مسؤول مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر:(بخش دوم)
برای معرفی تشیع در عرصه بینالملل حضور فعالی نداریم
خبرگزاری رسا ـ مسؤول مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر(عج) گفت: آمارهایی داریم که نشان میدهد جوانان اهلسنت و وهابیت بهطرف مذهب شیعه کشیده شدهاند.

امروزه اگر ما بتوانیم در عرصۀ بینالملل خوب و زیبا فرهنگ شیعه را مطرح کنیم، موفقیت بزرگی بهدست آوردهایم. امروزه جوامع علمی دنیا، تشنۀ فرهنگ اهلبیت عصمت و طهارت(ع) هستند. حجت الاسلام سیدمحمد حسینی قزوینی، با بیان جملات فوق بهاهمیت حضور گسترده و جدی علما و بزرگان حوزههای علمیه و دانشگاه در عرصههای بینالمللی برای تبلیغ و ترویج مذهب تشیع و پاسخگویی بهشبهات معاندان تأکید کرد. قسمت دوم متن از گفتوگوی ما با ایشان را ملاحضه بفرمایید.
رسا ـ آیا آمار دقیقی از گرایش جوانان وهابی به مذهب تشیع ارائه شده است؟
ما آمارهایی داریم که نشان میدهد در دو دهه اخیر، شاید پنج هزار برابر این پانزده قرن جوانان اهلسنت و وهابیت بهطرف مذهب شیعه کشیده شدهاند. بنده عباراتی را از شخصیتهای برجسته وهابیت برای شما میخوانم تا بدانید که رهبرهای وهابیت و آنهایی که قلم بهدست هستند و در خط مقدم جبهه بر ضدشیعه کار میکنند، از این گستره فرهنگ شیعه بهوحشت افتادهاند. آقای دکتر غنیمان از اساتید دانشگاه مدینه و ریاض میگوید: وهابیها یقین پیدا کردهاند که تنها مذهبی که در آینده بسیار نزدیک، همه اهلسنت و وهابیت را بهطرف خودش جذب میکند، مذهب شیعه إثناعشری است. آقای شیخ ربیعبنمحمد از شخصیتهای علمی سعودی میگوید: آنچه باعث فزونى و شگفتى من گردیده، این است که گروهى از برادران وهابى ما که برخى از فرزندان شخصیتهاى علمى در مصر هستند و برخی هم از دانشجویانی هستند که مدتها در جلسات علمى ما شرکت مىکردند و برخى از برادرانى که ما بهآنان خوشبین بودیم، اخیراً بهسراغ مکتب تشیع رفتهاند. بهتازگی هم غوغایی توسط آقای قرضاوی، رئیس هیئت علمای اسلامی جهان راهاندازی شد و هجمههایی ضدشیعه مطرح کرد که شیعه بدعتگذار است و میلیاردها دلار هزینه و نیروهای ورزیده تربیت میکند تا بهکشورهای اسلامی بفرستد. شیعه را کافر نمیدانیم، ولی بدعتگذار میدانیم و ... .
رسا ـ ظاهراً فرزند آقای قرضاوی هم شیعه شدند؟
اتفاقاً یکی از ائمه جمعه و جماعت لبنان مسجد قدس بههمین مطلب اشاره میکند که علت عصبانیت آقای قرضاوی و هجمه بیسابقه ایشان، شیعه شدن فرزندش یعنی عبدالرحمان یوسف قرضاوی بود.
رسا ـ فرزند ایشان چگونه شخصیتی است؟
فرزند قرضاوی که از شخصیتهای برجسته مصری و از شعرای زبردست مصر است. این مطلب را انکار نکرده است. چندی قبل هم در اینترنت دیدم که در یکی از روزنامههای عربستان سعودی، شیعه شدن ایشان را تکذیب کردند و نوشتند که پسر آقای قرضاوی شیعه نشده است، اما بلافاصله دفتر ایشان اطلاعیه داد: کسانی که از طرف من اطلاعیه صادر میکنند، بدانند این قضیه ارتباطی به آنها ندارد و اگر نیاز باشد، خودم اطلاعیه میدهم و هر اطلاعیهای که از غیردفتر من داده شود، بیاعتبار و دروغ است. البته ایشان انسان مؤدبی است و برای احترامی که برای پدرش قائل است، این قضیه را علناً مطرح نکرد. اما فردای آن روزی که شیعه بودنش را مطرح کرد، سایت او فیلتر شد.
