۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۵
کد خبر: ۱۱۴۳۳۶
آیت‌الله قرهی:

اهل آخرت و مخلصین عالم، تنها تکلیف الهی را انجام می‌دهند

خبرگزاری رسا ـ استاد اخلاق حوزه علمیه تهران در جلسه درس اخلاق خود به احوالات مخلصین پرداخت و اظهار داشت: اهل آخرت و مخلصین عالم، تنها تکلیف الهی را انجام می‌دهند.
آيت‌الله روح‌الله قرهي

به گزارش خبرگزاری رسا، آیت‌الله روح‌الله قرهی از استادان اخلاق حوزه علمیه تهران در جلسه درس اخلاق خود که با حضور طلاب، فضلا، روحانیان، مسؤولان و اقشار مختلف مردم در تهران برگزار شد به احوالات مخلصین پرداخت و اظهار داشت: اهل آخرت و مخلصین عالم، تنها تکلیف الهی را انجام می‌دهند.

متن کامل این درس به شرح زیر می‌آید:


عرض ارادت بندگان به حضرت حق

عزّوجلّاعمال بشر را به عنوان عرض ارادت بندگان به خودش پنداشته است؛ یعنی چقدر بندگان به حضرت حقّ ایمان دارند و به واسطه این اعمال، اظهار معرفت و بندگی پروردگار عالم را می‌نمایند. وقتی بحث عمل پیش می‌آید، ملاکذوالجلال و الاکرام این است که این عمل چقدر برای رضای اوست و چقدر بوی خدایی دارد.

لذا حتّی به حبیبش، رفیقش، آن اشرف مخلوقات، اشرف انبیاء، خاتم رسل، حضرت محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) امر می‌فرماید: حبیبم! خدا را عبادت کن، امّا عبادت مخلصین. که حبیبش هم همان‌گونه بود.

در جلسه گذشته عرض کردیم، هیچ نبی و رسولی نبود، إلّا به این که به واسطه‌ی اخلاصش به مقام رسالت و نبوّت رسید؛ یعنی پروردگار عالم کسی را برای هدایت بشر انتخاب کرد که هیچ چیز از خدا نخواست و هیچ طمعی برای این هدایت بشر نداشت. آن‌چه که بود فقط و فقط برای خودش بود. می‌دانستعشق این هادیان الهی این است که بندگان را با خدا آشنا کنند و فقط و فقط آن‌چه را که خود در این عبادت و بندگی با خدا چشیده‌اند، به دیگران بچشانند. لذا وقتی این‌گونه شدند، پروردگار عالم آن‌ها را برای هدایت بشر انتخاب کرد.

قرآن کریم و مجید الهی بالصّراحه چند بار از زبان انبیاء عظامش فرموده است: ما از شما هیچ اجر و مزد و زحمتی نمی‌خواهیم. حتّی خود آنها نخواستند بندگان، قدردان این هادیان باشند، نگفتند: چرا مردم قدردان نعمت وجود ما نیستند؟ گرچه پروردگار عالم در قرآنش و به وسیله روایات فرموده است: مردم باید قدردان نعمت وجود هادیان الهی باشند امّا خود این انبیاء، خصّیصین حضرت حق و اولیاء الهی، هرگز اظهار نکردند که چرا اجر و قرب ما را نگاه نمی‌دارند؟ چون عملشان فقط برای خداست.

این آیه «یاأَیَّتُهَاالنَّفْسُالْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی‏إِلى‏رَبِّکِراضِیَةًمَرْضِیَّةً» ، بیانگر همین مطلب است.«راضِیَةًمَرْضِیَّةً»، این‌ها راضی بودن در درگاه حضرت حقّ را، فقط به این می‌دانند که خدا! آیا ما مأموریتمان را به خوبی انجام دادیم یا نه؟ اینکه دیگران چقدر قدر دانستند و فهمیدند، برای آنها ملاک نیست.

