محقق قرآن کریم:
اولین گام برای شناخت قرآن ترجمه است
خبرگزاری رسا ـ مترجم قرآن کریم گفت: برخلاف كسانی كه گمان میكنند ترجمه کار آسانی است من فکر میکنم ترجمه از نویسندگی مهمتر و پیچیدهتر است.

یکی از مهمترین عناصر فهم قرآن کریم برای ما فارسی زبانانی که عمدتاً نمیتوانیم از متن عربی قرآن بهره کافی را ببریم، عنصر ترجمه است که اگر بهخوبی صورت گیرد تا اندازهای فهم اولیه این کتاب الهی را آسان خواهد کرد. در حال حاضر ترجمههای فرآوانی وارد بازار شده که در عین زیبایی و لطافت، هنوز نتوانسته است عموم مردم جامعه را با نثری روان و شیوا بهرمند سازد. بههمین جهت گفتوگویی را با حجت الاسلام علی کرمی فریدنی، یکی از مترجمان قرآن کریم بهانجام رساندهایم که از حضور شما خوانندگان محترم رسا میگذرد.
رسا ـ یکی از بحثها در مسأله مهجوریت قرآن، ترجمه قرآن است که بسیاری از ترجمههایی که صورت گرفته با همه وزانت و ارزشمندی، کمک چندانی بهمخاطب برای فهم قرآن نمیکند. اگر ممکن است گفتوگو را با همین موضوع شروع کنیم.
پیش از اینکه بهبحث مورد نظر شما بهطور مشخص بپردازم لازم میبینم مقدمهای کوتاه را خدمت شما عرض کنم. ما وقتی بهقرآن شریف یا بهسخنان آموزگاران حقیقی قرآن که ائمه(ع) باشند نگاه میکنیم با انبوهی از آیات و روایات روبهرو میشویم که این آیات و روایات ویژگیهای قرآن را بیان میکنند. از این ویژگیها نتیجه میگیریم که قرآن هم مانند کتاب قطور و بیکران طبیعت حقایق عظیمی را در خود دارد و همانطوری که بشر کتاب طبیعت را میلیونها سال است جستجو میکند و در پی کشف رازهای آن است تا بتواند بهتر و پویاتر زندگی کند و هیچگاه هم در ذهن او خطور نمیکند که تلاشش کافی است. کتاب تشریعی خداوند هم که مجموعه فرامین او بهانسان است، هیچگاه رازها و برنامههای آن تمام شدنی نیست، چون هر روز نو و تازه میشود. بنابراین باید قرآن کریم را اینگونه ببنیم و فکر نکنیم اگر ده دوره تفسیر بر آن نگاشته شده یا صدها گروه و مؤسسه برای آن تشکیل شده است، کافی است. بنابراین آیات و روایاتی که همواره ما را بهشناخت رازهای قرآن دعوت میکند نشاندهنده این است که این کتاب الهی نهایتناپذیر است. بنابراین همیشه باید روی واژهواژه قرآن مطالعه کرد.
رسا ـ ترجمه در مسیر فهم رازهای قرآن چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
اگر بنا شد ما کتاب خداوند را مانند کتاب طبیعت ببنیم برای شروع باید با ترجمه و تفسیر آن آشنا شویم. در نتیجه میتوان گفت اولین گام برای شناخت قرآن، ترجمه قرآن است. اما اینکه آیا در این راه ما گامهای مهم و جدی برداشتهایم یا نه؟ باید بگویم با اینکه از دهه هفتاد شاهد نهضت ترجمه در ایران بودیم، ولی هنوز بهنقطه مطلوبی نرسیدهایم.