رسا ـ پس گسترش تشیع در بین جوانان وهابی و سنی بسیار جدی است.
بله، آقای شیخ محمد مَغراوى از نویسندگان بزرگ عربستان سعودی میگوید: با گسترش مذهب تشیع در میان جوانهاى مشرق زمین، بیم آن دارم که این فرهنگ در میان جوانهاى مغرب زمین نیز گسترده شود.
شیخ مجدی محمدعلى محمد، نویسنده برجسته وهابى سخن جالبى دارد او مىگوید: یکى از جوانهاى اهلسنت، حیرت زده نزد من آمد. وقتى علت حیرت او را جویا شدم، دریافتم که دست یکى از شیعیان بهوى رسیده است و با فرهنگ شیعه آشنا شده و این جوان سنى، تصور کرده است که شیعیان، ملائکۀ رحمت و شیر بیشۀ حق مىباشند.
رسا ـ حضور تشیع در عرصه بینالمللی برای دفاع از حقانیت خود چگونه است؟
بنده اینجا باید مطلبی را خدمت شما عرض کنم که ما اعتراف میکنیم در عرصۀ بینالمللی، حضور فعالی برای معرفی فرهنگ شیعه نداریم. تعبیری را امام رضا(ع) دارند که میفرماید: «اذا عرف الناس محاسن کلامنا، لاتبعونا.» ولی ما نتوانستیم این زیباییها را در عرصه بینالمللی در اختیار جهانیان قرار دهیم و اگر همین قضیه مطرح شود، بنده معتقدم که جوانان اهلسنت و وهابیت، فوج فوج بهطرف فرهنگ شیعه سرازیر میشوند.
رسا ـ یکی از مواردی که در این چند مدت وهابیت روی آن مانور داده است بحث شهادت حضرت زهرا(س) است، چرا؟
بنده چندی قبل در شبکه ماهوارهای المستقله، پیرامون شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مناظرهای داشتم. یکی از بحثهای روز عرصههای اینترنتی و ماهوارهای، همانطور که فرمودید در این دو سه سال اخیر، بحث شهادت حضرت فاطمه زهراء(س) است. حتی امام جمعه زاهدان، رسماً در نماز جمعه خود، اعلام کرد: بهخداوندی خدا قسم! بهأسماء بزرگ إلهی قسم! آنچه که شیعیان در رابطه با شهادت فاطمه زهرا(س) و خلیفه اول و دوم میگویند، تماماً دروغ است. کسی نیست که بهایشان بگوید که اینجا محل قسم خوردن نیست، اگردلیلی داری، اقامه کن. سخنان کوبنده و قاطعی که شیعه داشته یا کتابهای خودتان مانند کتاب آقای جوینی که ذهبی از او بهامام تعبیر میکند که مملو از مطالبی است که هجوم بهخانه وحی و جسارت بهحضرت صدیقه طاهره(س) و شکستن پهلوی ایشان، را تأیید میکند.
رسا ـ چه انگیزهای باعث شد در مناظره شبکه المستقله شرکت کنید؟
تقریباً چند جلسه از مناظره گذشته بود که یکی از طلبههای نجف وارد بحث شد و آنگونه که باید، نتوانست از فرهنگ فاطمی دفاع کند و مطالب ضعیفی را ارائه داد و چند نفر از وهابیت که آنجا بودند، القاء شبهه میکردند. نزدیک بود که مطالب بهجاهای باریک کشیده شود که حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با بنده تماس گرفتند و فرمودند که در این مناظره شرکت کنم و بنده هم حدود سه جلسه وارد بحث شدم. چند روایت از کتب اهلسنت را خواندم و آن روایات را بررسی سندی کردم که در این روایت راوی کسی است که بزرگان رجالی شما او را توثیق کردهاند و روایت صحیح است که اینها بهخانه حضرت صدیقه طاهره(س) هجوم بردند و ایشان را مورد تهدید قرار دادند و طبق روایت فرائد السمطین جوینی که ذهبی او را توثیق میکند و از او بهامام تعبیر میکند قضیه هجوم بهخانه حضرت فاطمه زهرا(س) و شکستن پهلوی ایشان و سقط جنین و شهادت ایشان را از نبی مکرم(ص) نقل کرده است. بحثهای ما سه شب ادامه داشت. اینها در برابر احادیثی که از کتابهای خودشان آوردیم، حتی یک مورد هم نتوانستند اشکال وارد کنند.
