۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۲۰:۲۳
کد خبر: ۷۳۶۵
قرآن پژوه حوزه علمیه قم:

بیشترین فاصله حوزه‌های علمیه از قرآن در زمان اخباری‌ها بوده است

خبرگزاری رسا ـ قرآن پژوه حوزه علمیه قم گفت: بخش زیادی از مهجوریت قرآن به دلیل فراگیر نشدن قرائت آن است.
قرآن
آیا اگر ما در عرصه انتشار قرآن بتوانیم رتبه اول کشورهای اسلامی را به دست آوریم توانسته‌ایم از قرآن رفع مهجوریت کنیم؟ آیا این مقیاس ما را به بیراهه نمی برد؟ قرآن کتاب زندگی است و این مورد قبول همگان است. حال در مقام رفع مهجوریت قرآن نباید توان خود را به محتوای این کتاب زندگی معطوف کنیم. احساس می‌شود دنیای اسلام نیاز به یک بازنگری جدی در نگاه خود با کلام الهی دارد. در همین رابطه گفت‌وگویی را با حجت الاسلام سیدرضا مودب، محقق و قرآن پژوه حوزه علمیه قم انجام داده‌ایم که از حضور شما خوانندگان محترم رسا می‌گذرد.

رسا ـ نظر شما در رابطه با مهجوریت قرآن در جامعه چیست؟

همواره در رابطه با قرآن به‌عنوان کتاب آسمانی مطالعات فرآوانی صورت گرفته است و یکی از پرسش‌هایی که درباره با این کتاب است همین پرسش مهجور بودن قرآن است. این پرسش از زمان نزول قرآن مطرح بوده و در بعضی از روایات هم به‌این پرسش پرداخته شده است و از زبان بعضی از ائمه به‌نحوی اشاره شده که عده‌ای قرآن را مهجور می‌کنند. به‌همین جهت در پاسخ به‌این پرسش که آیا قرآن مهجور است یا نه؟ باید گفت مهجور است، اما نه در همه زمان‌ها و مکان‌ها و در نزد همه انسان‌ها، بلکه مهجوریت قرآن هم از نظر مخاطب و هم از نظر زمان و شرایط متفاوت خواهد بود. قرآن نزد امامان معصوم و علمای اهل قرآن، هیچ‌گاه مهجور نبوده است و به‌عنوان کلام خداوند متعال از یک متانت و منزلت رفیع برخوردار بوده است، یعنی ما هیچ معصوم و عالم عمل‌کننده به ‌قرآن را نداریم که نسبت به‌این کتاب بی‌حرمتی کند، چون همیشه به این نکته توجه داشته‌اند که قرآن، کلام خداوند است و چون کلام خداوند است از برتری خاصی برخودار است. بعد از معصومان، هم مفسران بزرگ از مرحوم شیخ طوسی، که از مفسرین بزرگ جهان تشیع است، گرفته تا بزرگان زمان خودمان مانند علامه طباطبایی، آیت الله جوادی، آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی جایگاه ویژه‌ای را برای قرآن در حوزه علمیه در نظر گرفته‌اند. به‌ویژه حضرت امام(ره) که از جمله عالمان بزرگی بود که همواره با قرآن انس داشتند. حتی یادم هست زمانی که ایشان در مریضی به‌سر می‌بردند خواندن قرآن را ترک نمی‌کردند، چرا؟ چون قرآن نزد بزرگان مانند راهنمایی است که هر لحظه به‌آن نیاز است و طبیعی است که کسانی که می‌خواهند راه درست را پیدا کنند همیشه به‌نقشه احتیاج خواهند داشت.

