خطبههای تقوا و گفتنیها!

خطیب جمعه شهر مقدس قم در سخنانی کوتاه اما پر مغز این بار توصیه همیشگی خطبه ها یعنی سفارش به پرهیزگاری را در چند بند نمونه آورد تا مردم با عنوان امروزین و مورد نیاز تقوا آشنا شوند و تنها به توصیههای کلی که معمولا به امور شخصی تعبیر میشود اکتفا نکنند.
آیت الله رضا استادی که به جهت بیماری دوخطبه را کوتاه اما مفید و مهم ایراد کرد موارد زیر را در باره لزوم رعایت تقوا مورد توجه قرار داد:
1. اختلاف افکنی بی تقوایی است:
« همه با هم باشیم همه برادر هستیم همه باید همدلی کنیم این اتحاد و اتفاق تقوا است و آن دامن زدن به اختلاف بی تقوایی است ،هر کسی با بیانش با قلمش با موضع گیریش هر کاری را انجام بدهد که موجب اختلاف ادامه پیدا کند یا تشدید پیدا بکند این چون هم به ضرر کشور و نظام و هم به معنای ضرر اسلام است این بی تقوایی است»
2. جدا کردن مردم از نظام بی تقوایی است:
« هر چقدراین پشتیبانی مردم بیشتر شود نظام قوی تر، دشمن سر جای خودش می نشیند ولی اگر بی تقوایی شود و حرف هایی زده شود که مردمی گروهی قشری خدایی ناکرده از نظام فاصله بگیرند ...این باعث می شود بعضی از متدینین از نظام فاصله بگیرند هیچ قدمی هیچ کاری که باعث بشود که مردم از نظام فاصله بگریند نباید انجام شود که این بی تقوایی است»
3. تضعیف رهبری، بی تقوایی است:
« اقتدار نظام ما به نظام رهبری است نظام ما در راسش یک مجتهد جامع الشرایط است هر چه که او ابهتش زیادتر باشد هر چه اقتدار او زیادتر باشدهر چه پیروی مردم از او بیشتر بشود هر چه نهاد رهبری تقویت بشود این به نفع اسلام و نظام است اگر باز خدایی نکرده باز گروهی کسانی کاری انجام بدهند که این نهاد تضعیف بشود کاری انجام بدهند که این ابهت کم شود این به ضرر همه است»
4. شایعه سازی، بی تقوایی است:
«آیا درست است که اگر چیزی را که کسی گفت که نمی دانیم درست است یا نه ولی شایعه پراکنی کند با این وسایلی که در اختیار هست به افراد زیادی منتقل کند آن کسی که شایعه را می سازد بی تقوایی می کند آن که شایعه را پخش می کند بی تقوایی می کند آنکه شایعه را می پذیرد بی تقوایی می کند آنکه خدایی نکرده ترتیب اثر می دهد بی تقوایی می کند تقوا باعث می شود که شایعه را نه بسازی نه شایعه را پخش کنی نه ترتیب اثر بدهی»
بخش بعدی خطبه این هفته نماز جمعه قم به تذکر درباره یک مسئله داخلی حوزه گذشت:
« حوزه مبارکه قم یک حوزه ای است که مراجع تقلید در آن هستند مسئولانی دارد ، شورایی دارد جامعه مدرسین دارد، رییسی دارد، نمی شود در آن هر کسی خود سر هر کاری خواست انجام بدهد به خیال خودش به حمایت از رهبری در حوزه ای که مراجع هستند مسئولان هستند نباید یک مشورتی انجام بشود این کارهایی که خود سر انجام می شود ممکن است طرف فکر کند که دارد خدمت می کند ولی معلوم می شود که خدمت نیست و خیانت است »
