از جوانه تا تفاله

به گزارش خبرگزاری رسا، منصور مقدمی، طلبه حوزه علمیه در نوشتاری خطاب به سران فتنه نوشت: شما جوانه ای بودید که قابلیت داشت گوشه ای از ایرانمان را سرسبز کند. اما حالا تفاله چای ساکنان خیالی خاور میانه جدید شده اید. ساکنان خیالی نیل تا فرات.
آقایان م.ح.م ها آقایان م.ک ها آقایون نخست وزیر ها و نماینده ها سلام علیکم؛
جوانه ای بودید که قابلیت داشت گوشه ای از ایرانمان را سرسبز کند اما حالا...
مسئولیت کمی زردتان کرد. آفتاب عنایت حضرت امام برایتان سنگین آمد. آری بین برگ های یک بیشه گاهی بعضی ها از آفتاب می سوزند. از آنچه حیاتشان به آن وابسته است. می سوزند و کم کم زرد میشوند. شما این اقلیت ناچیز شدید و این ضعف شما بود. ولی برگ زرد هم هنوز برگ است. و در مرام بیشه ما نیست که تا برگی زرد شد چیده شود. در این جا حتی به برگ زرد هم امید هست. این جا مثل غرب نیست که دور انداختن برایمان این قدر ساده باشد.
زرد شدید و خراب؛ ولی قابل تحمل! به قاعده دفع حد اقلی تحملتان کردیم؛حتی در مسند ریاست. و امان از ریاست! حب ریاست آفتی بود که قصد جان تمام برگ های انقلاب را داشت و این بین برگ های زرد آسیب پذیر تر بودند. سیاه شدید...آقایان! سیاه شدید. شدید برای آنان که میگویند مشکی رنگ عشقه.
وکسی عاشق شما نشد. کسی شما را برای شما نخواست. از خودتان می پرسم؛ برگی سیاه و خشکیده به چه درد مردمانی می خورد که برگ های زرد خود را بی رحمانه می چینند؟!
جوانه ای بودید که قابلیت داشت گوشه ای از ایرانمان را سر سبز کند. اما حالا...
اینان شمارا به غلیان عده ای منافق، سلطنت طلب، ساده لوح و فریب خورده و آفت هل دادند. به سماور بی رنگ عده ای افتادید که از فرط درایت حضرت خورشید جوش آورده بودند.
آقای م.ح.م آقای م.ک در مرکز غلغله ها و قل قل ها رنگ دادید. ازشما رنگ گرفتند. برگ خشک مچاله ی سیاه در غلیان مردم نما ها نرم شد. باز شد. بزرگ شد. متورم شد و رنگ داد. بله آقای نخست وزیر، آقای نماینده آقایون جام زهر! رنگتان را کشیدند. شدید چای غرب برای رفع خستگی زحماتش در غزه، در لبنان، در عراق و افقانستان. شدید چای برای لحظه ای آرامششان از بهبه مصر و اردن و تونس و ...
باعث شدید آنان که خاور میانه را ایستاده تماشامی کردند برای دقایقی هم که شده زیر سایه دیش های بزرگ ماهواره هاشان بنشنند و چای 25بهمن را بخورند. شما مدت هاست رنگ چای این ها شدید. آری خستگی پنجاه،صد ساله زحماتشان در خاور میانه را چیزی جز این چای در نمیکند.
آقای م.ح.م آقای م.ک سرنوشتتان سرنوشت هر برگ چای دیگریست. رنگتان مهم است نه خودتان. شما حلا تفاله های بی رنگ و بی استفاده ای هستید که زباله خشک قابل باز یافت هم حساب نمی آیید. منفور ترین زباله که اگر بیش از این بماند بوی گندش دوست و دشمن را آزار میدهد.
شما جوانه ای بودید که قابلیت داشت گوشه ای از ایرانمان را سرسبز کند. اما حالا...
حالا تفاله چای ساکنان خیالی خاور میانه جدید شده اید. ساکنان خیالی نیل تا فرات.
اصلا میدانید؟ با این کارتان تخریب کعبه آسان شد! نه نه به خودتان نگیرید! شما فقط تفاله چای ابرهه بودید! که خودش دیر یا زود نابودتان می کند. شما را چه به فیل سواری؟! سجیل که برای شما نیست. ما با شما کاری نداریم منتظر سجیل برای ابرهه ایم.
وباز حیف...هزار بار حیف!َ
شما جوانه ای بودید که قابلیت داشت گوشه ای از ایرانمان را سرسبز کند اما حالا...
یاعلی
10/27/همت و کار وضاعف/ 916/د102/ع