و در کل باید گفت که ایشان یک سازوکار اساسی و تحول شگرف در نحوه تدریس دانشگاه علوم الهیات ایجاد کرده بودند و برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها ایشان یک طرح عملی داشتند که پیوسته این طرح را پی‌گیری می‌کردند. 

-  چرا بسیاری از روحانیون هم عصر شهید مفتح با تفکر ایشان برای وحدت حوزه و دانشگاه مخالف بودند؟ 

ببینید، در آن سال‌ها کار شهید مفتح بسیار سخت بود و حتی ایشان نقل می‌کردند که در زمان عزیمت به قم برای جلوگیری از رودرو شدن با دیگران ایشان مسیر خود را تغییر می‌دادند، چرا که این سوال در آن زمان مطرح بود که شخصیتی مانند دکتر مفتح چرا باید وارد دانشگاه شود و حوزه را رها کند و در این راستا باید گفت بسیاری از افراد در آن برهه از زمان نسبت به اهمیت این موضوع بی‌اطلاع بودند و نمی‌دانستند که چرا شهید مفتح حوزه را رها کرده و وارد دانشگاه شده است و شاهد بودیم که برخی در حوزه علمیه مخالف تفکرات این شهید بزرگوار بودند و دلیل این موضوع این بود که افراد یاد شده عمدتا به دنبال نفی دانشگاه بودند و حتی در آن زمان برخی اشخاص برای حفظ عقاید دینی فرزندان خود را به مدرسه و دانشگاه نمی‌فرستادند که شهید مفتح با برخوردی متفاوت به جای نفی دانشگاه اعتقاد داشت جوانانی که وارد دانشگاه می‌شوند همگی از فطرت پاک اسلامی برخوردار هستند که باید در محیط دانشگاه با مسائل اسلامی آشنایی پیدا کنند و به این دلیل بود که شهید مفتح به جای تفکر نفی دانشگاه و دانشجو، تفکر هدایت این قشر را در سر می‌پروراند.

- به نظر می‌رسد هنوز مسائلی در خصوص وحدت میان حوزه و دانشگاه در کشور وجود دارد. به طور مثال بسیاری از حوزویان، دانشجوها را افرادی بی‌دین می‌دانند و از آن طرف هم بسیاری از دانشگاهیان، روحانیت را متحجر معرفی می‌کنند، حال سوال اینجاست که انتقادات و مسائل مطرح در خصوص وحدت حوزه و دانشگاه از گذشته تاکنون چه مقدار تغییر کرده است؟

به هر حال بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه موضوعی است که باید توجه زیادی به آن صورت گیرد چرا که جوانان دانشجوی ما، انسان‌های پاکی هستند که پایه‌های اسلامی خیلی خوبی دارند که نباید آن‌ها را دفع کرد، بلکه باید در راستای جذب این عده قدم برداشت. امروز می‌بینیم که دانشجویان از مسائلی مانند نماز جماعت و یا اعتکاف استقبال فوق‌العاده‌ای می‌کنند و بر این اساس باید بدانیم که دانشجویان کشور، انسان‌های پاک و متدین و مومنی هستند که باید با زبان خودشان با آن‌ها صحبت کرد تا بتوان این عده را بیشتر به سمت عقاید اسلامی جذب کرد و همه این عده علاقه‌مند به اسلام هستند و تنها باید ابزار را برای این عده فراهم کرد. در حوزه‌های علمیه هم باید روند دانشگا‌ه‌ها را در پیش گرفت چرا که روحانیون ما هم به دنبال کسب علم هستند اما در جبهه حوزه و هر کدام از این دو طیف یک نوع خاص از علوم را تدریس می‌کنند. اگر بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه به خوبی تفهیم شود بسیاری از مسائل و مشکلات کشور حل خواهد شد.

- وحدت حوزه و دانشگاه تا چه حد می‌تواند به ارتقای علم در جامعه کمک کند؟ 

ابتدا باید دید که چه تعریفی در حال حاضر از وحدت حوزه و دانشگاه ارائه می‌شود و در این راستا باید وحدت حوزه و دانشگاه را این طور تعریف کنیم که هم حوزوی و هم دانشگاهی در کشور درسی را که می‌خواند برای رضای خدا باشد و بعد از کسب علم و دست یافتن به قدرت علمی این قدرت را در راه مردم و خدا به کار گیرد. اگر وحدت حوزه و دانشگاه را در مسئله یاد شده بدانیم، و واقعا هم دانشجو و هم حوزوی ما با نیت رضایت خداوند به کسب علم بپردازد، خود این تفکر باعث ارتقای مرزهای علم و دانش خواهد شد، چرا که کسی که به خاطر رضای خدا درس بخواند قطعا با علاقه بیشتری به کسب فضائل خواهد پرداخت و فرقی نمی‌کند که این درس فیزیک و شیمی و ریاضیات باشد و یا این که درس مکاسب و اصول و فقه باشد و در نهایت این فرد می‌تواند خدمات بهتر و بیشتری به جامعه ارائه دهد. 