در همین زمینه مطرح میشود که : « در شهر قم ... بعد از انتخابات ... کسی اعتراضی نکرد و نباید هم اعتراض میکرد. بعد از سه روز یک روحانی می گوید می خواهیم ما راهپیمایی کنیم علیه یک شخصیتی تو خیابان راه بیافتیم و شعار بدهیم... این آقا این کار را خودسر انجام میدهد و کسی هم نیست بهش هیچ حرفی بزند چرا این را احضار نمی کنند ، شما چه کاره اید ... اینها خیال می کنند که دارند رهبری را تقویت می کنند این تضعیف رهبری است ... بعد هم نه دادگاهی نه هیچ ... من همینجا این سفارش هم می کنم این طومارهایی که امضا می شود ...اول ببینید ... کی تهیه کرده آنها که امضا کردند اگر مورد تایید شما هستند اگر اعتماد دارید امضا کنید ، همه دلسوزان دارند می گویند اتحاد ، حالا یک کسی طوماری درست می کند که اختلاف بیندازد ما نباید این کار را انجام بدهیم»
در پایان آیت الله استادی در باره بیماری خود می گوید: « من سال قبل در بیمارستان قلب در قم و تهران بستری بودم و بعد هم این حوادث اخیر به من فشار آورده بنده قرار شده تا چند ماه، مثلا تا محرم نه منبر، نه سخنرانی، نه درس نه خطبه نماز جمعه و نه هیچ کاری که فشار برای اعصابم و قلبم دارد نمی توانم انجام دهم این است که با کمال معذرت عرض می کنم تا محرم معذورم از آمدن به نماز جمعه»
البته در نهایت بیتقوایی به جای انعکاس کامل فرازهای خطبه، جمله آخر دستاویز عدهای در مطبوعات شد و به این شایعه دامن زده شد که این بیماری بهانه است و نوعی اعتراض به نتایج انتخابات!؟
البته از جماعت بیتقوا، انتظاری جز این نیست اما خوب است در اینجا به نکات مهم خطبه که از سر دلسوزی و دانایی گفته شده توجه کنیم و بیش از همه به مسائل درون حوزه اشاره داشته باشیم.
راستی چرا باید یک طلبه یا استاد حوزه احساس تکلیف کند یا بیانیه بنویسد یا طومار ارایه دهد؟ به نظر میرسد یک جای کار ایراد دارد.
عموم طلبهها و بدنه حوزه ارتباط مستقیمتری با مردم دارند و از طرف دیگر مسئولیت اجرایی و هدایتی حوزه نیز در دستشان نیست و شاید کلان حوزه و صلاحدید آن را ندانند اما نیازهای مردم و واقعیتهای اجتماعی را درک میکنند.
از طرفی بزرگان حوزه شاید ببشتر به مصالح کلی میاندیشند . اما به نطر میرسد قطع ارتباط بین صدر و ذیل حوزه باعث شده اطلاعات کمتری از توده مردم به علما و بزرگان برسد و از سوی دیگر تصمیمات مهم نیز به موقع در دسترس طبقه میانی و پایینی حوزه قرار نمیگیرد.
برای نمونه ما در انتخابات شاهد اظهار نظرها و سکوتهایی بودیم که دست کم توجیه آن برای عموم حوزه ارایه نمیشد. گاه در باره مسایل جزیی بارها اطلاعیه و بیانیه داده میشد تا جایی که اعلام شد برای استفتا در باره قضیه هاله نور ! با فلان شماره تماس گرفته شود؟! و گاه در باره حضور قریب به چهل میلیونی تا چند روز خبری از اظهار نظر نیست؟
آیا حوزه نباید اتحاد روش در باره این موارد داشته باشد؟ آیا بزرگان حوزه مسائلی که در مناظرات اتفاق افتاد یا بیانیه های صادره یا نامه کذایی به رهبری را ملاحظه نکردند؟
در این موارد طلاب چه باید بکنند؟ اگر یک امر بدیهی آشکار میشود و هر کسی را به اظهار نظر وامیدارد ، آیا نباید خط خاص هدایتی منتشر شود و اگر سکوت مصلحت است همین موضع همراه با توجیه آن ارایه شود؟