اگر یک جایی هم دیدیم که غصّه خوردند، ناله زدند، فغان کردند که چرا نمی‌آیید؟ برای این است که می‌دانند، فردای قیامت، بندگان حضرت حق به واسطه‌ی انبیاء، اولیاء، خصّیصین حضرت حق و کتاب، مؤاخذه می‌شوند که ما این انبیاء و هادیان الهی را برای شما فرستادیم و این مقرّبین حضرت حق را جلوی راه شما قرار دادیم، چرا نفهمیدید؟ چرا قدر ندانستید؟ چون انبیاء واولیاء الهی می‌دانند و به این مطلب اشراف دارند، می‌ترسند که نکند این‌ها دچار عذاب شوند.
برای همین است که وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه علیه) هم فرمودند: این که پروردگار عالم می‌فرماید: ما پرونده‌ شما را به گردنتان می‌اندازیم،«طائِرَهُفی‏عُنُقِهِ» یعنی ولایت ما!
مخلصین عالم از این می‌ترسند که فردای قیامت، این‌ها عذاب بشوند وإلّا ولو به یک لحظه انتظار قدردانی از هیچ احدی را ندارند که اگر این بود، برای هدایت حضرت حقّ انتخاب نمی‌شدند و منتظر اجر و مزد از ناحیه‌ی بندگان بودند.

حال مخلصین

عجیب است! عزّوجلّ در قرآن کریم و مجید الهی به حبیب و رفیقش می‌فرماید: «إِنَّاأَنْزَلْناإِلَیْکَالْکِتابَبِالْحَقِّفَاعْبُدِاللَّهَمُخْلِصاًلَهُالدِّینَ» حبیب ما! ما این کتاب را به حق بر تو فرستادیم، پس خدای خود را عبادت کن و دین را برای او خالص کن.
«مُخْلِصاًلَهُالدِّینَ»، یعنی فقط و فقط هرچه ما گفتیم. رضایت دیگران برای مخلصین عالم مهم نیست، بلکه رضای حضرت حق ملاک است. این که دیگران چه بگویند، مهم نیست، بلکه آنها دائم منتظرند ببینند خدا چه می‌خواهد. این حال اولیاء، انبیاء و خصّیصین حضرت حق است.

لذا بلافاصله در آیه بعد می‌فرماید: «أَلالِلَّهِالدِّینُالْخالِصُ» ای بندگان! آگاه باشید که دین خالص برای خداست. یعنی اگر کار برای حضرت حقّ بود، دیگر مهم نیست که کسی به‌به و آفرین بگوید یا نگوید، کسی قدردان باشد یا نباشد.برای همین اولیاء الهی، خدا را ولی و ناظر می‌دانند «اللَّهُوَلِیُّالَّذینَآمَنُوا» .
می‌فرماید:
«أَلالِلَّهِالدِّینُالْخالِصُوَالَّذینَاتَّخَذُوامِنْدُونِهِأَوْلِیاءَمانَعْبُدُهُمْإِلاَّلِیُقَرِّبُوناإِلَىاللَّهِ زُلْفى‏إِنَّاللَّهَیَحْکُمُبَیْنَهُمْفی‏ماهُمْفیهِیَخْتَلِفُونَإِنَّاللَّهَلایَهْدیمَنْهُوَکاذِبٌکَفَّارٌ»، دین خالص فقط برای خدا است و طبیعی است هر کسی غیر خدا را به دوستی و پرستش بگیرد، تمام است.
لذا باید همه اعمال فقط برای خدا شود. این که حضرت حقّ به حبیبش تذکار می‌دهد: «فَاعْبُدِاللَّهَمُخْلِصاًلَهُالدِّینَ» هشیار و بیداری است که انسان باید دینش را خالصِ خالص کند.

