بحث تقیه و نفاق در کلام شیعی از سوی آیتالله سبحانی بررسی شد
خبرگزاری رسا ـ سلسله مباحث کلام و اندیشه اسلامی با سخنرانی حضرت آیتالله سبحانی و با حضور اساتید و طلاب حوزه علمیه مشهد با موضوع تقیه و نفاق 26 تیرماه در مشهد برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، سلسله مباحث کلام و اندیشه اسلامی با سخنرانی حضرت آیت الله سبحانی و با حضور اساتید و طلاب حوزه علمیه مشهد با موضوع تقیه و نفاق 26تیرماه در مشهد برگزار شد.
این مرجع تقلید در ابتدای این جلسه اظهار داشت: خدا را شاکریم که بار دیگر موفق شدیم که اولاً به زیارت ثامن الحجج مشرف شویم و ثانیاً در این مدرسه مبارکه علمیه نواب بار دیگر مسائل علمی و کلامی را بررسی کنیم.
حضرت آیت الله سبحانی گفت: تقیه؛ تقیه از کلمه وَقِیَ یقی مشتق شده است، تقیه تا زیادی است، اصلش واقی است، از ماده وَقِیَ یَقِیُ وقْیَةً یا وَقیةً واو تبدیل به تاء شده تقیه شده و الّا از تقی یتقی نیست؛ از باب وقیه هست وَقِیَ یَقِیُ وقیهً واو تبدیل به تا شده روی قانون علم صرف؛ بنابراین خیال نکنید تقیه از تقوا گرفته شده، نه از تقوا نیست از وَقِیَ یَقِیُ وقیةً واو تبدیل به تاء شده، در حقیقت وقایه به معنای سپر است؛ سپر در لغت عرب وقایه است، تقیه یک سپری است برای انسان ضعیف، انسانی که ضعیف است در مقابل یک دشمن قوی سپری دارد، سپرش عبارتست از تقیه، تقیه آن چیزی است که انسان طرف مقابلی دارد که آزادیها را سلب کرده اگر این بخواهد بر طبق عقیده خود عمل کند یا اظهار نظر کند فوراً طرف مقابل انتقام میگیرد، این ناچار است برای حفظ جان خود، مال خود، عرض خود نوعی مماشات نشان دهد، نوعی موافقت با مخالفت نشان بدهد، اظهار موافقت با دشمن، زباناً و عملاً تقیه است.
مدرس خارج اصول حوزه علمیه قم اظهار داشت: ما باید به سراغ ادله تقیه برویم ،که آیا ادله تقیه در قرآن هست؟ آیا در سنّت پیغمبر اکرم تقیه هست؟ بعداً به دنبال مطلب تقیه فقط مخصوص است به تقیه از کافر یا تقیه از مسلم باشیم.
وی افزود: اگر کسی قرآن کریم را مطالعه کند، خواهد دید که تقیه یک سنت حسنه در امم پیشین بوده؛ حتی در امم پیشین تقیه بوده و قرآن هم به عنوان یک عمل امضایی نقل کرده است. انحصار به اسلام ندارد؛ بلکه قبلاً هم در کار بوده است و آیاتی که مربوط است به تقیه گاهی مربوط به دوره اسلام و به دوره ما قبل الاسلام است.
این مرجع تقلید با اشاره به این مطلب که در میان اهل سنت معروف است که شیعه اهل تقیه است. کأنه شیعه این تقیه را ایجاد کرده است ابراز کرد: خیر، تقیه را شیعه ایجاد نکرده، تقیه را عقل و وحی امضاء کرده و در امم پیشین بوده و در امت اسلامی هم وجود دارد.