رسا ـ به‌نظر می‌رسد تعریف خاصی از مهجویتِ قرآن داشته باشید؟

درست است. آنچه از مهجوریت قرآن یاد می‌شود مربوط به‌برخی از دوره‌ها و برای گروهی از مردم بوده است و اگر بخواهیم دوره‌ها را مرور کنیم باید به‌زمان رحلت پیامبر برگردیم که حق امامان معصوم غصب شد و تا دوره امام صادق(ع) این بحث به‌شدت ادامه داشت. در دوران امام باقر(ع) شرایط بهتر شد و توجه به‌قرآن بیشتر شد. به‌همین دلیل اکثر روایات تفسیری ما مربوط به‌همین دوره است. بعد از دوران امام باقر و امام صادق تا مدتی این مشکلات وجود داشت و بعد از غیبت حضرت ولی‌عصر(عج) هم تا قرن چهارم و پنجم این مهجوریت وجود داشت. شاید در قرن چهارم و پنجم شرایط کمی‌بهتر بود، برای این‌که که محدثان بزرگی مانند شیخ طوسی و شیخ کلینی و شیخ صدوق آمدند، ولی از قرن پنجم تا حدود قرن نهم دورانی است که توجه به‌قرآن کمتر است، البته نه قرآن، بلکه به‌همه علوم اسلامی ‌توجه کمتری می‌شود. قرن دهم یازدهم عالمان اخباری می‌آیند و دوران صفویه شروع می‌شود. نهایتاً قرآن در جایگاه بهتری قرار می‌گیرد. دوباره چند قرنی افول داشته‌ایم تا در قرن ما که انقلاب اسلامی ‌شکل گرفت.

رسا ـ وضعیت قرآن در دوران بعد از انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ‌قرآن در وضعیت بهتری قرار گفت. به‌همین جهت بعد از انقلاب تفاسیر و ترجمه‌های بیشتری نگاشته شد. نشست‌های علمی ‌بیشتر شد و در کل شرایط بسیار خوبی به‌وجود آمد. در بین مخاطبان قرآن از زمان نزول تا اکنون کسانی بوده‌اند که قرآن نزد آنها مهجور بوده است، یعنی به‌موازاتی که ائمه و عالمان توجه ویژه‌ای به‌قرآن داشته‌اند کسانی هم بوده‌اند که فقط به‌ قرائت قرآن توجه کرده‌اند یا اصلاً از قرآن روی‌گردان بوده‌اند. از این جهت ما نمی‌توانیم بحث مهجوریت قرآن را به‌صورت مطلق مورد ارزیابی قرار داد.

رسا ـ در مسائل ظاهری قرآن یعنی آداب ظاهری و قرائت قرآن چه مشکلاتی وجود دارد؟

ببینید بخش زیادی از مهجوریت قرآن به‌این بر می‌گردد که حتی قرائت آن هنوز فراگیر نشده است و هنوز تهیه یک قرآن خوب با کتابت زیبا برای همه اقشار جامعه ممکن نشده است. البته من معتقدم که ما نباید ناسپاسی کنیم، چون به‌برکت انقلاب اسلامی ‌شرایط بسیار متفاوت شده است، چون همین قرآن‌های موجود، جلسات قرآنی و این‌که در مراکز آموزشی ما قرآن آموخته می‌شود، نعمت بسیار بزرگی است. اما مهجوریت جدی قرآن امروزه این است که محتوای آن کنار گذاشته شود و تنها به‌ظاهر اکتفا گردد و از آن استفاده حداقلی(مانند تبرک استخاره) شود. البته بنده نمی‌خواهم بگویم که این‌گونه استفاده از قرآن درست نیست نه، بلکه در جای خود خوب و درست است. اما این‌گونه موارد حداقل چیزهایی است که ما می‌توانیم از قرآن به‌دست بیاورم، ولی آنچه که مهمتر است تفسیر و فهم قرآن است.

رسا ـ جایگاه ما در همان مباحث ظاهری قرآن در مقایسه با سایر کشورهای اسلامی‌ چگونه است؟

جایگاه ما در مقایسه با برخی از کشورهای دیگر می‌تواند بهتر از اینها باشد. ما در مقایسه با سایر مسلمانان جایگاه مطلوبی نداریم، حتی ما در بحث قرائت قرآن هنوز مشکل داریم، چون هنوز تعداد زیادی هستند که قرآن را کامل نمی‌توانند بخوانند و اگر هم بخواهند کامل بخوانند یادگیری آن آنقدر راحت و روان نیست، چون شیوه‌های آموزشی ما راحت نیست. حتی در جامعه انگیزه‌خواندن و زمینه‌روانی را فراهم نمودن کار دیگری است که به‌خوبی انجام نمی‌گیرد، ولی در کشورهای دیگر هم زمینه‌های‌روانی فراهم است و هم اهتمام فرآوان در بحث آموزش است.

رسا ـ البته این موارد مربوط به ‌برخی از کشورهای اسلامی ‌است.

