۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۵
کد خبر: ۹۶۱۶
عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه:

بومی‌سازی روش استفاده از اینترنت ضروری است

خبرگزاری رسا ـ عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: خودباختگی ‌در برابر فرهنگ‌های غیر دینی، ‌خانواده‌ها را تهدید می‌کند.
پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

حجت‌الاسلام محمد داوری،‌ عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار رسا به بررسی و تبیین خانواده دینی و آثار تربیت دینی در جامعه پرداخت که‌«بومی‌‌سازی روش استفاده از اینترنت» و «‌شکاف‌بین‌نسلی یا تفاوت بین نسلی؛ کدام؟» از مباحثی است که در این نوشتار به آن پرداخته شد.

نوشتار ذیل حاصل این گفت‌وگو است که تقدیم خوانندگان محترم رسا می‌شود.
 
رسا ـ پیش زمینه تربیت دینی چیست؟

خانواده اولین نهاد ‌انتقال فرهنگ به جامعه است، از آنجایی که این انتقال یک بخشی از آن به صورت غیر مستقیم و نگاه کردن کودک به رفتار والدین قرار می گیرد به راحتی می‌تواند در تربیت فرزند تأثیر دارد.

در متون دینی ما تأثیر‌ والدین را‌حتی به قبل از تولد برمی‌گرداند و انتخاب همسر خوب را در این راستا توصیه می‌کند تا مربی خوبی برای فرزند نیز باشد؛ زیرا رفتارهای او‌ می تواند بر شخصیت فرزندان ما اثر گذار باشد بنابراین ازدواج یک امر شخصی نیست بلکه آنقدر تربیت فرزند مهم است که در امر ازدواج باید به تربیت او توجه شود.

مسأله مهم دیگر که دین به آن تأکید دارد، استفاده از غذای حلال برای پدر و مادر است که البته تأثیرش نیز ثابت شد؛ البته این موارد تنها زمینه‌ای برای تربیت است و اگر والدین متدین باشند و غذای حلال تهیه شود، زمینه برای پذیرش حقیقت در فرزند بیشتر می شود. حال اگر زمینه فراهم بود حتماً فرزند صالح نخواهد شد؛ زیرا زمینه فراهم است، ولی می توان در زمین خوب بذر بد هم پاشیده شود و رشد یابد. دوران شیردهی و کارهایی که مادر در این دوره می‌تواند انجام دهد، بسیار مؤثر است.

همچنین کودک تا زمانی که کودک است، بیشتر مقلد است و تقلید می کند و اگر خانواده به اعمال عبادی بپردازد کودک نیز به تدریج تقلید می‌کند.

در کنار این خانواده‌ها، خانواده‌هایی هستند که به اعمال مستحبی با نگاه افراطی می نگرند و از جوانان خود توقع دارند که مانند خود آنها در همه دعاها و مراسم‌های مذهبی شرکت کند، در صورتی که باید از حداقل شروع کرد تا ظرفیت افراد سنجیده شود و خستگی ایجاد نشود.

رسا ـ باید‌ها و نباید‌ها در تربیت دینی چگونه تبیین شود، بهتر است؟

همان‌طور که می دانید در اسلام، واجبات محدود است؛ ولی گستره مستحبات بسیار بالا است؛ زیرا اسلام حداقل توانی که برای افراد بود ه را معیار قرار داده و با توجه به آن اعمال را واجب کرد در نتیجه اگر خانواده‌ای بخواهد برای وادار کردن واجبات‌، انجام مستحبات را به فرد تحمیل کند با مشکلات زیادی روبه رو می‌شود و نباید افزون بر وجوب را بر فرزند تحمیل کرد.

