پژوهشگر حوزوی در عرصه جامعهشناسی:
خانواده برخلاف دیگر قراردادهای اجتماعی یک نهاد مقدس است
خبرگزاری رسا ـ مدیر گروه جامعهشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: وقتی خانواده با حضور خدا پررنگ شود، دیگر نمیتوان آن را با هر مشکل کوچکی و بهانهای به هم ریخت.
بیشک نهاد خانواده در عرصه سلامت اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار است، خانواده هم میتواند مظهر ترویج و تثبیت فرهنگ و باورهای اعتقادی باشد و هم میتواند از سرعتها و پیشرفتهای جامعه خویش بکاهد.
حجتالاسلام حسین بستان، مدیر گروه جامعهشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با رسا به تبیین رابطه دین و خانواده پرداخت که حاصل این گفتوگو تقدیم خوانندگان محترم رسا میشود.
رسا ـ چگونه میتوان به مبحث رابطه خانواده و دین پرداخت؟
خانواده به عنوان مجموعه ای از باورها و اعتقادات است که در واقع نظام فکری محسوب می شود
کاری که از سوی ما صورت گرفته، یک بررسی و مطالعه اسلامی است که در همین راستا است تا با رویکرد اسلامی و دینی تحولات خانواده در جوامع را بررسی کنیم.
رسا ـ یعنی شما باورها و اعتقادات خانوادهها را میشناسید؟
نه به اینگونه که شما میگویید. در واقع دین پاسخگوی سؤالات ما درباره مسائل مطرح شده در خانواده است و باید به سؤالاتی از این قبیل که منشأ خانواده و روابط خانوادگی چیست، تحکیم و یا گسستگی خانواده به چه عواملی بستگی دارد و سؤالات دیگر پاسخ دهد.
در نتیجه مباحث خانواده در اینجا به عنوان یک منبع و نظام فکری مورد توجه قرار میگیرد و دین نظرات و دیدگاههای خود را درباره خانواده ارائه میدهد و این نوعی ارتباط بین دین و خانواده است.
البته ارتباطهای دیگری را میتوان لحاظ کرد، اما در آنجا دین نه به عنوان یک نظام فکری؛ بلکه به عنوان یک واقعیت اجتماعی! مثلا قرآن و احادیث که نماد دین است کسی به تحقق آن در جامعه نگاه نکند؛ بلکه به آسمانی بودن و وحیانی بودن قرآن نگاه کند، مبنی بر اینکه آیا درباره خانواده بحث کرده است یا خیر؟ چون دین در مرحله منبع فکری نمیتواند تحقق خارجی یابد و کاری هم به این امر نداریم؛ چون خاصیت نظام فکری اینگونه است و فارغ از این است که آیا در جامعه تحقق یافته و یا نیافته.
حال فرض میشود که آن دستورات دینی در جامعه تحقق یافته است و من به عنوان مسلمان نماز خواندم و یا روزی حلال کسب کردم و غیره که ما بررسی میکنیم که عمل به دستورات دینی چه تأثیری در روابط خانواده و افراد آن خانواده دارد؟
پرسش دیگر این است که آیا خانواده میتواند بر دین اثر داشته باشد، یعنی تا چه اندازه میتواند ارزشها و باورهای دینی را به فرزندان منتقل کند؟ که این نیز در بحث خانواده و دین مورد توجه است.
رسا ـ عوامل تحکیم خانواده از منظر دین؟
عوامل بسیاری در تحکیم خانواده مؤثر است؛ اما از جنبههای مهمی که در اینباره مطرح است این است که دین و آموزههای دینی تلاش کرده است که به رابطه خانوادگی یک رنگ و صبغه دینی دهد و آن را یک رابطه مقدس تلقی کند.
برای توضیح مطلب باید بگویم که اگر ما خانواده را به یک نهاد عرفی و مدنی نگاه کنیم، مانند خیلی از قراردادهایی که در جامعه بسته میشود و طبعاً یک سری حقوقی را برای طرفین ملزم میکند. بر اساس این دید زن و مرد نیز در سایه چنین نظامی مانند دو شریک هستند که باید حقوقی را در چارچوب چنین قراردادی رعایت کنند.