بله، بسیاری از کشورهای اسلامی ‌هستند که در همین مسائل ظاهری هم از ما عقب‌تر هستند و کشور ما به‌عنوان یک کشور بزرگ شیعی در مقایسه با آنها بهتر است. درست است که وضعیت ما مطلوب نیست، ولی جایگاه نسبتاً خوبی در دنیا داریم، مثلاً در همین بحث قرائت، همه کشورهای اسلامی ‌به‌چند شکل مختلف قرآن را قرائت می‌کنند که این هم به‌نوعی می‌تواند بُعدی از ابعاد مهجوریت قرآن باشد ، اما در کشور ما کاملاً رعایت می‌شود. قرآنی که به‌یک لفظ آمده و باید به‌قرائت حفص‌از‌عاصم خوانده شود به‌قرائت‌های گوناگون خوانده می‌شود. وقتی قاریان مصری به‌ کشور ما می‌آیند شگفت‌زده می‌شوند که چگونه در کشور ما یک قرائت بیشتر رایج نیست و همین مسأله تعدد قرائت‌ها بهترین شبهه را به‌دست مستشرقان داده است که بگویند بالاخره کدام یک از این قرائت‌ها از طرف خداوند نازل شده است.

رسا ـ در رابطه با رعایت آداب ظاهری قرآن جایگاه ما چگونه است؟

به‌نظر من، ما در آداب ظاهری از سایر کشورهای اسلامی ‌موفق‌تر هستیم، چون ما از قرآن برای تبرک استفاده می‌کنیم، اما آنها همین تبرک کردن را هم جایز نمی‌دانند و قرآن را مانند ما که آن را می‌بوسیم و نگاه به‌آیات آن را ثواب می‌دانیم احترام نمی‌کنند. اگر چه در بعضی از موارد هم اهتمام زیادی دارند.

رسا ـ آیا شما این انتقاد را وارد می‌دانید که ما علاقه زیادی به‌مستحبات داریم و همین مسأله باعث شده تا نسبت به‌قرآن کوتاهی کنیم؟

در مورد اهتمام زیاد ما به‌ سنت و مفاتیح و کتاب‌های دعا باید بگویم بعد از این‌که پیامبر رحلت فرمودند و ما شیعیان دیدیم حق اهل‌بیت به‌شدت غصب شد و جایگاه بزرگ اهل‌بیت کاملاً نادیده گرفته شد ما یک واکنشی نشان دادیم و به ‌سنت بیشتر اهیمت دادیم. شما در حوزه‌ها هم با این پدیده مواجه هستید که روایات بیشتر از قرآن مورد توجه قرار می‌گیرد و این‌که ما در پاره‌ای از اوقات از قرآن فاصله گرفتیم یک حقیقت تلخی است که نمی‌توان آن را انکار کرد، ولی درعین حال اگر ما سنت را گرفتیم از طریق سنت توانستیم قرآن را هم حفظ کنیم، ولی اهل‌تسنن چون اهل‌بیت را نداشتند و به‌صحابه‌ رجوع می‌کردند و وقتی دیدند صحابه‌ چیزی برای ارائه کردن ندارند به‌سمت قرآن برگشتند. لذا دست آنها خالی است و از طرفی دیدند اگر از قرآن هم دست بردارند در کنار آن ثقل دیگری ندارند. اما ما ثقلی داریم که به ما کمک کرد.

رسا ـ ظاهراً بیشترین فاصله حوزه‌های علمیه از قرآن در زمان اخباری‌ها بوده است.

درست است. در دوره اخباری‌ها،روایت محور شد و قرآن کم‌رنگ. در دوره‌های بعد محققان دیگری آمدند و گفتند ما اخباری نیستیم و به‌نام اصولیین شناخته شدند. البته اخباری‌ها که به‌سمت قرآن رفتند گفتند ظاهر قرآن حجت نیست، چون قرآن الفاظ متشابه ‌دارد. اما اصولی‌ها می‌گفتند در روایت‌ها، روایت ثقلین داریم که خود این روایت به‌قرآن اهمیت داده است. بنابراین اگر ما از روایتی مانند روایت ثقلین بخواهیم وارد روایات شویم خود روایات ما را به‌قرآن ارجاع می‌دهد.

