۰۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۵۸
کد خبر: ۹۴۴۸
در گفت‌وگو با مسؤول دفتر شعر طلاب مطرح شد؛

شعر آیینی و آسیب‌های پیش رو

خبرگزاری رسا ـ مسؤول دفتر شعر دفتر تبلیغات اسلامی گفت: در حوزه اندیشه دینی هرجا که گامی برداشته می‌شود، جای پای ادبیات دیده می‌شود.
نشست تخصصي شعر طلاب قم
حجت‌الاسلام روشن سلیمانی، مسؤول دفتر شعر دفتر تبلیغات اسلامی، در گفت‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، به تبیین جایگاه شعر دینی در حوزه  پرداخت و گفت: امروزه مشکلات زبانی و نقص‌های فنی شعر در حوزه‌های علمیه به شکل چشم‌گیری کاهش یافت و مباحثی همچون زیبایی، استعاره، کنایه، معانی و بلاغت در آن به روشنی یافت می‌شود.

آنچه که در پی می‌آید حاصل این دیدار صمیمی است که تقدیم خوانندگان محترم رسا می‌شود.

رسا ـ حضور شعر در حوزه چگونه است و آیا جایگاهی در حوزه برای شعر آیینی وجود دارد؟

ما در این زمینه حرف داریم؛ زیرا پیشینه شعر در این مملکت به حوزه بر می‌گردد و‌ از مهم‌ترین بخش حوزه شعر ‌ بوده است؛ ولی با پیدایش علوم دانشگاهی و جداشدن بعضی از علوم مانند ادبیات فارسی از حوزه‌، ادبیات در حوزه‌های علمیه غریبه شد.

رسا ـ به اعتقاد برخی‌، دین مدیون شعر است و شعر بود که دین را در بین توده مردم رواج داد، نظر شما در این باره چیست؟

به نظر من این اعتقاد نادرست است. یکی از خوانند‌گان بنام کشور که من ارادت خاصی به ایشان دارم، ‌روزی به من گفت: شعر مدیون موسیقی است و این سبب ناراحتی من شد؛ درحالی که این سخن کلی است و نباید این‌گونه گفت؛ زیرا اگر شعری نبود خواننده‌ای وجود نداشت و تنها به موسیقی اکتفا می‌شد و اعتقادم این است که این دو مکمل یکدیگرند و دو ساحت جداگانه‌ای دارند، نه شعر مدیون موسیقی است و نه موسیقی مدیون شعر! در واقع هر دو تکمیل‌کننده یکدیگر هستند؛ به خصوص در موسیقی سنتی اگر شعر نباشد، مو‌سیقی می‌لنگد.

از این‌رو شعر در دین د‌ر حماسه همواره نقش داشته است و شاید به این دلیل باشد که شعر یک هنر سیال است و برخلاف هنرهای دیگر احتیاج به ابزاری ندارد و تنها ابزارش اندیشه است. شعر تنها هنری است که خداوند به انسان بخشیده و ابزار مهمش همان اندیشه و معرفت و ذوق است.

حال اگر بگوییم که دین مدیون شعر است و یا برعکس. این گفته‌ها اشتباه است؛ زیرا در جاهایی دین به شعر کمک کرده و در جاهای دیگر شعر به‌ کمک دین آمده است. برای نمونه در بحث غدیر، شعر کمک شایانی به این واقعه کرده است و دِین بزرگی بر این مسأله دارد، زیرا پس از آن ‌واقعه، حادثه غدیر در همان مکان از سوی شخصی ‌‌به شعر در‌آمده؛ بنابراین اصل غدیر شعر بوده که بخشی از کتاب الغدیر نیز بر ‌اساس شعرهای وارده در این زمینه نوشته شد.

در هر حال هر دو در زمان‌هایی به یکدیگر کمک کردند، حال امکان دارد در برخی موارد شعر به دین ‌و ‌یا دین به شعر بیشتر کمک کرده باشد که این نه فضلی برای شعر است و نه ضعفی برای آن تلقی می‌شود و برای دین نیز این‌گونه است.