یکی از راهکارهای دین این بوده است که ما به خانواده به چنین دیدی نگاه نکنیم و خانواده را برخلاف دیگر قراردادها یک نهاد مقدس و دینی بدانیم؛ چون اگر ما به آغاز پیدایش خانواده بنگریم، دقیقاً درمییابیم که خانواده تنها یک نهاد اجتماعی نیست، بلکه فراتر از آن است و ما با صیغه عقد و مهریه و دعاهایی که در ازدواج از ناحیه دین مطرح شده به این نکته میرسیم که حضور خدا در هر لحظه آن پررنگ است و نمیتوان آن را با هر مشکل کوچکی و بهانهای به هم ریخت.
رسا ـ راهکارهای برخورد خانواده با شکاف بین نسلی در چیست و خانواده چه کارهای را میتواند در این زمینه انجام دهد؟
این راهکارها بیشتر جنبه کاربردی و عملی دارد که بحث محبت و دوستی در این زمینه بسیار راهگشا است، باید هر قدر ممکن است، روابط عاطفی در خانواده پررنگتر شود؛ البته نیاز به مهارتهایی است که بسیاری از خانواده خود به این امر اشراف دارند که سفرهای خانوادگی و تفریحات میتواند در این راستا کارساز باشد.
بخش مهم آن، یک سری بحثهای مبانی و اعتقادات فکری است و ارزشهایی است که میخواهد از طریق خانواده به نسل جدید منتقل شود که متأسفانه با دخالت نهادهای دیگر در زمینه آموزش و انتقال ارزشها روابط خانوادگی ضعیف شده است و از سوی خانوادهها نیز سلب مسؤولیت شده است.
ما باید بدانیم که آموزش با پرورش متفاوت است و خانواده نباید تمام آموزشها و پرورشها را از مدارس بخواهد و باید به خانواده آگاهی داده شود که مسؤول مسائل تربیتی، تنها مدارس نیست و خانواده همچنان باید نقش خود را در زمینههای انتقال مبانی اسلامی و اخلاقی حفظ کند.
در هر حال باید تعریف دقیقتری از مسؤولیت آموزش و پرورش و نوع نگاه خانواده به پرورش فرزندان ارائه دهیم تا محدودهها مشخص شود و حلقه مفقودهای ایجاد نشود که منجر به شکاف نسلها میشود.
رسا ـ آیا میتوان گفت که آسیبزدن به این نهاد کوچک معنوی و اجتماعی که به اجتماع بزرگتری متصل میشود، اثر سویی برای جامعه به دنبال دارد؟
قطعاً همینگونه است و بدیهی است که جامعه کل، متشکل از هستههای کوچکی به نام خانواده است و خانواده اولین مکانی است که فرد در آن احساس نزدیکی به جامعه بزرگتری را می کند زیرا ساختار خانواده اجتماعی است و شبیه جامعه است و روابط حاکم بر آن شکل کوچکتری از اجتماع است که در بین افراد شکل می گیرد.
رسا ـ در خانواده های غیراسلامی وغربی پایبندی به نظام خانواده تا چه حدی است و آیا دیدگاه اسلام به عنوان اینکه خانواده یک نهاد مقدس و دینی است در دیگر ادیان مطرح است؟
ما باید خانوادههای گروههای غیراسلامی را از هم تفکیک کنیم، مطمئناً دید یک خانواده مسیحی به نظام خانواده و پایبندی به آن با یک فرد سکولار و بیدین به خانواده کاملا متفاوت است.
در خانواده مسیحی و یا غیر مسلمانها تقدس به خانواده است که ممکن است بخشی را قبول داشته باشند و بخشی را قبول نداشته باشند.
