۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۲
کد خبر: ۸۰۸۶۷۰
عضو هیات رئیسه مجلس:

دشمن میراث معنوی و فکری رهبری را به دکترین غیرقابل تغییر در بدنه توده‌های مردم تبدیل کرد

دشمن میراث معنوی و فکری رهبری را به دکترین غیرقابل تغییر در بدنه توده‌های مردم تبدیل کرد
نادری با بیان اینکه دشمن با شهادت رساندن رهبر انقلاب ناخواسته میراث معنوی و فکری رهبری را به یک دکترین غیرقابل تغییر در بدنه توده‌های مردم تبدیل کرد، گفت: ایران جدید جامعه‌ای است که در آن ایمان جایگزین محاسبات مادی شده و آمادگی روانی برای نبرد تمدنی به مراتب بالاتر از قبل است.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، به رغم حمله مجدد متجاوزکارانه آمریکا با همکاری رژیم غاصب صهیونیستی به خاک کشورمان در سال جاری و به شهادت رساندن رهبر و فرماندهان ایرانی، اخیرا رئیس جمهور متوهم آمریکا صحبت‌هایی درخصوص مذاکره مجدد با ایرانی‌ها کرده است که با واکنش صریح دبیر شورای عالی امنیت ملی مواجه شد و علی لاریجانی صراحتا این موضوع را رد کرد. اما از این اظهارات ترامپ می‌توان اینطور برداشت کرد که در نگاه او و سایر سران آمریکا رویکرد جمهوری اسلامی و تصمیات استراتژیک فردمحور است که با حذف یک فرد می‌توان آن را تغییر داد. اما باید دید زمینه‌ساز این برداشت از سیاست‌ جمهوری اسلامی ایران در اذهان سیاستمداران آمریکا چیست و خطای آنان در این برداشت کجاست؟!

احمد نادری، نماینده مردم تهران و عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگویی در این باره گفت: پاسخ صریح چهره‌هایی نظیر آقای لاریجانی، نشان‌دهنده وجود یک کد ژئوپلیتیک واحد در دستگاه دیپلماسی است. این پیام به طرف مقابل مخابره می‌شود که تغییر افراد در بدنه اجرایی یا حتی ترور شخصیت‌های کلیدی، منجر به فروپاشی اراده استراتژیک نظام نخواهد شد؛ چرا که تصمیمات نهادمحور هستند و نه فردمحور.

عضو هیات رئیسه مجلس ادامه داد: از منظر تحلیل سیستمی هم باید گفت که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر پایه دکترین امنیت ملی استوار است، که فراتر از اشخاص یا دولت‌های مستقر تعریف می‌شود. بنابراین، تصمیمات کلان استراتژیک مانند بازدارندگی دفاعی، سیاست‌های منطقه‌ای یا پذیرش و رد مذاکره محصول نهادهای بالادستی و اجماع نخبگان حاکم است.

نادری افزود: همچنین در ادبیات روابط بین‌الملل، مفهومی به نام سوء‌ادراک وجود دارد که سردمداران آمریکا، به‌ویژه در دوران ترامپ، تمایل دارند ساختارهای قدرت در کشورهای غیرهمسو را کیش شخصیت یا صرفا فردمحور تعبیر کنند که در نتیجه این نگاه تقلیل‌گرایانه باعث می‌شود آن‌ها تصور کنند با حذف فیزیکی یک فرد یا فشار بر یک مهره خاص، کل دستگاه محاسباتی سیستم تغییر می‌کند و این یک خطای تحلیلی است؛ زیرا آن‌ها ایدئولوژی سازمانی و نهادینگی قدرت در ایران را نادیده می‌گیرند.

این نماینده مجلس تصریح کرد: برخلاف غرب، به‌ویژه در مدل‌های لیبرال-دموکراسی، چرخش‌های سیاسی با تغییر احزاب بسیار سریع رخ می‌دهد، اما در نظام‌های مبتنی بر ارزش‌های انقلابی و امنیت ملی محور تداوم استراتژیک اصل است بنابراین، برداشت مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه با تغییر یا حذف یک فرد، مسیر راهبردی ایران عوض می‌شود، نشان‌دهنده عدم درک از فرهنگ سیاسی و منطق نهادی در ایران است که جمهوری اسلامی نشان داده است در مواجهه با تهدیدات کلان به جای واکنش‌های فردی، به سمت انسجام ساختاری حرکت می‌کند.

آمریکایی‌ها از درک مفهوم انسجام ملی در سایه تهدید در ایران ناتوانند

نادری در پاسخ به این سوال که چرا با وجود اینکه یکی از اهداف حمله دشمن به ایران و ترور رهبر و فرماندهان نظامی ما کشاندن مردم معترض به خیابان‌ها و ایجاد اغتشاش و جنگ داخلی بوده، تاکنون این اتفاق نیفتاده است؟؛ این موضوع را خطای محاسباتی دشمن در شناخت جامعه ایرانی خواند و گفت: این دقیقا مصداق بارز نابینایی راهبردی و یک خطای محاسباتی کلاسیک در سیاست است که اتاق‌های فکر دشمن بر اساس مدل‌های بی‌ثبات‌سازی تصور می‌کنند که با حذف فیزیکی نمادهای اقتدار، جامعه دچار فروپاشی روانی شده و به سمت جنگ داخلی سوق می‌یابد؛ اما آن‌ها از درک مفهوم انسجام ملی در سایه تهدید در ایران ناتوانند.

