روایت زندگی آیتالله سیدمجتبی خامنهای؛ پسری که پدر دعایش کرد «مایه نفع اسلام» باشد
به گزارش خبرگزاری رسا از تبریز، پس از شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، مجلس خبرگان رهبری، ضمن انجام وظیفه قانونی و شرعی خود، آیتالله سید مجتبی خامنهای، فرزند آن شهید والا مقام را بهعنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد. در ادامه، به معرفی اجمالی زندگینامه ایشان خواهیم پرداخت.
آغاز زندگی
سید مجتبی حسینی خامنهای، دومین فرزند رهبر شهید و معظم انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، در شهریورماه سال ۱۳۴۸ هجری شمسی در مشهد مقدس دیده به جهان گشودند. دوران کودکی ایشان تا سال ۱۳۵۷ عمدتاً در مشهد سپری شد، اما به واسطه مبارزات گسترده پدر بزرگوارشان، مدتی را نیز در قم، تهران و همچنین در شهرهای زاهدان و ایرانشهر که محل تبعید پدر بود، گذراندند.
حضور در دفاع مقدس
تحصیلات ابتدایی و متوسطه ایشان به ترتیب در مدارس مشهد و تهران پیگیری شد و در نهایت در سال ۱۳۶۶ از یکی از دبیرستانهای تهران فارغالتحصیل گردیدند. آقا مجتبی در سن ۱۷ سالگی و در دوران دانشآموزی، راهی جبهههای حق علیه باطل شدند و در گردان حبیببنمظاهر از لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص) و نیز مدتی در لشکر سیدالشهدا (ع) حضور یافتند. ایشان در عملیاتهای متعددی از جمله بیتالمقدس ۲، ۳ و ۴، والفجر ۱۰ و عملیات مرصاد شرکت داشتند.
در دوران حضور در جبهه، ایشان از نام «حسینی» (بخشی از نام خانوادگیشان) استفاده میکردند تا همرزمانشان متوجه نشوند که پسر رئیسجمهور وقت در میان آنها حضور دارد. سردار علی فضلی، از فرماندهان باسابقه دفاع مقدس، در سال ۱۳۸۶ در این باره خاطرهای چنین نقل کرده است:
«توفیقی بود که مدتی را در لشکر سیدالشهدا (ع) محضر برادر بسیار بزرگوارم آقا سید مجتبی بودیم. ایشان در مقطعی که در لشکر سیدالشهدا بودند به من توصیه کردند که من را به عنوان "آقای حسینی" خطاب کنید، چون ما برای ادای تکلیف و انجام وظیفه به اینجا آمدهایم نه برای نام و عنوان و فخرفروشی.
در مقطعی که ایشان در لشکر سیدالشهدا بودند، آقا مصطفی (فرزند دیگر آیتالله خامنهای) نیز در جبهه حضور داشتند، مخصوصاً در توپخانه ۱۵ خرداد و در یگانهای دیگر.
حضور آقا مجتبی در لشکر ۱۰ در سال ۶۶ و در هنگام عملیات بیتالمقدس ۲، بیتالمقدس ۴ و والفجر ۱۰ بود. آن مقطعی را که ایشان در لشکر سیدالشهدا بودند، ما در "ماووت" مستقر بودیم. ویژگیهای زیادی ما از ایشان در آن مدت دیدیم؛ توقعشان همانند یا کمتر از توقعاتی بود که سایر رزمندگان داشتند، هیچگاه ندیدم چیزی بیشتر از دیگر رزمندگان بخواهد و یا حتی اشارهای بکند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند. سعی بر این داشتند که در جاهایی که امکان خطر بیشتری هست حضور داشته باشند و در مکانهای امن تعیینشده نباشند، رفتوآمد و سرکشی به خط مقدم را همیشه جزو مبناها و ملاک خودشان قرار میدادند، بهموقع با بچهها شوخی و مزاح هم میکردند. در مورد اقامه نماز یک ویژگی خاصی داشتند؛ سعی میکردند هنگامى که جماعت نیست، نماز خود را در جاهاى خلوت و تاریک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورند. ما آنجا چادرهای زیادی داشتیم، اما ایشان برای نماز و رازونیاز، چادرهای پرت و دور را انتخاب میکرد. این حالت در طول مدتی که ایشان در لشکر بودند تکرار میشد و کار یکبار و دو بار نبود.»