رسا ـ بازتاب بحثهای شما در جوامع اسلامی چگونه بود؟
بعد از اینکه بحث ما تمام شد، دو روز بعد یکی از دوستان بهما زنگ زدند که تعدادی از جوانان از دوبی بهقم آمدهاند میخواهند شما را ببینند. در هر صورت پیش ما آمدند وگفتند: ما بحثهای شما را در شبکه المستقله شنیدیم و احساس کردیم که شیعه، حرف برای گفتن دارد. هم صحبتهای شما را شنیدیم و هم صحبتهای آقایان وهابی که در آنجا بودند. سؤالاتی داریم که فقط بههمین خاطر بهایران آمدهایم و هیچ کار دیگری نداشتیم. سؤالاتشان را جواب دادم. آنها هم رسماً بهمذهب شیعه مشرف شدند. یکی از آنها گفت: پدر من که از علمای طراز اول یکی از کشورهای اسلامی است و حوزه علمیه دارد و یکی از سخنوران و خطبای زبردست آن کشور است، اگر دو ساعت با شما صحبت کند، قطعاً مذهب شیعه را میپذیرد و اگر او شیعه شود، شاید صدها هزار نفر از جوانان آن کشور بهمذهب شیعه مشرف شوند. لذا تقاضایی که از شما دارم این است که دعوت نامهای برای پدرم بفرستید تا او بهقم بیاید و چند ساعت با شما صحبت کند. بنده هم گفتم با موقعیتی که دارم، از این کارها نمیکنم، ولی اگر خود ایشان بهقم تشریف بیاورند، ما از ایشان پذیرائی میکنیم و احترام هم میگذاریم، نه دو ساعت، اگر بیست ساعت هم بخواهد، با ایشان صحبت خواهیم کرد.
رسا ـ جهان اسلام تا چه اندازه از مذهب تشیع توقع روشنگری و پاسخگویی را دارد؟
بهنظر من اگر ما بتوانیم در عرصۀ بینالملل، خوب و زیبا فرهنگ شیعه را مطرح کنیم موفقیت بزرگی بهدست آوردهایم. امروزه جوامع علمی دنیا تشنۀ فرهنگ اهلبیت عصمت و طهارت(ع) هستند. با همین برنامهای که دو سه سال است در شبکه ماهوارهای«سلام» داریم اگر چه خیلی هم راضی نیستم، چون خیلی بهتر از این میتوان کار کرد، اما خدا شاهد است که هر هفته از داخل و خارج کشور، افرادی زنگ میزنند، یا با سؤال یا بدون سؤال کردن رسماً تشیع خودشان را اعلام میکنند. موارد زیادی داشتیم از لندن و آلمان و کانادا و کشورهای دیگر که تماس میگیرند یا ایمیل میزنند بهسایت ما و تشکر میکنند و میگویند که بحثهای شما باعث شد که ما با فرهنگ شیعه آشنا شدیم و اظهار لطف و تشکر میکنند.
رسا ـ آیا در حال حاضر آمار کسانی که بهمذهب تشیع مشرف شدهاند موجود است؟
چندی پیش که خدمت یکی از مراجع عظام تقلید بودم و ایشان خیلی اصرار میکرد آمار کسانی را که شیعه میشوند را یاد داشت کنید تا اگر خواستیم روزی ارائه دهیم، آمار داشته باشیم. بنده هم گفتم که آمار همه آنها را داریم که چه کسانی از طریق ایمیل و چه کسانی که از طریق تلفن با ما تماس میگیرند. حتی در یکی از استانهای شرقی کشور، یک روز حدود 25 نفر از جوانان آمدند قم و گفتند که بحثهای شما را در رابطه با اهل بیت(ع) شنیدیم و تأسف میخوریم که چرا علمای ما این مطالب را برای ما مطرح نمیکنند و رسماً تشیع خود را اعلام کردند و هم اکنون هم مرتباً با ما در تماس هستند و جزوه و سیدی میگیرند.