دشمن به جای واقعیت زنده ایران، با توهمات خود می‌جنگد

وی تصریح کرد: واقعیت این است که در فرهنگ سیاسی ایران، ترور فرماندهان به جای ایجاد انشقاق، به یک نقطه وفاق ملی و موتور محرک وحدت تبدیل می‌شود، که نمونه بارز آن را در تشییع میلیونی شهید سلیمانی دیدیم. دشمن لایه‌های عمیق هویت ملی و مذهبی مردم را نادیده گرفته و جامعه را صرفا از دریچه تقلیل‌گرایانه رسانه‌های معاند تحلیل می‌کند. همان‌طور که شهید رهبر انقلاب بارها تاکید کرده‌اند، این نشناختن ملت ایران باعث شده که پروژه‌هایی مثل سوریه‌سازی یا ایجاد اغتشاش فراگیر، همواره با شکست مواجه شود؛ چرا که مردم ایران نشان داده‌اند در بزنگاه‌های تاریخی، صیانت از امنیت ملی را بر هرگونه اعتراض یا اختلاف سلیقه‌ای مقدم می‌دانند که در واقع، دشمن به جای واقعیت زنده ایران، با توهمات خود می‌جنگد.

عضو هیات رئیسه مجلس در پاسخ به این سوال که جامعه ایرانی پس از جنگ اخیر و با توجه به شهادت رهبر معظم انقلاب با جامعه ایرانی قبل از این جنگ چه تفاوت‌هایی خواهد داشت؟؛ عنوان کرد: باید توجه داشت که در سیاست، پدیده‌هایی با این ابعاد عظیم، نقطه عطف تاریخی محسوب می‌شوند. جامعه ایرانی پس از این مقطع، وارد فاز بلوغ استراتژیک و انسجام پولادین شده است. تفاوت اصلی در این است که اگر پیش از این، برخی لایه‌های خاکستری جامعه در تردید میان دیپلماسی یا مقاومت بودند، خون پاک رهبری و فرماندهان و شهادت بیش از ۱۵۰ نفر دختر بچه و پسربچه نوگل دبستانی در شهرستان میناب حقیقت ماهیت دشمن را برای همگان عریان کرد و یک انسجام ملی مبتنی بر خونخواهی ایجاد نمود.

نادری با تأکید بر اینکه جامعه‌ی پساجنگ، جامعه‌ای است که نه تنها مرعوب تهدید نشده بلکه با عبور از یک آزمون بزرگ الهی و تاریخی به یک هویت منسجم‌تر دست یافته است؛ تصریح کرد: درواقع دشمن با این جنایت، ناخواسته باعث شد میراث معنوی و فکری رهبری به یک دکترین غیرقابل تغییر در بدنه توده‌های مردم تبدیل شود. ایران جدید، جامعه‌ای است که در آن ایمان به پیروزی نهایی جایگزین محاسبات مادی شده و آمادگی روانی برای نبرد تمدنی به مراتب بالاتر از قبل است. این جامعه دیگر با عملیات روانی یا فشار اقتصادی از پا درنمی‌آید؛ چرا که اکنون دارای یک حافظه تاریخی سرخ است که پیشران حرکت‌های بزرگ در گام دوم انقلاب خواهد بود.

جامعه ایرانی پس از تهاجم دشمن از فاز تردید به فاز ایستادگی فعال عبور کرده است

وی با بیان اینکه در تکمیل این بحث باید به سه نکته مهم اشاره کرد، گفت: اولا؛ ما شاهد تثبیت الگوواره دفاع مشروع هستیم. جامعه ایرانی قبل از این جنگ، درگیر تحلیل‌های متفاوت درباره احتمال درگیری بود؛ اما فکت‌های سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که پس از تهاجم رژیم صهیونیستی و پاسخ قاطع نیروهای مسلح، جامعه به یک بلوغ امنیتی رسید که پیام‌های پیاپی رهبری در ایام جنگ از ۲۳ خرداد تا ۵ تیر ۱۴۰۴ و استقبال مردم از آن‌ها، نشان داد که جامعه از فاز تردید به فاز ایستادگی فعال عبور کرده است.

تبدیل سوگ ملی به سرمایه اجتماعی برای استمرار مسیر نظام

نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: ثانیا؛ وحدت ملی حول محور شهادت و مقاومت است. شهادت جمعی از فرماندهان ارشد و دانشمندان هسته‌ای در جریان این درگیری‌ها بود. تفاوت جامعه پساجنگ در این است که این شهادت‌ها نه تنها باعث رعب نشد، بلکه طبق داده‌های خبری اسفند ۱۴۰۴، منجر به شکل‌گیری پویش‌های عظیمی همچون «سخنی با رهبر شهیدم» شد و این نشان‌دهنده تبدیل سوگ ملی به سرمایه اجتماعی برای استمرار مسیر نظام است.

پایان توهم فروپاشی از درون در ایران

نادری اضافه کرد: ثانیا ما اکنون شاهد پایان توهم فروپاشی از درون هستیم. دشمن با تصور اینکه تهاجم نظامی و ترور رهبران باعث ایجاد شکاف و اغتشاش می‌شود، وارد معرکه شد؛ اما حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ و حضور مردم در ۲۲ دی در پاسخ به جنایتکاران ترورسیتی همچنان که در پیام تشکر رهبری در ۲۳ بهمن به آن تصریح شد، ثابت کرد که جامعه ایرانی پساجنگ، منسجم‌تر و نسبت به امنیت ملی خود حساس‌تر شده است. بنابراین، جامعه ایرانی قبل از جنگ جامعه‌ای در حال چانه‌زنی و تحلیل بود؛ اما جامعه پساجنگ ۱۴۰۴ جامعه‌ای است تجربه‌آزموده که به عینه دید قدرت بازدارندگی و انسجام داخلی، تنها راه بقا در دنیای امروز است که تفاوت اصلی در این است که اکنون مقاومت از یک شعار سیاسی به یک ضرورت زیستی برای آحاد ملت تبدیل شده است.

ارسال نظرات