کیش و مات دیپلماتیک با اهرم اقتصاد؛ تنگه هرمز سد راه باجخواهی غرب
به گزارش خبرگزاری رسا در تبریز، هادی دادگر، فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: در ادبیات روابط بینالملل و بازدارندگی استراتژیک، برنده مسابقه چانهزنی کسی نیست که صرفاً مواضع تدافعی محکمی دارد، بلکه کسی است که میتواند با تغییر ماهرانه زمین بازی، اولویتهای حریف را بازتعریف کند. رویکرد اخیر ایران در پیش کشیدن وزنهای بهنام «تنگه هرمز» در فرآیند تقابل دیپلماتیک با ایالات متحده، دقیقاً مصداق این رویکرد هوشمندانه و رونمایی از یک کارت بازی سرنوشتساز است که محاسبات واشنگتن را دچار فرسایش و معطلی کرده است.
تا پیش از این، دکترین دیپلماتیک آمریکا و متحدان غربی بر سه محور اساسی یعنی «توقف یا تعلیق دستاوردهای هستهای»، «برچیدن یا محدودسازی توانمندی موشکی و پهپادی» و «عقبنشینی از عمق راهبردی در حوزه مقاومت منطقهای» استوار بود؛ مطالبات زیادهخواهانهای که هدف کلان آن، خلع سلاح استراتژیک ایران در پشت میز مذاکره بود. اما ورود جدی ابزار نظارتی و تسلط ژئوپلیتیک ایران بر شاهراه ترانزیت انرژی جهان (تنگه هرمز)، به سرعت صورتمسئله را برای طرف مقابل تغییر داد.
از منظر راهبردی این اقدام ایران یک جابهجایی عمیق در ساختار اولویتهای امنیتی آمریکا ایجاد کرده است. با آمدن کارت تنگه هرمز به روی میز، دغدغه فوری و حیاتی کاخ سفید از یک موضوع بلندمدت مانند برنامه هستهای، به یک بحران ملموس، نقد و آنی تحت عنوان «امنیت تجارت و انرژی جهانی» تبدیل شده است. اقتصاد بینالملل و بازارهای انرژی بهشدت نسبت به کوچکترین سیگنالهای ناامنی در این آبراه حساس هستند و آمریکا به عنوان مدعی حفظ این نظم، حالا مجبور است بخش عمدهای از انرژی سیاسی، نظامی و دیپلماتیک خود را صرفاً برای مدیریت این چالش و چانهزنی بر سر باز نگه داشتن آن هزینه کند.
این تمرکز اجباری غرب بر مسئله تنگه هرمز، عملا سه پرونده هستهای، موشکی و منطقهای را به حاشیه و ردههای بعدی مطالبات رانده است. در واقع این ابزار بهمثابه یک «سپر دیپلماتیک» عمل میکند که با جذب فشار حداکثری حریف، فضای تنفسی بالایی برای حفظ و توسعه دستاوردهای بومی ایران در حوزههای دفاعی و فناوری ایجاد کرده است. ایران با این بازدارندگی متقارن، این پیام صریح را به ساختار محاسباتی غرب منتقل کرد که امنیت فرآیندی تفکیکپذیر نیست؛ نمیتوان امنیت اقتصادی و صادراتی ایران را از طریق تحریم و فشار به مخاطره انداخت و همزمان انتظار ثبات در شریانهای اصلی اقتصاد جهان را داشت.
در تحلیل نهایی، پیش کشیدن کارت استراتژیک تنگه هرمز، موازنه قدرت در مذاکرات را از حالت انفعالی به حالت فعال تغییر داده است. این اقدام نه تنها سقف مطالبات و زیادهخواهیهای آمریکا را به شدت کاهش داده و آنها را در مارپیچ فرسودگی و معطلی قرار داده، بلکه هزینه هرگونه فشار فزاینده بر ایران را برای غرب به سطحی غیرقابل تحمل رسانده است؛ اهرمی که بار دیگر نشان داد برگهای برنده ایران در جغرافیای سیاسی منطقه، ضامن اصلی تثبیت حقوق کلان ملت در عرصه بینالمللی است.