رسا ـ پس بهنظر میرسد تعصب بسیاری از جوانان وهابی و سنی بهخاطر اطلاعات غلطی است که بهآنها داده میشود، از بین رفته است؟
رسا ـ آیا آمار دقیقی از گرایش جوانان وهابی به مذهب تشیع ارائه شده است؟
ما آمارهایی داریم که نشان میدهد در دو دهه اخیر، شاید پنج هزار برابر این پانزده قرن جوانان اهلسنت و وهابیت بهطرف مذهب شیعه کشیده شدهاند. بنده عباراتی را از شخصیتهای برجسته وهابیت برای شما میخوانم تا بدانید که رهبرهای وهابیت و آنهایی که قلم بهدست هستند و در خط مقدم جبهه بر ضدشیعه کار میکنند، از این گستره فرهنگ شیعه بهوحشت افتادهاند. آقای دکتر غنیمان از اساتید دانشگاه مدینه و ریاض میگوید: وهابیها یقین پیدا کردهاند که تنها مذهبی که در آینده بسیار نزدیک، همه اهلسنت و وهابیت را بهطرف خودش جذب میکند، مذهب شیعه إثناعشری است. آقای شیخ ربیعبنمحمد از شخصیتهای علمی سعودی میگوید: آنچه باعث فزونى و شگفتى من گردیده، این است که گروهى از برادران وهابى ما که برخى از فرزندان شخصیتهاى علمى در مصر هستند و برخی هم از دانشجویانی هستند که مدتها در جلسات علمى ما شرکت مىکردند و برخى از برادرانى که ما بهآنان خوشبین بودیم، اخیراً بهسراغ مکتب تشیع رفتهاند. بهتازگی هم غوغایی توسط آقای قرضاوی، رئیس هیئت علمای اسلامی جهان راهاندازی شد و هجمههایی ضدشیعه مطرح کرد که شیعه بدعتگذار است و میلیاردها دلار هزینه و نیروهای ورزیده تربیت میکند تا بهکشورهای اسلامی بفرستد. شیعه را کافر نمیدانیم، ولی بدعتگذار میدانیم و ... .
رسا ـ ظاهراً فرزند آقای قرضاوی هم شیعه شدند؟
اتفاقاً یکی از ائمه جمعه و جماعت لبنان مسجد قدس بههمین مطلب اشاره میکند که علت عصبانیت آقای قرضاوی و هجمه بیسابقه ایشان، شیعه شدن فرزندش یعنی عبدالرحمان یوسف قرضاوی بود.
رسا ـ فرزند ایشان چگونه شخصیتی است؟
فرزند قرضاوی که از شخصیتهای برجسته مصری و از شعرای زبردست مصر است. این مطلب را انکار نکرده است. چندی قبل هم در اینترنت دیدم که در یکی از روزنامههای عربستان سعودی، شیعه شدن ایشان را تکذیب کردند و نوشتند که پسر آقای قرضاوی شیعه نشده است، اما بلافاصله دفتر ایشان اطلاعیه داد: کسانی که از طرف من اطلاعیه صادر میکنند، بدانند این قضیه ارتباطی به آنها ندارد و اگر نیاز باشد، خودم اطلاعیه میدهم و هر اطلاعیهای که از غیردفتر من داده شود، بیاعتبار و دروغ است. البته ایشان انسان مؤدبی است و برای احترامی که برای پدرش قائل است، این قضیه را علناً مطرح نکرد. اما فردای آن روزی که شیعه بودنش را مطرح کرد، سایت او فیلتر شد.
رسا ـ پس گسترش تشیع در بین جوانان وهابی و سنی بسیار جدی است.