رسا ـ شروع این نهضت از کجا و توسط چه کسانی آغاز شد؟
شروع این نهضت از«دارالقرآن» آیت الله گلپایگانی شروع شد. بهاین ترتیب که ترجمهای را برای چاپ به دارالقرآن آوردند. وقتی این ترجمه برای ارزیابی بهدست ما رسید، چون بنده هم جزو هیئت علمی و بخش تحقیقات دارالقرآن بودم با دقت و بررسیهایی که انجام دادیم اشکالات متعددی بر این ترجمه وارد شد و همین امر باعث شد مصمم شویم تا ببنیم ترجمههایی مانند ترجمه مرحوم الهی قمشهای و ترجمهای که از تفسیر نمونه و سایر ترجمهها صورت گرفته چگونه است که متوجه شدیم ترجمهها ضمن تلاشهای و گامهای بسیار خوبی که برای آنها برداشته شده، نقایص و کاستیهای زیادی دارند. لذا مقالاتی در«کیهان اندیشه» با عنوان«مترجمان دارالقرآن» نگاشته و چند ترجمهای که در بازار بود مورد نقدوبررسی قرار گرفت. در نتیجه این مسأله بازتاب بسیار زیادی داشت و از همان وقت ترجمههای دیگری بر قرآن نگاشته شد که شاید تا امروز بیش از سی ترجمه در بازار موجود است.
رسا ـ یعنی همان مقالات سبب شکل گرفتن نهضت ترجمه در کشور شد؟
همین طور است. واقعاً باید عرض کنم که آن بحث و نقدها باعث تحول در این زمینه شد که یکی از این ترجمهها هم ترجمه بنده است که حدود ده سال برای آن وقت صرف کردم و در همایش اهل قلم هم موفق به کسب رتبه اول شد.
رسا ـ بحث ترجمه را در قبل و بعد از انقلاب چگونه ارزیابی میکنید؟
قبل از انقلاب مطرحترین تفسیر معاصر تفسیر المیزانِ علامه طباطبایی و بعد از آن تفسیر نمونه آیت الله مکارم و گروهشان بود. در گوشهوکنار هم تفسیرهایی نوشته میشد، ولی در مجموع قبل از انقلاب در سطح عالی برای فضلای حوزه، تفسیر المیزان و برای توده مردم و دانشگاهیان تفسیر نمونه و چند جلد تفسیر مرحوم آیت الله طالقانی موجود بود. یک جلد تفسیر«نوین» از مرحوم شریعتی هم وجود داشت که تفسیر وزینی هم بود. اما بعد از انقلاب پابهپای بحث بازگشت به قرآن و اسلام تفسیرهای متعددی هم نوشته شد که از نظر کمیت شاید هم کیفیت از قبل از انقلاب بهتر است.
رسا ـ مترجم قرآن کریم باید دارای چه ویژگیهایی باشد تا بتواند ترجمه قابل قبولی را ارائه کند؟
شرایط ایدهآل که بسیار گسترده و مفصل است، یعنی کسی که میخواهد مترجم زبردست و ماهر و اندیشمندی باشد برای شروع لازم است به زبان مبدأ آشنایی کامل داشته باشد. فرض بفرمایید اگر آیهای خوانده میشود بتواند آیه را تجزیهوتحلیل و ترجمه کند. مترجم باید ادبیات عرب را خوانده باشد و افزون براین با علوم قرآن و علوم تفسیر آشنایی داشته باشد. همچنین با روایات بهویژه روایاتی که در رابطه با تفسیر قرآن کریم وارد شدهاست، آشنا باشد، چون بخشی از آیات قرآن بهوسیله روایاتی که از ائمه پرسیده شده یا اینکه خود آن بزرگواران مقدمتاً فرمودهاند، تفسیر شده است. چنانچه تفاسیری هستند که از آغاز تا پایان بهوسیله روایات تفسیر میشود مانند تفسیر«نورالثقلین» تالیف عبدعلیبنجمعة العروسی حویزی و «برهان» نوشته سیدهاشم بحرانی. چنانچه خود علامه در تفسیرالمیزان در قسمتهایی از روایات استفاده میکند.
رسا ـ چه علومی باید بهصورت تخصصی فرا گرفته شود؟
حالا اگر در حد تخصص باشد چه بهتر، در غیر این صورت باید بهاین علوم آشنا باشد تا بتواند آیه را از زبان مبدأ بهصورت آگاهانهای در قالب زبان مقصد بریزد. بعد از آن مترجم باید با زبان مقصد هم آشنا باشد، چون میخواهد روح و محتوایی را از یک آیه بگیرد و در قالبی جدید بریزد. بنابراین باید ادبیات فارسی را در حد بسیار خوبی بداند.