البته در گذشته نگاه آنان به خانواده بیشتر دینی بوده و خانواده یک نهاد مقدس به شمار می آمده است که متأسفانه این دید تضعیف شده است و بیشتر به یک قرارداد عرفی تبدیل شده است و ما می بینیم که به راحتی طلاق رخ می دهد و به جدایی بین همسران می انجامد که در نهایت کانون گرم خانواده از هم می پاشد و به فرزندان آسیب های جدی روح و روانی می رسد که روابط اجتماعی نیز در معرض خطر جدی قرار می گیرد.
رسا ـ چه خانوادههایی در مقابل تحولات اجتماعی زود از هم میپاشند و به عبارت دیگر زود میبازند؟
این بحث بیشتر به هویت خانواده بر میگردد؛ بنابر این خانوادهای که بتواند جوهره و هویت خود را در مقابل حوادث حفظ کند، کمتر دچار آسیب میشود تا در مقابل خانوادهای که در این زمینه ضعیف است، مانند بیماریهای عفونی که طبعاً در فردی که سیستم ایمنی بدنش ضعیف است، زودتر و سریعتر نفوذ میکند تا یک بر یک فرد قوی و قدرتمند.
رسا ـ مدیریت در خانواده در برابر تحولات اجتماعی و بحران بر عهده کیست؟
باید گفت همه مدیریت به تنهایی با خانوادهها نیست؛ بخشی از مدیریت با پدر و مادر است و روابط عاطفی حاکم بر خانواده میتواند بر تحولات اجتماعی و بحرانها اثرگذار باشد و اگر بین افراد خانواده فاصله زیادی نباشد، دیگر این تحولات و تهدیدها اثر جدیای بر فرزندان نخواهد داشت.
در کنار خانواده نهادهای بیرونی به خصوص صدا و سیما بسیار مؤثر است تا اطلاعات و آگاهی لازم را در زمینه مدیریت بحران به خانوادهها دهند.
رسا ـ جنس زن در استحکام خانواده چه جایگاهی دارد و نظر اسلام در اینباره چیست؟
اگر ما به مقوله زن صرف نظر از واقعیتها در جامعه اسلامی و با دید هنجار و بایدونبایدها بنگریم، طبعاً اتهاماتی از این قبیل که اسلام زن را حاشیهنشین کرده است، رد میشود؛ در نتیجه نوع مبانی و ارزشهای بنیادی باعث ایجاد تحلیل متفاوت میشود؛ اما کسی که پیشینههای فکری و فلسفیاش گونهای شکل گرفته که معیارهای برابری و تشابه را قبول کرده است، نمیتوان برای چنین شخصی از تفاوت سخن گفت و تحلیلش بسیار با نگاه اسلامی متفاوت است.
در مبانی اسلامی تفاوتی که بین زن و مرد و کارکردهای اجتماعی در خلقت وجود دارد به طور قطع اهداف وجودی آن دو نیز در اجتماع متفاوت است. با این نگاه و در این چارچوب اتهام آنها مورد قبول نیست؛ پس اگر بخواهیم در چارچوب آنها تعریفی از جنس زنان ارائه دهیم، به مشکل بر میخوریم.
اگر ما چارچوب را از آنها بگیریم نمیتوانیم برایشان اثبات کنیم که زن در نگاه ما حاشیهنشین نیست.
در سایه اعتقاد به این چارچوب چه بسا در مرحلهای نقش زن از مرد پررنگتر نشان داده میشود، تأکید متفکران اسلامی به خصوص امام خمینی(ره) که زن را عامل بالارفتن مرد به معراج میداند، این اعتقاد را نشان میدهد.
رسا ـ پس تفاوت بین زن و مرد نشان دهنده این نیست که یکی در حاشیه است و دیگری اصل است؟
ما باید به برآیند نهایی نتیجه توجه کنیم، اشتباهی که صورت میگیرد توجه به قالبها و نقشهای ظاهری اجتماعی است و براساس آن نتیجهگیری میشود که زن در حاشیه است، حال آنکه واقعیت چیز دیگری است. و این ضعف نگاه، به مسائل فرهنگی بر میگردد و ما ارزشگذاریای که پیامبر(ص) برای جنس زن انجام میداده را نتوانستیم برجسته کنیم؛ البته نباید مبالغهآمیز برخورد کرد. ما اگر بتوانیم همان ارزشهایی را که اسلام در رابطه با زنان گفته است، پررنگ کنیم، کاری فرهنگی و باارزش کردهایم.
