نماینده خوزستان در مجلس خبرگان :
بیانیه 30 خرداد موسوی یادآور خروج منافقین علیه ولایت در 30 خرداد 60 است
خبرگزاری رسا- نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در نامه ای سرگشاده به میر حسین موسوی،صدور بیانیه از سوی وی در 30 خرداد 88 را یادآور اعلام خروج منافقین در 30 خرداد 60 دانست.
آیتالله محسن حیدری نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت اهواز در نامه ای سرگشاده به میر حسین موسوی که به صورت نمابر به خبرگزاری رسا ارسال شد، با تاکید بر اینکه بر اساس احساس تکلیف دست به نوشتن این نامه زده تا یک برادر ایمانی خویش را از سر دلسوزی نصیحت کند، به طرح 30 سئوال از نامبرده پرداخت.
آیتالله حیدری خاطر نشان کرد: در مقدمه نامه خود به کاندیدای ریاست جمهوری دهم متذکر شده است که در شرایط سخت و امتحانی بزرگ قرار گرفته و امتحانی سرنوشت ساز بوده که یک سوی آن رهایی از کید مکاران و طرف دیگر آن سقوط در دام آنها و کسب منفوریت ابدی در پیشگاه خدا و تاریخ ملت مسلمان ایران است.
وی افزود: آقای موسوی پس از اعلام نتیجه انتخابات 22 خرداد، سه گزینه بیشتر نداشت؛ اول آنکه قهرمانانه در برابر نتیجه انتخابات تسلیم شده و به رئیس جمهور منتخب ملت تبریک گوید، آنگونه که آقای ناطق نوری در سال 1376 در برابر رقیب پیروز خود عمل کرد. گزینه دوم این بود که اعتراض خود را از مسیر قانونی پیگیری کند و قواعد بازی مورد قبول نظام مقدس جمهوری اسلامی را رعایت کند و سوم راهی است که اکنون در پیش گرفته و رسما در بیانیه شماره 5 خود اعلام کرده است.
این عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: آقای موسوی یقین داشته باشد بسیاری از کسانی که به او در 22 خرداد رای دادهاند و نیز خیل عظیمی که رای ندادهاند، اما وی را با آن سوابق معلوم از فرزندان این انقلاب و نظام میدانند، انتظار داشتند که بعد از خطبه تاریخی مقام معظم رهبری در 29 خرداد که حقیقتا فصلالخطاب بود، از راهی که در پیش گرفته برگردد و ضمن اعلام حمایت از مواضع حکیمانه رهبری و ابراز همبستگی با امت حزبالله در مسیر نورانی حضرت امام که حفظ نظام جمهوری اسلامی بود، هواداران خود را به پرهیز از هر گونه تجمعات خیابانی دعوت و مطالبات خویش را صرفا از راه قانونی پیگری کند.
امام جمعه موقت اهواز در ادامه نامه خود از اینکه موسوی با انتشار بیانیه شماره 5 خود در آستانه خروج از حاکمیت و مخالفت صریح با حکم حکومتی و شرعی مقام ولایت فقیه قرار گرفته، ابراز تاسف کرد و در ادامه متذکر شد بدون تردید این وضعیت احکام شرعی و قانونی خاص خود را در پی خواهد داشت.