-  به نظر شما چه آسیب‌هایی امروز بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه را تهدید می‌کند؟ 

توجه به مبانی وحدت، یکی از اساسی‌ترین مسائلی است که باید به آن، در راستای وحدت میان حوزه و دانشگاه توجه شود و حتی باید در این زمینه سرمایه‌گذاری هم صورت گیرد و باید در این زمینه تلاش کنیم که اولا معنای وحدت به درستی بیان شود و این که دروس حوزه در دانشگاه تدریس شود و دروس دانشگاه در حوزه مورد مطالعه قرار گیرد درست نیست و معنای وحدت این نمی‌باشد. باید مبانی وحدت بین حوزه و دانشگاه تبیین شود و در راه آن تلاش شود تا اقداماتی انجام پذیرد و این راه، راه کوتاهی نیست و باید مستمرا ادامه پیدا کند و مسئولین وزارت علوم و اساتید و بزرگان دانشگاهی و حوزوی باید در این رابطه تلاش و برنامه‌ریزی کنند و با اجرای برنامه سعی در به اجرا درآوردن این اصل مهم در کشور داشته باشند. 

-  ارزیابی شما از آینده وحدت میان حوزه و دانشگاه چیست؟ 

وحدت میان حوزه و دانشگاه یکی از آرمان‌های بلند حضرت امام(ره) بود که امروز مقام معظم رهبری هم بر آن تأکید دارند و فکر می‌کنم که این موضوع یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی ما است و به نظر می‌رسد که باید بیش از 30 سال گذشته، در آینده در قبال این موضوع تلاش نمائیم چرا که وحدت موضوعی است که امام (ره) و مقام معظم رهبری در سال‌های بعد از انقلاب پیوسته خواستار آن بوده‌اند و تأکید داشته‌اند که این موضوع میان تمام اقشار جامعه و به خصوص میان حوزه و دانشگاه به وقوع بپیوندند. وحدت حوزه و دانشگاه علاوه بر گسترش مرزهای علم و فناوری در کشور می‌‌توانند باعث قدرتمندی نظام در مقابله با دشمنان باشد. 

-  انگیزه گروه فرقان از ترور شهید مفتح چه بود؟ 

انگیزه این گروه معلوم بود. این گروهک یک جریان خود فروخته بود که در راستای اهداف آمریکایی‌ها و دشمنان انقلاب حرکت می‌کردند و بر این اساس همیشه مغزهای متفکر کشور و نزدیکان به حضرت امام (ره) مانند شهید مطهری و شهید مفتح را مورد سوء قصد قرار می‌دادند که این موضع منجر به شهادت این عزیزان شد. هدف اصلی گروه فرقان این بود که با ترور بزرگان کشور، نظام را از درون تضعیف کند و نیروهای قوی کشور را بگیرند تا سازماندهی و برنامه‌ریزی در کشور تضعیف شود و به نظر می‌رسد انگیزه این گروهک استکباری در جهت اهداف استعمارگران و آمریکای جهان‌خوار که درصدد نابودی‌ انقلاب ما بود، باشد. 

-  آقای مفتح به عنوان مسئله پایانی لطفا به این سوال پاسخ دهید که آیا شهادت آیت‌الله مفتح در آن برهه از تاریخ انقلاب ضربه‌ای به بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه وارد کرد یا خیر؟ 

طبیعتا هر شهادتی که اتفاق می‌افتد،‌ در نهایت به آبیاری و تنومندتر شدن درخت انقلاب می‌انجامد، هم‌چنان که حضرت امام (ره) در بیانیه خود به مناسبت شهادت آیت‌الله مفتح فرمودند: "آمریکا در ترورهایی که انجام می‌دهد به دنبال چه می‌گردد و مگر آن‌ها نمی‌دانند که این ترورها باعث تنومندتر شدن انقلاب می‌شود " و این جملات امام (ره) دقیقا در عمل اتفاق افتاد و شهادت ایشان در تنومندتر شدن درخت انقلاب موثر بود. اما به طور خاص باید گفت که وحدت میان حوزه و دانشگاه با ترور دکتر مفتح که به عنوان یک روحانی عالی‌قدر و یک آیت‌الله و مجتهد و یک مدرس بزرگ حوزه علمیه، در مقابل در دانشگاه ترور شد باعث توجه بیشتر تمام اقشار و دانشجویان و روحانیون به موضوع وحدت میان حوزه و دانشگاه شد و به همین دلیل است که روز شهادت ایشان را روز وحدت میان حوزه و دانشگاه نامیده‌اند. /911/د103/ع
ارسال نظرات