رسا ـ با تشکر از این که وقت گرانقدر خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید./ گ 402
حجتالاسلام حسین بستان، مدیر گروه جامعهشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با رسا به تبیین رابطه دین و خانواده پرداخت که حاصل این گفتوگو تقدیم خوانندگان محترم رسا میشود.
رسا ـ چگونه میتوان به مبحث رابطه خانواده و دین پرداخت؟
خانواده به عنوان مجموعه ای از باورها و اعتقادات است که در واقع نظام فکری محسوب می شود
کاری که از سوی ما صورت گرفته، یک بررسی و مطالعه اسلامی است که در همین راستا است تا با رویکرد اسلامی و دینی تحولات خانواده در جوامع را بررسی کنیم.
رسا ـ یعنی شما باورها و اعتقادات خانوادهها را میشناسید؟
نه به اینگونه که شما میگویید. در واقع دین پاسخگوی سؤالات ما درباره مسائل مطرح شده در خانواده است و باید به سؤالاتی از این قبیل که منشأ خانواده و روابط خانوادگی چیست، تحکیم و یا گسستگی خانواده به چه عواملی بستگی دارد و سؤالات دیگر پاسخ دهد.
در نتیجه مباحث خانواده در اینجا به عنوان یک منبع و نظام فکری مورد توجه قرار میگیرد و دین نظرات و دیدگاههای خود را درباره خانواده ارائه میدهد و این نوعی ارتباط بین دین و خانواده است.
البته ارتباطهای دیگری را میتوان لحاظ کرد، اما در آنجا دین نه به عنوان یک نظام فکری؛ بلکه به عنوان یک واقعیت اجتماعی! مثلا قرآن و احادیث که نماد دین است کسی به تحقق آن در جامعه نگاه نکند؛ بلکه به آسمانی بودن و وحیانی بودن قرآن نگاه کند، مبنی بر اینکه آیا درباره خانواده بحث کرده است یا خیر؟ چون دین در مرحله منبع فکری نمیتواند تحقق خارجی یابد و کاری هم به این امر نداریم؛ چون خاصیت نظام فکری اینگونه است و فارغ از این است که آیا در جامعه تحقق یافته و یا نیافته.
حال فرض میشود که آن دستورات دینی در جامعه تحقق یافته است و من به عنوان مسلمان نماز خواندم و یا روزی حلال کسب کردم و غیره که ما بررسی میکنیم که عمل به دستورات دینی چه تأثیری در روابط خانواده و افراد آن خانواده دارد؟
پرسش دیگر این است که آیا خانواده میتواند بر دین اثر داشته باشد، یعنی تا چه اندازه میتواند ارزشها و باورهای دینی را به فرزندان منتقل کند؟ که این نیز در بحث خانواده و دین مورد توجه است.
رسا ـ عوامل تحکیم خانواده از منظر دین؟
عوامل بسیاری در تحکیم خانواده مؤثر است؛ اما از جنبههای مهمی که در اینباره مطرح است این است که دین و آموزههای دینی تلاش کرده است که به رابطه خانوادگی یک رنگ و صبغه دینی دهد و آن را یک رابطه مقدس تلقی کند.
برای توضیح مطلب باید بگویم که اگر ما خانواده را به یک نهاد عرفی و مدنی نگاه کنیم، مانند خیلی از قراردادهایی که در جامعه بسته میشود و طبعاً یک سری حقوقی را برای طرفین ملزم میکند. بر اساس این دید زن و مرد نیز در سایه چنین نظامی مانند دو شریک هستند که باید حقوقی را در چارچوب چنین قراردادی رعایت کنند.