همچنین سردار نورعلی شوشتری، از فرماندهان برجسته دفاع مقدس، در مورد حضور فرزندان رئیسجمهور و رئیس مجلس وقت در جبهه خاطرهای چنین دارد:
«فرزندان آقا به دفعات در جبهه نبرد حاضر شدند و در عملیاتهای مختلف شرکت کردند؛ مثلاً یک شب در عملیات بیتالمقدس ۳ بود که دیدیم آقا سید مجتبی با پسر آقای هاشمی رفسنجانی آنجا ظاهر شدند. آقا سید مجتبی ناراحت بود، گفتم: چه شده؟ اشاره به عینکش کرد و گفت: این لامذهب شکسته! گفتم: این که ناراحتی ندارد، گفت: آخه از عملیات عقب میمانم و هی باید به این مشغول بشوم. این عملیات خیلی پیچیده بود و احتمال اسارت بعضی از نیروها میرفت، لذا بچههایی شرکت کرده بودند که پیشگامتر از همه بودند. من در این فکر بودم که فرزند آقا و نیز فرزند آقای هاشمی را از عملیات خطشکنی دور نگه دارم، آنها هم اصرار داشتند که باید شرکت کنند، البته آنها از این که من میخواهم آنها را دور نگه دارم بیخبر بودند.
من به دوستانم پنهانی گفته بودم که عینک آقا مجتبی را درست نکنید تا بچهها بروند و اینها عقب بمانند، اما در هنگامی که من مشغول صحبت با بیسیم و انجام کارهای دیگر بودم، ایشان عینک را گرفته بودند و با یک سنجاق موقتاً درست کرده بودند و با فرزند آقای هاشمی راه افتادند به طرف خط. من هر چه کردم نتوانستم آنها را نگه دارم و رفتند. بعد با فرمانده لشکرشان تماس گرفتم و گفتم: اینها دارند میآیند، مواظب باش که در خطشکنی شرکت نکنند.
روز بعد که به منطقه رفتم، دیدم اینها روی ارتفاعات "قَشَن" جایی که در نوک نقطه دفاعی قرار داشت و در محلی که واقعاً هم تخلیه مجروح از آنجا سخت بود و هم رساندن مهمات و آذوقه خیلی مشکل بود، قرار گرفتهاند. من با برادرمان فضلی صحبت کردم و گفتم: آقای فضلی، این دو نفر به جای خطرناکی رفتهاند، شهادتشان مسئلهای نیست، اما اگر اسیر شوند از نظر تبلیغاتی برایمان خیلی گران تمام میشود. ایشان گفت: من دیشب به آنها گفتم ولی داوطلبانه رفتهاند.»
تحصیلات حوزوی تا رسیدن به اجتهاد
آقای سید مجتبی خامنهای، تحصیلات مقدماتی حوزوی را در همان سالهای دبیرستان و در حوزههای علمیه تهران آغاز کردند. اما پس از پایان دبیرستان تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، بیشتر اوقات خود را به حضور در جبهههای دفاع مقدس اختصاص دادند.
بعد از اتمام جنگ، مشغولیت اصلی ایشان به تحصیلات حوزوی معطوف شد و در نهایت در سال ۱۳۶۸ برای تمرکز کامل بر این امر، به قم منتقل شدند. ایشان دروس سطح حوزه را نزد اساتید متعددی به پایان بردند. در اواسط دهه ۷۰، مدتی به تهران بازگشتند و تحصیل را در مدارس علمیه تهران ادامه دادند، اما در سال ۱۳۷۶ برای بار دوم و بهمنظور تکمیل دروس حوزوی، راهی قم شدند.
ایشان دروس سطوح عالی حوزه را در محضر اساتیدی همچون آیتالله احمدی میانجی و آیتالله رضا استادی و گروهی دیگر از اساتید برجسته حوزههای علمیه قم و تهران گذراندند.
در این سالها، ایشان مدتها از درس خارج فقه و اصول مراجع عظام تقلید همچون آیتالله وحید خراسانی، آیتالله سید موسی شبیری زنجانی، آیتالله شیخ محمد مؤمن قمی و آیتالله شیخ جواد تبریزی (رضوانالله علیهم) بهره بردند؛ همچنین در دوران حضور در تهران، علاوه بر شرکت در درس خارج پدر گرامیشان، در درس خارج آیات عظام حاج آقا مجتبی تهرانی و سید محمود هاشمی شاهرودی (رحمةالله علیهما) و برخی دیگر از عالمان برجسته تهران حاضر شدند.
آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، پس از حدود ۱۹ سال تحصیل مستمر نزد اساتید برجسته، در سال ۱۳۸۷ تدریس درس خارج فقه و اصول را آغاز کردند که عالیترین مرتبه تدریس علوم حوزوی و نشاندهنده توانایی اجتهاد و صاحبنظری در فقه و اصول است. ✔️ عَذٰابَ اَلْهُونآیت الله سیدمجتبی خامنه ای
البته مطابق سنت دیرینه حوزه، ایشان تدریس دروس سطح را از سالها پیش آغاز کرده بودند؛ بهگونهای که از سال ۱۳۷۴ به بعد، همواره در کنار تحصیل به تدریس نیز اشتغال داشتند. تدریس خصوصی رسائل و مکاسب (دو اثر برجسته شیخ انصاری رحمتالله علیه) را از سال ۱۳۷۷ شروع کردند و از سال ۱۳۸۳ دروس رسمی ایشان در حوزه دایر بود.
درس خارج فقه و اصول ایشان در سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ با استقبال چشمگیر طلاب حوزه علمیه قم مواجه شد، بهحدی که تا پیش از شیوع کرونا در سال ۱۳۹۸، کرسی درس پرمخاطبی با حدود ۴۰۰ شاگرد در قم داشتند.
با همهگیری کرونا و مجازی شدن دروس و نیز تغییر محل زندگی ایشان به تهران، درس فقه آیتالله خامنهای با استقبال بیشتری روبهرو شد، زیرا ارائه مجازی، امکان بهرهمندی را برای طلاب بیشتری فراهم کرد. این روند حتی پس از پایان کرونا نیز ادامه یافت؛ بهگونهای که درس ایشان در ابتدای سال تحصیلی ۱۴۰۳ حوزه علمیه قم با استقبال کمنظیر حدود ۱۳۰۰ نفر از طلاب مواجه شد. این میزان استقبال باعث گردید ایشان درس عمومی خود را تعطیل کنند، چراکه تمایلی به ایجاد حاشیه یا شهرت ناخواسته نداشتند. در آن زمان، برخی رسانههای کشور این موضوع را منعکس کردند.
طبق نقل برخی شاگردان نزدیک ایشان، رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای در سال ۱۴۰۲ به فرزندشان آقا مجتبی توصیه کردند که یک دوره حاشیهنگاری بر «عروة الوثقی» را آغاز و تکمیل نمایند. آشنايان به سنتهای حوزوی میدانند که حاشیهنگاری بر این کتاب ارزشمند که از متون اصلی فقه استدلالی است، زمانی صورت میگیرد که فقیه در بیشتر مسائل به فتوای مشخص و روشنی رسیده باشد و تحشیه آن، گامی برای مدونسازی فتاوای یک فقیه در ابواب مختلف فقهی محسوب میشود.
سیره اخلاقی ایشان در زندگی
رهبر شهید ما، علاوه بر علاقه پدری، سید مجتبی را به واسطه ویژگیهای اخلاقی برجستهای که در ایشان متجلی بود، مورد تمجید ویژه قرار میدادند؛ بیتردید، همه فرزندان ایشان بحمدالله از اخلاق والایی برخوردارند، اما در این میان، آیتالله سید مجتبی خامنهای از توجه خاص پدر برخوردار بودند تا در مراتب اخلاق، عرفان و تقوا همواره تحت هدایت و حمایت ایشان قرار گیرند.
در همین رابطه، متنی که رهبر شهید در ابتدای کتابی اهدایی به فرزندشان سید مجتبی مرقوم فرموده بودند، منتشر شد که به خوبی گویای این نگاه ویژه است:«بسمه تعالی. این کتاب گرانقدر را به نور چشم عزیزم مجتبی حسینی اهدا کردم. دعا میکنم که خدا به واسطه او به اسلام و مسلمین منفعت برساند و خدا او را هدایت کند و گامهایش را استوار و بدون اشتباه قرار دهد و او را از خطاها و لغزشها در قول و عمل، مصون و معصوم دارد. بنده احقر خدا، علی حسین خامنهای.»
امام شهید ما همواره فرزندان خود را از توجه به مادیات و تلاش برای کسب درآمدهای کلان اقتصادی بر حذر میداشتند، چرا که با توجه به جایگاه آنان به عنوان فرزند رهبر انقلاب، ورود به این عرصهها میتوانست زمینهساز مشکلات متعدد و قابل پیشبینی باشد. از اینرو، همواره توصیه میکردند که فرزندانشان به زندگی ساده طلبگی قناعت کنند و از هرگونه فعالیت اقتصادی، اعم از دولتی و خصوصی، خودداری ورزند. در عمل نیز بحمدالله همه فرزندان ایشان تابع این توصیه پدرانه بودهاند و در نهایت سادگی و سادهزیستی به سر میبرند. آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز همچون سایر برادران، زندگی ساده طلبگی را پیشه کردهاند.
علاوه بر این، ایشان در طول سالهای تحصیل و تدریس در قم و تهران، همواره تلاش داشتند در نهایت گمنامی و دوری از شهرت باقی بمانند؛ تا جایی که بسیاری از مردم تا سالها از دروس متعدد و کلاسهای پرمخاطب ایشان در حوزه علمیه قم بیخبر بودند.
سوابق سیاسی و حکومتی
در بعد سیاسی و اجتماعی نیز حاج آقا مجتبی خامنهای از سالها پیش در خدمت پدر گرامیشان بوده و به عنوان مجری اوامر ایشان و گاه رابط رهبری با بسیاری از مسئولان و نهادهای سیاسی، نظامی و ... کشور فعالیت داشتهاند؛ سیره و منش رهبری آیتالله العظمی خامنهای بر این بود که هرگز به فرزندان خود اجازه دخالت در امور اقتصادی کلان و تجارت نمیدادند و در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز مخالف بودند که فرزندانشان با نام ایشان و به عنوان فرزند رهبری با احزاب و جریانهای سیاسی گره بخورند و فعالیت حزبی و گروهی داشته باشند. فرزندان ایشان نیز از این توصیه پدر تبعیت کرده و فاقد فعالیت سیاسی مستقل و گرایش حزبی بودند. با این حال، این امر مانع از آن نبود که رهبر شهید از توان سیاسی و اجتماعی فرزندان خود در انجام امور مربوط به رهبری بهرهمند شوند. از اینجهت، هر یک از آقازادگان ایشان در بخشی و زیر نظر و هدایت پدر، به نوعی در انجام وظایف رهبری خدمت میکردند. به عنوان نمونه، فرزند ارشد ایشان (حجتالاسلام سید مصطفی خامنهای) عمدتاً در امور مربوط به روحانیت، ارتباط با مراجع و علما و اساتید اخلاق، رابط رهبری بودند.
در عرصه سیاسی و ارتباط با مسئولان نظامی و شخصیتهای سیاسی نیز رهبر شهید از خدمات و توان فرزندشان آیتالله سید مجتبی خامنهای بهره میگرفتند. بدیهی است که این امر به معنای دخالت مستقل و جداگانه فرزندان در امور کشور نبوده، بلکه آنان همچون دستیار و کمکی در خدمت پدر بودند. همین امر سبب شد آیتالله سید مجتبی خامنهای در طول بیش از ۲۰ سال گذشته در جریان غالب امور سیاسی، نظامی و اداری کشور قرار داشته باشند و در بسیاری از جزئیات، انتخابها و تصمیمگیریهای پدر شهیدشان، شاهد، همراه و گاه مشاوری امین بودهاند.
کسانی که از نزدیک با رهبری شهید کار کرده بودند، تأیید میکنند که آقازادگان ایشان ضمن پرهیز جدی از دخالت خودسرانه در امور کشور، دستیارانی امین، مشاورانی مورد اعتماد و خدمتگزارانی همراه برای پدر شهیدشان بودند. از اینرو، آیتالله سید مجتبی خامنهای ارتباطی مستمر با رهبران جبهه مقاومت، فرماندهان نظامی کشور، مسئولان عالی سیاسی و بسیاری از منصوبان مقام معظم رهبری در پستهای حساس داشتهاند و در بسیاری از مسئولیتهای مهم کشور که بر عهده رهبری بوده است، به عنوان مشاوری امین و فرزندی که در جهت خواست و نظرات پدر نهایت کوشش خود را به کار میگیرد، مجاهدت داشتهاند.
همین حضور نزدیک در مهمترین مسائل و تحولات سیاسی، اجتماعی، بینالمللی و امنیتی کشور، ایشان را به شخصیتی آگاه، باتجربه و توانمند در این عرصهها تبدیل کرده است. البته به واسطه تواضع و پرهیز جدی از شهرت، غالب مردم عادی و رسانهها از ابعاد تلاشها و اقدامات ایشان بیخبر بودهاند، اما کسانی که از نزدیک با رهبر شهید همکاری داشتهاند و نیز مسئولان و خبرگان ملت که از مسائل محرمانه نظام آگاهی بیشتری دارند، از مراتب علم، تجربه و توانمندی ایشان به خوبی آگاهند.
شاید از همینروست که دشمنان نظام اسلامی، بهویژه ترامپ جنایتکار، به صراحت اعلام میکردند که با رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای مخالفند و با تهدید به ترور و سایر روشها، تلاش میکردند از انتخاب احتمالی ایشان توسط خبرگان ملت جلوگیری به عمل آورند.