کارشناس ادیان ابراهیمی: برای رویارویی با تبشیر مسیحیت انسجام ضروری است

سالیان سال است که مبلغان مسیحی، با استفاده از امکانات، ابزار و شیوههای مختلف به تبلیغ و تبشیر مسیحیت در میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان میپردازند.
در برههای از زمان با زور و شمشیر، در برههای دیگر به بهانه امدادرسانی و جلوگیری از مرگ و میر کودکان و امروز هم با استفاده از شیوههای مدرن تبلیغی به تبشیر مسیحیت می پردازند.
برای آشنایی بیشتر مبلغان و طلاب با شگردهای تبلیغی مسیحیت و چگونگی رویارویی با آنان در پای سخنان حجتالاسلام محمد کاشانی، کارشناس ادیان ابراهیمی نشستهایم.
حجتالاسلام محمد کاشانی، کارشناس ادیان ابراهیمی و مدیر سازمان مردم نهاد اسلام و مسیحیت است.
رسا ـ تبلیغ در اسلام و مسیحیت چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
حوزه تبلیغ حضرت عیسی(ع)، انحصاراً به بنی اسرائیل اختصاص داشت و فرمود فرستاده نشدم مگر به جهت گوسفندان گمشده؛ ولی در آخرین سفارشات خود به حواریون فرمان داد که بروید و همه امتها را شاگرد ساخته و به نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید.
مسیحیان امروز این آیه آخر انجیل متی را سرلوحه کار خود قرار داده و اصولاً مسیحیت، برخلاف یهود و بعضی از ادیان شرقی یک دین تبلیغی و تبشیری است.
همچنین در اسلام به تبلیغ در محیط داخلی و خارجی فرمان داده شده است. ما در محیط داخلی بحث امر به معروف و نهی از منکر را داریم که دو تا از فروعات و فرائض دین اسلام است و در محیط خارجی آیات و روایات متعددی داریم مانند اینکه اگر یک نفر به وسیله تو هدایت شود، برای تو بهتر از آن چیزی است که خورشید بر آن میتابد.
رسا ـ چرا میگویند تبلیغ و تبشیر؟
میگویند تبشیر، زیرا لغت انجیل به معنای خبر خوش است و آنها میگویند، میخواهیم به شما خبر خوش را برسانیم و بشارت خبر خوش را به شما بدهیم، از این رو میگویند تبشیر.
از سویی دیگر تبلیغ از «بلغ» یعنی رساندن میآید، و اسلام میگوید ما میخواهیم به شما پیام الهی و سعادت را برسانیم، از این رو به آن تبلیغ میگویند.
رسا ـ چه ضرورتی دارد ما با تبشیر مسیحیت مقابله کنیم؟
مسیحیت اصولاً دین تبشیری است و مسیحیان در هر جای دنیا که امکان داشته باشد مشغول تبشیر میشوند؛ اما تبشیر در مسیحیت در فضای امروزی ابزاری در دست بعضی از قدرتها، آلوده سیاست و منافع استعماری قدرتهای توسعه طلب شده است.
اگر در تاریخ تبشیر نگاه کنیم در چهارصد تا پانصد سال گذشته، ما در کنار هر دو مسلمان یک مسیحی داشتهایم و مسیحیت منحصراً در قسمت شرقی قاره اروپا و قسمت شمالی قاره آفریقا متمرکز بود.
اما به یکباره با شروعشدن داستان استعمار، این معادله به هم خورد، استعمار برای پیشبرد هدف استعماری خودش دست به دامن تبشیر زد، به آفریقا رفت، اول تبشیر کرد و بعد به غارت اموال آنان پرداخت و همین کار را در آمریکا ادامه داد.
وقتی که سیاست وارد این معادله شد، این معادله به هم خورد و از دو مسلمان یک مسیحی به سه مسیحی و دو مسلمان تغییر یافت.
البته ناگفته نماند که دین مسیحیت حیات و زندگی خود را مدیون سیاست و شمشیر کنستانتین است.
در جواب سؤال شما باید این مطلب را در بخش متفاوت بررسی کرد؛
اول: ما بخواهیم دین اسلام را در کشورها و ممالک دیگر تبلیغ کنیم.
دوم: مسیحیان به تبشیر دین خود در میان مسلمانان بپردازند.
در مورد اول، بحث جهان شمول بودن اسلام مطرح میشود که خداوند پیامبر(ص) و امامان معصوم را مأمور به تبلیغ دین مبین اسلام برای مردم سراسر جهان کرده است و پیام روحبخش اسلام را به گوش تمام جهانیان برسانیم.
