حجت الاسلام میرتاج الدینی در نامه به موسوی:
آنان که با شعار قانونگرایی آمده بودند، چه زود عهد خود شکستند
خبرگزاری رسا ـ عضو هیئت رئیسه مجلس در نامه ای به میرحسین موسوی گفت: آنان که با شعار قانونگرایی آمده بودند و رقیب خود را به قانونگریزی متهم میکردند چه زود عهد خود شکستند.

به گزارش خبرگزاری رسا در تبریز، حجت الاسلام سیدمحمدرضا میرتاج الدینی، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در نامه ای به میرحسین موسوی، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت: حماسه بزرگ حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری و مشارکت قریب به 40 میلیون نفر از مردم شریف و بزرگ ایران اسلامی، پیروزی بزرگی را در آستانه دهه چهارم انقلاب رقم زد که جهانیان را به شگفتی واداشت و مثل همیشه ناظران و تحلیلگران سیاسی جهان در تحلیل و شناخت دقیق این ملت بزرگ و پیشتاز در عرصههای سیاسی داخلی و خارجی، باز ماندند، این موفقیت بزرگ که بار دیگر دموکراسی واقعی و مردمسالاری دینی را در ایران به نمایش گذاشت و اقتدار، عزت و عظمت نظام اسلامی ایران را در چشم جهانیان دوچندان کرد، معالاسف عدهای از ساعات نخست، شیرینی این پیروزی بزرگ را به بهانههای واهی و توهمات ناشی از هجمه تبلیغات گمراهکننده افراطیون در داخل و رسانههای بیگانه در ذائقه ملت به تلخکامی تبدیل کردند، آنان که با شعار قانونگرایی آمده بودند و رقیب خود را به قانونگریزی متهم میکردند چه زود عهد خود شکستند و در مقابل قانون قد علم کردند، اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابانها بر ضد این عمل بخواهند عرضاندام کنند این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفتهام که قدم به قدم پیش میرود.
در نامه نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی آمده است: بنده به عنوان نماینده مردم شریف تبریز سؤوالاتی از جناب آقای مهندس موسوی دارم، آیا اعلام زودرس و یکطرفه پیروزی خود در ساعات پایانی انتخابات که هنوز در شهرستانهای بزرگ و از جمله در تبریز رأیگیری ادامه داشت، یک حرکت قانونی بود، آیا دعوت مردم به پایداری و مقاومت و ریختن به خیابانها یک اقدام قانونی بود، مقاومت و پایداری در مقابل چه چیزی؟! آیا مراجع قانونی هنوز در آن زمان در مورد انتخابات سخنی گفته بودند؟! ملت بیدار ایران برای نخستین بار در طول سه دهه از انقلاب، پدیدهای را مشاهده کردند که سابقه نداشت و انحراف آشکار و بدعت خطرناک و ایستادگی در مقابل رأی مردم و مسیر قانونی رسیدگی به انتخابات، آیا تشکیک در نتیجه انتخابات و درخواست ابطال 40 میلیون رأی مردم بدون استدلالهای حقوقی و منطقی یک بدعت خطرناک در مقابل رأی ملت نبود که متأسفانه در حافظه تاریخی این ملت ثبت شد؟ آیا به هم زدن قواعد دموکراسی و انتخابات و اینکه هر کس در انتخابات رأی نیاورد بلافاصله، بدون هیچ مدرکی همه را به تقلب و خیانت در آرای مردم متهم نماید، راه درستی است؟ آیا هر کس بعد از شکست در انتخابات این حرکت خود را از مسیر قانون جدا کند و به سمت التهاب اجتماعی و اردوکشی طرفداران خود در خیابانها برود، ایستادگی در برابر قانون نیست؟ آیا عدول از پیگیری شکایات و اعتراضات از طریق مجاری قانونی و نفی ساز و کار قانونی کشور و صدور بیانیههای تحریککننده به جای شکایت به شورای نگهبان، فرار از قانون بلکه قانونستیزی نیست؟ آقای موسوی به محض احراز صحنه شکست، رأی 40 میلیونی مردم را خیمهشببازی خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. نخبگان سیاسی و حقوقدانان از این حرکت انحرافی بسیار متعجب و شگفتزده شدند که چرا ایشان اعتراض خود را در چارچوب قانون مطرح نمیکند مگر او نبود که یکی از اهداف سیاسی خود را اجرای قانون میدانست، چگونه است که خود مسیر غیرقانونی را عریان طی میکند.