رسا ـ وضعیت فعلی جامعه در بازگشت به‌سوی قرآن چگونه است؟

در زمان فعلی ما یک بازگردی را به‌سمت قرآن مشاهده می‌کنیم و سعی بر این است که قرآن در عرصه‌های مختلف نمود بیشتری پیدا کند. به‌نظر من محور اصلی مهجوریت این جاست که ما در فقه، تفسیر، کلام و همه امور عادی زندگی از قرآن فاصله بگیرم، البته باز هم عرض می‌کنم که به‌نظر می‌رسد در همه این زمینه‌ها ما در حال تحول و بازگشت به‌سوی قرآن هستیم.

رسا ـ در حوزه مسائل اخلاقی تا چه اندازه توانسته‌ایم از قرآن استفاده کنیم؟

در حوزه اخلاق روایات اخلاقی زیادی داریم، اما بخش قابل توجه آن در قرآن آمده است. پیام‌های اخلاقی که از قرآن استفاده می‌شود بسیار مفصل‌تر از روایات است و از همین روایات موجود در باب اخلاق نهایتاً به‌قرآن خواهیم رسید. مرحوم علامه طباطبایی حرف جالبی دارد که قابل دقت است ایشان می‌گوید« اگر ما سراغ قرآن می‌رویم قرآن ما را به‌سنت می‌رساند و اگرسراغ سنت می‌رویم سنت هم ما را به‌قرآن می‌رساند.» به‌همین جهت باید مهجوریت قرآن را این گونه معالجه کرد که ارتباط قرآن و سنت را زیاد نماییم، نه این‌که یکی را اگر داریم از دیگری دست برداریم. البته این‌که شیعه سراغ دعا و مفاتیح می‌رود کار بدی نیست، ولی تکمیل آن به‌این است که قرآن هم خوانده شود. شما حضرت امام را ملاحضه بفرمایید هم قرآن می‌خواندند و هم مفاتیح و یک همسانی بین این دو برقرار کرده بود، چون اعتقاد داشت منشأ هر دو یکی است.

رسا ـ ولی این‌که کدام یک از این دو محور باشند هم مهم است.

ببنید اگر ما در روایات بمانیم، روایات محور شده‌ایم، اما اگر از طریق روایات به‌قرآن برگردیم این یک همسویی است، چرا که هردو به‌هم می‌رسند.

رسا ـ آیا روایات حجیت خود را از قرآن می‌گیرند؟

بحثی امروزه مطرح است که می‌گویند آیا قرآن حجیت خود را از سنت گرفته است یا سنت حجیت خود را از قرآن گرفته است؟ برخی می‌گویند اعتبار هر کدام از اینها جداگانه است. اعتبار قرآن به‌این است که وحی است و اعتبار روایات هم به‌این است که وحی است، ولی این حرف از دیدگاه بسیاری از فضلا مردود است، چرا؟ چون قرآن منشأ است و سنت اعتبارخود را از قرآن می‌گیرد. ما اول قرآن را داشتیم و درآیات قرآن، سنت تأیید شد، یعنی سنت که پیامبر گرامی‌اسلام و ائمه اطهار هستند مفسران قرآن می‌شوند و اگر همین آیه قرآن نبود، سنت ارزش نداشت. به‌همین جهت به ‌قرآن ثقل اکبر و به ‌سنت ثقل اصغر می‌گویند و همین است که یک پیوند ناگسستنی بین سنت و قرآن ایجاد می‌کند .

رسا ـ فهم قرآن مختص چه گروهی است؟ آیا فقط متخصصان امر می‌توانند سراغ قرآن بروند؟

فهم اولیه قرآن برای همه مقدوراست و هیچ مشکلی هم در این رابطه وجود ندارد. اصلاً خود قرآن و ائمه، جامعه را به‌سوی قرآن سمت‌وسو می‌دهند. این‌که قرآن می‌فرماید« افلا تدبرون» ناظر به‌شخص خاصی نیست، بلکه ناضر به‌همه است. لذا قرآن در فهم اولیه برای همه مردم قابل فهم است. حتی وقتی می‌فرماید«یا ایها الرسول» ناظر به‌همه مؤمنان است.

رسا ـ با تشکر از حضرت‌عالی که در این گفت‌وگو شرکت فرمودید.


ارسال نظرات