آیتالله حیدری با تاکید بر اینکه علاقمندان دلسوز موسوی امیدوارند او با تامل در عواقب تلخ اقدامات خود موضعی حکیمانه و نه احساساتی و با عصبانیت در پیش گیرد، با عنایت به بیانیه شماره 5 نامزد ریاست جمهوری دهم به ذکر سئوالات خود از نامبرده پرداخت و پرسید: آقای موسوی! شما که در بیانیه خود خطاب به مردم ایران نوشتهاید "این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکلگرفتن است "، میدانید که نقطه عطف در تاریخ ملت ما مثل نهضت 15 خرداد 1342 و پیروزی در 22 بهمن سال 1357 است؟ نقطه عطف مورد نظر شما چیست؟ آیا مقصود شما همان خواب و خیالی است که دشمنان این ملت در طی 30 سال داشته اند و این روزها نیز آنرا صریحا می گویند یا مقصودتان چیز دیگری است؟
وی همچنین پرسید: شما در این بیانیه چندین مرتبه با تاکید بر جمله "من آمدهام "، برای خود شان رهبری حرکتی در راستای به اصطلاح احیای انقلاب اسلامی و اندیشههای امام، قانونمداری، دعوت به راستی و درستی، مبارزه با فقر و فساد و بی عدالتی قائل شده و گفتهاید "من آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آنگونه که بود و جمهوری اسلامی آنگونه که باید باشد، دعوت کنم "، دعوت کردن به آرمان های الهی امام که ذکر شد، اگر چه امر مبارک و خوشایند است و همه باید در این راستا حرکت کنند، اما آیا لحنی که به کار گرفتهاید، گویای تعریض به وضع فعلی انقلاب اسلامی نیست؟ آیا به عقیده شما انقلاب اسلامی به بیراهه رفته است؛ در حالیکه دوست و دشمن اذعان می کنند که به برکت رهبری حکیمانه خلف صالح امام فرهنگ انقلاب و گفتمان امام عمیقتر و گستردهتر شده و از شواهد آن اقبال بینظیر مردم در خلق حماسه 22 خرداد است که نشانه امیدواری آنها به انقلاب و اعتماد آنان به کارآمدی نظام است؟
نماینده استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در ادامه نامه سرگشاده خود به موسوی از او پرسیده است که آیا تصور می کند که در قد و قواره رهبری قرار دارد که این ادعاها را می کند و آیا تعبیرات رسانههای غربی که او را به عنوان رهبر انقلاب ضد رژیم معرفی کرده اند باور کرده است؟
آیتالله حیدری از موسوی پرسیده است: آقای موسوی! آیا تعبیرات شما مصداق دیگری از فرمایشات امام راحل نیست؛ آنجا که می فرمود "این قدر من، من نگوئید! من شیطان است! "؟ آیا این تعبیر یادآور رئیس جمهوری نیست که فریفته 11 میلیون رای خود شده بود؟ شما در بیانیه خود نوشته اید "حرکت خوجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید و اینجانب اعتراف می کنم که در این امر پیرو آنان بودم "؛ آیا آن حرکت خودجوش! توسط طراحان پشت صحنه طراحی نشده و شما هم آن را پذیرفته و پیروی نمودهاید؟
وی ادامه داد: شال سبز در عرف شیعه نماد سید بودن است؛ اگر شما خود را سید میدانید و از آن استفاده میکنید، چرا غیر سیدها را دعوت میکنید که از آن استفاده کنند؛ درحالیکه مدعی دروغین سیادت در مذهب ما ملعون اعلام شده است؟ آیا این طرز استفاده از مقدسات نوعی استفاده ابزاری از دین نیست که جریان اصلاحطلب به شدت با آن مقابله مینمود؟ اگر مقصود از آن نماد سبز جنبه مذهبی نداشته باشد، بلکه به عنوان پرچم یک حرکت اجتماعی تلقی شود، در این صورت آیا به کار بردن این پرچم یا پرچم سه رنگ ایران که نماد وحدت ملی ایرانیان است، در تضاد نیست؟ با توجه به سابقه انتخاب رنگهای مختلف در انقلابهای به اصطلاح مخملین آمریکائی در کشورهائی مثل گرجستان و غیره، آیا دلسوزان انقلاب اسلامی ایران حق ندارند در حسن نیت طراحان این موج سبز تشکیک نمایند؟
