طراحی نظام استکبار و دست مقتدر جمهوری اسلامی
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، اگر بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب را با نگاهی تحلیلی و نه صرفاً یک مخاطب احساسی بخوانیم، بهروشنی میتوان یک نقشهی کلان مواجهه را در دل آن دید؛ نقشهای که هم ریشه در منطق بعثت دارد و هم مستقیماً به مختصات جهان امروز گره خورده است. نقطهی عزیمت این تحلیل، مقایسهی هوشمندانهی بعثت پیامبر با وضعیت کنونی بشر است. رهبری، بعثت را نه یک واقعهی صرفاً تاریخی، بلکه آغاز یک تمدن میداند؛ تمدنی که در دل تاریکترین شرایط انسانی متولد شد. این تأکید، پیام روشنی دارد: «اگر اسلام توانست از جامعهای غرق در جهل، ظلم و تعصب، انسانهایی چون ابوذر و عمار بسازد، امروز نیز میتواند بشرِ مدرنِ گرفتار در فسادِ بزکشده و ظلمِ سازمانیافته را نجات دهد.» این گزاره، در واقع پاسخ به یک شبههی کلیدی زمانه است؛ اینکه «اسلام دیگر کارآمد نیست».
در ادامه بیانات رهبر انقلاب، تصویر دقیقی که از جهان امروز ارائه میشود، عملاً رمزگشایی از ماهیت نظام استکبار است. استکبار در این نگاه، صرفاً یک قدرت سیاسی یا اقتصادی نیست، بلکه یک الگوی فکری و رفتاری است که همان ابوجهل دیروز را با کراوات و ادکلن امروز بازتولید کرده است. تفاوت در ظاهر است، نه در باطن. ظلم، زورگویی، حقکشی و تحقیر ملتها همچنان هستهی اصلی این نظام را تشکیل میدهد، با این تفاوت که امروز با ابزار رسانه، شعار حقوق بشر و مهندسی افکار عمومی پوشانده میشود. اینجاست که جمهوری اسلامی بهعنوان یک «ناهمخوانی خطرناک» برای این نظم جهانی معرفی میشود؛ کشوری مستقل، دارای هویت، ایمان و ظرفیت تمدنی که حاضر نیست در زمین طراحیشدهی قدرتهای سلطهگر بازی کند.
تحلیل فتنه نیز دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند. فتنه نه یک اعتراض خودجوش و نه یک نارضایتی صرف اجتماعی، بلکه پروژهای طراحیشده برای بازگرداندن ایران به مدار سلطه است. تأکید مکرر بر نقش مستقیم آمریکا و صهیونیسم، صرفاً یک موضعگیری سیاسی نیست، بلکه بیان یک تجربهی تاریخی چهلساله است. دشمن وقتی در جنگ سخت و تحریم به بنبست میرسد، به سراغ فروپاشی اجتماعی میرود؛ با ترکیب لیدرهای آموزشدیده و پیادهنظامِ فریبخورده. این تفکیک، نگاه صفر و صدی به جامعه را نفی میکند و در عین حال، مرز میان «غفلت» و «خیانت» را شفاف میسازد.
در مقابل این طراحی پیچیده، آنچه بهعنوان «دست مقتدر جمهوری اسلامی» معرفی میشود، فقط قدرت امنیتی یا نظامی نیست. محور اصلی اقتدار، مردماند؛ مردمی که در بزنگاه، روایت دشمن را با حضور میدانی خود فرو میریزند. روز بیستودوم دی در این تحلیل، صرفاً یک تجمع نیست، بلکه یک کنش راهبردی مردمی است که محاسبات اتاقهای فکر دشمن را بر هم میزند. همین حضور است که فتنه را از یک پروژهی فرسایشی به یک شکست سریع تبدیل میکند.
در نهایت، پیام کلیدی بیانات رهبر معظم انقلاب در یک جمله خلاصه میشود: پیروزی کافی نیست، هوشیاری لازم است. شکست دادن فتنه پایان کار نیست؛ پاسخگو کردن طراحان آن، حفظ وحدت داخلی، پرهیز از دعواهای فرسایشی و تقویت ایمان عملی جامعه، شرط تداوم اقتدار است. رهبری با صراحت میگوید ایمان موجود، ایمان ابوذرساز نیست؛ و این یعنی چالش اصلی آینده، نه فقط دشمن بیرونی، بلکه ارتقای کیفیت ایمان، عمل و کارآمدی درونی است. این سخن، بیش از آنکه یک هشدار باشد، یک نقشهی راه است؛ نقشهای برای عبور از فشارهای مقطعی و حرکت به سمت همان تمدنی که بعثت وعدهی آن را داده بود.