من اعتقاد دارم از آنجایی که دین و شعر هر دو در وجود و نهاد آدمی است، در نتیجه بحث برتری یکی بر دیگری نباید مطرح شود؛ بنابراین اگر شاعری دیندار بود، نباید بگوید که دین مدیون شعر است.

اگر ما مقوله دین را جدای از زندگی انسان و جدای از بایدها ونبایدهای اخلاقی بدانیم، شاید این توهم پیش آید که دین مدیون شعر است.

رسا ـ‌ آیا خاستگاه شعرهمچون دین، ‌‌فطرت است‌؟

از آنجایی که شعر با خواندن و تحصیل به دست نمی‌آید، یک امر درونی است ما می‌بینیم کسانی که سالیان سال دستی در ادبیات دارند اگر این جنبه درونی شعر را نداشته باشد، نمی‌توانند حتی یک بیت هم بسرایند.

شعر یک موهبت الهی است و جزء آن دسته از هنرهایی است که موهبتی است و فرد باید این موهبت را داشته باشد تا بتواند آن را عرضه کند.

همچنین ‌از آنجایی که نیاز به دین فطری است می‌توان بین شعر و دین ارتباط برقرار کرد؛ حتی اگر این ارتباط‌، ارتباط کاملی نباشد، شکی نیست که هر دوی اینها از نهاد ‌و اندیشه آدمی سرچشمه می‌گیرند و به یک معنا خاستگاه هر دو یکی است.

رسا ـ شعر عاشقانه چطور؟

اگر شاعری آیینی بود حتی شعر عاشقانه‌اش نیز خوب است به عنوان نمونه شعر‌های حافظ و سعدی‌ عاشقانه است؛ اما از همین شعر‌های عاشقانه، مضامین عرفانی، خداپرستی، خدا ترسی و محبت یار فهمیده می شود.

بنابراین شعر آیینی‌ این نیست که حتماً شاعر نام خدا و یا نام معصومین(ع) را بیاورد و یا ابعاد دینی را به صورت مستقیم ‌ترسیم کند تا ما بگوییم این شعر آیینی است.

اعتقادم بر این است یک شاعر حتی اگر عاشقانه ‌بسراید‌؛ ‌ولی نگاه زلال و پاکی داشته باشد و عشق را یک امر مقدسی بداند؛ این نیز یک شعر آیینی می‌تواند باشد.

رسا ـ ادبیات به خصوص‌ شعر آیینی در انتقال مفاهیم دینی چه جایگاهی دارد؟

ادبیات را می‌توان مادر هنر دانست؛ چون بیشتر هنرها به نوعی در ارتباط با ادبیات است.
‌ در دنیا کشورهایی که برای ‌اعتلای ادبیات تلاش کردند‌ به موفقیت‌های چشمگیری دست یافتند که به گفته علمای فن، قدرت ادبیات در عرصه فرهنگی به اندازه بمب اتم است و قدرت تخریب و یا قدرت سازندگی آن مثل اتم بسیار بالا است.

برای نمونه اگر سینمای آمریکا در دنیا مطرح است، این شهرت به مقدار زیادی به ادبیات آنان بر می‌گردد؛ زیرا در سینما، فیلم‌نامه‌نویسی جایگاه بسیار مهمی دارد که از ادبیات سرچشمه می‌گیرد. بنابر این علمای بزرگ اگر بیان و قلم خوب و توانمندی نداشته باشند،‌ برای ترویج افکار خود دچار مشکل می‌شوند.

رسا ـ پیشینه تاریخی ما حکایت از این دارد که علما به مقوله نوشتن و نویسندگی توجه خاصی داشتند، امروزه چگونه می‌توان آن راه را پیمود؟

باید گفت که در دین ما بزرگ‌‌ترین معجزه بیان و ادبیات است؛ پس وقتی بزرگ‌ترین معجزه پیامبر خدا(ص) ادبیات می‌شود و از نظر ادبی عرب را که اهل شعر و سخنان زیبا بودند، به مبارزه طلب می‌کند به اهمیت توجه به ادبیات در حوزه علوم دینی بیش از پیش افزوده می‌شود.