ویژگی دین خالص

یکی از خصایص دین خالص داشتن این است که انسان در مقابل دشمن وحشت ندارد و در مقابل شیطان قوی می‌شود. حتّی به پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)می‌فرماید: ابا نکن، به دیگران هم بگو که این امر پروردگار عالم است و خدا از من خواسته است که دینم برای او خالص شود؛ یعنی وقتی دین، خالص برای خدا بود، طبعاً دیگر سازش با شیطان - که دشمن است «إِنَّالشَّیْطانَلِلْإِنْسانِعَدُوٌّمُبین» - و شیاطین جنّ و انس نخواهد داشت ودیگر با اعداء عدو (نفس امّاره) مصالحه نمی‌کند.

در همین سوره زمر آیه یازدهم تا چهاردهم نکات عجیبی وجود دارد. پروردگار عالم بالصّراحه خطاب به حبیب و رفیقش، محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)می‌فرماید:«قُلٛ إِنّی أُمِرٛتُ أَنٛ أَعٛبُدَ اللّٰهَ مُخٛلِصاً لَّهُ ٱلدِّین» حبیب من!بگو از ناحیه پروردگار به من امر شده و اصلاً مأموریّتمن این است که خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص کنم. خالص کنم؛ یعنی من با کسی مسامحه ندارم؛ چون برای اوست، نمی‌گویم: آیا بشود یا نه، فقط تکلیف خود را انجام میدهم.

دیدید یک عدّه به امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفتند: اجازه بدهید شورای سلطنت باشد و ایشان فرمودند: نه. چون امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف)برای خدا قیام کرده بود، گفت: هر چه خدا بخواهد، همان می‌شود.

مخلصین عالم یک حرف دارند و آن این که ما مأمور به تکلیف هستیم، نتیجه هر چه خدا بخواهد. آنکه به خدا توکّل و اتّکا کند و از روی اخلاص بگوید: هر چه او گفت، فقط و فقط آن را انجام می‌دهم، طبیعی است خدا هم او را یاری می‌کند. امّا اگر کسی به خاطر پست و مقام، حتّی به خاطر آبرویش که نکند دیگران چنین و چنان بگویند، تکلیف را عمل نکند، معلوم است که دینش خالص برای خدا نیست.

می‌فرمایند: من مأمور هستم خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص کنم. لذا - در تاریخ طبری آمده است - حتّی یک عدّه به پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)سفارش کردند که بیا کلیددار کعبه شو و فقط بگو بتها را بیرون نمی‌اندازم، هر چه که تو گفتی انجام می‌دهیم. پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: من فقط می‌گویم «لا اله إِلّا اللّه»، هیهات که من امروز حاکمیّت ظاهری را بپذیرم امّا خدا را حاکم نکنم!
«وَأُمِرْتُلِأَنْأَکُونَأَوَّلَالْمُسْلِمینَ» من مأمور هستم که در اسلام مقام اولیّت را دارا باشم؛ یعنی در این راه می‌ایستم و هر چه خدا گفت، خالصانه انجام می‌دهم و نتیجه آن را هم به خدا می‌سپارم.

وحشت مخلصین

حضرت شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفداء و سلام اللّه علیه)فرمودند: پیامبر عظیم‌الشّأن(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)، هر آن منتظر شهادت بودند. ایشان هیچگاه به امّید یک روز حکومت و ... نبودند. گرچه امر الهی بودو معلوم بود محقّق می‌شود امّا حضرت فقط به امّید خدا بودند و اینکه هر لحظه امکان دارد کفّار و دشمنان،ایشان را به شهادت برسانند.

لذا فرمودند: من از شما نمی‌ترسم، فقط از این می‌ترسم که معصیّت خدا را بکنم – عزیزان! به این نکات دقّت بفرمایید، یکی از خصایص مخلصین عالم این است - «قُلْإِنِّیأَخافُإِنْعَصَیْتُرَبِّیعَذابَیَوْمٍعَظیمٍ» بگو من از این وحشت دارم که خدای خود را نافرمانی و معصیّت کنم.من از شمشیرها، تیرها، ترور و شهادت هراسی ندارم، وحشت من این است که نکند خلاف امر پروردگار عالم را انجام بدهم. مخلصین عالم از این وحشت دارند که خلاف امر پروردگار عالم انجام شود.