عضو مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از نامه خود به موسوی از او پرسیده است آیا با توجه به اینکه امام خمینی(ره) صریحا فرمودند "اگر آمریکا و انگلیس از شما تعریف کردند، باید به خود شک کنید! "به نظر شما حمایت صریح آمریکا، اسرائیل، انگلیس و اذناب آنها از جریان شما و آشوبگرانی که در حاشیه تجمعات هواداران شما دست به آشوب و اغتشاش زدهاند، تصادفی است؟ آیا از آنگونه حمایتها نباید در صحت حرکت خودتان تشکیک نمائید؟
آیتالله حیدری افزود: آقای موسوی! شما در بیانیه خود به شعارهای دینی "الله اکبر، نصر منالله و فتح قریب، یا حسین " و نام امام خمینی(ره) متوسل شدهاید؛ این شعارها ظاهرا گویای اعتقاد شما به قرآن و عترت است که بسیار بجا و حق است، اما چطور این اعتقاد را با تعبیرات شما در گفتگوهای تلویزیونی ایام تبلیغات مثل استفاده از عبارت رحلت برای شهادت حضرت فاطمه (ع) و انداختن "آل " از ذکر صلوات و اکتفا به گفتن "صلی الله علیه و سلم " برای جذب مخالفین اهل بیت میتوان جمع کرد؟
وی همچنین سئوال کرد: آقای موسوی! آیا رأی اول شما در استانهای سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی از قرار و مدارهای پشتپرده وعدههای کذائی شما با متنفذین آن استانها پرده بر نمی دارد؟ در حالیکه حتی در استان زادگاه خود و استان زادگاه همسرتان رأی اول را به دست نیاوردهاید! شما مرتب در آن اعلامیه و سخنرانی هفته گذشته تاکید بر مردم و ملت کردهاید! آیا فقط کسانی که به شما رأی دادهاند مردم هستند و میلیون ها ایرانی دیگر که به دیگران رأی دادهاند، جزء مردم نیستند؟
"آقای موسوی! مقصود شما از مسیرهای خطرناک و غیرآرام مدنی که نظام را به آن تهدید نمودهاید، چیست؟ آیا همان اغتشاشاتی است که اراذل و اوباش و عوامل منافقین در روزهای اخیر به وجود آوردهاند یا چیز دیگری هم هست که مردم ما از آن خبر ندارند؟ آن مسیرهای خطرناک چه اغتشاشات باشد و چه راهی دیگر، آیا مسئولیت آن بر عهده نهادهای قانونی نظام است یا بر عهده شما که مسیری غیر قانونی در پیش گرفتهاید؟ ".
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه نامه خود از موسوی پرسیده است: شما حرکت خود را با نسبت دادن تقلب و جابجایی آراء مطرح کردهاید و حاضر نیستید آنرا از مسیر قانونی به اثبات برسانید؛ آیا این کار همان پروژهای نیست که حدود سه ماه پیش اجانب و رسانههای غربی استارت آنرا زدهاند و مقام معظم رهبری آن را افشا فرمودند؟
آیتالله حیدری همچنین با بیان اینکه آقای موسوی شاه دلیل خود را برای اثبات تقلب در انتخابات، ریخته شدن آراء بیشتر از تعداد واجدین شرایط در بیش از 170 حوزه انتخاباتی قرار داده، در حالیکه سخنگوی شورای نگهبان آنرا در 50 شعبه و آن هم به دلیل مسافرپذیر بودن برخی حوزهها مانند شهرهای زیارتی یا مناطق ییلاقی و خوش آب و هوا که معمولا روزهای جمعه مردم به آنجا میروند که در انتخابات گذشته نیز معمولا این وضعیت پیش میآمد؛ از موسوی دلیل و مقصود وی از مبالغه در این جهت را جویا شد و پرسید مبنای حقوقی ادعای او که ابطال انتخابات را حق مسلم خود می داند، چیست؟