از سویی دیگر خانواده‌ایی نسبت به انجام واجبات مانند ‌نماز از سوی فرزند بی‌تفاوت هستند که ابن نیز خطر‌ساز است، در صورتی که در قرآن، خدواند فرمان داد که «قو ‌انفسکم و اهلیکم ناراً ...»، نشان می‌دهد که به خصوص پدر وظیفه دارد که خانواده‌اش را از آتش جهنم دور سازد، یکی از‌ راه‌های نجات از آتش همین آموزش فرزندان به انجام تکالیف عبادی است؛ پس به طور کلی در تربیت دینی فرزندان باید از افراط و تفریط جلوگیری کرد.

پایه دین اسلام در زمینه تربیت دینی فرزندان محبت است و این‌که با در نظر گرفتن توان فرزندان از آنها اعمال عبادی بخواهیم و در این راستا نباید رشته محبت و عاطفه بین والدین و فرزندان قطع شود؛ زیرا با قطع شدن این رشته فرزند به لج‌بازی با والدین می‌پردازد و کار‌هایی را انجام می‌دهد که شاید خود هم آن را قبول نداشته باشد؛ ولی از سر لجبازی به انجام کار اشتباه خود اصرار می ورزد.
 
رسا ـ‌ آیا مدرسه در تربیت دینی فرزندان، نقش دوم را داراست‌‌‌ یا پس از ورود دانش‌آموز به مدرسه این نقش از خانواده به مدرسه انتقال می‌یابد؟
 
مدرسه در تربیت دینی بسیار مؤثر است و در واقع تکمیل کننده تربیت خانواده است و نباید تعارضی بین این دو نهاد تربیتی ایجاد شود.متأسفانه تعارض بین این دو نهاد ایجاد شده و این مشکل بعد از انقلاب بسیار پررنگ‌تر دیده می‌شود.

علت این مسئله این است که خانواده تصور کردند که چون نظام دینی است و به تبع آن مدرسه و معلمان نیز دینی هستند، پس نقش تربیتی خود را نادیده گرفته، آن را عملاً به مدارس واگذار کردند که این سبب شده تا تعارض پیش از پیش دیده شود.

ما باید بدانیم که خانواده باید همچنان نقش تربیتی خود را حفظ کند و خانواده است که می‌تواند تربیت معلمان را تکمیل و تصحیح کند؛ زیرا خانواده بهتر از هرکسی نسبت به شخصیت فرزندش آگاه است و در این زمینه نقش اساسی دارد.

با واگذار شدن تربیت به مدرسه و سلب مسؤولیت از خانواده و گسترش این تفکر که چون نظام و مدارس دینی است پس خانواده می تواند کاری به تربیت نداشته باشد، باعث بروز بیشتر تعارض و درنتیجه پیدایش آسیب می‌شود.
 
 رسا ـ چه کارهایی برای خانواده باید صورت گیرد تا سطح آگاهی آنان نسبت به مسأله تربیت بیشتر شود؟
 
به نظر من صدا و سیما حرکت‌های خوبی را در این زمینه شروع کرده است، این رسانه ملی باید با یک هجمه تبلیغاتی وسیع زنگ خطر را به صدا در آورد و زنگ خطر به این معنا که اگر فرزندان‌تان را درنیابید؛ حتما آنها را از دست خواهید داد و نباید به صدا در‌آوردن زنگ خطر را به یعد از زمان از دست دادن فرزندان‌مان واگذار کند.

مدارس و انجمن اولیا و مربیان نیز می توانند در این زمنیه کار تبلیغی انجام دهند و با دعوت کردن خانواده‌ها آنها را از نظر فکر توجیه کند و آنها را به فرهنگ سنتی و احترام خاصی که در بین گذشتگان بوده، ترغیب کند.

ما می بینیم در گذشته با این‌که سواد مردم کمتر بود؛ ولی از لحاظ معنوی آن ارتباط عاطفی پربارتر و با احساس‌تر بود. پس ما با مراجعه به فرهنگ سنتی دینی می توانیم به مسأله تربیت غنای بیشتری بدهیم و این فرهنگ سنتی را در بین خانواده‌ها تقویت کنیم .
پس فرهنگ سنتی دینی در کنار کتاب‌ها و نشریه‌های چاپ شده در زمینه تربیت دینی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند.
 