با توجه به اهمیت این موضوع به نظرم ادبیات یک واجب عینی برای هرکسی است که در حوزه علوم و اندیشه دینی کار می‌کند و باید هر شخصی به میزان کفایت خود از آن بهره‌ای گیرد و نباید بگوید چون عده‌ای در این زمینه مشغول به کار هستند پس از من سلب می‌شود و این اعتقاد درستی نیست؛ زیرا در حوزه اندیشه دینی هرجا که گامی برداشته می‌شود، جای پای ادبیات دیده می‌شود.

یکی از دلایلی که آثار شریعتی با استقبال روبه‌رو شد و طرفدار پیدا کرد به‌کار‌گیری ادبیات زیبای او بوده است؛ البته من با اندیشه‌هایش کاری ندارم و می‌خواهم به جنبه‌های ادبی و زبانی‌اش اشاره کنم.

اگر ما بخواهیم با اندیشه‌ای مقابله کنیم باید اندیشه خود را ‌خوب بیان کنیم؛ وگرنه ابتر می‌ماند، بنابراین ادبیات یک واجب و یک ضرورت عینی برای همه طلاب است. البته افرادی به شکل تخصصی به این مقوله می‌پردازند که باید با مطالعه بیشتر خود را در این عرصه بارور کنند و برخی نیز باید به تناسب فعالیت‌شان به ادبیات بپردازد.

همه حرف ما در حیطه ادبیات این است که ادبیات باید در حوزه پاس داشته شود تا‌ علوم حوزوی با ادبیات فارسی عجین شود و اهمیت به ادبیات فارسی که همان شیوه گفتاری و بیانی طلاب را شکل می‌دهد، در این عرصه بسیار مهم است.

رسا ـ کاستی‌های شعر آیینی در کجا است؟

آنچه که به عنوان چالش در شعر آیینی مطرح می شود نبود شناخت و معرفت نسبت به ائمه‌(ع) است؛ البته ما در این زمینه شاعران خوب و آیینی مانند استاد مجاهدی داریم که شعرشان همراه با معرفت است و این نقد به شاعران جوان و معاصر بر می‌گردد؛ زیرا بیشتر مطالعات شاعران قدیم در حیطه دین بود و حتی کسی که ستاره‌شناس بود فقیه هم بود که معلومات فقهی‌اش را در اشعار خود منعکس می‌کرد. بنابراین آشنا نبودن شاعران جوان ‌به جایگاه ائمه معصومین(ع)‌ چالش جدی در این زمینه است.

رسا ـ آموزش ادبیات فارسی در حوزه چه جایگاهی دارد؟ و دروس آن درچه سطحی قرار دارد؟

حدود ده سالی است که توجهی به این مسأله شده ‌و دروس ادبیاتی در دروس حوزه گنجانده شده است؛ ولی‌ آن دروس، دروس کامل و جامعی نبود.

من اعتقاد دارم که ادبیات باید در حوزه از قالب کتاب خارج شود و بیشتر به ادبیات میدان داد. این نکته به این معنا نیست که همه شاعر شوند؛ اما همان‌گونه که خطابه و سخنرانی برای یک طلبه ضروری است. چینش کلمات، جادو، سحر و اعجاز کلمات همه اینها در ادبیات است و اگر کسی با ادبیات عجین شود، به یقین مبلغ خوبی می‌شود و می‌تواند به خوبی اندیشه‌هایش را ترویج دهد؛ حتی در تألیف کتاب موفق‌تر ظاهر شود.

متأسفانه گاهی اوقات به کتا‌ب‌هایی حتی از سوی افراد مشهوری در حوزه بر می‌خوریم که در یک پاراگراف دارای چندین مورد اشکال دستوری است و گاهی اوقات ‌حق یک مطلب ‌به خوبی ادا نمی‌شود، در حالی که با جابه‌جا کردن فعلی و یا فاعلی و استفاده از یک آرایه ادبی می‌توان آن مطلب را زیباتر ادا کرد و ‌‌به راحتی به مخاطب فهماند.