یکی از راهکارهای دین این بوده است که ما به خانواده به چنین دیدی نگاه نکنیم و خانواده را برخلاف دیگر قراردادها یک نهاد مقدس و دینی بدانیم؛ چون اگر ما به آغاز پیدایش خانواده بنگریم، دقیقاً درمییابیم که خانواده تنها یک نهاد اجتماعی نیست، بلکه فراتر از آن است و ما با صیغه عقد و مهریه و دعاهایی که در ازدواج از ناحیه دین مطرح شده به این نکته میرسیم که حضور خدا در هر لحظه آن پررنگ است و نمیتوان آن را با هر مشکل کوچکی و بهانهای به هم ریخت.
رسا ـ راهکارهای برخورد خانواده با شکاف بین نسلی در چیست و خانواده چه کارهای را میتواند در این زمینه انجام دهد؟
این راهکارها بیشتر جنبه کاربردی و عملی دارد که بحث محبت و دوستی در این زمینه بسیار راهگشا است، باید هر قدر ممکن است، روابط عاطفی در خانواده پررنگتر شود؛ البته نیاز به مهارتهایی است که بسیاری از خانواده خود به این امر اشراف دارند که سفرهای خانوادگی و تفریحات میتواند در این راستا کارساز باشد.
بخش مهم آن، یک سری بحثهای مبانی و اعتقادات فکری است و ارزشهایی است که میخواهد از طریق خانواده به نسل جدید منتقل شود که متأسفانه با دخالت نهادهای دیگر در زمینه آموزش و انتقال ارزشها روابط خانوادگی ضعیف شده است و از سوی خانوادهها نیز سلب مسؤولیت شده است.
ما باید بدانیم که آموزش با پرورش متفاوت است و خانواده نباید تمام آموزشها و پرورشها را از مدارس بخواهد و باید به خانواده آگاهی داده شود که مسؤول مسائل تربیتی، تنها مدارس نیست و خانواده همچنان باید نقش خود را در زمینههای انتقال مبانی اسلامی و اخلاقی حفظ کند.
در هر حال باید تعریف دقیقتری از مسؤولیت آموزش و پرورش و نوع نگاه خانواده به پرورش فرزندان ارائه دهیم تا محدودهها مشخص شود و حلقه مفقودهای ایجاد نشود که منجر به شکاف نسلها میشود.
رسا ـ آیا میتوان گفت که آسیبزدن به این نهاد کوچک معنوی و اجتماعی که به اجتماع بزرگتری متصل میشود، اثر سویی برای جامعه به دنبال دارد؟
قطعاً همینگونه است و بدیهی است که جامعه کل، متشکل از هستههای کوچکی به نام خانواده است و خانواده اولین مکانی است که فرد در آن احساس نزدیکی به جامعه بزرگتری را می کند زیرا ساختار خانواده اجتماعی است و شبیه جامعه است و روابط حاکم بر آن شکل کوچکتری از اجتماع است که در بین افراد شکل می گیرد.
رسا ـ در خانواده های غیراسلامی وغربی پایبندی به نظام خانواده تا چه حدی است و آیا دیدگاه اسلام به عنوان اینکه خانواده یک نهاد مقدس و دینی است در دیگر ادیان مطرح است؟
ما باید خانوادههای گروههای غیراسلامی را از هم تفکیک کنیم، مطمئناً دید یک خانواده مسیحی به نظام خانواده و پایبندی به آن با یک فرد سکولار و بیدین به خانواده کاملا متفاوت است.
در خانواده مسیحی و یا غیر مسلمانها تقدس به خانواده است که ممکن است بخشی را قبول داشته باشند و بخشی را قبول نداشته باشند.
البته در گذشته نگاه آنان به خانواده بیشتر دینی بوده و خانواده یک نهاد مقدس به شمار می آمده است که متأسفانه این دید تضعیف شده است و بیشتر به یک قرارداد عرفی تبدیل شده است و ما می بینیم که به راحتی طلاق رخ می دهد و به جدایی بین همسران می انجامد که در نهایت کانون گرم خانواده از هم می پاشد و به فرزندان آسیب های جدی روح و روانی می رسد که روابط اجتماعی نیز در معرض خطر جدی قرار می گیرد.
