دعا در ادعیه
مجتبی صداقت

ماه رجب و شعبان و رمضان، ماه هایی است که عبادت، دعا و نیایش در آن بسیار تأکید شده است. در ایام این ماه ها، ادعیه و مناجات ها متفاوتی وارد شده است که این ها جداگانه گردآوری، چاپ و در دسترس مردم قرار داده شده است.
کسی که به ادعیه وارد شده از اهل بیت، مراجعه می کند آنها را دریایی از معارف می یابد. موضوعات و مطالب بلندی در این دعا ها وجود دارد که نیاز به استخراج و دسته بندی دارد.
یکی از مسائلی که در این ادعیه مطرح شده، خود دعا است . این نوشتار با تقطیع برخی از بخش های ادعیه به این موضوع می پردازد.
دعای بنده در درگاه الهی
درگاه الهی همیشه به روی بندگان باز است. بنده در هر زمانی اذن صحبت و ارائه درخواست را در پیش گاه خدا دارد و این نعمت بزرگی است که برای انسان قرار داده شده است:«اللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ وَ مَسْأَلَتِکَ فَاسْمَعْ یَا سَمِیعُ مِدْحَتِی وَ أَجِبْ یَا رَحِیمُ دَعْوَتِی». [1]
دعا خواندن و روی آوردن به درگاه الهی از اوامر خداوند است؛ مگر ممکن است که خدا، دستور به دعا کردن دهد و مستجابش نکند؛ پس باید روی به درگاه خدا آورد و دستان را به سوی او دراز کرد و دعا نمود: « فَإِنَّکَ قَضَیْتَ عَلَى عِبَادِکَ بِعِبَادَتِکَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ فَإِلَیْکَ یَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی وَ إِلَیْکَ یَا رَبِّ مَدَدْتُ یَدِی فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لِی دُعَائِی وَ بَلِّغْنِی مُنَایَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجَائِی».[2]
خداوند، ضمانت کرده دعای بنده خود را مستجاب کند: «أَسْأَلُکَ بِهَذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتِی لا تَنْبَغِی إِلا لَکَ وَ بِمَا وَأَیْتَ بِهِ عَلَى نَفْسِکَ لِدَاعِیکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ بِمَا ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فِیهِ عَلَى نَفْسِکَ لِلدَّاعِین...»[3]. کسی که خدا را بخواند محروم و نا امید نخواهد شد:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا یَخِیبُ مَنْ دَعاه».[4] خداوند، دستور داده است که او را به اسمای حسنایش بخوانیم و وعده اجابت داده است؛ پس دعا کننده نباید مأیوس از اجابت دعا باشد:« أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ الْحُسْنَى الَّتِی نَعَتَّهَا فِی کِتَابِکَ فَقُلْتَ: وَ لِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَ قُلْتَ: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ قُلْتَ: وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ وَ قُلْتَ: یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنَا أَسْأَلُکَ یَا إِلَهِی وَ أَدْعُوکَ یَا رَبِّ وَ أَرْجُوکَ یَا سَیِّدِی وَ أَطْمَعُ فِی إِجَابَتِی یَا مَوْلایَ کَمَا وَعَدْتَنِی وَ قَدْ دَعَوْتُکَ کَمَا أَمَرْتَنِی».[5]
عفو، گذشت، ستاریت و حلم خداوند نسبت به خطاها و گناهان، انسان را به طمع می اندازد که باز به درگاه خدا بیاید و آن چه را که مستحق نیست درخواست داشته باشد. در این درگاه انسان با آرامش و امنیت و انس، درخواست خود را بیان می کند:« اللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِی وَ تَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِیئَتِی وَ صَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِی وَ سَتْرَکَ عَلَى [عَنْ] قَبِیحِ عَمَلِی وَ حِلْمَکَ عَنْ کَثِیرِ [کَبِیرِ] جُرْمِی عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَأیَ وَ عَمْدِی أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِنا وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا لا خَائِفا وَ لا وَجِلا مُدِلا عَلَیْکَ فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ [بِهِ] إِلَیْک»[6]