بله، آقای شیخ محمد مَغراوى از نویسندگان بزرگ عربستان سعودی میگوید: با گسترش مذهب تشیع در میان جوانهاى مشرق زمین، بیم آن دارم که این فرهنگ در میان جوانهاى مغرب زمین نیز گسترده شود.
شیخ مجدی محمدعلى محمد، نویسنده برجسته وهابى سخن جالبى دارد او مىگوید: یکى از جوانهاى اهلسنت، حیرت زده نزد من آمد. وقتى علت حیرت او را جویا شدم، دریافتم که دست یکى از شیعیان بهوى رسیده است و با فرهنگ شیعه آشنا شده و این جوان سنى، تصور کرده است که شیعیان، ملائکۀ رحمت و شیر بیشۀ حق مىباشند.
رسا ـ حضور تشیع در عرصه بینالمللی برای دفاع از حقانیت خود چگونه است؟
بنده اینجا باید مطلبی را خدمت شما عرض کنم که ما اعتراف میکنیم در عرصۀ بینالمللی، حضور فعالی برای معرفی فرهنگ شیعه نداریم. تعبیری را امام رضا(ع) دارند که میفرماید: «اذا عرف الناس محاسن کلامنا، لاتبعونا.» ولی ما نتوانستیم این زیباییها را در عرصه بینالمللی در اختیار جهانیان قرار دهیم و اگر همین قضیه مطرح شود، بنده معتقدم که جوانان اهلسنت و وهابیت، فوج فوج بهطرف فرهنگ شیعه سرازیر میشوند.
رسا ـ یکی از مواردی که در این چند مدت وهابیت روی آن مانور داده است بحث شهادت حضرت زهرا(س) است، چرا؟
بنده چندی قبل در شبکه ماهوارهای المستقله، پیرامون شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مناظرهای داشتم. یکی از بحثهای روز عرصههای اینترنتی و ماهوارهای، همانطور که فرمودید در این دو سه سال اخیر، بحث شهادت حضرت فاطمه زهراء(س) است. حتی امام جمعه زاهدان، رسماً در نماز جمعه خود، اعلام کرد: بهخداوندی خدا قسم! بهأسماء بزرگ إلهی قسم! آنچه که شیعیان در رابطه با شهادت فاطمه زهرا(س) و خلیفه اول و دوم میگویند، تماماً دروغ است. کسی نیست که بهایشان بگوید که اینجا محل قسم خوردن نیست، اگردلیلی داری، اقامه کن. سخنان کوبنده و قاطعی که شیعه داشته یا کتابهای خودتان مانند کتاب آقای جوینی که ذهبی از او بهامام تعبیر میکند که مملو از مطالبی است که هجوم بهخانه وحی و جسارت بهحضرت صدیقه طاهره(س) و شکستن پهلوی ایشان، را تأیید میکند.
رسا ـ چه انگیزهای باعث شد در مناظره شبکه المستقله شرکت کنید؟
تقریباً چند جلسه از مناظره گذشته بود که یکی از طلبههای نجف وارد بحث شد و آنگونه که باید، نتوانست از فرهنگ فاطمی دفاع کند و مطالب ضعیفی را ارائه داد و چند نفر از وهابیت که آنجا بودند، القاء شبهه میکردند. نزدیک بود که مطالب بهجاهای باریک کشیده شود که حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با بنده تماس گرفتند و فرمودند که در این مناظره شرکت کنم و بنده هم حدود سه جلسه وارد بحث شدم. چند روایت از کتب اهلسنت را خواندم و آن روایات را بررسی سندی کردم که در این روایت راوی کسی است که بزرگان رجالی شما او را توثیق کردهاند و روایت صحیح است که اینها بهخانه حضرت صدیقه طاهره(س) هجوم بردند و ایشان را مورد تهدید قرار دادند و طبق روایت فرائد السمطین جوینی که ذهبی او را توثیق میکند و از او بهامام تعبیر میکند قضیه هجوم بهخانه حضرت فاطمه زهرا(س) و شکستن پهلوی ایشان و سقط جنین و شهادت ایشان را از نبی مکرم(ص) نقل کرده است. بحثهای ما سه شب ادامه داشت. اینها در برابر احادیثی که از کتابهای خودشان آوردیم، حتی یک مورد هم نتوانستند اشکال وارد کنند.