رسا ـ عدهای کار ترجمه قرآن را آسان و ساده میانگارند، آیا واقعاً اینطور است؟
برخلاف نظر عدهای که فکر میکنند ترجمه کار آسانی است من فکر میکنم ترجمه از نویسندگی مهمتر و پیچیدهتر است، چون در نوشتن انسان در اندازه بسیار زیادی میتواند روح و محتوای مطلبی را پس از مطالعه و اندیشیدن بپرورد و در قالبی نو ارائه کند، اما در ترجمه خصوصاً ترجمه آیات و روایات است این مسأله بسیار محدود میشود، چون شخص باید ماضی و مضارع را بفهمد، اسم فاعل و مفعول را بفهمد. لذا ترجمه ایدهآل آن است که همه اینها در حد امکان رعایت شود. بنده در ترجمهای که ارائه دادهام دقت بسیار زیادی داشتم که آیه را بههمان سبکی که نازل شده ترجمه کردهایم.
رسا ـ البته من میخواستم در آخر گفتوگو بهترجمه حضرتعالی بپردازم.
من فقط میخواستم بگویم مترجم باید فعل ماضی را تا جایی که امکان دارد ماضی، مضارع را مضارع و اسم فاعل را اسم فاعل ترجمه کند، مگر در جایی که زبان مقصد از نظر زیبایی اجازه ندهد.
رسا ـ آیا زبان فارسی این قابلیت را دارد تا بتواند بهخوبی زیباییهای قرآن را منعکس کند؟
شاید بعضیها فکر کنند این مطلب شعاری است، اما حقیقت این است که زبان فارسی با این که زبان غنی و زیبایی است، اما باز با زبان مبدأ( یعنی عربی) هم از جهت زیبایی و فصاحتوبلاغت فاصله زیادی دارد. قرآن میفرماید«هذا کتاب انزلناه الیک» شما آهنگ، کشش و زیبایی را ببینید تا چه اندازه غنی است، اما شما اگر این واژهها را بهفارسی برگردانید ببنید چگونه میشود«این کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم» البته من نازل کردیم را نمیپسندم و اینگونه ترجمه میکنم که« این کتابی است که آن را بر تو فرو فرستادیم»ْ، اما آن لفظ عربی کجا و این ترجمه کجا! در هر صورت از نظر ظاهر هیچ کشش و قابلیتی نمیبینیم که آن مبدأ را در این قالب بتوانیم بریزیم، ولی از سوی دیگر چارهای نداریم که ما قرآن را با همین امکانات موجود ترجمه کنیم، منتها باید نهایت تلاشوکوشش بهکار گرفته شود که بهبهترین وجه صورت گیرد.
رسا ـ بعضی از کارشناسان میگویند آیات قرآن خیلی مختصرومفید گفته شده، لذا برای ترجمه شاید یک سطر از قرآن به چندین سطر ترجمه احتیاج داشته باشد؟
بله، یکی از تنگناهای ما همین مسأله است، اما هنر ترجمة خوب آن است که از ترجمه تحتالفظی پرهیز کنیم، چون اگر خود واژههای قرآن را ترجمه کنیم آن واژهها یک رسایی و بلاغتی دارد که اگر همانگونه برگردان شود نمیتواند گویا باشد. از طرف دیگر نباید آزاد از واژهها قلم را رها کنیم، بلکه باید در محدودهای قرار بگیریم که آن محدوده روحومحتوا را در حدی که بین این دو یعنی ترجمه لفظی و ترجمه آزاد باشد که ما اسم آن را محتوابهمحتوا میگذاریم، حفظ کند که اگر متخصصی دید بگوید از این آیه چند واژه اصلاً ترجمه نشده است که بعضی از ترجمهها اینگونه است و بعضی از واژههای کلیدی اصلاً در آن نیامده است. البته ممکن است ترجمه یکونیم برابر تا دو برابر آیه باشد، چون گاهی فصاحتوبلاغت قرآن بهاین است که به صورت رمزی و تلگرافی مطالب را بیان کند که ما برای روشن شدن ترجمه چارهای نداریم که در میان الهلالین کلماتی را قرار دهیم تا بهکمک آن بتواند محتوا را انتقال دهد.
