آیتالله جوادی آملی:
حیات و سلامت برزخ با اخلاق تامین میشود
خبرگزاری رساـ حضرت آیتالله جوادی آملی، بزرگترین مشکل جامعه را فقدان اخلاق دانست و اظهار داشت: حیات و سلامت برزخ با اخلاق اسلامی تامین میشود.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از روابط عمومی بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء، حضرت آیتالله عبدالله جوادی آملی، روز گذشته در جلسه اخلاق که با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان تعدادی از دانشگاههای کشور برگزار شد، با یادآوری مجدد آنچه که در مورد اخلاق اسلامی در جلسات گذشته بیان شده بود، اظهار داشت: فن شریف اخلاق چهار نتیجه دارد که ضعیفترین آن مربوط به دنیا و سه نتیجه عمیق آن مربوط به عالم بعد از مرگ است.
وی فایده آنچه که از فن اخلاق مربوط به دنیا میباشد را اندک توصیف کرد و گفت: سرّ کم بودن اثر این بعد از اخلاق آن است که برکت اخلاق در دنیا به اندازه خود دنیاست. ممکن است دنیا هزار سال یا کمتر و بیشتر باشد، در این صورت این نتیجه اخلاق نیز به همین میزان عمر دارد.
این مفسر قرآن کریم تاکید کرد: فاصله این دنیا و آخرت نامتناهی است، چون آخرت نامتناهی است و اگر سخن از ابدیت است، ابدیت سال و زمین ندارد. حداقل فایده اخلاق این است که انسان وارسته میسازد که به هیچ وجه خلاف نمیکند و نه خلاف میپذیرد.
وی به سه فایده دیگر فن اخلاق اشاره کرد و افزود: همه ما علاقه مندیم سالم باشیم، بدن استواری داشته باشیم و بسیار زیبا محشور شویم؛ این سه کار را اخلاق انجام می دهد، یعنی انسان زنده وارد برزخ میشود و اگر وارد برزخ شد باید سالم باشد و حیات و سلامت انسان در برزخ با اخلاق تامین میشود.
حضرت آیتالله جوادی آملی تاکید کرد: انسان با اخلاق در بخش فقهی مواظب حلال و حرام و همچنین در بخش حقوقی مواظب عبد و ظلم است؛ این انسان بدنی میسازد که در رویارویی با مرگ آسیبی نمیبیند.
وی در توضیح بیشتر فن اخلاق و تاثیرگذاری آن بر انسان اظهار داشت: در فرهنگ دینی ما، انسانی که با مرگ دست به گریبان است مرگ را میمیراند و میپوساند، نه اینکه خودش بمیرد و بپوسد.که فکر میکنند با مرگ انسان دنیا تمام میشود فکرشان پوچ است.
استاد برجسته حوزه در همین بخش از فرمایشات خود به آیاتی از سوره مبارکه جمعه در مورد زندهبودن انسان پس از مرگ اشاره کرد و گفت: خداوند کریم میفرماید که مرگی که شما از آن هراسانید، وقتی با آن برخورد کردید، در این نبرد شما پیروز میشوید و میروید و ابدی میشوید و دیگر در برزخ و قیامت و بهشت مرگی نیست.
وی با بیان اینکه نکته که در آخرت الفبای دین از انسان پرسیده میشود، اظهار داشت: فشار مرگ آن طور نیست که به انسان اجازه دهد الفبای دین را به یاد داشته باشد، برای اینکه مرگ مثل بعضی بیماریها نیست که به برخی از سلولهای بدن فشار وارد کند، بلکه مرگ به کل بدن فشار وارد میکند.
این مفسر قرآن کریم تصریح کرد: باید در این دنیا بدنی بسازیم که فوق بدن باشد که در قیامت تریبون را به دست او بدهیم تا سخنگوی ما باشد.
وی همچنین به بیان آیاتی از سوره مبارکه واقعه پرداخت و افزود: در صحنه قیامت که یک روزش 50 هزار سال است، کل نظام در هم کوبیده میشود؛ نه آفتابی هست و نه ماه و نظام کیهانی. در آن روز که میلیاردها میلیارد بشر حاضر هستند هیچ نوری نیست که انسان ببیند، و هر کسی که به آن دنیا میرود باید نور را همراه خودش ببرد.
حضرت آیتالله جوادی آملی بعد دیگر فن اخلاق را زیبایی و هنر دانست و گفت: در این دنیا هیچ کدام از رنگ پوستها نشانه فخر و ارزش نیست اما در قیامت برخی سیه روی محشور میشوند و برخی دیگر سفیدروی. این زیبایی را خودمان باید بسازیم.
وی کمترین فایده فن اخلاق را متمدن کردن جامعه عنوان کرد و افزود: مشکلات موجود جامعه بر اثر فقدان اخلاق است.
این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم در ادامه تفسیر فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در نهجالبلاغه، به بیان تفسیر خطبه 238 این کلام نورانی پرداخت و اظهار داشت: این خطبه امیرالمومنین علیه السلام مربوط به جنگ صفین است که در جریان این جنگ عدهای از داخل و خارج وقتی دیدند حضرت علی علیه السلام و یارانش در حال پیروز شدن هستند، قرآنها را بر روی نیزه قرار دادند تا جریان حکمیت به وجود آمد و جنگ صفین به سود امویان تمام شد.