اما در مورد دوم: این وظیفه را به دوش عالمان گذاشته است که«اذا ظهرت البدع فى امتى فیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین»، یعنی هنگامی که بدعتی در دین ظاهر میشود، لازم است تا علما علم خود را آشکار کرده و با آن بدعت و تحریف مقابله کنند، چون مسیحیت یک دین تحریفشده و یک دین انحرافی است و با یک سری روشهای جذاب عدهای را تحریک میکند؛ البته این رویارویی و مقابله تنها در مورد مسیحیت نیست و شامل همه دینها و فرقههای منحرف میشود.
رسا ـ چه تفاوتی بین تبلیغ ما و آنها وجود دارد؟ آنها تبلیغ میکنند، ما هم تبلیغ میکنیم؟ ملاک حق و باطل چیست؟
خداوند متعال یک میزان به نام عقل برای ما قرار داده است، از طرفی روش قرآن این نیست که یک سویه سخن بگوید و طرف مقابل را از سخن گفتن و فکرکردن باز دارد؛ بلکه می گوید:
« فَبَشِّرْ عِبَادِ [٣٩-١٧] الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولٰئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ» [٣٩-١٨] پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانی که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.
خداوند اینجا عاشقانه با انسان سخن میگوید و از «عبادی» سخن میگوید، بعد بشارت میدهد بر این افراد، چه افرادی؟ افرادی که میروند و سخنان مختلف را میشنوند و از بهترینش تبعیت میکنند.
به آن شخصی که میخواهد تفحص کند، میگوید تو بیا حرفت را بزن، من هم حرفم را میزنم و هیچ اکراهی در پذیرفتن دین نیست، بعد میگوید تو با عقل و منطقی که داری از این دو مسیری که پیش روی توست یکی را انتخاب کن، اگر راه عقلانی و منطقی را انتخاب کنی که خوب است؛ ولی اگر بخواهی از مسیر عقل و منطق بیرون بروی مسؤولیت آن به عهده خودت است.
البته با کمی فکر و تلاش میتوانی راه صحیح را از غیر صحیح تشخیص بدهی؛ زیرا راه حق از راه باطل آشکار و جدا شده است.
رسا ـ مبلغی که میخواهد با تبشیر مسیحیان مقابله کند، باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟
ما چیزی به اسم مقابله با مبشران مسیحی نداریم، مخاطبان ما اینجا مبشران مسیحی نیستند، بلکه مردمی هستند که سخنان آنان را شنیدهاند و حال باید سخنان ما را بشنوند.
رسا ـ ببخشید؛ مبلغانی که میخواهند با این مردم سخن بگویند باید دارای چه خصوصیاتی باشند؟
باید دین خود و دین حریف را خوب بشناسد، نقاط ضعف و قوتش را بشناسد، با ابزار و اخلاق تبلیغ آشنا باشد، با زبان روز، اینترنت، هنر و فنون ارتباط مؤثر آشنا باشد، از طرفی چون با یک سازمان روبرو هستیم، کار فردی جواب نمیدهد و باید به صورت منسجم به مقابله با این تبلیغات پرداخت.
رسا ـ ویژگیهای تبشیر مسیحیت چیست؟
مسیحیت یک دین انعطافپذیر است و در هر ظرفی آن را بریزی به همان شکل در میآید و حتی حاضر است از اصول خودش دست بکشد تا حرفی را بیان کند.
به طور مثال تثلیث، یک آموزه مسیحی نیست و حتی آموزه کتاب مقدس هم نیست؛ ولی ما میبینیم مسیحیان امروز قائل به تثلیث هستند.
رسا ـ چرا؟
چون وقتی وارد روم شدند، دیدند آنها به خدای سهگانه اعتقاد و عادت دارند، گفتند اتفاقاً خدای ما هم خدای سه گانه هست و آنگاه آموزه تثلیث را جعل کردند، و تصاویری که از تثلیث هندوییسم، تثلیث مصری، تثلیث یونانی و تثلیث بتپرستی وجود دارد، خیلی شبیه تثلیث مسیحیت است.
حتی در شمایل عیسای مسیح این اتفاق دارد میافتد و در هر منطقهای یک نوع و رنگ از عیسای مسیح نشان دادند. برایشان مهم کمیت است و تغییر در دین اشکالی ندارد، به گونهایکه وقتی دیدند بحث شریعت در دین یهود دشوار است، شریعت را حذف کرده و دستور شریعت را نادیده گرفته، ختنه را حذف کردند؛ در حالی که یکی از ارکان دین اسلام عمل به شریعت است و ما نمیتوانیم شریعت را تغییر دهیم یا حذف کنیم.