یا نمونه دیگر که در خطبههای این هفته نیز عنوان شد، زمزمه درباره طرح برخورد نیروی انتظامی با بدحجابی بود. این در حالی است که یکی از پایههای مبارزات انتخاباتی همین مسئله بود و جمع کردن گشت ارشاد! آیا نظر بزرگان و از جمله آیت الله استادی در این باره نباید همان موقع هم مطرح میشد یا امروز نیز تعریضی بدان وارد میگشت؟
یا اگر قرار است کلیت نظام حوزه حفظ شود وقتی جامعه مدرسین درباره کاندیدای خاصی نظر می دهد آیا سایر بزرگان حوزه نیز باید از حق شهروندی استفاده کنند و نظر شخصی و مخالف بدهند یا به مصلحت حوزه سکوت نمایند؟ اگر اتحاد روش وجود نداشته باشد چگونه میتوان از کوچکتر ها انتظار بزرگتر داشت؟
در پایان لازم است به بایستگی مشاوره رسانهای برای شخصیتها، بزرگان و نهادهای حوزوی اشاره کنیم. میدانیم مخاطبان اصلی مرجعیت، متدینین هستند و دلسوزان نظام از این که شخصیت محبوبی مانند سید حسن نصرالله، پیروزی قاطع دکتر محمود احمدینژاد را تبریک میگوید اما در داخل و از حوزه صدای بلندی در این زمینه شنیده نمیشود در تردید هستند. طلاب و مبلغان چگونه میتوانند به مردم و علاقهمندان بفهمانند که شاید بزرگان حوزه برای اعتراضات به حقی که از دولتنهم و رئیسجمهور دهم دارند فعلا از اظهار نظر رسمی خودداری میکنند! چگونه میتوان در باور مردم که شاهد دینمداری دولت اصولگرا و هتکحرمتهای دوره دولت هشت ساله اصلاحات بودهاند، این همه واکنشهای مبهم را شفاف کرد؟
مبلغانی که هرگز نتوانستند تعدد آرای مراجع در رویت هلال را توجیه کنند!
اگر مشاور رسانهای موثقی در اختیار حوزویان و فضلا باشد، شیطنتهای رسانههای بیگانه و فریبخوردگان داخلی به سهولت در اختیار قرار خواهد گرفت و انشاءالله شاهد مواضع قاطعی خواهیم بود که دشمنان را مأیوستر خواهد کرد!
آیت الله رضا استادی که به جهت بیماری دوخطبه را کوتاه اما مفید و مهم ایراد کرد موارد زیر را در باره لزوم رعایت تقوا مورد توجه قرار داد:
1. اختلاف افکنی بی تقوایی است:
« همه با هم باشیم همه برادر هستیم همه باید همدلی کنیم این اتحاد و اتفاق تقوا است و آن دامن زدن به اختلاف بی تقوایی است ،هر کسی با بیانش با قلمش با موضع گیریش هر کاری را انجام بدهد که موجب اختلاف ادامه پیدا کند یا تشدید پیدا بکند این چون هم به ضرر کشور و نظام و هم به معنای ضرر اسلام است این بی تقوایی است»
2. جدا کردن مردم از نظام بی تقوایی است:
« هر چقدراین پشتیبانی مردم بیشتر شود نظام قوی تر، دشمن سر جای خودش می نشیند ولی اگر بی تقوایی شود و حرف هایی زده شود که مردمی گروهی قشری خدایی ناکرده از نظام فاصله بگیرند ...این باعث می شود بعضی از متدینین از نظام فاصله بگیرند هیچ قدمی هیچ کاری که باعث بشود که مردم از نظام فاصله بگریند نباید انجام شود که این بی تقوایی است»
3. تضعیف رهبری، بی تقوایی است:
« اقتدار نظام ما به نظام رهبری است نظام ما در راسش یک مجتهد جامع الشرایط است هر چه که او ابهتش زیادتر باشد هر چه اقتدار او زیادتر باشدهر چه پیروی مردم از او بیشتر بشود هر چه نهاد رهبری تقویت بشود این به نفع اسلام و نظام است اگر باز خدایی نکرده باز گروهی کسانی کاری انجام بدهند که این نهاد تضعیف بشود کاری انجام بدهند که این ابهت کم شود این به ضرر همه است»
4. شایعه سازی، بی تقوایی است:
«آیا درست است که اگر چیزی را که کسی گفت که نمی دانیم درست است یا نه ولی شایعه پراکنی کند با این وسایلی که در اختیار هست به افراد زیادی منتقل کند آن کسی که شایعه را می سازد بی تقوایی می کند آن که شایعه را پخش می کند بی تقوایی می کند آنکه شایعه را می پذیرد بی تقوایی می کند آنکه خدایی نکرده ترتیب اثر می دهد بی تقوایی می کند تقوا باعث می شود که شایعه را نه بسازی نه شایعه را پخش کنی نه ترتیب اثر بدهی»
بخش بعدی خطبه این هفته نماز جمعه قم به تذکر درباره یک مسئله داخلی حوزه گذشت:
« حوزه مبارکه قم یک حوزه ای است که مراجع تقلید در آن هستند مسئولانی دارد ، شورایی دارد جامعه مدرسین دارد، رییسی دارد، نمی شود در آن هر کسی خود سر هر کاری خواست انجام بدهد به خیال خودش به حمایت از رهبری در حوزه ای که مراجع هستند مسئولان هستند نباید یک مشورتی انجام بشود این کارهایی که خود سر انجام می شود ممکن است طرف فکر کند که دارد خدمت می کند ولی معلوم می شود که خدمت نیست و خیانت است »
در همین زمینه مطرح میشود که : « در شهر قم ... بعد از انتخابات ... کسی اعتراضی نکرد و نباید هم اعتراض میکرد. بعد از سه روز یک روحانی می گوید می خواهیم ما راهپیمایی کنیم علیه یک شخصیتی تو خیابان راه بیافتیم و شعار بدهیم... این آقا این کار را خودسر انجام میدهد و کسی هم نیست بهش هیچ حرفی بزند چرا این را احضار نمی کنند ، شما چه کاره اید ... اینها خیال می کنند که دارند رهبری را تقویت می کنند این تضعیف رهبری است ... بعد هم نه دادگاهی نه هیچ ... من همینجا این سفارش هم می کنم این طومارهایی که امضا می شود ...اول ببینید ... کی تهیه کرده آنها که امضا کردند اگر مورد تایید شما هستند اگر اعتماد دارید امضا کنید ، همه دلسوزان دارند می گویند اتحاد ، حالا یک کسی طوماری درست می کند که اختلاف بیندازد ما نباید این کار را انجام بدهیم»
در پایان آیت الله استادی در باره بیماری خود می گوید: « من سال قبل در بیمارستان قلب در قم و تهران بستری بودم و بعد هم این حوادث اخیر به من فشار آورده بنده قرار شده تا چند ماه، مثلا تا محرم نه منبر، نه سخنرانی، نه درس نه خطبه نماز جمعه و نه هیچ کاری که فشار برای اعصابم و قلبم دارد نمی توانم انجام دهم این است که با کمال معذرت عرض می کنم تا محرم معذورم از آمدن به نماز جمعه»
البته در نهایت بیتقوایی به جای انعکاس کامل فرازهای خطبه، جمله آخر دستاویز عدهای در مطبوعات شد و به این شایعه دامن زده شد که این بیماری بهانه است و نوعی اعتراض به نتایج انتخابات!؟
البته از جماعت بیتقوا، انتظاری جز این نیست اما خوب است در اینجا به نکات مهم خطبه که از سر دلسوزی و دانایی گفته شده توجه کنیم و بیش از همه به مسائل درون حوزه اشاره داشته باشیم.
راستی چرا باید یک طلبه یا استاد حوزه احساس تکلیف کند یا بیانیه بنویسد یا طومار ارایه دهد؟ به نظر میرسد یک جای کار ایراد دارد.
عموم طلبهها و بدنه حوزه ارتباط مستقیمتری با مردم دارند و از طرف دیگر مسئولیت اجرایی و هدایتی حوزه نیز در دستشان نیست و شاید کلان حوزه و صلاحدید آن را ندانند اما نیازهای مردم و واقعیتهای اجتماعی را درک میکنند.
