۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۱
کد خبر: ۸۱۵۳۱۲
یادداشت؛

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود
خراسان - روایتی از دوسال سختی که از ورزقان شروع شد تا با هر داغی ذره ذره وجودمان را آب، اما سخت جانمان کند که در پایان به داغ بزرگ تری دوام آوریم که بعثتمان را به رخ دوست و دشمن بکشیم هرچند به سخت جانی خویش این گمان نبود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، فرشته صداقت، فعال فرهنگی و جهادگر تبیین در یادداشتی به روایت سختی های دوسال گذشته پرداخته است که از کوه های ورزقان با داغ شهید جمهور شروع شد و پایانش داغ بزرگتری را بر دلمان نهاد.

متن این یادداشت از قرار زیر است:

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود 

چقدر دو سالگی شهادتت طولانی شد سید!

آن‌قدر از ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ تا ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، داغ عزیز بر دلمان نشست که گویی  چند ده سال را پشت سر گذاشتیم. باورمان نبود در طول ۲سال، این‌ همه عزیز از دستمان برود.

حتی فرصت نکردیم برای عزیزانمان عزاداری کنیم!

ولی گویا این راهی بود که باید ما مردم می‌رفتیم تا به انقطاع برسیم؛ تا بزرگ‌تر شویم.

ما در شوک شهادت رئیسی عزیز و همراهان مخلصش بودیم؛ اما دلمان گرم بود به سیدعلی‌جانمان: آن قائد بزرگ که چنان مدبرانه آن سه ماهِ بدونِ رئیس‌جمهور را با آرامش تمام مدیریت کرد که آب هم در دلمان تکان نخورد. 

اولین و آخرین سالگرد شهادت خادم‌الرضا(ع) با حضور آقا سیدعلی 

ما اما هنوز در داغ سید محرومان بودیم و تحیّر دومینوی شهادت اسماعیل حنیه، سیدحسن نصرالله و... نمی‌دانستیم این اولین و آخرین سالگرد شهدای خدمت است که سیدعلیِ جانمان برایمان از رئیسیِ عزیز می‌گوید و ما را تعلیم می‌دهد و می‌گوید این‌ها درس است برای مسئولان و همگان. 

آنجا که از صراحت و صداقت رئیسی تمجید کرد؛ همان‌جا که در اولین نشست خبریِ ریاست‌جمهوری در جواب خبرنگاری که از او می‌پرسد "با آمریکا مذاکره می‌کنید؟" و او خیلی روشن پاسخ داد: "خیر"

زمانی که این پیرِ راه گفت: "مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمی‌کنیم به نتیجه برسد." نمی‌دانستیم چند روز بعد در اثنای همین مذاکرات با آمریکا قرار است به کشورمان حمله شود و بیش از هزار جانِ عزیز از دست ما برود.

نمی‌دانستیم کودتای آمریکایی صهیونی در پیش داریم و نمی‌دانستیم قرار است در دومین مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا در همان سال، این بار پدر امت جان‌فدای امت و ملت و میهن شود تا بهایی سنگین باشد برای بعثت و بیداری این مردم.

رهبری که راهبری کرد

قائد امت چنان پر قدرت‌ و صریح‌تر از گذشته به تعلیم مردمش پرداخت که گویی می‌خواهد خیالش راحت باشد و زمام را به دست این مردم بسپارد و برود.

چه در آن یک سال که به هر بهانه‌ای از منش و رویکرد سید محرومان گفت و الگوسازی کرد برای مردم و مسئولان؛ چه آنجا که دولت جدید را به استفاده از نیروهای دلسوز و متخصص و متعهد از عمق جان به انقلاب توصیه می‌کرد؛ چه آنجا که بارها و بارها مردم را به حفظ وحدت و حمایت از رئیس‌جمهور دعوت کرد و مسئولان را به تلاش مضاعف برای رفع مشکلات معیشت مردم، یا آنجا که خودش مثل یک معلم، ریز به ریز از کارکردهای غنی‌سازی اورانیوم گفت تا مردم در نبود او، خود رسالت نگاهبانی از این دستاورد طلایی را عهده‌دار شوند.

همه چیز از ارتفاعات ورزغان شروع شد

اصلا انگار خودِ خدا هم داشت ما را برای این روزهای سخت آماده می‌کرد؛ همان‌جا که در جنگ ۱۲روزه از دیدن روی ماه رهبرمان محروم شده بودیم و دلمان لک زده بود تا دوباره بنشینیم پای تلویزیون و آقاجانمان از حسینیه امام برایمان سخنرانی کند.

و چه ابهتی بود در نگاهش آن زمانی که در گفتگوهای تلویزیونی با مردم، برای دشمن خط و نشان می‌کشید و به مردم می‌گفت: "وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ"

و چه وعده صادقی بود این آیه الهی... .

کاش دوباره تکرار شود آن محرمی که آقا در پخش زنده تلویزیونی به یکباره و بدون عصا پا در حسینیه امام گذاشتند و تمام ایران ذوق شد و اشک و لبخند و نگاه... .

ما از همان ظهرِ ارتفاعات ورزغان برای این روزها آماده شدیم.. با همان ندای "حاج‌آقا هارداسان"

آخرین سفارش‌های پیرِ راه

سخنرانی‌های یکی دو سال اخیر انگار حال و هوای دیگری دارد. شاید لازم باشد بارها و بارها بازخوانی‌شان کنیم و رمزگشایی کنیم از این بیانات و هدایت‌های اعجاب‌آور.

غروب اردیبهشت ۱۴۰۳، آن زمانی که هنوز از سرنوشت رئیس‌جمهور شهید و همراهانش خبری نبود، رهبرمان به مردم اطمینان داد که نگران نباشند و کارها به درستی پیش می‌رود.

۱۱ بهمن ۱۴۰۴، حدود یک ماه پیش از شهادتشان اما، کار را به مردم سپردند. همان‌جا ک گفتند: "اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد."

و اینک این مردم قهرمانانه، شاکر در مقابل نعمت رهبری جدید، بیعت با آقا سیدمجتبی را هر روز در میادین شهرها فریاد می‌زنند تا شکوه امت مبعوث شده را به رخ جهانيان بکشند.

و چه نیک فرجامی‌ست شهادت برای آنان و چه نیک‌بخت مردمی هستیم ما که سَرانمان با شهادت به دیدار حق پرواز می‌کنند، ورنه مُردن را که همه بلدند!

اینک تنها، نابودی صهیون و طلیعه ظهور مهدی موعود است که این دل‌ها را آرام می‌کند./933/

ارسال نظرات