رسا ـ آیا می‌توان ‌گفت که‌ ‌‌آشنا نبودن طلاب در عرصه ادبیات سبب ناموفق بودن آنها ‌در بیان اندیشه‌های اسلامی است؟

شما اگر نزد یک مفسر بروید، می‌گوید: در تبلیغ تفسیر لازم است، و اگر نزد تاریخ دان بروید، می‌گوید: تاریخ و غیره؛ اما من می‌گویم: ادبیات در واقع رشته‌ای است که با همه این علوم در ارتباط است و همان کسی که به خواندن تفسیر توصیه می‌کند، ادبیات را نیز لازم می‌داند؛ زیرا اگر یک مفسری ادیب هم باشد‌ تفسیری ارزشمندتر ارائه می‌کند و می‌تواند مطالب را به خوبی تفهیم کند. بنابراین همان‌گونه که گفته شد‌«ادبیات» مادر همه هنرها است؛ حتی تفسیر نیز یک هنر و یک علم است و اگر آن را با بیان زیبا بگوییم، خیلی زودتر به دل می‌نشیند.

این رابطه وقتی بیشتر روشن می شود که اگر ما بخواهیم شعرهای حافظ یا سعدی را ترجمه فارسی کنیم؛ یعنی نظم را به نثر تبدیل کنیم آیا همان تأثیر را در قلوب مردم دارد وبه همان اندازه کتابهایش به فروش می رسد؟!
و یا این پرسش پیش می‌آید که چرا اعراب یا حتی ائمه(ع) در جنگ رجز می‌خوانند، در حالی که بخش عمده آن شعر است؛ زیرا در بدنه شعر حماسه، احساس، غم و شادی وجود دارد، در نتیجه تفاوت شعر با سخن عادی مانند تفاوت آفتاب با چراغ است.

پس اعتقادم بر این است که در کنار همه دروسی که در حوزه است، باید روزی یک ساعت به ادبیات اختصاص یابد .

رسا ـ دغدغه اصلی شما ‌در عرصه شعر آیینی در حوزه چیست؟

امروزه مشکلات زبانی و نقص‌های فنی شعر در حوزه‌های علمیه‌ به شکل چشم‌گیری کاهش یافت و مباحثی همچون زیبایی، استعاره، کنایه، معانی و بلاغت در آن به روشنی یافت می‌شود؛ اما دغدغه امروز خالی‌‌ بودن اشعار از معرفت و آگاهی‌دهی درباره اهل بیت طاهرین(ع) است.

رسا‌ ـ به عنوان مسؤول جدید دفتر شعر دفتر تبلیغات اسلامی چه کارهای را پیش روی دارید؟

در ماه‌های آینده نشست‌های تخصصی شعر طلاب گسترش می‌یابد؛ همچنین در این راستا تاکنون حدود سیصد نفر از طلاب شاعر‌ که در کنگره‌ها و جشنواره‌ها حضور داشتند‌‌، شناسایی شدند و در ادامه برنامه‌های این دفتر در دوره‌های تخصصی شعر دعوت می‌شوند.

استعداد‌یابی و پرورش طلاب ‌در عرصه ادبیات بسیار ضرورت دارد؛ البته امروزه حوزه علمیه با شاعران توانمند خود در جامعه شعری کشور در جایگاه ارزنده‌ای قرار دارد.

به یاری خداوند در نظر داریم کنگره شعر طلاب را راه‌اندازی کنیم که با تحقق این کنگره ما به اهداف خود همچون استعدادیابی و شناسایی طلاب جوان اهل ذوق دست پیدا می‌کنیم.

رسا ـ آخرین کتاب شعر شما با چه عنوانی قرار است منتشر شود؟

به سبب این‌که در حوزه ادبیات لری کارهای مناسبی را شاهد نبودم، تصمیم گرفتم که مجموعه شعر لری را در قالب غزل با مشورت دوستان واستادان فن تا پایان امسال منتشر کنم.

رسا ـ با تشکر از این‌که وقت گران‌قدرتان را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید. / گ402
ارسال نظرات