رسا ـ چه خانوادههایی در مقابل تحولات اجتماعی زود از هم میپاشند و به عبارت دیگر زود میبازند؟
این بحث بیشتر به هویت خانواده بر میگردد؛ بنابر این خانوادهای که بتواند جوهره و هویت خود را در مقابل حوادث حفظ کند، کمتر دچار آسیب میشود تا در مقابل خانوادهای که در این زمینه ضعیف است، مانند بیماریهای عفونی که طبعاً در فردی که سیستم ایمنی بدنش ضعیف است، زودتر و سریعتر نفوذ میکند تا یک بر یک فرد قوی و قدرتمند.
رسا ـ مدیریت در خانواده در برابر تحولات اجتماعی و بحران بر عهده کیست؟
باید گفت همه مدیریت به تنهایی با خانوادهها نیست؛ بخشی از مدیریت با پدر و مادر است و روابط عاطفی حاکم بر خانواده میتواند بر تحولات اجتماعی و بحرانها اثرگذار باشد و اگر بین افراد خانواده فاصله زیادی نباشد، دیگر این تحولات و تهدیدها اثر جدیای بر فرزندان نخواهد داشت.
در کنار خانواده نهادهای بیرونی به خصوص صدا و سیما بسیار مؤثر است تا اطلاعات و آگاهی لازم را در زمینه مدیریت بحران به خانوادهها دهند.
رسا ـ جنس زن در استحکام خانواده چه جایگاهی دارد و نظر اسلام در اینباره چیست؟
اگر ما به مقوله زن صرف نظر از واقعیتها در جامعه اسلامی و با دید هنجار و بایدونبایدها بنگریم، طبعاً اتهاماتی از این قبیل که اسلام زن را حاشیهنشین کرده است، رد میشود؛ در نتیجه نوع مبانی و ارزشهای بنیادی باعث ایجاد تحلیل متفاوت میشود؛ اما کسی که پیشینههای فکری و فلسفیاش گونهای شکل گرفته که معیارهای برابری و تشابه را قبول کرده است، نمیتوان برای چنین شخصی از تفاوت سخن گفت و تحلیلش بسیار با نگاه اسلامی متفاوت است.
در مبانی اسلامی تفاوتی که بین زن و مرد و کارکردهای اجتماعی در خلقت وجود دارد به طور قطع اهداف وجودی آن دو نیز در اجتماع متفاوت است. با این نگاه و در این چارچوب اتهام آنها مورد قبول نیست؛ پس اگر بخواهیم در چارچوب آنها تعریفی از جنس زنان ارائه دهیم، به مشکل بر میخوریم.
اگر ما چارچوب را از آنها بگیریم نمیتوانیم برایشان اثبات کنیم که زن در نگاه ما حاشیهنشین نیست.
در سایه اعتقاد به این چارچوب چه بسا در مرحلهای نقش زن از مرد پررنگتر نشان داده میشود، تأکید متفکران اسلامی به خصوص امام خمینی(ره) که زن را عامل بالارفتن مرد به معراج میداند، این اعتقاد را نشان میدهد.
رسا ـ پس تفاوت بین زن و مرد نشان دهنده این نیست که یکی در حاشیه است و دیگری اصل است؟
ما باید به برآیند نهایی نتیجه توجه کنیم، اشتباهی که صورت میگیرد توجه به قالبها و نقشهای ظاهری اجتماعی است و براساس آن نتیجهگیری میشود که زن در حاشیه است، حال آنکه واقعیت چیز دیگری است. و این ضعف نگاه، به مسائل فرهنگی بر میگردد و ما ارزشگذاریای که پیامبر(ص) برای جنس زن انجام میداده را نتوانستیم برجسته کنیم؛ البته نباید مبالغهآمیز برخورد کرد. ما اگر بتوانیم همان ارزشهایی را که اسلام در رابطه با زنان گفته است، پررنگ کنیم، کاری فرهنگی و باارزش کردهایم.
رسا ـ با تشکر از این که وقت گرانقدر خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید./ گ 402
ارسال نظرات