اجابت دعا:
از شرایط اجابت دعا، اخلاص در دعا است. در دعای روز یک شنبه از امام سجاد ـ علیه السلام ـ می خوانیم:«اللَّهُمَّ إِنِّی ... أُخْلِصُ لَکَ دُعَائِی تَعَرُّضا لِلْإِجَابَة»[7]. خواندن غیر خدا و امید به آنها داشتن، به جای دعا به درگاه خدا و امید داشتن به او، سبب نومیدی است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَدْعُوهُ وَ لا أَدْعُو غَیْرَهُ وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَخَیَّبَ دُعَائِی[8] الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَرْجُوهُ وَ لا أَرْجُو غَیْرَهُ وَ لَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجَائِی»[9]
برخی گناهان و اعمال بد انسان، سبب مستجاب نشدن دعا می شود: « اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاء ... فَأَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ أَنْ لا یَحْجُبَ عَنْکَ دُعَائِی سُوءُ عَمَلِی وَ فِعَالِی»[10]
برخی از اوقات، دعایی که دیر مستجاب می شود به خاطر این است که به صلاح دعا کننده نیست. خداوند با علمی که به عاقبت امور دارد اجابت دعا را به تأخیر می اندازد و صلاح بنده اش را در نظر می گیرد؛ با این حال بنده، شاکی می شود که چرا دعایش، زود مستجاب نمی شود: « فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ»[11]
خداوند سمیع و شنوای هر دعایی است؛ ولی برخی دعاها را به خاطر عدم اخلاص و ریا و گناه و ... اعتنا نمی کند. در چنین حالتی، وضعیت این دعا مانند این که اصلاً خداوند آن را نشنیده است. در ادعیه خواسته شده است که دعای انسان از جانب خدا مسموع باشد: « ... فَاجْعَلْ ... دُعائَنا مَسْمُوعا»[12] و از دعای غیر مسموع به خدا پناه برده شده است:« اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ ... مِنْ دُعَاءٍ لا یُسْمَع»[13]
دعای خوب:
در دعا کردن باید دو قید را آورد: اول این که آن چه در خواست شده، مورد رضایت خدا باشد؛ دوم این که صلاح بنده در آن باشد:« اللَّهُمَّ لا تَدَعْ لِی ... و لا حَاجَةً هِیَ لَکَ رِضًا وَ لِیَ فِیهَا صَلاحٌ إِلا قَضَیْتَهَا»[14]
چه نیکو دعایی است آن دعایی که خداوند، آغاز آن را رستگاری و میانه اش را کامیابی و آخرش را صلاح قرار دهد: « ِ یَا وَاهِبَ الْعَطَایَا وَ یَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى وَ یَا فَکَّاکَ الرِّقَابِ مِنَ النَّارِ أَسْأَلُک ... أَنْ تَجْعَلَ دُعَائِی أَوَّلَهُ فَلاحا وَ أَوْسَطَهُ نَجَاحا وَ آخِرَهُ صَلاحاً»[15]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ابو جعفر محمد بن حسن بن على بن حسن (شیخ طوسى)؛ مصباح المتهجد؛ ص578؛ مؤسسة فقه الشیعة، اول، بیروت، 1411ق.
[2]. مصباح المتهجد، ص850 .
[3]. مصباحالمتهجد، ص 803 .
[4]. سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاوس؛ الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة، ج2، ص168؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، دوم، 77-1376 ش.
[5]. کفعمى، ابراهیم؛ جنة الأمان الواقیة وجنة الإیمان الباقیة، ص 263؛ انتشارات رضى (زاهدى)، دوم، قم، 1405ق.
[6].مصباحالمتهجد، ص578.
[7]. کفعمی، ابراهیم؛ البلد الأمین والدرع الحصین، ص109؛[بی نا، بی جا، بی تا] .
[8]. در دعایی دیگر چنین آمده است: «الحمد لله الذی أدعوه و لا أدعو غیره و لو دعوت غیره لم یستجب لی دعائی» جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة، ص589.
[9]. جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة، ص603.
[10].مصباح المتهجد، ص845 .
[11]. مصباح المتهجد، ص579.
[12]. الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة،ج1، ص 77.
[13]. مصباح المتهجد، ص75.
[14]. مصباح المتهجد، ص62.
[15].البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 12.
ارسال نظرات