رسا ـ بازتاب بحثهای شما در جوامع اسلامی چگونه بود؟
بعد از اینکه بحث ما تمام شد، دو روز بعد یکی از دوستان بهما زنگ زدند که تعدادی از جوانان از دوبی بهقم آمدهاند میخواهند شما را ببینند. در هر صورت پیش ما آمدند وگفتند: ما بحثهای شما را در شبکه المستقله شنیدیم و احساس کردیم که شیعه، حرف برای گفتن دارد. هم صحبتهای شما را شنیدیم و هم صحبتهای آقایان وهابی که در آنجا بودند. سؤالاتی داریم که فقط بههمین خاطر بهایران آمدهایم و هیچ کار دیگری نداشتیم. سؤالاتشان را جواب دادم. آنها هم رسماً بهمذهب شیعه مشرف شدند. یکی از آنها گفت: پدر من که از علمای طراز اول یکی از کشورهای اسلامی است و حوزه علمیه دارد و یکی از سخنوران و خطبای زبردست آن کشور است، اگر دو ساعت با شما صحبت کند، قطعاً مذهب شیعه را میپذیرد و اگر او شیعه شود، شاید صدها هزار نفر از جوانان آن کشور بهمذهب شیعه مشرف شوند. لذا تقاضایی که از شما دارم این است که دعوت نامهای برای پدرم بفرستید تا او بهقم بیاید و چند ساعت با شما صحبت کند. بنده هم گفتم با موقعیتی که دارم، از این کارها نمیکنم، ولی اگر خود ایشان بهقم تشریف بیاورند، ما از ایشان پذیرائی میکنیم و احترام هم میگذاریم، نه دو ساعت، اگر بیست ساعت هم بخواهد، با ایشان صحبت خواهیم کرد.
رسا ـ جهان اسلام تا چه اندازه از مذهب تشیع توقع روشنگری و پاسخگویی را دارد؟
بهنظر من اگر ما بتوانیم در عرصۀ بینالملل، خوب و زیبا فرهنگ شیعه را مطرح کنیم موفقیت بزرگی بهدست آوردهایم. امروزه جوامع علمی دنیا تشنۀ فرهنگ اهلبیت عصمت و طهارت(ع) هستند. با همین برنامهای که دو سه سال است در شبکه ماهوارهای«سلام» داریم اگر چه خیلی هم راضی نیستم، چون خیلی بهتر از این میتوان کار کرد، اما خدا شاهد است که هر هفته از داخل و خارج کشور، افرادی زنگ میزنند، یا با سؤال یا بدون سؤال کردن رسماً تشیع خودشان را اعلام میکنند. موارد زیادی داشتیم از لندن و آلمان و کانادا و کشورهای دیگر که تماس میگیرند یا ایمیل میزنند بهسایت ما و تشکر میکنند و میگویند که بحثهای شما باعث شد که ما با فرهنگ شیعه آشنا شدیم و اظهار لطف و تشکر میکنند.
رسا ـ آیا در حال حاضر آمار کسانی که بهمذهب تشیع مشرف شدهاند موجود است؟
چندی پیش که خدمت یکی از مراجع عظام تقلید بودم و ایشان خیلی اصرار میکرد آمار کسانی را که شیعه میشوند را یاد داشت کنید تا اگر خواستیم روزی ارائه دهیم، آمار داشته باشیم. بنده هم گفتم که آمار همه آنها را داریم که چه کسانی از طریق ایمیل و چه کسانی که از طریق تلفن با ما تماس میگیرند. حتی در یکی از استانهای شرقی کشور، یک روز حدود 25 نفر از جوانان آمدند قم و گفتند که بحثهای شما را در رابطه با اهل بیت(ع) شنیدیم و تأسف میخوریم که چرا علمای ما این مطالب را برای ما مطرح نمیکنند و رسماً تشیع خود را اعلام کردند و هم اکنون هم مرتباً با ما در تماس هستند و جزوه و سیدی میگیرند.