رسا ـ بهنظر میرسد مترجمان ما کمتر بهفکر در نظر گرفتن فهم مخاطبان اصلی خود یعنی مردم معمولی میباشند و بیشتر بهفکر منتقدان و صاحب نظران هستند تا مبادا بهآنها ایراد گرفته شود، لذا از ترجمههای موجود حتی همان فهم اولیه هم حاصل نمیشود.
این حرف، حرف درستی است. متأسفانه در جامعه ما مخاطب کمتر در نظر گرفته میشود، به این معنی که شما ترجمه این کتاب را که مینویسی، مخاطب شما کدام قشر و گروه است. این مسأله هنوز در جامعه ما و اهل قلم جا نیفتاده است. البته هستند کسانی که قبل از اینکه کارشان را شروع کنند مخاطب را در نظر میگیرند و در آن مسیر مینویسند، اما بیشتر اینگونه نیستند. این مسأله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد یکی اینکه هنوز حوزهها با این گستردگی و هزینههایی که میشود در این رابطه برنامهریزی خاصی ندارند. اخیراً کارهایی صورت گرفته است، اما آنچنان گسترده نیست. مطلب دوم اینکه در جامعه ما اهل فکر و فن بهاین مسأله توجه ندارند که این ترجمهای که مینویسند برای کدام سطح است.
رسا ـ بهنظر میرسد مترجمان ما کمتر بهفکر در نظر گرفتن فهم مخاطبان اصلی خود یعنی مردم معمولی میباشند و بیشتر بهفکر منتقدان و صاحب نظران هستند تا مبادا بهآنها ایراد گرفته شود، لذا از ترجمههای موجود حتی همان فهم اولیه هم حاصل نمیشود.
این حرف، حرف درستی است. متأسفانه در جامعه ما مخاطب کمتر در نظر گرفته میشود، به این معنی که شما ترجمه این کتاب را که مینویسی، مخاطب شما کدام قشر و گروه است. این مسأله هنوز در جامعه ما و اهل قلم جا نیفتاده است. البته هستند کسانی که قبل از اینکه کارشان را شروع کنند مخاطب را در نظر میگیرند و در آن مسیر مینویسند، اما بیشتر اینگونه نیستند. این مسأله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد یکی اینکه هنوز حوزهها با این گستردگی و هزینههایی که میشود در این رابطه برنامهریزی خاصی ندارند. اخیراً کارهایی صورت گرفته است، اما آنچنان گسترده نیست. مطلب دوم اینکه در جامعه ما اهل فکر و فن بهاین مسأله توجه ندارند که این ترجمهای که مینویسند برای کدام سطح است.
رسا ـ این عدم توجه از کجا ناشی میشود؟
از اینجا که فوری نقدهایی وارد میشود که مترجم چرا اینگونه ترجمه کرده است. لذا نویسنده از همان اول که وارد میشود، سطح بالا را در نظر دارد، چون اگر اینگونه ننویسد منتقدان آن را بهحساب کار بلد نبودن مترجم میگذارند و نمیگویند مترجم این ترجمه را برای نوجوانان یا برای کوچه بازار نوشته است، نه برای قرآن پژوهان و متخصصان.
رسا ـ مگر قرآن برای همین عوام الناس نازل نشده است؟
درست است، اگرچه در پارهای از اوقات مردم نمیفهمیدند و از پیامبر میپرسیدند، اما عموماً قرآن را میفهمیدند و قرآن هم بارها گفته است که برای مردم نازل شده است. اما قرآن مراحل مختلفی دارد و بعضی از مراحل قرآن در دسترس ما مردم نیست، بلکه در دسترس انسانهایی است که(لایمسه الاالمطهرون). ظاهر این آیه این است که کسانی که وضو ندارند نمیتوانند قرآن را لمس نمایند، اما من این آیه را بهگونهای دیگر ترجمه میکنم که«کسی که فکر و اندیشه و دلش و دستش و زبانش از پلیدیها تطهیر نشده باشد نمیتواند بهحریم قرآن و مفاهیم آن راه پیدا کند.» همانطوری که ظاهر قرآن، آدابی دارد، اوج مفاهیم و معارف آن هم آدابی دارد. اما مرحله عمومی این است که قران برای همه مردم است.