از طرفی بزرگان حوزه شاید ببشتر به مصالح کلی میاندیشند . اما به نطر میرسد قطع ارتباط بین صدر و ذیل حوزه باعث شده اطلاعات کمتری از توده مردم به علما و بزرگان برسد و از سوی دیگر تصمیمات مهم نیز به موقع در دسترس طبقه میانی و پایینی حوزه قرار نمیگیرد.
برای نمونه ما در انتخابات شاهد اظهار نظرها و سکوتهایی بودیم که دست کم توجیه آن برای عموم حوزه ارایه نمیشد. گاه در باره مسایل جزیی بارها اطلاعیه و بیانیه داده میشد تا جایی که اعلام شد برای استفتا در باره قضیه هاله نور ! با فلان شماره تماس گرفته شود؟! و گاه در باره حضور قریب به چهل میلیونی تا چند روز خبری از اظهار نظر نیست؟
آیا حوزه نباید اتحاد روش در باره این موارد داشته باشد؟ آیا بزرگان حوزه مسائلی که در مناظرات اتفاق افتاد یا بیانیه های صادره یا نامه کذایی به رهبری را ملاحظه نکردند؟
در این موارد طلاب چه باید بکنند؟ اگر یک امر بدیهی آشکار میشود و هر کسی را به اظهار نظر وامیدارد ، آیا نباید خط خاص هدایتی منتشر شود و اگر سکوت مصلحت است همین موضع همراه با توجیه آن ارایه شود؟
یا نمونه دیگر که در خطبههای این هفته نیز عنوان شد، زمزمه درباره طرح برخورد نیروی انتظامی با بدحجابی بود. این در حالی است که یکی از پایههای مبارزات انتخاباتی همین مسئله بود و جمع کردن گشت ارشاد! آیا نظر بزرگان و از جمله آیت الله استادی در این باره نباید همان موقع هم مطرح میشد یا امروز نیز تعریضی بدان وارد میگشت؟
یا اگر قرار است کلیت نظام حوزه حفظ شود وقتی جامعه مدرسین درباره کاندیدای خاصی نظر می دهد آیا سایر بزرگان حوزه نیز باید از حق شهروندی استفاده کنند و نظر شخصی و مخالف بدهند یا به مصلحت حوزه سکوت نمایند؟ اگر اتحاد روش وجود نداشته باشد چگونه میتوان از کوچکتر ها انتظار بزرگتر داشت؟
در پایان لازم است به بایستگی مشاوره رسانهای برای شخصیتها، بزرگان و نهادهای حوزوی اشاره کنیم. میدانیم مخاطبان اصلی مرجعیت، متدینین هستند و دلسوزان نظام از این که شخصیت محبوبی مانند سید حسن نصرالله، پیروزی قاطع دکتر محمود احمدینژاد را تبریک میگوید اما در داخل و از حوزه صدای بلندی در این زمینه شنیده نمیشود در تردید هستند. طلاب و مبلغان چگونه میتوانند به مردم و علاقهمندان بفهمانند که شاید بزرگان حوزه برای اعتراضات به حقی که از دولتنهم و رئیسجمهور دهم دارند فعلا از اظهار نظر رسمی خودداری میکنند! چگونه میتوان در باور مردم که شاهد دینمداری دولت اصولگرا و هتکحرمتهای دوره دولت هشت ساله اصلاحات بودهاند، این همه واکنشهای مبهم را شفاف کرد؟
مبلغانی که هرگز نتوانستند تعدد آرای مراجع در رویت هلال را توجیه کنند!
اگر مشاور رسانهای موثقی در اختیار حوزویان و فضلا باشد، شیطنتهای رسانههای بیگانه و فریبخوردگان داخلی به سهولت در اختیار قرار خواهد گرفت و انشاءالله شاهد مواضع قاطعی خواهیم بود که دشمنان را مأیوستر خواهد کرد!
ارسال نظرات