دومین بحثی که در تبشیر مسیحیت مطرح میشود، بحث روش است، برای مثال در هنگام ورود به آمریکای لاتین کشتار بسیار وسیعی انجام دادند و افراد زیادی را کشته و مجبور به پذیرفتن دین مسیحیت کردند، به طوریکه الآن عده زیادی در آمریکای لاتین با بحران هویت روبهرو هستند که چرا ما مسیحی هستیم، ما را به زور مسیحی کردند.
در حالیکه دین اسلام، به فرد غیر مسلمان میگوید، یا دین اسلام را انتخاب کن و خمس و زکات را بپرداز، یا بر دین خودت باقی بمان و برای رشد و توسعه جامعه و امنیتی که برایت تأمین میکنیم، مالیات بپرداز و لازم نیست این دین را بپذیری.
روشی که امروزه فرقههای چدید مسیحی زیاد از آن بهره میگیرند استفاده از علوم فراوانی است، به شکلی که هنوز در کلیسا کارشناس اخراج ارواح حضور دارد، و همه اینها نشان میدهد، مهم برایشان هدف است. در حالیکه در اسلام هدف وسیله را توجیه نمیکند.
رسا ـ اگر یک مبلغ و روحانی بخواهد وارد این عرصه بشود چه عاملی او را تهدید میکند؟
مهمترین آسیب این است که نتواند آنگونه که باید و شاید اسلام را تعریف و تبیین کند یا نقدهای ضعیف را به حریف وارد کند، پس چون توانا در اثبات خودش نیست، میتواند به جایگاه خود ضربه بزند.
یا اینکه دچار تندخویی بشود و از روشهای غیر منطقی استفاده کرده و مقابله به مثل کند.
رسا ـ چگونه میشود با این آسیبها جلوگیری کرد؟
آموزش مبلغان، در شناخت اسلام و مسیحیت، استفاده از مبلغان خوشذوق و اندیشه و آشنا به مبانی و مباحث میتواند از این آسیبها جلوگیری کند.
رسا ـ چگونه میشود که یک مسیحی مسلمان و یا یک مسلمان مسیحی میشود؟ آیا آماری وجود دارد؟
آماری که ما الآن داریم، آمار خوشبینانهای است و آینده زیبایی را برای ما نشان می دهد.
طبق آماری که مراکز آماری آلمان نشان میدهد اگر با همین روند اسلام در آلمان رشدکند در پنجاه سال آینده تعداد مساجد از کلیساها بیشتر میشود.
یا در فیلم مشهور فتنه، آمار قشنگی ارائه شد، گفت در سال 1909 تنها 54 مسلمان در هلند زندگی می کرد؛ ولی اکنون یک میلیون مسلمان در هلند زندگی میکنند، یعنی از هر هفده نفر هلندی یک هلندی مسلمان است.
حال اگر این روند را در پنجاه سال ادامه دهیم یعنی پس از صد سال جمعیت مسلمان از پنجاهنفر به یک میلیون نفر می رسد.
این آمار در کشورهای آفریقایی و اروپایی رو به رشد است و نشان میدهد که اسلام رو به رشد است و این روند خیلی سریع و شدید است.
بحث دیگری که اینجا داریم بحث کیفیت افراد است، یعنی افرادی که از اسلام به مسیحیت می روند، نه همه شان بلکه عمده این افراد، آدمهایی هستند که به دنبال ولنگاری هستند، حجاب ندارد، نماز و روزه ندارد، روابط آزاد است و مشروبات آزاد است اگر چه روح کتاب مقدس با این نوع کار ها مخالف است.
اما هیچ کس به سبب مشروبات و ولنگاری مسلمان نمیشود؛ بلکه قشر اندیشمند مسیحیت میآید مسلمان میشود. یعنی اگر تعداد کسانی که از مسلمانی به سوی مسیحیت میروند با تعداد مسیحیانی که مسلمان میشوند برابر باشد، باز از نظر کیفیت اسلام سهم بیشتری دارد.
رسا ـ شبههای که مسیحیان وارد میکنند این است که عده زیادی به دلیل ازدواج با مسلمانان، مسلمان میشوند؟
این نوع جا به جایی در هر دو دین وجود دارد اما به آن اندازه و تعداد نیست که بگوییم تأثیری در این آمار داشته باشد.