«قُلْإِنِّیأَخافُإِنْعَصَیْتُرَبِّیعَذابَیَوْمٍعَظیمٍ» البته از عذاب بزرگ پروردگار عالم هم می‌ترسم، وحشت دارم خدا به من بگوید: امر من چه شد؟

لذا پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) از هیچ چیز نترسیدند. اولیاء الهی و مخلصین عالم هم از هیچ چیز نمی‌ترسیدند. دیدید امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) از هیچ چیز نترسیدند، موقعی هم که می‌خواستند به ایران بیایند، فرمودند: امکان دارد هواپیما را بزنند، هر کس نمی‌ترسد بیاید. اولیاء خدا اینگونهاند که فقط برای خدا (الله) قیام می‌کنند و آن‌وقت لطف، مرحمت وعنایت حضرت حق هم شامل حالشانمیشود.

در جریان فتنه دیدید، حضرت آقا(حفظه اللّه)، امام‌المسلمین فرمودند: من زیر بار بدعت نمی‌روم. شاید یک عدّه نصیحت هم می‌کردند که حالا چه اشکال دارد، ما که می‌دانیم، چنین و چنان است، امّا کسی که برای خدا کار میکند، تکلیف را انجام می‌دهد. مخلصین عالم اینگونه هستند.

لذا مجدّد حضرت حق می‌فرماید: «قُلِاللَّهَأَعْبُدُمُخْلِصاًلَهُدینی‏» حبیب من! باز بگو: من خدا را می‌پرستم و دینم را برای او خالصِ خالص می‌گردانم. خدا این را می‌خواهد. خدا به انبیائش، به آن بهترین رفیقش این‌گونه بیان فرموده است که بگو من دینم را فقط و فقط برای خدا خالص می‌کنم، کاری ندارم به این که چه کسی چه می‌گوید و چه برداشت می‌کند. لذا تأکید پروردگار عالم به بندگان خاصّش همیشه این است که دین خود را خالص کنید.

فقط عمل به تکلیف

آیت‌الله بهاری(اعلی اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف بزرگوار می‌فرمودند: از خدا خواسته‌ام به هر نوعی که خودش می‌داند یا به گوشم نوای ملکی را قرار دهد یا به قلبم بیاندازد که دائم کسی به من تذکار دهد که فقط برای خدا کار کن، برای خدا بگو، برای خدا بنویس، برای خدا قیام کن. اینکه دنیا چه می‌گوید و اینکه به قاعده‌های ظاهری دنیا می‌خورد یا نه، برای اهل دنیاست. اهل آخرت و مخلصین عالم، فقط تکلیف الهی را انجام می‌دهند - این کد بزرگی است –
به فضل الهی عرض خواهیم کردکه چگونه انسان به این مقام اخلاص برسد و چه کند این حال را پیدا کند. چه کنیم جدّی جدّی عمل‌مان، حرف‌مان، قول‌مان، فعل‌مان و نیّت‌مان فقط برای خدا باشد؟ چه کنیم که نه از به‌به‌ها خوشمان بیاید و نه از حمله‌ها و بیان کردن این که او به ظاهر متحجّر است، چیزی نمی‌داند و کسی است که با زمان خودش نیست و ...، هراس داشته باشیم؟

امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف)‌ این‌گونه بودند و اولیاء خدا این‌طور هستند. چه به زیبایی در زمان معلوم می‌شود که این‌ها نه‌تنها عقب نیستند، بلکه جلوتر از زمان خود هم هستند.نهتنها زمان خود را خوب می‌بینند، بلکه آینده را هم می‌بینند، گذشته، حال و آینده را به هم گره می‌زنند و آن‌چه که حرف خداست، به لسان این انبیاء عظام، اولیاء الهی، خصّیصین حضرت حقو این اولیاء معظّم جاری می‌شود.