در نامه حجت الاسلام میرتاج الدینی آمده است: جناب آقای موسوی، شما به تبریز و آذربایجان خیلی امید بسته بودید و همگان دیدند در یک رقابت آزاد، شما حتی در تبریز و شهرهای آذربایجان شرقی هم اکثریت را به دست نیاوردید. طرفداران و حامیان شما در همه جای تبریز و سر همه صندوقها بودند بلکه به جرأت میتوانم بگویم از طرفداران شما در میان مدیران و مجریان انتخابات در سطح استان نیز حضور داشتند و طبعاً هرگونه تخلف به نفع رقیب شما را میتوانستند هم مانع بشوند و هم گزارش کنند. آیا یک گزارش مستند درباره یکی از هزاران صندوق در استان آذربایجان شرقی، ارائه کردهاند، همه نمایندگان استان که بعضی هم جزو حامیان شما بودند به خوبی میدانند که انتخابات در سلامت و آزادی کامل برگزار شد و تناسب آرا در همه شهرهای استان متوازن بود و تنها در شهر تبریز رقابت نزدیک به هم بود که در هر منطقه و یا محلهای که طرفداران شما زیاد بودند، نتیجه صندوقها نیز همان بود و در محلات و مناطقی که طرفداران آقای دکتر احمدینژاد بیشتر بودند، نتیجه صندوقها هم همان بود. آیا متهم کردن مجریان و ناظران صندوقها که همه از میان همین مردم انتخاب شدهاند، انصاف و قانونگرایی است. مردم آذربایجان در تبریز 50.13 درصد، در آذرشهر 66 درصد، در بستانآباد 74 درصد، در چاراویماق 75 درصد، در سراب 74 درصد، در عجبشیر 69 درصد، در میانه 72 درصد در ورزقان 65 درصد و در هریس 66 درصد به آقای احمدینژاد رأی دادهاند و بیشترین رأی شما تنها در شبستر، موطن اصلی شما بوده که 51.01 درصد بوده است. آیا ملاک انتخابات فقط مناطق شمالی شهر تهران است؟ آیا در قانون همه آحاد این ملت بزرگ شهروندان ایران محسوب نمیشوند؟ آیا در قانون فرقی بین رأی تهرانی و شهرستانی و روستایی گذاشتهاند. رئیس جمهور منتخب، رئیس جمهور تهران نیست بلکه رئیس جمهور کل ایران است. ایران بزرگ فقط تهران بزرگ نیست آنچه که رأی مردم را مشخص میکند آرای کل این کشور است و تناسب و توازن آرا در اکثریت قریب به اتفاق استانهای کشور مثل هم و نزدیک به هم بوده است و این از یک گرایش ملی و انسجام ملی حکایت میکند و در گفتگو با اغلب نمایندگان مجلس از استانهای مختلف، آنها این تناسب و توازن را در حوزههای انتخابیه خود تأیید میکردند.
در پایان این نامه آمده است: در پایان به این حقیقت تلخ باید اشاره کنم که با هزاران تأسف، مهمترین انتخاب ملت به خاطره تلخ تبدیل شد و شرکت حدود 40 میلیونی ملت در انتخابات به بیان رهبری «جشن حقیقی» بود ولی در سایه حرکت غیر قانونی بعضی نامزدها و حامیان آنها، این شیرینی را تلخ و همگان را در بهت و حیرت فرو برد، انتخاباتی که سرمایه عظیم سیاسی برای ملت بوده و هست و اقتدار ایران را به رخ جهانیان کشید، در اثر قدرتطلبی عدهای به فضای ابهام و شک و تردید تبدیل شد و با ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام و اعلام عدم اعتماد به شورای نگهبان و ارکان قانونی نظام و اصرار بر ابطال انتخابات بدون ارائه دلیل منطقی و مستند، نظام سیاسی ایران را طوری به جهانیان معرفی کردند که رأی مردم در آن بیتأثیر و دستخوش تغییر و تحول قرار میگیرد و این بزرگترین ظلم و بیانصافی در حق نظام جمهوری اسلام است. / د 10
ارسال نظرات