كنگره ملی علامه سعید العلما و ملا محمد اشرفی:
آیت الله گرامی: خدمات عالمان دینی باید برای مردم تبیین شود
خبرگزاری رسا ـ آیت الله گرامی، استاد برجسته حوزه علمیه قم در دیدار با اعضای دبیرخانه اولین كنگره علامه سعید العلما و ملا محمد اشرفی گفت: خدمات عالمان دینی باید برای مردم تبیین شود.

به گزارش خبرگزاری رسا، متن زیر مصاحبه دبیرخانه اولین كنگره علامه سعید العلما و ملا محمد اشرفی، از علمای برجسته مازندران با آیت الله گرامی، استاد برجسته حوزه علمیه قم، است كه به محضر علاقه مندان به ساحت مرجعیت ارائه می شود.
س: با تشکر از قبول زحمت حضرتعالی و فرصتی که را در اختیار دبیر خانه کنگره قرار دادید، لطفا در ابتدا راجع به ضرورت گرامیداشت و نکو داشت علمای دین مطالبی بیان فرمایید؟
زنده نگهداشتن یاد و نام عالمان دین اسلام در واقع احیای شعائر اسلامی است. خدای متعال عالمان با ایمان را با عظمت نام می برد. این ها عزیزترین مردم پس از پیامبران و ائمه معصومین هستند. باید این عالمان دین و خدمات آنها به مردم معرفی شود تا همگان بدانند که اینها برای حفظ دین چه زحمت های سختی را متحمل شدند. متأسفانه بسیاری از بزرگان دین ما که خدمات عظیمی هم به اسلام و مسلمین داشته اند فراموش شده اندو این خسارت بزرگی است.
س: در خصوص شخصیت علامه سعید العلماء مطالبی بیان فرمائید؟
آنچه از شرح حال مرحوم علامه سعید العلماء در دسترس است کاشف از جنبه های معنوی و روحی ایشان همانند جنبه های معنوی و روحی شیخ مرتضی انصاری است. موقع کسالت شدید و قریب به احتضارمرحوم صاحب جواهربزرگان زیادی از علمای نجف در اطراف صاحب جواهر نشسته بودند، ولی مرحوم صاحب جواهر مکرر می فرمود شیخ مرتضی کجاست؟ وقتی مرحوم شیخ مرتضی رااطلاع دادندو به خدمت مرحوم صاحب جواهرآمد، ایشان فرمود: شیخ، کجابودی ؟ عرض کردکه رفته بودم حرم حضرت امیر المومنین (ع) تا برای سلامتی شما دعا کنم. کسی که نزدیک به مرجعیت است می داند که وقتی مرجع شد چه مشکلاتی در پیش است وچه وظایف سنگین شرعی و الهی به عهده او سپرده می شود، لذا دعا می کند که خداوند به مرجع قبلی طول عمر دهد و به این زودی نوبت به ایشان نرسد و اگر کسی توجهش هر چه بیشتر به خدا باشد حتما چنین دعائی می کند و شیخ انصاری هم اینگونه بود.
بالاخره مرحوم صاحب جواهر مرجعیت کل جهان شیعه آنروز را به شیخ انصاری سپردند و بعد فرمودند: حالا دیگر راحت شدم، بعد جمله ای به شیخ گفت که: قلل الاحتیاط، یعنی احتیاطت را کم کن ( چون شیخ در فتوی دادن بسیاراحتیاط می نمود) معروف این است که شیخ انصاری بعدا نامه ای می نویسد به هم مباحثه خودش مرحوم علامه سعید العلماء به این که وقتی شمادر نجف بودید و هم مباحثه بودیم شما ادق (دقیقتر ) از من بودید، این حرف خیلی عجیب و آموزنده است که سعید العلماء در جواب می گوید: بله من ادق بودم، ولی آن موقعی بود که در نجف بودم ولی شما مشغول درس و بحث در حوزه بوده اما من از حوزه فاصله گرفتم. و من اینجا در کنار ی نشسته ام. و چقدر عجیب است که شیخ در چنین موقعیتی قرار می گیرد و مرجع می شود ولی مرجعیت را رد می کند و به علامه سعید العلماء پیشنهاد می دهد.
س: درباره علامه سعید العلماء و شیخ انصاری اگر خاطره ای به ذهن جنابعالی میرسد بیان فرمایید؟
من دو خاطره عرض می کنم. خاطره اول این که وقتی خود مرحوم شیخ مرتضی انصاری از دنیا رفت بحث این بودکه مرجعیت را به چه کسی بسپارند؟ از طرفی آقا سید حبیب الله رشتی و از طرفی میرزای شیرازی که این دو بیشتر جلوه کرد ه و مطرح بودند. مرحوم میرزا ی شیرازی قبول نمی کرد. سید حبیب الله رشتی به ایشان می گوید: آقا مرجعیت فقط ا علم بودن نیست، بلکه جهات دیگری هم می خواهد که شما جامع همه صفات هستید. می دانید که میرزا مدیریت بسیار قوی ای داشتند و داستان های بسیاری در مورد ایشان هست که فرصت نیست عرض کنیم ،مقدار کمی را در کتاب خاطرات ایشان که چاپ شده آورده ام. خاطره دیگر مربوط به مرحوم میرزای قمی است.
وقتی ایشان می خواستند رساله بدهند، فرمودند من در ایران اعلم از خود سراغ ندارم ولی شاید در نجف کسی باشد که اعلم از من باشد، لذا خود حرکت می کند به سمت نجف و وقتی به شهر کاظمین وارد می شود صدای موذن را می شنود که می گوید اشهد ان علیا حجه الله، به موذن می گوید چرا می گویی اشهد ان علیا حجه الله ؟موذن گفت پس چه بگویم گفت بگو: اشهدان علیا ولی الله و اشاره به ولایت مطلقه کن، حجه الله که این آقا سید محسن هم است! آقا سید محسن که در بغداد بود، یکی ازعلما بوده که شیخ در کتاب هایشان گاهی از ایشان به محقق کاظمین و گاهی مقدس کاظمین تعبیر می کنند. و این آقا سید محسن هم خیلی عجیب بود. می گویند یک روز وارد اتاقش شد، می بیند نوه کوچولوی ایشان، لباس قشنگی به تنش دارد که تا به حال ندیده بود، از او می پرسد این لباس را از کجا آوردی؟ می گوید: مجلس عروسی بودم شما نبودید ده درهم در اینجا بوده و ما برداشته و این لباس را خریدیم. آقا سید محسن فورا لباس را از تن نوه در آورده و فرمود: این پول از وجوهات است و مگر می شود همین جوری آن را خرج کرد؟
علما ی ما مشی و روش آنها اینگونه بود تابه چنین مقاماتی رسیدند و به راحتی پیشنهاد مرجعیت را رد می کنند. این ها برای ما بسیار مفید و آموزنده است گاهی شخص کاری را وظیفه قطعی خود نمی داند ولی تکلیف باعث می شود که آنرا بپذیرد، همچنانکه در زمان خودمان هم داریم.
غرض اینکه این درسی است از مرحوم علامه سعید العلماء و امیدواریم که ماهم بتوانیم از روحیات این بزرگان استفاده کنیم و اگر توفیقی باشد دوست دارم در محفل شما حضور داشته باشم. کار شما بسیار ارزشمند و قابل تحسین است.
ارسال نظرات