از طرفی دیگر وقتی که فرزندی منحرف می شود، مقصر اصلی تنها خانواده نیست و نباید گفت پدر و مادر این فرد در تربیتش مواظبت نکردند؛ زیرا عوامل انحراف تنها خانواده نیست، بلکه دوستان بد و طرز فکر خود فرد وعوامل محیطی بر این انحراف نیز نقش دارند.
 
رسا ـ چه خانواده‌های در مقابل پیشرفت‌های جامعه و تکنولوژی دچار از خود‌باختگی ‌ و به فرهنگ سنتی و دینی بی‌توجه می‌شوند ؟
 
مشکل دیگر ما در تربیت و مسائل فرهنگی همین خودباختگی خانواده در مقابل با فرهنگ‌هایی است که متناسب با فرهنگ دینی ما نیست.

این مشکل وقتی بیشتر می‌شود که هنوز ما هنجارها و برنامه‌هایی را برای مردم خود نسا‌خته‌ایم و قبل از این‌که ما در این زمینه برنامه‌ریزی کنیم، غرب با توجه به نیازهای خود آن را ساخته که خواه نا خواه به خانواده‌ها ی ما نیز راه پیدا کرده است‌.

البته ما نیز می‌توانیم از این وسائل ارتباطی استفاده بهینه کنیم؛ ولی اگر این وسائل ارتباطی مانند اینترنت که در اختیار فرزندان قرار می گیرد، با نبود آگاهی پدر و مادر نسبت به این تکنولوژی عجین شود، تبدیل به یک وسیله مذموم می‌شود و تبدیل به چیزی می‌شود که عملاً بر خلاف نظر خانواده‌ها نتیجه دهد و فرزندی که قرار است از آن بهره علمی ببرد، آن را به چت روم تبدیل می‌کند.

یا دیده شده که خانواده‌ای با استفاده از ماهواره، فیلم‌های نامناسبی ‌به همراه فرزند خود می‌بینند شاید اثر سوء آن بر جوانش به مراتب مخرب تر و آسیب زاتر نسبت به خود پدر و مادر باشد؛ زیرا موقعیت جوان و روحیات جوان با آنان کاملاً متفاوت است. ‌این مشکل نیز به نبود آگاهی والدین به این معضل برمی‌گردد؛ زیرا هیچ کس دوست ندارد که به فرزندش سم بدهد و بکشد.

گروه دوم از خانواده‌ها کسانی هستند که نسبت به این تکنولوژی‌ها آگاهی دارند؛ ولی به دنبال لذت خود هستند که به ‌آثار بد آن‌ روی فرزندان توجه ندارند.

ما اگر بتوانیم استفاده صحیح از ابزار جدید را آموزش دهیم، مشکلات پیش روی ما کم‌تر می شود؛ حتی ما باید چگونگی استفاده صحیح از تلویزیون را به خانواده‌ها بیاموزیم و نباید تلقی شود که چون تلویزیون از یک نظام اسلامی پخش می‌شود، پس فرزند می‌تواند تمام برنامه‌های آن را دنبال کند .

از آنجایی که پیشرفت علوم و فرهنگ مادی نمود بیشتری نسبت به پیشرفت فرهنگ معنوی دارد، برای هماهنگ سازی این علوم و پیشرفت با ‌فرهنگ معنوی نیازمند زمان هستیم؛ بنابراین قبل از این‌که اینترنت را در اختیار فرزندان‌مان قراردهیم، باید تمام بدی‌ها و خوبی‌ها ی آن را برایش تعریف کرده باشیم تا خود‌ساخته وارد این دنیای مجازی شود.
 
