تبلیغ و قرآن (2)
تبلیغ و تبلیع

بافرا رسیدن موسم کوچ تبلیغی پرستوهای مبلغ به سراسر کشور، نکته درخور تأملی را باید یادآور شد. این نکته شاید تلخ باشد و موافقان بسیاری نیابد اما چه باید کرد که از اهمیت زیادی برخوردار است و شاید تلنگری بتواند بسیاری را به فکر فرو برد.
می دانیم که تبلیغ دین، پیشهای نبوی و کسوتی رسالتی است. از این رو قرآن کریم بارها از وظیفه تبلیغ و تبشیر و تنذیر سخن گفته و برآن پافشاری کرده است.
اما نکته قرآنی که مد نظر ماست تاکید قرآن بر بیمزدی این وظیفه است. این مورد را در قرآن برمیشماریم:
قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْعَالَمِینَ *الانعام90*
بگو: «من، از شما هیچ مزدى بر این [رسالت] نمى طلبم. این [ قرآن] جز تذکرى براى جهانیان نیست.»
یَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِی إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی أَفَلَا تَعْقِلُونَ *هود51*
«اى قوم من، براى این [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى کنم. پاداش من جز بر عهده کسى که مرا آفریده است، نیست. پس آیا نمى اندیشید؟»
وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَى قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ *یس20* اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُکُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ *یس21*
و[ در این میان ] مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد، [و]گفت: «اى مردم، از این فرستادگان پیروى کنید.
از کسانى که پاداشى از شما نمى خواهند و خود[نیز] بر راه راست قرار دارند، پیروى کنید.
قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى ... *الشورى23*
بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى در باره خویشاوندان.»
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ *الطور40*
آیا از آنها مزدى مطالبه مى کنى و آنان از [تعهّد اداى] تاوان گرانبارند؟
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ *القلم46*
آیا از آنان مزدى درخواست مى کنى، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار مى یابند؟
همانگونه که مشاهده میشود، پافشاری زیادی روی این نکته هست که هدایت مردم یک وظیفه الهی و دینی است که بر اساس آن نه تنها هیچ مزدی از مردم دریافت نمیشود که باید این رایگانی خدمت تبلیغ باید علنی شود.
به دیگر سخن، مبلغ دین نه تنها نباید توقع دریافت اجری داشته باشد که باید با صدای رسا و با افتخار از از رایگان بودن تبلیغ خود سخن بگوید.
این تبلیغ بی اجر و مزد اثر خاص معنوی، علمی و عاطفی دارد و عمل خالص و پر زحمت تبلیغ را از تجارتی طلبگارانه خارج میکند.
مبلغ تنها، مزدش را از خدا و از صاحب حوزههای علمیه میطلبد و میداند اگر به درستی رسالت تبلیغی خود را انجام دهد وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیٍْ قَدْرًا *الطلاق3*
و از جایى که حسابش را نمى کند، به او روزى مى رساند، و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازه اى مقرر کرده است.
پس از این به نکته دیگری میرسیم که در آیه اخیر اشاره شده بود. همه می دانیم که تبلیغ، امری دشوار تخصصی و پر زحمت است. شناختن مخاطبان گوناگون با آداب و رسوم مختلف و دوری راه و ده روز و یک ماه در منطقه دورافتاده ماندن از مشکلات تبلیغ است.
ما به قرآن کریم ایمان داریم و میدانیم خدای متعال روزی هر انسان به ویژه آن که سر طاعت دارد را تضمین کرده است و بارها در زندگی شخصی خود دیدهایم که چگونه از درهای بسته هدیههای آسمانی در قامت زمینی و به دست بندگان خدا گره از کار میگشایند اما اگر قرار باشد یک مبلغ بی دغدغه و با خیالی آسوده به تبلیغ برود و از بابت خانواده خویش دغدغه نداشته باشد باید فکری کرد.
بیتردید رسولان و پیامبران به ویژه حضرت مصطفی صلیالله علیه و آله دور از شأن خود میدانستند که برای انجام تکلیف الهی خویش توقعی از مردم داشته باشند و این هدایتگری بیاجر و مزد خود منتی بر سر مردم بود و دلیلی واضح بر دلسوزی آنان اما آیا برگزیدگان الهی برای امرار معاش خود به مردم محتاج بودند؟!
به راستی دینی که پیامبرانش از مردم طلب ندارند چه برنامهای برای زندگی آنان چیده است . به ویژهکه معمولا عیالوار هم بودهاند و بیش از دیگر خانوادهها هزینه داشتند. این جدا از مراجعت فقرا و دوستان برای صدقه و قرض بوده است.
طبیعی است که رهبر دینی باید از این بابت نیز در عزت کامل زندگی کند و البته نه درفاه و بالاتر که همسنگ مردم کوچه و بازار.
این مهم یا از طریق زراعت و تجارت به دست میآید یا هدایا و نذورات بیمنت مردم و یا از راه پیشبینی شده و مطمئن مانند سهمیه بیت المال یا غنایم جنگی یا موارد خاص مالی.
یَسْأَلُونَکَ عَنْ الْأَنْفَالِ قُلْ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ *الانفال1*
[اى پیامبر،] از تو در باره غنایم جنگى مى پرسند. بگو: «غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
به هر روی، باید در جامعه کنونی همه موارد ممکن را سنجید و به عزتمداری تبلیغ و ماندگاری آن در صورت اخلاص کامل و بی توقعی از مردم فکر کرد.
مردم باید باید شاهد باشند پرستوهای عاشق برای اعتلای دین از شهر و دیار و مأمن خویش کوچ کردهاند و با کم ترین مؤنه و هزینه، دلسوزانه به تبلیغ دین میپردازند و اعلام میکنند برای عمل به تکلیف الهی خویش هیچ مزدی نمیخواهند.