وی از موسوی پرسیده است: بر فرض محال اگر این انتخابات ابطال شود و شما در انتخابات آتی برنده شوید، آیا بازنده آن انتخابات هم حق دارد تقاضای ابطال کند یا خیر و اگر او حق داشته باشد، در این صورت سنگی بر سنگ در این کشور بند نمی شود و اگر وی چنین حقی را نداشته باشد، پس چرا شما باید این حق را داشته باشید و به قول طلبهها "بائک تجر و بائی لاتجر "؟ آقای موسوی! شورای نگهبان که یک نهاد قانونی است و اعضای آنان فقهایی عادل و منصوب ولی امر و برخی از آنان منصوب امام هم بودهاند و حقوقدانانی متعهد و متخصص و مورد اعتماد قوای نظام هستند، از دیدگاه شما غیر معتبر است؛ چرا که بر اساس ادعای شما، برخی از آنها از برخی کاندیداها اعلام حمایت کرده بودند. اگر فرض کنیم چنین چیزی باشد، آیا این کار خلاف شرع و قانون است و موجب سقوط آنان از عدالت و اعتبار قانونی است؟ به چه دلیل؟ بر فرض که این ایراد بر برخی از آنها وارد شود، گناه سایرین چیست؟ آیا عدم تسلیم در برابر یک نهاد قانونی، قانونگریزی نیست که شما آنرا به عنوان اشکال بر دیگران میگرفتید؟ آیا عقیده شما نسبت به شورای نگهبان این روزها حاصل شده یا از قبل بوده است؟ اگر حالا حاصل شده چرا از راه قانونی برای اثبات بی اعتباری آنان اقدام نمیکنید و اگر از قبل این عقیده را داشتید چرا وارد بازیای شدهاید که داور آن مورد قبول شما نبوده است؟
این استاد حوزه علمیه اهواز در بخش دیگری از نامه سرگشاده خود به کاندیدای ریاست جمهوری دهم از وی پرسیده که مقصودش از چهره مدنی جدید که از هواداران خود می خواهد از آن طریق به ابطال انتخابات برسند، چیست؟ آیا همان نافرمانی مدنی است که در هفته گذشته اتفاق افتاد یا چیز دیگری است؟ آیا این همان فشاری نیست که میخواهند به رهبری نظام تحمیل کنند تا به خیال خودشان به عنوان مصلحت مجبور به اتخاذ تصمیم آن گردد، در حالیکه این همان بدعتی است که مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار دادهاند!
آیتالله حیدری که از موسوی پرسیده آیا تصور می کند حکمیتی دیگر در این دوران بر علی زمان قابل تحمیل است؟، خطاب به نامزد دوم خردادی ها نوشته است: شما مرتب طرف مقابل خود (دولت قانونی و حاکم فعلی) را به تقلب و دروغ متهم کردید، در حالیکه مقام معظم رهبری بارها در ملاءعام از جمله در خطبه تاریخی 29 خرداد درباره این مساله هشدار دادند. آیا تأکید مجدد آن در بیانیه تان دهن کجی به مقام ولایت نیست؟
وی از موسوی پرسیده است: آیا این کار شما مصداق عمل کردن به پروژه مورد نظر ایدئولوگ جریان اصلاحات نیست که گفته بود "آنقدر دولت را به دروغگوئی متهم کنید تا اگر رئیسجمهوری بگوید ماست سفید است، باز هم مردم باور نکنند! ؟ " آقای موسوی! شما در این بیانیه برای برگزاری تجمعات خیابانی اعتراض آمیز به اصل 27 قانون اساسی تمسک جستهاید، در حالیکه آن اصل مطلق است و با قوانین عادی تقید خورده است و همه دولتهای پس از انقلاب از جمله دولت شما تصویب کرده اند که برگزاری تظاهرات بدون اجازه وزارت کشور ممنوع است. پس چرا همچنان به اطلاق اصل 27 تمسک می جوئید و قوانین عادی را در نظر نمیگیرید؟ آیا برای خود مقام تفسیر قانون اساسی قائل شدهاید یا این صدای پاس فاشیسم و استبداد است که از جائی جدید میرسد؟
عضو مجلس خبرگان رهبری در فراز پایانی نامه خود به موسوی با طرح این سئوالات که چگونه ادعای خط امامی بودن او با قرار گرفتن مطرودین امام در کنارش و پشت پا زدن وی به فرهنگ و میراث امام که در راس آن ولایت فقیه قرار دارد، قابل جمع است و آیا صدور بیانیه او در 30 خرداد 1388 یادآور اعلام خروج منافقین در 30 خرداد 1360 علیه ولایت فقیه نیست؟، ابراز امیدواری کرده مخاطب این نامه در سئوال های مذکور تأمل کرده و در صورت صلاحدید به آنها پاسخ دهد تا هم ذهن دیگران نسبت به واقعیت ها روشن شود و هم ضمیر انسانی خود او قانع گردد.
ارسال نظرات