رسا- آیا می‌توان در این زمینه روش استفاده از اینترنت را با متد‌های اسلامی بومی‌سازی کنیم؟
 
طبیعت اینترنت به گونه ای است که با فشار‌دادن دکمه ای یک مطلب غیر اخلاقی حتی در کنار سایت‌های تحقیقاتی دیده می‌شود؛ زیرا دارای سیستمی است که این مطالب را در کنار مطالب دیگر جاسازی می کند.
 
ما برای در امان ماندن از آسیب‌ها‌ی این‌چنینی باید یک حفاظ درونی، یعنی کنترل درونی در افراد ایجاد کنیم؛ به گونه‌ای که فرزند از مطالب خوب آن استفاده کند و چشم بر بقیه مطالبش ببندد و این همان چیزی است که دین به ما می‌گوید.

پس در واقع بومی‌سازی به این معنا است که ما روش استفاده صحیح از اینترنت را به افراد بیاموزیم. در این زمینه ما باید به جوانان‌مان اعتماد کنیم و به آنها تلقین کنیم که در اینترنت خط قرمزهایی وجود دارد. این کار نیز با اجبار و جریمه ‌راه به جایی نمی‌برد و تأثیری ندارد‌.

پس با پررنگ کردن ارزش‌ها‌ی دینی در بین جوانان‌،‌ حس اعتماد به آنان تقویت می‌شود در این صورت است که می‌توان تکنولوژی را یک فرایند مثبتی‌ تلقی کرد.
 
رسا ـ تقویت شبکه‌های عاطفی و طایفه‌ای در استحکام خانواده‌ها چه تأثیری دارد؟
 
گروهی از خانواده‌ها معتقدند اگر امکانات مادی در اختیار فرزندان خود قرار دهند، دیگر نیازی به چیزی ندارد و از پدر و مادر سلب مسؤولیت می‌شود، حال آن‌که نباید فرزندان را مانند کالا بدانیم و با پول آن را خرید، زیرا دیگر آن پیوند عاطفی رنگ می‌بازد و باعث سرخوردگی و انزوای فرزند می شود.

ما باید ابراز محبت‌‌‌ کردن را به خانواده‌ها بیاموزیم و اگر بین پدر و مادر ارتباط عاطفی برقرار باشد، فرزند نیز از والدین راه محبت کردن را می‌آموزد‌.

محبت اساس دین ما است و این علاقه آن قد‌ر باید شدید باشد که فرزند حاضر نباشد آن را با هیچ چیز دیگری عوض کند‌. زیرا اگر نیاز عاطفی در بین فرزندان و در میان خانواده ارضا نشود، آن جوان یا نوجوان به دوستان یا اینترنت و یا فیلم‌ها پناهند‌ه می شود.

اسلام به تشکیل خانواده گسترده توصیه می کند و شاید‌ یکی از دلائل ایجاد صله رحم این باشد که نیازهای عاطفی جوان در قالب افراد شناخته شده، برطرف شود نه از سوی کسانی که ناشناس هستند.

بنا‌براین اگر ارتباط خانواده‌ای با طایفه‌اش قطع شود‌ و خود خانواده نیز نتواند نیاز عاطفی او را پاسخ، یقیناً به ‌‌بیرون از خانه پناهنده می‌شود.

یکی از مهم‌تری عامل‌های کنترلی همین شخصیت طایفه‌ای ا‌ست، وقتی فرد در بین طایفه و وابستگان عزیز باشد، از خیلی از خطاها در امان می‌ماند و خطایش را زیر سؤال بردن طایفه خود می‌داند و همین فکر او را کنترل می‌کند.

مهم‌ترین چیزی که جوان به آن نیاز دارد، شخصیت بخشی به او است که معمولاً کمتر به آن توجه نمی‌شود در صورتی که اسلام معتقد است با‌ید با جوان حداقل در حیطه کاری خودش از او مشورت خواست؛ بنابر این با دادن شخصیت به جوان از بسیاری از لغزش‌ها او را مصون می‌کنیم.