رسا ـ پس بهنظر میرسد تعصب بسیاری از جوانان وهابی و سنی بهخاطر اطلاعات غلطی است که بهآنها داده میشود، از بین رفته است؟
کاملاً درست است. روزی شخصی از شهر سقز بهما زنگ زد و گفت: ما این بحثهای شما را میشنیدیم و مسخره میکردیم و میگفتیم که این آخوندهای شیعه، از این بلوفها زیاد میزنند. من خودم فارغ التحصیل فلان دانشگاه هستم و همسرم هم تحصیل کرده است و دبیر است. چند روزی این مباحث شما را پیگیری کردیم بههمسرم گفتم: این آدرسهایی که ایشان از کتابهای ما میدهد، نگاه کنیم تا حداقل برای ما ثابت شود که علمای شیعه دروغ میگویند. اما وقتی چند مورد را مراجعه کردیم دیدیم همه درست است. حدود سه ماه صحبتهای شما را بررسی میکردیم و با کتابهای خودمان که آدرس میدادید، تطبیق میدادیم و در نهایت من و همسرم بهاین نتیجه رسیدیم که مذهب شیعه، حق است. اگر اجازه بدهید، بهقم بیاییم و بهدست یکی از مراجع عظام تقلید، شیعه شویم، ولی یک خواهش از شما داریم که نام من در شناسنامهام، عمر است فقط یک نامهای از حوزه علمیه قم بهاداره ثبت احوال استانمان بدهید تا نام خود را عوض کنم و بهاسم یکی از ائمه(ع) مبدّل کنیم.
رسا ـ آیا هدف شما این است که جوانان وهابی وسنی را شیعه نمایید؟
خیر، این چنین نیست. هدف ما از این برنامهها، این نیست که جوانان اهلسنت را شیعه کنیم یا از سنی شدن جوانان شیعه جلوگیری کنیم. هدف ما تبیین حقائق و اثبات حقانیت اهلبیت(ع) و اتمام حجت است. اگر ما بهاین هدف رسیدیم، این نتیجهای است که شنونده بهآن رسیده است. ولی از اینکه یک نفر از حق بُریده و از نور جدا شود، برای ما مایۀ تأسف است. یا اگر یک نفر بهنور میپیوندد، مایۀ خوشحالی ماست، ولی هدف ما این نیست. هدف ما چیز دیگری است و میخواهیم با بازگو کردن تاریخ پنهان، حقائق پشت پرده را بیان کنیم که در این چهارده قرن، نگذاشتند بهمردم برسد. ما دنبال این هستیم که این حلقههای مفقوده تاریخ را که در کتابها ثبت شده، ولی بزرگان شما از کنار آنها عبور میکنند و فاکتور میگیرند، آنها را بیان کنیم.
رسا ـ با تشکر از این که دراین گفتگو شرکت فرمودید.
رسا ـ آیا هدف شما این است که جوانان وهابی وسنی را شیعه نمایید؟
خیر، این چنین نیست. هدف ما از این برنامهها، این نیست که جوانان اهلسنت را شیعه کنیم یا از سنی شدن جوانان شیعه جلوگیری کنیم. هدف ما تبیین حقائق و اثبات حقانیت اهلبیت(ع) و اتمام حجت است. اگر ما بهاین هدف رسیدیم، این نتیجهای است که شنونده بهآن رسیده است. ولی از اینکه یک نفر از حق بُریده و از نور جدا شود، برای ما مایۀ تأسف است. یا اگر یک نفر بهنور میپیوندد، مایۀ خوشحالی ماست، ولی هدف ما این نیست. هدف ما چیز دیگری است و میخواهیم با بازگو کردن تاریخ پنهان، حقائق پشت پرده را بیان کنیم که در این چهارده قرن، نگذاشتند بهمردم برسد. ما دنبال این هستیم که این حلقههای مفقوده تاریخ را که در کتابها ثبت شده، ولی بزرگان شما از کنار آنها عبور میکنند و فاکتور میگیرند، آنها را بیان کنیم.
رسا ـ با تشکر از این که دراین گفتگو شرکت فرمودید.
ارسال نظرات