تبلیغ , قرآن (1)
محمد هاشم نعمت الهی

الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِیبًا
(پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی میکردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است!(1)
تبلیغ در لغت به معنای رسانیدن، رسانیدن پیغام و جز آن است(2)؛ و در اصطلاح عبارت است از روش یا روش های به هم پیوسته(در قالب یک مجموعه) برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت، افکار و عقاید و احساسات آنها جهت رسیدن به یک هدف مشخص که این هدف ممکن است سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و .... مشروع و یا نا مشروع باشد.(3)
امروزه، برای جذب انسان ها به فکرها، نحله ها، حزب ها و عقیده های مختلف تبلیغات وسیعی صورت می گیرد و صاحبان مکاتب برآنند تا با استفاده از تبلیغات، مردم را پیرو خویش ساخته و اندیشه های خود را بر آنان تحمیل کنند.
ماهواره ها، شبکه های تلویزیونی، اینترنت، حضور در مکان های آسیب دیده و مصیبت زده، تشکیل انجمن های معتادان، تبلیغ چهره به چهره و مهاجرت های گروهی گوشه ای از این تبلیغات است.
در طول تاریخ، صد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی، حامل پیغام خداوند متعال برای مردم بوده اند، و در این مسیر در مقابل انواع تهدید ها، حمله ها و رنج ها و شکنجه هایی که خط مقابل بعنی خط شیطان بر آنها تحمیل کرده اند، با از جان گذشتگی و ایثار و مقاوت، ایستاده اند و به وظیفه و رسالت خود عمل کرده اند.
نبی مکرم اسلام(ص)، نیز در این راه، و درمیان اعراب جاهلی، این رسالت عظیم را در 23 سال نبوت خویش، با ایستادگی در مقابل همه شرک و کفر، به دوش کشید و پیام الهی خداوند را به همه ابلاغ کرد.
در دین مبین اسلام هم، که رسالت ابلاغ آن و اعلام آشکارش، وظیفه سنگین آخرین پیامبر الهی بوده است، بر مسأله تبلیغ و رساندن پیام الهی خداوند تأکید ویژه و فراوان شده است.
در اسلام ، مراد از تبلیغ ، آشنا نمودن مردم با احکام اسلامی و معارف الهی و بشارت دادن مومنان و انذار و هشدار مخالفان است.
در قرآن کریم برای تبلیغ، کلمات«انذار»، «بلاغ»، «تبشیر»، «تخویف »، «هدایت «ارشاد»، «دعوت » و «امر به معروف و نهی از منکر» آمده است که هر یک به بعدی از ابعاد تبلیغ ، اشاره دارد.(4)
همچنین در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که در آن ها از سوی خداوند متعال، بر اهمیت مسأله تبلیغ تأکید شده است.
1ـ تفقه در دین، وظیفه برخی از افراد، جهت تبلیغ دین است:
وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ.
شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفهای کوچ نمیکند (و طایفهای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند!(5)
همانگونه که از ترجمه آیه بر می آید لازم است عده ای، از دین، معارف و احکام اسلام آگاهی یابند تا به تبلیغ دین و ارشاد و هدایت مردم به سوی آن بپردازند.
2ـ تبلیغ وظیفه همیشگی انبیای الهی در طول تاریخ بوده است:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِیبًا
(پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی میکردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است.(6)
از ترجمه این آیه استفاده می شود که تبلیغ وظیفه همیشگی انبیای الهی در طول تاریخ بوده است.
حال سوالی که مطرح می شود این است که انبیای الهی در طول تاریخ وظیفه تبلیغ چه چیزی را بر دوش داشته اند؟
جواب این است که تبلیغ دین الهی و رساندن آن به صورت آشکار، وظیفه پیامبران بوده است:
«مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ، پیامبر وظیفهای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد؛ (و مسؤول اعمال شما نیست).»(7)
«فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ، ولی آیا پیامبران وظیفهای جز ابلاغ آشکار دارند؟!».(8)
»وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ، و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست.»(9)
«وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ، وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست»(10)
«إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ، وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ، ما قطعاً فرستادگان (او) به سوی شما هستیم، و بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست.»(11)
همچنین این آیه به ضرورت تبیین راه و دعوت مردم با بصیرت، به تبعیت و پیروی از خدا و اظهار ایمان و دوری جستن از شرک اذعان دارد:
«قُلْ هٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ،
بگو: این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»(12)
نتیجه:
طلاب، روحانیان، مبلغان، علما و فضلای حوزه های علمیه، که ادامه دهنده راه انبیا، پیامبران وامامان هستند و وظیفه تبلیغ دین و تبیین احکام الهی اسلام را بر عهده دارند، لازم است با لبیک گفتن به ندای قرآن، با وجود تمام سختی ها و رنج هایی که در این راه وجود دارد با توجه به تخصص، دانش و مهارت هایی که دارند و کسب می کنند در قالب های مختلف با استفاده از ابزار مناسب، به تبلیغ و تبیین معارف الهی بپردازند.
--------------------------------------
(1)ـ احزاب(33)، 39
(2)ـ لغت نامه دهخدا، تبلیغ. [ ت َ ] (ع مص ) رسانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط)(ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رسانیدن و واصل کردن . (فرهنگ نظام ). || دست به عنان اسب کشیدن سوار تا در سرعت بیفزاید. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). دست بعنان دراز کردن تا تیز رود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسانیدن پیغام و جز آن . (ناظم الاطباء). رسانیدن عقاید دینی یا غیر آنها با وسایل ممکنه : علمای فرنگ در آسیا تبلیغ نصرانیت میکنند. فلان برای وزیر شدن خودش مشغول تبلیغ است . ج ، تبلیغها، تبلیغات . (فرهنگ نظام ). || نوعی از انواع مبالغه باشد. رجوع به مبالغه شود.
(3)ـ روش های تبلیغ، رضا علی کرمی، ص 14.
(4)ـ قرآن و تبلیغ، محسن قرائتی، ص 13.
(5)ـ توبه(9)، 122
(6)ـ احزاب(33)، 39.
(7) ـ مائده(5)، 95.
(8) ـ نحل(16)،35.
(9) ـ نور(24)، 54.
(10) ـ عنکبوت(29)، 18.
(11) ـ یس(36)، 16 و 17.
(12) ـ یوسف(12)، 108.
ی/702
ارسال نظرات