نصرت الهی به مخلصین

لذا پروردگار عالم می‌فرمایند: طبیعی است، هر کس این حال را داشت، ما او یاری می‌کنیم.
پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) کد بسیار مهم و اساسی را بیان فرمودند.وجود مقدّس خاتم انبیاء، محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرمایند: «إِنَّمَانَصَرَاللَّهُهَذِهِالْأُمَّةّبِضُعَفَائِهَابِدَعْوَتِهِمْوَ إِخْلَاصهمْوَ صَلَاتِهِمْ»اگر خدا امّت را یاری می‌کند، به واسطه این سه مطلب است: یکی به سبب این که خدا ناتوانان امّت را می‌بیند، لذا به واسطه دعای ضعفا یاری می‌کند. همان‌گونه که فرمود: «وَنُریدُأَنْنَمُنَّعَلَىالَّذینَاسْتُضْعِفُوافِیالْأَرْضِوَنَجْعَلَهُمْأَئِمَّةًوَنَجْعَلَهُمُالْوارِثینَ» .یکی هم این که خدا امّت را به واسطه اخلاص مردان الهیو صلاةآنها یاری میکند«وَ إِخْلَاصهمْوَ صَلَاتِهِمْ».
جالب این است، ملّا محسن فیض کاشانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار می‌فرمایند: همه این‌ها در یک جمله قرار می‌گیرد و آن این که خدا می‌خواهد بگوید: هر که خالص بود، اهل صلاة است. هرکه خالص بود، اهل دعاست و هرکه خالص بود، ولو ضعیف، یاری خدا به او حتمی است.

لذا اگر انسان خالص شد، پروردگار عالم به او مرحمت می‌کند و لطف و کرامتش بر او خواهد بود. می‌شود خدا خالصین عالم را یاری نکند؟! تاریخ را نگاه کنید، تاریخ انبیاء عظام را ببینید. ابراهیم خلیل(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) در آتش می‌افتد، نار بر او بَرد می‌شود «یانارُکُونی‏بَرْداًوَسَلاماً» ، هم او راسلامت می‌دارد و هم خنک و بَردمی‌شود. ببینید چگونه خدا پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را یاری کرد،«إِنْتَنْصُرُوااللَّهَیَنْصُرْکُمْ» . یاری خدا هم فقط از یک راه است، آن هم اخلاص.

آفت اخلاص

خدا شهید بزرگوار، شهید صیّاد شیرازی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: هر موقع محضر آیت‌الله‌العظمی بهاءالدّینی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار می‌رسیدم، در خلوت به من می‌فرمودند: فقط یک چیز را فراموش نکنید و آن این که در پیروزی‌های بزرگ، خودتان را ضعیف‌تر بپندارید و بگویید کار خودش است، آن‌وقت استکه خدا شما را یاری می‌کند.

این جا معنی ضعیف بودن معلوم می‌شود. فرمودند: اگر می‌خواهید ضعیف بپندارید، این است که خالص شوید، بگویید: خداست، ما نیستیم. امّا اگر یک‌جا گفتید: «قدرت ما»، «فکر ما»، آن‌وقت است که در جبهات شکست می‌خورید.

همینطور هم بود. گاهیکه مع‌الأسف بعضی از فرماندهان غرّه می‌رفتند، شکست می‌خوردند. لذا انسان نباید مغرور باشد. یکی از نشانه‌های بندگان خالص خدا این است که تا لحظه آخر و جان کندن ولو به لحظه‌ای،ابداً مغرور به عمل نبودند، وإلّا مخلص نبودند.

وقتی اخلاص باشد، خدا یاری می‌کند. اخلاص امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و بچّه‌ها در جبهه‌‌ها پیروزی‌آور بود. اخلاص امام‌المسلمین، این سیّد عظیم‌الشأن، این سپه‌سالار امام زمان، در این همه فتنه‌ها و مشکلات ما را جلو برده است و تا به حال پیروز شده‌ایم. اخلاص مردان خدا عمل کرده است.