همچنین یکی از راه‌های از بین بردن شخصیت در جوان مقایسه کردن نا بجای او با همسالان و دوستانش است که آسیب جدی به این مقوله وارد می‌کند.
 
رسا ـ آیا شخصیت‌بخشی به فرزندان می‌تواند استعداد او را در زمینه‌ها‌ی گوناگون علمی بارور کند؟
 
شخصیت‌بخشی، فرزند را برای رشد آماده می‌کند و در همه زمینه‌ها او را به سوی رشد هدایت می کند. نبود شخصیت یکی از عوامل افتادن جوانان در دام اعتیاد است که خانواد ه در بروز چنین معضل اجتماعی نقش بسیار مهمی را ایفا می کند.
 
ما باید در برابر سؤالات مذهبی جوانان پاسخ‌گو باشیم و ارتباطاتمان را با این قشر بیشتر و محکم‌تر کنیم و به آنا‌ن اعتماد کنیم و نباید بگویم که جوانان ما از دست رفتند، نه این‌گونه نیست! ما سالم‌ترین جوانان را در دنیا داریم، البته ما با ایده‌آل دینی خیلی فاصله داریم؛ اما به اندازه سرمایه‌گذاری که در این زمینه کردیم و کارهای فرهنگی کمی که در این راستا کردیم از این وضعیت فعلی راضی هستیم؛ زیرا بیش از این کاری نکردیم.
 
رسا ـ تربیت در علوم انسانی با معیار‌های اسلامی تا چه اندازه سازگار است؟
 
اگر معیار در روش باشد و عقلایی باشد، اسلام نیز آن را می‌پذیرد؛ بنا‌براین روش‌های است که یا از ما گرفتند و یا خود آن را ابداع کردند و مهم در این زمینه محتوای آن است که باید دینی و منطقی باشد.

دین ما با استفاده از روش‌های نوین تربیتی مخالف نیست، مثلا وقتی می توان کتابی را با لغت جدید نوشت؛ چرا با لغت قدیم بنویسم تا انتقال آن سخت شود، بنابراین همزمان شدن با جهان خیلی مهم است که با حفظ محتوای دینی می‌توانیم به روش‌های نوین دنیا نیز برسیم.
 
رسا ـ به شکاف بین نسلی اعتقاد دارید؟

خیر. باید گفت تفاوت بین ‌نسلی، نه شکاف بین نسلی. متأسفانه این نیز مشکل دیگری است و باید خود را با نسل جدید وفق دهد و اسلام نیز به این امر تأکید دارد که شما باید دائما در حال تکامل باشید و دیروز شما باید با امروز شما متفاوت باشد؛ ولی آن چارچوب و محتوا نباید قربانی شود.

البته روان‌شناسان معتقدند که حتی موفق‌ترین جامعه‌ای که بتواند فرهنگ خود را به نسل جدید منتقل کند با نسل جدیدش ده درصد تفاوت دارد و این تفاوت به تغییراتی بر می‌گردد که خود جوانان در جامعه ایجاد می کنند و اگر چنین تغییری نباشد، پیشرفتی نیز نخواهد بود و ما باید این تغییر را بپذیریم. پس ما باید به جوان در یک چارچوب معینی اجازه پیشرفت بدهیم و این شکاف نسلی نیست، بلکه تفاوت بین نسلی است.

رسا ـ چه کتاب‌هایی را در زمینه تربیت دینی پیشنهاد می‌کنید؟

آقای حسین‌زاده کتابی به نام تربیت فرزند نوشتند که مجموعه‌ای از سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) درباره مسائل تربیتی است و کتابی دیگر را آقای داوودی در زمینه تربیت دینی به چاپ رسانده‌اند که کتاب‌های خوبی در زمینه تربیت دینی کودکان به حساب می آیند.

 رسا ـ با تشکر از این که وقت گران‌قدرتان را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید./ گ402


 
 
ارسال نظرات