وی با اشاره به آیه106 سوره مبارکه نحل « مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ وَلَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» که مربوط به تقیه است با طرح سؤالی گفت: من کفر بالله خبر این مَن چیست؟ در اینجا خبر محذوف است من کفر بالله من بعد ایمانه فلا حرج ضرری به خدا نمیرساند خیال نکند که اگر این آدم بعد از ایمان غافل شد، ضرری به خدا میزند، نه، خدا بالاتر و برتر است، بعد میفرماید: الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان، اگر انسانی را اجبار کنند به زبان کافر شود اما در قلب مؤمن باشد این در پیشگاه خدا مقامی دارد و شأن نزول این آیه عبارت است از داستان عمار یاسر، که یاسر و همسرش حاضر نشدند به پیغمبر توهین کنند و از اسلام برگردند، آنها را کشتند؛ اما عمار بر خلاف راه پدر و مادر اظهار کفر کرد، و آزادش کردند؛ عمار خدمت پیغمبر اکرم رسید، و گمان کرد که واقعاً کافر شده حضرت با دست مبارک بر چشمان او کشیده و اشک چشم او را پاک کرد و گفت: نه عمار از سرتا قدم مملو از ایمان است و بعد پیامبر(ص) گفت: اگر این جریان تکرار شد برای حفظ جانتان به گفتار از من تبری بجوئید اما در قلب ایمان داشته باشید، آیه 28 سوره آل عمران« لاَّ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِیرُ » گفت: مؤمن حق ندارد کافر را اولیاء قرار دهد، اولیاء کافر را به معنای دوست میگیرند بنده با این معنا موافق نیستم و دوستی یک امر قهری است بلکه اولیاء این است که آنها را به اصطلاح اولی به نفس بدانند و یک نوع ولایتی برای آنها قائل شوند و الّا یک دوستی مجردی که انسان با همسایه کافر دارد مهم نیست.
مدرس خارج اصول حوزه علمیه قم با اشاره به این که آیا ادله تقیه در قرآن منحصر به این دو آیه است، که آیه اول مربوط به جناب عمار، آیه دوم مربوط به اخذ ولایت و پذیرش ولایت است گفت: آیهای که در باره اصحاب کهف و زندگی آنان که همهاش تقیه بوده است و با توجه به این آیه میفهمید که در امت¬های پیشین هم تقیه بوده و با ذکر این داستان معلوم میشود که مسأله تقیه اولاً یک مسئله موافق با فطرت انسانیه و هر انسانی ناچار است برای حفظ جان و مال عرض و ضررهای دیگر تقیه را سپر قرار بدهد تا ضررها بر آن متوجه نشود و عجیب این است که آقا امام صادق سلام الله علیه می¬فرمایند: مَثَل جناب ابوطالب همان مَثَل اصحاب کهف است یعنی ابوطالب هم روی تقیه کاری می¬کرد تا بتواند پیغمبر را حفظ کند و آیه 28 سوره غافر « وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءکُم بِالْبَیِّنَاتِ مِن رَّبِّکُمْ وَإِن یَکُ کَاذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَإِن یَکُ صَادِقًا یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ » که بر تقیه دلالت میکند.
وی با اشاره به آیاتی که در سوره یوسف هست اظهار کرد: بعضی آیه «أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسَارِقُونَ» برادران یوسف که سارق نبودند آمده بودند ظرف ملک را در میان اثاثیه فرزندان یعقوب نهاده بودند، میگوبند تقیه است. حس می¬کنم شما میگویید تقیه نیست این ازباب توریه است؛ و ما نباید این را از باب تقیه بدانیم بلکه تقیه این است که قلبش پاک است، اما زبانش و عملش موافق با دشمن است آن هم به خاطر یک هدف بالاتر و برتر،که در قرآن و امّت¬های پیشین آمده، و ممکن است بعضی بگویند ما قرآنی محض نیستیم، که جمعیتی در میان اهل سنت و گاهی در میان شیعه هستند که به آنها قرآنیون می¬گویند؛ و فقط در احکام به قرآن عمل میکنند و سنّت را کنار گذاشتهاند و این مسلماً بد است.
