از کاراکاس تا تهران؛ شکست الگوی براندازی
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در حال حاضر، راهبردی که در ادبیات سیاسی به «الگوی ونزوئلا» مشهور است و بر تغییر از طریق حمله نظامی و نصب رهبری جایگزین تمرکز دارد، ظاهراً در دستور کار ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. این الگو که پیشتر در مورد ونزوئلا مطرح شده بود، در بحبوحه تحولات جاری و وضعیت پیش آمده در جنگ امروز، دوباره مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، تلاش برای پیادهسازی چنین الگویی در ایران، با چالشها و واقعیتهایی به مراتب پیچیدهتر و دشوارتری نسبت به مورد ونزوئلا روبرو خواهد بود. ماهیت متفاوت جامعه، تاریخ، فرهنگ و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، اجرای راهبردی مشابه را با موانع قابل توجهی مواجه میسازد.
راهبردی که در ادبیات سیاسی به «الگوی ونزوئلا» معروف شد (تلاش برای تغییر رژیم از طریق حمله نظامی و نصب رهبری جایگزین) (https://www.bbc.com/news/world-latin-america-46999668) اکنون در دستور کار آمریکا قرارگرفته است؛ اما طرفه اینکه تلاش برای تکرار چنین الگویی در ایران، با واقعیتهایی بهمراتب پیچیدهتر روبهروست: ساختار سیاسی تثبیتشده، عمق راهبردی منطقهای و مهمتر از همه، تجربه تاریخی مقابله با فشار خارجی. در حالی که آمریکا در ونزوئلا رئیس جمهور را شبانه گرونگان می گیرد و برای محاکمه روانه آمریکا می کند، اکنون در ایران برای نجات یک خلبان در عمق سرزمینی، با چالش جدی مواجه و تلفات سنگینی را متحمل شد. این همان فاصله میان «ادعا» و «واقعیت» است. تعداد تلفات سربازان آمریکایی و تسلیحات و پرنده های فوق پیشرفته این مدعی ابرقدرتی، در اثر قمار ترامپ شکستی مفتضحانه در کارنامه ارتش ایالات متحده باقی گذاشته است.
تنگه هرمز؛ نقطه تلاقی ژئوپلیتیک و بازدارندگی
یکی از مهمترین اهرمهای ایران در معادلات منطقهای، موقعیت ژئوپلیتیکی آن در تنگه هرمز است. بر اساس گزارش U.S. Energy Information Administration، حدود یکپنجم نفت جهان از این مسیر عبور میکند (https://www.eia.gov/international/analysis/regions-of-interest/Hormuz.php
هرگونه درگیری گسترده، این شریان حیاتی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ مسئلهای که هزینههای جهانی آن، حتی برای متحدان آمریکا نیز غیرقابلتحمل است. این همان محدودیتی است که در گزارشهای اطلاعاتی نیز به آن اشاره شده: قدرت نظامی، در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیکی، محدود میشود.
افول ابرقدرت
تجربههای عراق و افغانستان، پیشتر نشان داده بود که مداخله نظامی آمریکا، بیش از آنکه به «پیروزی» منجر شود، به فرسایش قدرت انجامیده است. خروج آشفته از افغانستان در سال ۲۰۲۱، نماد این شکست بود (https://www.bbc.com/news/world-asia-58223231).
اکنون، حوادثی مانند ناکامی در عملیات نجات یا سقوط جنگندهها، حلقهای دیگر از همین زنجیره است. ابرقدرتی که زمانی تصویر شکستناپذیری داشت، امروز با محدودیتهای جدی در اعمال قدرت مواجه است و ناچار به توجیه و دست و پا زدن برایپاسخ به افکار عمومی خود برای شکست های پی دی پی در مواجهه با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
شکاف ادعا و واقعیت؛ بحران روایت در غرب
یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، فروپاشی روایت مسلط غرب است. از یکسو، رسانهها همچنان تلاش میکنند تصویر قدرت را حفظ کنند؛ از سوی دیگر، واقعیتهای میدانی از شکست عملیاتها تا رسواییهای اخلاقی سیاستمداران آمریکایی این تصویر را فرسوده میکند.
پرونده اپستین، در این میان، نقش یک «کاتالیزور» را دارد: افشاگریهایی که نشان میدهد پشت شعارهای اخلاقی، شبکهای از فساد و سوءاستفاده پنهان بوده است. این همان نقطهای است که بحران مشروعیت به بحران کارآمدی پیوند میخورد.
آیندهای که از دل واقعیت میجوشد
آنچه امروز در تقاطع پرونده اپستین، تهدیدهای ترامپ، شکستهای میدانی و تجربههای تاریخی میبینیم، مجموعهای از رویدادهای پراکنده نیست؛ نشانهای از یک روند عمیقتر است: افول هژمونی آمریکا.
این افول، به معنای کاهش توان در تحمیل اراده است. در چنین شرایطی، سناریوی محتمل، حرکت آمریکا به سمت درگیریهای محدود، جنگهای نیابتی و فشارهای اقتصادی خواهد بود؛ زیرا هزینه مداخله مستقیم، بیش از توان تحمل آن شده است.
در مقابل، حمهوری اسلامی ایران با اتکا به قدرت ایمان و تجربه، موقعیت ژئوپلیتیکی و شبکههای منطقهای در موقعیتی قرار دارد که میتواند این گذار را مدیریت کند. پیروزی در چنین نبردی، افزون بر میدان نظامی، در میدان روایت، مشروعیت و اراده ملی شکل میگیرد.
شاید مهمترین تصویر این دوره، نه سقوط یک جنگنده، بلکه لحظهای باشد که یک خلبان آمریکایی، در آسمان ایران، درمییابد که دیگر در قلمرو کنترل مطلق پرواز نمیکند. این همان لحظهای است که اسطوره فرو میریزد و واقعیت، خود را تحمیل میکند: آینده به ایران ابرقدرت سلام می کند.
شکست هیمنه آمریکا در راه است.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال