استارتاپهای مهاجرتی؛ تسهیل خروج سرمایه انسانی یا تعارض با سیاستهای جمعیتی؟
مهاجرت نیروی انسانی متخصص در سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی کشور تبدیل شده است؛ چالشی که در کنار خروج سرمایههای انسانی و فکری، ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی قابل توجهی نیز دارد. در این میان، فعالیت روزافزون سکوها و استارتاپهای مهاجرتی که با ارائه خدماتی از قبیل اخذ ویزا، اقامت و مهاجرت همراه خانواده، فرایند خروج نیروی انسانی از کشور را تسهیل میکنند، این پرسش را به وجود آورده است که آیا فعالیت این مجموعهها با سیاستهای کلان کشور در حوزه حفظ سرمایه انسانی و خانوادهمحوری همخوانی دارد؟
موضوع زمانی حساستر میشود که برخی از این سکوها و استارتاپها با وجود برخورداری از درآمدهای قابل توجه، از منظر پرداخت مالیات نیز محل سؤال و ابهام هستند؛ مسئلهای که ضرورت بررسی وضعیت قانونی، نحوه فعالیت، مجوزها و سازوکار نظارت بر این مجموعهها را بیش از پیش نمایان میکند. از سوی دیگر، تسهیل مهاجرت خانوادگی و خروج نیروی انسانی متخصص، این نگرانی را ایجاد کرده است که فعالیت بدون ضابطه این مجموعهها با سیاستهای جمعیتی کشور و تلاش برای تقویت نهاد خانواده و حفظ سرمایه اجتماعی در تعارض قرار گیرد.**
در شرایطی که نیروی انسانی جوان، متخصص، خلاق و کارآفرین یکی از مهمترین سرمایههای کشور برای دستیابی به رشد و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی به شمار میرود، نحوه مواجهه با پدیده مهاجرت و مدیریت آن اهمیت ویژهای پیدا میکند. مهاجرت اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند حتی زمینهساز ارتباطات اقتصادی، انتقال دانش و جذب سرمایه به کشور باشد، اما رهاشدگی این حوزه میتواند به خروج استعدادها، سرمایههای فکری و نیروی ماهر منجر شود.
بر همین اساس، خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا در گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، به بررسی ابعاد مختلف فعالیت سکوها و استارتاپهای مهاجرتی، وضعیت نظارت و پرداخت مالیات این مجموعهها، نسبت فعالیت آنها با سیاستهای خانوادهمحور و جمعیتی کشور و همچنین ضرورت سیاستگذاری برای حفظ و بهرهگیری از ظرفیت نیروی انسانی متخصص پرداخته است.
رسا: با توجه به مباحث مطرحشده، اهمیت نیروی انسانی مستعد و ماهر در پیشرفت کشورها و موضوع مهاجرت نیروی انسانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
نیروی انسانی بااستعداد و ماهر، یک سرمایه بزرگ و پنجره طلایی برای شکوفایی یک کشور است. یعنی هر کشوری که دارای نیروی انسانی، بهویژه جوان، خوب باشد و بتواند استعدادها، نوآوری و مهارت این نیرو را جذب و کسب کند، طبیعتاً در شکوفایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و مباحث اینچنینی برخوردار خواهد بود.
با توجه به اینکه ایرانیان در جهان معروفاند که دارای استعدادهای سرشار، از نظر شخصیت، فرهنگ و تمدن، افراد پرتلاش و برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب، دارای قابلیت مدیریتهای چندضلعی هستند، طبیعتاً دنیا در یک رقابت، شاید طمع ویژهای داشته باشد برای اینکه از این نیروی کارآفرین و ماهر بهعنوان سرمایه استفاده کند.
طبیعتاً سکوها و استارتاپهایی که امروز موضوع مهاجرت را تطهیر میکنند و اساساً خودشان را یک سرمایهگذار در خارج از کشور معرفی میکنند، در سالهای اخیر رشد زیادی داشتهاند و در دنیا هم همینطور بوده است. ایران هم از این ماجرا مستثنی نیست که از این ظرفیت برای مهاجرت نیروی کارآمد و توانمند استفاده میشود.
طبیعتاً یکسری امتیازهایی مثل تنظیم ویزا، تنظیم اقامت و گاهی اوقات اقامت دائم همراه خانواده را دنبال میکنند و جذابیتهای ویژهای را شاید در این خصوص داشته باشند.
رسا: با توجه به توانمندی نیروی انسانی ایران، آیا مهاجرت را میتوان صرفاً یک تهدید دانست؟
الان مسئله مهاجرتپذیری از ایران، به دلیل اینکه توانمندیهای IQ و EQ ایرانیان بالا و رتبههای نسبتاً بالایی محسوب میشود، مطرح است.
مهاجرت، اگرچه اگر به صورت دقیق و درست مدیریت شود، میتوانیم از بُعد اقتصادی و منافع متعدد، با توجه به مسائل شغلی و اشتغال و در حقیقت شرایط تحریم، بهدرستی از آن استفاده بکنیم و یک گزینه جذابی باشد، اما این روند رها و یله، آسیبهای بسیار جدی را هم به همراه دارد.
به نظرم باید با یک مهندسی درست، این رویهای که در دنیا هم مرسوم است، مدیریت شود و مهندسی دقیقی انجام داد.
رسا: نقش سیاستگذاری و مدیریت کشور در این زمینه چیست؟
شما الان مستحضر هستید که در طرحهای متعدد کارآفرینی و نوآوری مطرح میشود و نیروهایی را از اقصی نقاط دنیا به سمت خودش، سرمایهگذاریهای خارجی را به سمت خودش میآورد و ارتباطات تجاری را افزایش میدهد.
اما به دلیل، حالا مثلاً به نظرم، وقتی نقاط کاستی که داریم و عدم نظارت و مدیریت درست، با توجه به اینکه ارتباطات بینالمللی ما محدودیتها و موقعیتهای مختلفی دارد، ما در شرایط تحریم به سر میبریم و دچار جنگ و فرسایش، در حقیقت مسائل اقتصادی و تجاریمان هستیم.
اما چهبسا اگر شرکتهای دانشبنیان و سیستم اقتصادی ما ورود دقیقی میکردند و فناوریهایی را میتوانستند در کشور ایجاد بکنند، یا آن بخشهای بنیان ما میتوانستند ایدههای جذابی را خلق بکنند، ما دچار خروج استعدادها و سرمایههای فکریمان و نیروی ماهر کارمان نمیشدیم.
این بخش برمیگردد به یک مهندسی دقیق از طرف حاکمیت و دولت و باید ملاحظه بکنند آثار اجتماعی و فرهنگی این قضیه را مدنظر داشته باشند.
ما بالاخره با یکسری سیاستهای کلان به دنبال خانوادهمحوری هستیم، دنبال توسعه سرمایه اجتماعیمان و حفظ نیروی ماهر کارمان هستیم.
رسا: فعالیت سکوها و استارتاپهای مهاجرتی چه نسبتی با این سیاستهای کلان دارد؟
خب، روی مهاجرتهای استارتاپها، مهاجرتها را تسهیل میکنند. باید ببینم با این سیاستهای کلان در تعارض قرار میگیرد و اتفاقاً مهندسی معکوس بکنند و بتوانند خارج کشور، سرمایه را به داخل جذب بکنند و بتوانند از ظرفیتهای فناوری داخلی برای رونق کسبوکارهای اجتماعی استفاده بکنند.
رسا: درباره فعالیت اقتصادی سکوها و استارتاپهای مهاجرتی و موضوع مالیات چه نکتهای وجود دارد؟
الان سکوها و استارتاپهای مهاجرتی، با توجه به اینکه درآمد سنگینی را کسب میکنند، خدمت شما عرض کنم، از طرفی هم مالیات نمیدهند که این به نظر من جای تأمل دارد و باید به صورت جدی بهش پرداخته بشود؛ هم از نظر قانونی و هم از نظر نظارت.
خروج نیروی تجارتی ما، نیروی تخصصی ما، نیروی... یعنی توان مالی ما از ایران، تناسبی پیدا... و این عدم تناسب و مجوزهای بیدر و پیکری که گاهی اوقات داده میشود برای فعالیت استارتاپهای مهاجرتی، این باید نقطه، در حقیقت، سیاستگذاری، بهش توجه ویژه بشود.
و سهم این نوع فعالیتها را ما در شرایط مختلفی که درش به سر میبریم، روشن است که این مسئله واقعیت امروز کشور ماست و به نظرم نیازمند برنامهریزی و نظارت همهجانبه است.