ما دیدیم، تا موقعی که بعضی از مسئولین‌ما اخلاص داشتند، راحت کارها پیش رفته است و دشمن ذلیل و خوار شده و وحشت کرده است، امّا یک‌جاهایی که احساس کردند خودشان هستند و آنها هم در مقابل امام‌المسلمین کسی هستند، بیچاره شدند. آن موقع مملکت به یک‌جاهایی هم رسید، گرفتاری‌های اقتصادی و ... .

خدا شاهد است این اخلاص، عجیب است. اگر می‌خواهید الهی بودن این انقلاب را بدانید، این جمله آیت‌الله‌العظمی مولوی قندهاری(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن کنز خفی الهی را به عنوان کد به ذهنتان بسپارید. ایشان فرمودند: اینکه امام فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد، به خاطر همین است؛ چون این انقلاب با اخلاص جلو آمده است، اگر اخلاص کم شد، آن‌وقت خدای ناکرده ضربات می‌خورد. هرجا اخلاص زیاد شد، پیروزی‌های شیرین به دست می‌آید.

پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: پروردگار عالم، این امّت را فقط به واسطه اخلاص است که یاری و پیروز کرده است «إِنَّمَانَصَرَاللَّهُهَذِهِالْأُمَّةِبِضُعَفَائِهَابِدَعْوَتِهِمْوَإِخْلَاصهمْوَصَلَاتِهِمْ»، آنها که در مقابل خدا رکوع، خضوع و سجود و خشوع دارند. می‌گویند: خدایا! توهستی، تو از همه مطالب منزّهی، ما می‌دانیم که خود نیستیم.

برای همین است که خدا یاری می‌کند. «کَمْمِنْفِئَةٍقَلیلَةٍ» همین است. می‌فرمایند: «أَخْلِصْدِینَکَیَکْفِیکَالْقَلِیلُمِنَالْعَمَلِ» اگر دین خود را خالص کنی، خدا عمل کمتو را می‌پذیرد. آن‌قدر آن را بزرگ می‌کند و به آن جلوه می‌دهد که دشمن (شیطان، نفس امّاره وشیاطین جنّ و انس) وحشت می‌کند.

عمل به هوی وهوس!

عجیب است، آن‌قدر اخلاص مهم است که مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه)می‌فرمایند:آن‌هایی که خالص هستند، از عمل شانه خالی نمی‌کنند و جلو می‌روند. این یک محک عجیبی برای من و شماست که معلوم می‌شود آیا خالص هستیم یا نه. چرا اهل کوفه جلو نیامدند؟ به خاطر اینکه اهل کوفه خالص نبودند و ترسیدند.

این روایت را یادداشت کنید، این یکی از آن روایاتی است که گاهی باید انسان بخواند و مرور کند - مثل آن روایت شریفی که عرض کردیم هر روز بخوانیم تایک موقع به اشتباه نیافتیم، «لِکُلِّشَیْ‏ءٍمَعْدِنٌوَمَعْدِنُالتَّقْوَىقُلُوبُالْعَارِفِینَ» خدا یک موقعی معدن تقوا را جلوی ما می-گذارد،آن‌وقت است که باید مواظبت کنیم و إلّاشدید، گرفتار و بدبخت میشویم. خیلی عجیب است، وجود نازنین آیت‌الله‌العظمی بهاءالدّینی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند:پروردگار عالم فردای قیامت برای بعضی به واسطه این که درک نکردند در مقابل آن نوری که جلوی آنها قرار داده شده،باید خاضع و خاشع باشند، گرفتاری بهوجود میآورد که اشدّ عذاب‌ها است -
مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی‌ابنابیطالب(صلوات اللّه و سلامه علیه) میفرمایند: «لَوْارْتَفَعَالْهَوَىلَأَنِفَغَیْرُالْمُخْلِصِمِنْعَمَلِهِ» اگر هوی و هوس از میان برود، غیر از مخلص، همه از عمل شانه خالی میکنند.