رسا ـ که ما اسم آن را فهم اولیه میگذاریم.
بله، زمان نزول قرآن یکی از معماهایی که برای مخالفان قرآن وجود داشت همین بود که میدیدند قرآن هم فوقالعاده از نظر واژهها و قالب زیباست و هم از نظر معنی و محتوا بینظیر است، بهگونهای که هرکس بخواهد میتواند بهاندازه فهمش از قرآن استفاده نماید.
رسا ـ وضعیت کنونی ترجمههای قرآن را چگونه ارزیابی میکنید؟
ترجمههایی که بعد از آن جرقهای که در دارالقرآن آیت الله گلپایگانی زده شد بهبازار آمد، انصافاً وزین و خوب در میان آنها وجود دارد، منتها هر کدام یک زیباییهای خاصی دارند که دیگری ندارد.
رسا ـ اگر ممکن است در رابطه با همان مقالاتی که در کیهان اندیشه بهچاپ رساندید، صحبت بفرمایید.
مقالاتی که توسط مترجمان دارالقرآن در کیهان اندیشه نوشته و بدین وسیله ترجمههای موجود آن زمان نقد شد باعث شد تا عدهای بهاین مسأله اعتراض کنند. البته اشکالات وارده را پذیرفتند، اما گفتند چرا در نشریات بهچاپ رساندید. از جمله کسانی که بهاین مسأله اعتراض کردند گروه تفسیر نمونه بود که نامهای به دارالقرآن نوشتند که هم اشکالات را پذیرفته بودند و هم اینکه گلایه داشتند چرا این مطالب روزنامهای شده است و فرموده بودند تفسیر نمونهای که تا این اندازه جا باز کرده است درست نبود بهچنین شیوه در روزنامهها مورد نقد قرار گیرد. آن زمان چون من یک دوره درس آیت الله مکارم رفته بودم ایشان بهبنده محبت داشتند لذا بنده را خواستند و وقتی متوجه شدند که من هم عضو گروه دارالقرآن هستم فرمود چرا شما این انتقادات را به ما ندادید و چاپ کردید؟ بنده جواب دادم چون من یک نفر بودم و تصمیم با بنده نبود و اگر هم تصمیم با من بود باز من طرفدار همین بودم که باید در نشریات بهچاپ میرسید. فرمود چرا؟ گفتم چون اگر ما این انتقادات را بهحضور شما یا دیگران ارائه میکردیم ممکن بود فراموش شود، ولی با چاپ آن فوری واکنش نشان دادید و اشکالات وارده را قبول کردید و در صدد اصلاح برآمدید. این مسأله باعث شد که ایشان فرمودند این کار را باید خودتان بر عهده بگیرید و گروهی را با هزینه من تشکیل بدهید و بهکار مشغول شوید و آن را مجدداً ویرایش نمایید. بههمین جهت ترجمه جدید آقای مکارم را گروه ما ویرایش کردند که ایشان هم در پایان ترجمه، نوشته است و بسیار هم منصفانه رفتار کردهاند. آنجا نوشتهاند که یک دسته از اشکالات این گروه را دربست قبول کردم، یک دسته هم اشکالاتی بود که پنجاه درصد وارد بود که با بحثهایی که شد مقداری از آنها را قبول کردند و یک دسته هم سلیقگی بود که قبول نکردم.
رسا ـ با ترجمه آقای فولادوند چه زمانی آشنا شدید؟
بعد از آن مسائلی که عرض کردم ترجمه آقای فولادوند بهدست ما رسید که آن را هم گروه ما ویرایش کرد و در آخر آن اسامی گروه ما ذکر شده است. این دو ترجمه بسیار هم خوب جا افتاد، چون ما از نظر فکری و واژهای و ابداعاتی که در ترجمههای مختلف بهکار برده بودیم و همچنین سالها کار مداوم انجام گرفته بود میدانستیم نقاط ضعف ترجمههای ما در چه چیزی است.
رسا ـ با تشکر از حضرتعالی که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
ارسال نظرات