حامد عبداللهی
ی/702
می دانیم که تبلیغ دین، پیشهای نبوی و کسوتی رسالتی است. از این رو قرآن کریم بارها از وظیفه تبلیغ و تبشیر و تنذیر سخن گفته و برآن پافشاری کرده است.
اما نکته قرآنی که مد نظر ماست تاکید قرآن بر بیمزدی این وظیفه است. این مورد را در قرآن برمیشماریم:
قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْعَالَمِینَ *الانعام90*
بگو: «من، از شما هیچ مزدى بر این [رسالت] نمى طلبم. این [ قرآن] جز تذکرى براى جهانیان نیست.»
یَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِی إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی أَفَلَا تَعْقِلُونَ *هود51*
«اى قوم من، براى این [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى کنم. پاداش من جز بر عهده کسى که مرا آفریده است، نیست. پس آیا نمى اندیشید؟»
وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَى قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ *یس20* اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُکُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ *یس21*
و[ در این میان ] مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد، [و]گفت: «اى مردم، از این فرستادگان پیروى کنید.
از کسانى که پاداشى از شما نمى خواهند و خود[نیز] بر راه راست قرار دارند، پیروى کنید.
قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى ... *الشورى23*
بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى در باره خویشاوندان.»
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ *الطور40*
آیا از آنها مزدى مطالبه مى کنى و آنان از [تعهّد اداى] تاوان گرانبارند؟
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ *القلم46*
آیا از آنان مزدى درخواست مى کنى، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار مى یابند؟
همانگونه که مشاهده میشود، پافشاری زیادی روی این نکته هست که هدایت مردم یک وظیفه الهی و دینی است که بر اساس آن نه تنها هیچ مزدی از مردم دریافت نمیشود که باید این رایگانی خدمت تبلیغ باید علنی شود.
به دیگر سخن، مبلغ دین نه تنها نباید توقع دریافت اجری داشته باشد که باید با صدای رسا و با افتخار از از رایگان بودن تبلیغ خود سخن بگوید.
این تبلیغ بی اجر و مزد اثر خاص معنوی، علمی و عاطفی دارد و عمل خالص و پر زحمت تبلیغ را از تجارتی طلبگارانه خارج میکند.
مبلغ تنها، مزدش را از خدا و از صاحب حوزههای علمیه میطلبد و میداند اگر به درستی رسالت تبلیغی خود را انجام دهد وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیٍْ قَدْرًا *الطلاق3*
و از جایى که حسابش را نمى کند، به او روزى مى رساند، و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازه اى مقرر کرده است.
پس از این به نکته دیگری میرسیم که در آیه اخیر اشاره شده بود. همه می دانیم که تبلیغ، امری دشوار تخصصی و پر زحمت است. شناختن مخاطبان گوناگون با آداب و رسوم مختلف و دوری راه و ده روز و یک ماه در منطقه دورافتاده ماندن از مشکلات تبلیغ است.
ما به قرآن کریم ایمان داریم و میدانیم خدای متعال روزی هر انسان به ویژه آن که سر طاعت دارد را تضمین کرده است و بارها در زندگی شخصی خود دیدهایم که چگونه از درهای بسته هدیههای آسمانی در قامت زمینی و به دست بندگان خدا گره از کار میگشایند اما اگر قرار باشد یک مبلغ بی دغدغه و با خیالی آسوده به تبلیغ برود و از بابت خانواده خویش دغدغه نداشته باشد باید فکری کرد.
بیتردید رسولان و پیامبران به ویژه حضرت مصطفی صلیالله علیه و آله دور از شأن خود میدانستند که برای انجام تکلیف الهی خویش توقعی از مردم داشته باشند و این هدایتگری بیاجر و مزد خود منتی بر سر مردم بود و دلیلی واضح بر دلسوزی آنان اما آیا برگزیدگان الهی برای امرار معاش خود به مردم محتاج بودند؟!
به راستی دینی که پیامبرانش از مردم طلب ندارند چه برنامهای برای زندگی آنان چیده است . به ویژهکه معمولا عیالوار هم بودهاند و بیش از دیگر خانوادهها هزینه داشتند. این جدا از مراجعت فقرا و دوستان برای صدقه و قرض بوده است.
طبیعی است که رهبر دینی باید از این بابت نیز در عزت کامل زندگی کند و البته نه درفاه و بالاتر که همسنگ مردم کوچه و بازار.
این مهم یا از طریق زراعت و تجارت به دست میآید یا هدایا و نذورات بیمنت مردم و یا از راه پیشبینی شده و مطمئن مانند سهمیه بیت المال یا غنایم جنگی یا موارد خاص مالی.
یَسْأَلُونَکَ عَنْ الْأَنْفَالِ قُلْ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ *الانفال1*
[اى پیامبر،] از تو در باره غنایم جنگى مى پرسند. بگو: «غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
به هر روی، باید در جامعه کنونی همه موارد ممکن را سنجید و به عزتمداری تبلیغ و ماندگاری آن در صورت اخلاص کامل و بی توقعی از مردم فکر کرد.
مردم باید باید شاهد باشند پرستوهای عاشق برای اعتلای دین از شهر و دیار و مأمن خویش کوچ کردهاند و با کم ترین مؤنه و هزینه، دلسوزانه به تبلیغ دین میپردازند و اعلام میکنند برای عمل به تکلیف الهی خویش هیچ مزدی نمیخواهند.
حامد عبداللهی
ی/702
ارسال نظرات