این روایت عجیب است. معلوم میشود بعضی‌ها از روی هوی و هوس کاری را انجام میدهند و برای خدا کار نمی-کنند. یعنی یک عدّه به خاطر هوی و هوس و نفس امّاره، به واسطه پست و مقام، پول، قدرت و ...جلو میآیند، امّا اگر هوی و هوس کنار برود و بگویند: شما عمل کن، هیچ چیز هم به تو نمیدهیم، دنیا، مقام، ریاست، پول و ... درونش نیست، حضرت میفرمایند: غیر از مخلصین، مابقی شانه خالی میکنند. نکته خیلی بزرگی است.

آیت‌الله مولوی قندهاری(اعلی اللّه مقامه الشّریف)این روایت را چندین بار در جلسات مختلف تکرار کردند و گریه کردند. ایشان این روایت را خیلی دوست داشتند. ایشان به نقل از آیت‌الله‌العظمی آسیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن مرجع عظیم‌الشّأن و یکّه‌تاز میفرمودند: میترسم از اینکه خدا به من بگوید تو به بهانه بهشتم و یا به بهانه ترس از عذاب جهنّمم در راه من ماندی و برای خود من در این راه مستقیم نماندی وإلّا اگر برای من بود، به تو می-گفتم: ابوالحسن!–تعبیر خود آیت‌الله‌العظمی آسیّد ابوالحسن اصفهانی است - تو کار کن ولی از بهشت خبری نیست، اگر دلم بخواهد تو را جهنّم میبرم - گرچه خدا کریم و عادل است و این‌گونه نیست، امّا در مثال مناقشه نیست - آ‌ن‌وقت معلوم میشد تو برای من عمل انجام میدهی یا برای بهشت و جهنّم؟ برای هوی و هوس یا چیز دیگر؟

امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف)برای اینکه یک موقعی نگویند: ایشان مرجع است، بعد از آیت‌الله‌العظمی بروجردی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) ختم نگرفتند؛ چون هرکسی از بزرگان ختم میگرفتند به این عنوان بود که مرجع هستند. این‌قدر دور ایشان را گرفتند و گفتند آقا! تبعات دیگری دارد، یک موقعی میگویند: ایشان با آیت‌الله‌العظمی بروجردی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) مشکل داشته و ... تا اینکه ایشان ختم گرفتند امّا فرمودند: به شرطی که آن‌جا عنوان مرجعیّت به من ندهید. امّا دیدید خدا چه کرد؟ امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را تا کجا برد؟ حضرت آقا تا به حال به صورت رسمی رساله ندادند، اجوبه الاستفتائات است. امّا ببینید چقدر ایشان مقلّد دارند.

آن مرد الهی، علّامه دوانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) به نقل از آیت‌الله‌العظمی بروجردی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: من با آقای فلسفی و آیت‌الله انصاری(اعلی اللّه مقامهما الشّریف)، آن واعظ بزرگ بودیم. ایشان یک‌دفعه گریه کردند و گفتند: من از این عناوین میترسم. ایشان فرموده بودند: من گاهی شب‌هابرای خودم تلقین میخوانم - چون در تلقین دیگر عناوین نیست. یا آیت‌الله‌العظمی! یا آیت‌الله! یا تیمسار! یا سردار! یا امیر! یا مهندس! یا دکتر! و ... نیست، اسم است و اسم پدر، یا فلان ابن فلان! - که بدانم من همان حسین هستم.

مخلصین عالم دائم در وحشت هستند و نگرانند. آنها نگران این هستند که نکند یک لحظه هوی و هوس و احساس منیّت بیاید و گرفتار شوند. اگر این هوی و هوس رفت، آن‌وقت معلوم میشود چه کسی مرد عمل است. خیلی ها از عمل شانه خالی میکنند. فقط مخلصین عالمند که میگویند: برای خدا؛ یعنی اگر به آنها بگویند: دیگر بهشتی نیست و شما در جهنّمید - نعوذبالله و نستجیربالله، عرض کردیم خدا عادل‌تر از این حرف‌ها است. او که ارحم الرّاحمین است - من هیچ اجر و مزدی به شما نمیدهم،آنها از عمل خود دست نمیکشند.