حضرت آیت الله سبحانی ابراز کرد: ما در عین حالی که قرآنی هستیم روایتی و حدیثی و سنتی هم هستیم و اگر کسی تقیه را رد کند قرآن و آیات قرآنی را رد کرده است. هستند کسانی که حاضرند خودشان را به کشتن بدهند به خاطر یک مسأله توحید، میفرمایند،نه، اگر واقعاً مؤمن به قرآن هستی و لا ایمان لمن لا تقیه له، کسی که بخواهد روایات قرآنی را رد کند آیات در این باره کافی است روایات زیادی در کتاب وسائل الشیعه چاپ تهران، ج 11، باب 24 از ابواب امر به معروف و نهی از منکر در باره تقیه است.
وی گفت: مطلب دوم را که مهم است آن است که به ما میگویند ما تقیه، آیات تقیه و روایات تقیه را قبول داریم؛ اما در قرآن مورد تقیه مسلمان از کافر است و شما شیعیان تقیه از کافر نمیکنید؛ بلکه تقیه از مسلمان میکنید، بنابراین شما مشمول این آیات نیستید، و آیات درباره مسلمانی که اگر بخواهد دینش را حفظ کند حتماً میتواند از کافر تقیه کند، بحث میکند؛ امّا نمیگوید مسلمان از مسلمان تقیه کند، و شما شیعیان درباره عقاید و افکار خودتان در برابر مسلمانی که سنیمسلک است تقیه میکنید و چه جوابی در مقابل این مسئله میدهید؟
مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم در جواب به سؤال گفت: ملاک را باید در نظر گرفت و این آیات تقیه مسلمان از کافر است؛ و امّا ملاک آن است که مصادره حرّیات، مصادره آزادی و هر فردی که آزادی را مصادره کند. و من اگر در مقابل او عرض اندام کنم گاهی جانم، مالم، عِرضم و ضررهای دیگر فرق نمیکند و این شخصی که آزادیها را مصادره کرده؛ کافر باشد یا مسلمان، گناه من نیست و گناهکار کسی است که آزادی را مصادره کرده است. ملاک حفظ اهمّ و از دست دادن مهم است و فرق نمیکند طرف کافر یا مسلمان باشد و امام شافعی میگوید، اگر کار مسلمانی نسبت به مسلمانی دیگر به جایی رسید که اگر این مسلمان بخواهد بر طبق خودش عمل کند، جان و مالش در خطر باشد حتماً تقیه کند.
وی فرق بین تقیه و نفاق را با خواندن آیهای از قرآن «إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ»
در باره منافقون که زبانش با قلبش دو تا است پس تقیه کننده هم زبانش با قلبش دو تاست، گفت: جواب این است که تقیه کننده، اسرّ الایمان و اظهر الکفر؛ منافق عکس است، منافق اسرّ الکفر و اظهر الایمان، اصلاً نسبت بین این دو تباین است، و اگر کسی بگوید نفاق معنایش این است که این دو زبان یکسان نباشد، این غلط است و ما هم حق نداریم اصطلاح قرآنی منافق را عوض کنیم. و در واقع منافق اسروا الکفر و اظهر الایمان، در حالی که متقین چنین نیستند.
این مرجع تقلید درپایان تقیه را این طور معنا کردند که «التقیه سلاح ضعیف فی مقابل العدو القویّ» تقیه سلاح ضعیف است که اگر از آن استفاده نکند همه حیثیتش دفع و هدر میرود. و به نقل خاطرهای از مرحوم شیخ محمدجواد مغنیه در باره تقیه پرداختند:که روزی شیخ محمدجواد مغنیه را به مصر برای سخنرانی دعوت کرده بودند، و زمانی که وارد جمع شده بود برای سخنرانی، یک نفر به یک نفر دیگر میگوید «هذا الشیخ یقول بالتقیه» کأنه یک جرمی است، فوراً مرحوم مغنیه گفت: «لعن الله مِن حملنا علی التقیه» اگر تقیه بد است سبب آن شما هم هستید و اگر در واقع در تقیه نقطه ضعفی وجود دارد به انسان ضعیف بر نمیگردد، و نقطه ضعف درباره ظالم است که او را وادار به تقیه کرده است./932 /ز503/ص
ارسال نظرات