رسا ـ مسیحیانی که تبلیغ میکنند چه خصوصیاتی دارند؟
در جهانی زندگی میکنیم که تفاوتهای شگفتی با تاریخ ما دارد نیمی از این تفاوتها رشد شدید افراط گرایی در میان ادیان است، ما در اسلام با پدیده سلفیگرایی روبهرو هستیم در یهود با پدیده صهیونیزم که بدترین نگاه به دین را ترویج میکنند، در مسیحیت نیز با پدیده مسیحیان بنیادگرا روبهرو هستیم و این مسیحیان به طور دقیق معادل همان وهابیون در اسلام هستند و درست همانگونه میاندیشند که یک وهابی می اندیشد، فقط ابزارها متفاوت است و ما باید حساب این مسیحان را از بدنه اصلی مسیحیت جدا کنیم ما چهارصد سال است با ارامنه زندگی میکنیم و ایشان مهمانان ما بودند که برای فرار از گزند عثمانیها به کشور ما پناه آوردند و ما به عنوان مهمان با ایشان همزیستی داریم و مشکلی با هم نداریم، اتفاقاً با هم تعامل هم داریم و ارادت ارامنه به امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) نقطه مثبتی در این ارتباط هست.
اما در سالهای جدید یک مسیحیتی که به طور کامل رنگ و بوی آمریکایی دارد وارد عرصه تبشیر شد که اولین مخالفان آنها همین عزیران ارامنه بودند؛ این مسیحیت افراطی که امروزه به شدت مشغول تبشیر است و از نظر مذهب هم پروتستان هستند بر خلاف ارامنه که ارتدکس محسوب میشوند و ایشان به خاطر همان منش وهابی مسلکی که دارند هیچ کسی را جز خود بر نمیتابند و ما باید حساب این افراد را از ارامنه و آشوریها جدا کنیم.
در این مسیحیت جدید مذهب پوششی برای سیاسی کاریهای آنان است؛ بنابر این از هر وسیله ممکن برای هدف خود بهره میگیرد و همه صداهای تبشیری که امروز میشنویم مربوط به همین اقلیت محدود در عین حال با پشتوانه آمریکایی است.
رسا ـ شما گفتید مخاطبان ما مبشرین مسیحی نیستند؛ بلکه مخاطبینی هستند که در تأثیر این نوع تبلیغها قرار گرفتهاند، برای پاسخگویی به نیاز این دسته از مردم چه کار باید کرد؟
باید ببینیم این افراد چرا گرایش پیدا می کنند؟ آیا دچار فقر شخصیتی هستند؟ آیا در حال انتقامگیری از جامعه، پدر و مادر یا قشر مذهبی جامعه خود هستند؟ یا هنوز شخصیتشان شکل نگرفته و هر جا به آنها بیشتر احترام گذاشته شود به همان سو میروند، یا عدهای هستند که دچار شبهه و یا مشکلات اقتصادی هستند و یا به دنبال ولنگاری هستند؛ باید مشکل را شناخت و دلیل گرایش را پیدا کرد بعد به پاسخگویی پرداخت.
رسا ـ مسیحیان امروزه از چه روشهایی برای تبلیغ مسیحیت استفاده میکنند؟
اینها در دوران قاجار آمدهاند در سیستمهای آموزش و درمان سرمایهگذاری کردهاند؛ اما در زمان ما بحث آموزش کمرنگتر شده، بر روی اقشار آسیبپذیر مانند معتادان سرمایهگذاری میکنند، یا از خواب و چیز های خرافی و افراد تأثیرپذیر استفاده میکنند.
البته در روشها به صورت کارشناسی شده عمل میکنند، نه اینکه در همهجا کارشناسی باشد، به گونهای که نقاط ضعف جدی هم دارند.
رسا ـ نقش صدا و سیما در مقابله با این تبلیغات چیست؟
صدا و سیما در برخی از موارد معکوس عمل میکند و با پخش فیلمهای کارتون و سینمایی غربی به نوعی به تبلیغ مسیحیت کمک میکند و در بسیاری از موارد نیز در تبلیع اسلام آنگونه که باید و شاید عمل نمیکند البته در سالهای اخیر برخی از برنامههای جالب و با ارزشی نمایش داده شده که قابل تقدیر است.
رسا ـ نقش جامعه را در این میان چگونه ارزیابی میکنید.
جامعه ما جامعهای است که به مکتب خودش علاقهمند است و در برابر تبلیغات انحرافی واکنس نشان میدهد امروزه میبینیم در عرصه اینترنت و دیگر عرصهها، برخی از جوانان خوشذوق و پرشور به صورت داوطبلانه وارد جریان رویارویی با تبلیغات انحرافی شدند و توانستند مقابله خوبی را با اینگونه مبشران حقوق بگیر ایجاد کنند و این حرکتها باید بیشتر شود.
رسا ـ از این که وقت خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید، سپاسگزارم. / گ 402