تا موقعی که جنگ بود، درجه‌ای نبود، همه به هم میگفتند: برادر. حتّی بعضی پولی را که میگرفتند - چیز خیلی مختصری که یک موقع‌هایی میدادند - در راه جبهه خرج میکردند، امّا بعد بعضی‌ها احساس کردند عقب افتادند و کار خودشان را خراب کردند.

مخلصین عالم جو‌گیر نمیشوند و فضا‌پذیر نیستند؛ چون برای خدا کار میکنند. اگر فضا طور دیگری شود، نمیگویند: اشتباه کردم، یک عدّه بردند و خوردند، پس ما چه؟!

خریدار خالصین

جالب این است، به تعبیر همه بزرگان بدون استثناء، حضرت سربازانشان را از مخلصین انتخاب میکنند. این که یک مقداری زمان طول میکشد، به خاطر این است؛ چون بناست مخلصین عالم حاکم شوند. چون این‌ها میخواهند ائمه و وارث شوند. چه کسانی باید وارث شوند؟ کسانی که وقتی در زمین آمدند صلاة را اقامه کنند. اقامه صلاة، نه خواندن آن. حال مخلصین عالم و اولیاء خدا اینگونه است. سربازان وجود مقدّس آقا مخلص‌ترین افرادند.

لذا عزیزان! خودمان را بسنجیم، ببینیم اگر پست داشتیم، حامی دین، خدا و انقلاب هستیم یا نه؟ اگر مال و منالی رسید، اهل عبادتیم یا نه؟ إن‌شاءالله جلسه بعد عرض میکنمبرای همین است که خدا در قرآن میفرماید: «وَمِنَالنَّاسِمَنْیَعْبُدُاللَّهَعَلى‏حَرْفٍ» یک عدّه خدا را حرفی عبادت میکنند «فَإِنْأَصابَهُخَیْرٌاطْمَأَنَّبِهِ» اگر همه چیز به نظر آن‌ها خیر بیاید، به خدا درود هم میگویند، در راه اسلام سینه هم سپر میکنند «وَإِنْأَصابَتْهُفِتْنَةٌ» اگر آزمایش پیش آمد «انْقَلَبَعَلى‏وَجْهِهِ» دگرگون میشوند «خَسِرَالدُّنْیاوَالْآخِرَةَذلِکَهُوَالْخُسْرانُالْمُبینُ».

آقاجان! یک عنایتی کن. برای ما دعا کن که خالص شویم؛ چون ما دوست داریم سرباز شمابشویم.از این غلّ و غشها و از این وضعیت بیرون بیاییم، خالص شویم. چون میدانیم و بزرگان ما گفته‌اند: شما فقط خالصین عالم را میخرید، امّا به خودتان قسم، همه ما شما را دوست داریم.

دهه کرامت است، شما کرم کن. به حقّ این دو مولود با عظمت، به حقّ این خواهر و برادر، به حقّ عمّه جانت حضرت فاطمه معصومه(علیها الصّلوة و السّلام)و به حق جدّ مکرّمتان، قبله ایران، صاحب ما، حضرت ثامن‌الحجج(علیه آلاف التّحیه و الثّناء)، عنایتی کن ما را هم خالص کن.

آقا جان! برای ما دعا کندر راه تو قدم برداریم و فقط برای خودت و دین باشیم. اینکه عرض کردم هرشب موقع خواب دقایقی را با آقاجان صحبت کنیم، امشب این‌طور صحبت کنیم، بگوییم: آقا جان! کرامت کن، ما بیچاره‌ایم، دستمان خالی است، فقط میدانیم که شما را دوست داریم، خودشما هم این را میدانید./917/د102/ص

برچسب ها: . . .
ارسال نظرات