وی گفت: حضرت امیرالمومنین علیه السلام درباره حکمیت و نکوهش پیروان معاویه فرمودند که (جفاه طغام، و عبید اقزام، جمعوا من کل اوب، و تلقطوامن کل شوب) آنها سنگدلان اوباش و بردگانی اراذلند که حاضر نیستند درک صحیحی داشته باشند و از هر سو گرد آمدهاند و از گروههای مختلف ترکیب یافتهاند.
حضرت آیتالله جوادی آملی خاطرنشان کرد: حضرت امیرالمومنین علیه السلام در ادامه فرمایشات خود گفتند که (ممن ینبغی ان یفقه و یؤدب، و یعلم و یدرب، و یولی علیه و یوخذ علی یدیه) اینها از کسانی هستند که اهل فقاهت نیستند که سزاوار است بفهمند، اهل ادب نیستند که باید ادب شوند، اهل علم نیستند که باید دانشمند شوند، اهل درایت نیستند که خودشان باید روی پایشان بایستندو باید دستشان را گرفت که مبادا وارد کاری شوند که اگر دستشان باز باشد مشکلاتی ایجاد میکنند.
وی به ادامه تفسیر این خطبه امیرالمومنین علیه السلام اشاره کرد و گفت: (لیسوا من المهاجرین والانصار ، و لا من الذین تبوؤوا الدار والایمان) کسانی که در زیر پرچم معاویه هستند نه از مهاجران هستند و نه از انصار و نه از آنان که خانه و زندگی خود را برای مهاجران آماده کردهاند و از جان و دل ایمان را پذیرفتند.
این مفسر قرآن کریم تصریح کرد: (الا و ان القوم اختاروا لانفسهم اقرب القوم مما تحبون، و انکم اخترتم لانفسکم اقرب القوم مما تکرهون و انما عهدکم بعبد الله ابن قیس بالامس یقول: انها فتنه، فقطعوا اوتارکم، و شیموا سیوفکم. فان کان صادقا فقد اخطا بمسیره غیر مستکره، و ان کان کاذبا فقد لزمته التهمه) آنها نزدیکترین کسی که دوست داشتند(عمروعاص) را برای حکمیت انتخاب کردند و شما شکست را دوست ندارید و کسی را انتخاب کردید(ابوموسی اشعری) که عامل شکست است. عبدالله بن قیس(ابوموسی اشعری) دیروز میگفت که جنگ فتنه است، شما وارد جنگ نشوید و شمشیرها را قلاف کنید. اگر جنگ بد است پس چرا ابوموسی بدون اجبار در میدان نبرد شرکت کرد و اگر دروغگو است پس متهم است.
وی اظهار داشت: (فادفعوا فی صدر عمرو بن العاص بعبد الله بن العباس، و خذوا مهل الایام، و حوطوا قواصی الاسلام الا ترون بلادکم تغزی، و الی صفاتکم ترمی؟) من پیشنهاد دادم که که آنها عمروعاص را انتخاب کردند و شما ابن عباس را انتخاب کنید و از فرصت استفاده کنید و مرزهای اسلام را در اختیار بگیرید و شما سراغ ابوموسی اشعری میروید. مگر نمیبینید بر اثر اختلافات داخلی بیگانه طمع میکند و شهرهای شما را میدان نبرد کردهاند و سرزمین شما هدف تیر دشمن قرار گرفته است؟
حضرت آیتالله جوادی آملی با بیان اینکه مرحوم سید رضی به بخشهایی از این خطبه امیرالمومنین علیه السلام اشاره کردهاند، با اشاره جلد پنجم کتاب شریف تمام نهجالبلاغه، به بیان دلایل پذیرش حکمیت از سوی امیرالمومنین علیه السلام پرداخت و اظهار داشت: حضرت علی علیه السلام فرمود: من که این حکمیت را پذیرفتم برای این بود که بسیاری از مردم اهل بیت علیهم السلام و حقیقت و واقعیت و هماهنگی قرآن کریم را نشناختهاند و خیلیها قرآن را به میل خودشان تفسیر میکردند. من اگر این حکمیت را نمیپذیرفتم میترسیدم این آیه که خدای سبحان یهودیان را به حقیقت قرآن دعوت میکند و آنها نمیآیند، در مورد من تطبیق دهند.
وی اضافه کرد: امام علی علیه السلام همچنین به آیهای که مربوط به زن و شوهر است که اگر در بینشان اختلافی به وجود آمد از هر طرف افرادی حکمیت کنند اشاره کردند که ممکن بود این آیه را در مورد ایشان تطبیق دهند و بگویند که در قرآن در کوچکترین کارها و مسائل خانوادگی حکمیت را لازم کرده و امام علی علیه السلام در مهمترین امر حکمیت را نپذیرفته است.
این استاد برجسته حوزه در پایان گفت: امام علی علیه السلام به این نکته اشاره کرده بودند که قسم به خدا، اشعث و عمروعاص مردم را وادار کردند که قرآن ها را بر سر نیزه قرار دهند و این حکمیت را به راه انداختهاند و من میتوانم در این دنیا دست آنها را بگیرم ولی راضی به قضای الهی هستم و کار را به خدا واگذار میکنم./917/د101/ص
ارسال نظرات