۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۷:۰۶
کد خبر: ۱۲۵
پژوهشگر حوزه علمیه قم:

اصلاح رویکرد فقه محوری می‌تواند به مهجوریت‌زدایی از قرآن کمک کند

رسا، سرویس فرهنگی ـ پژوهشگر حوزه علمیه قم گفت: مهجوریت قرآن را از دو بعد ظاهری و باطنی می‌توان مورد بررسی قرار داد، اما مشکل اصلی مهجوریت باطنی قرآن است.
حسين جوان آراسته

عدم توجه لازم به قرآن درجامعه از جمله نگرانی هایی است که برخی از کارشناسان علوم قرآنی با مطرح کردن مباحث آن قصد دارند تا اندیشمندان جامعه وحوزه های علوم دینی را نسبت به عواقب بد آن آگاه سازند و همچین قصد دارند با طرح موضوعات مختلف در این زمینه کانون های نقد و نظر را در مراکز علوم دینی کشور فعال سازند. گفت‌وگویی زیر نتیجه کنکاش خبرنگار خبرگزاری رسا برای بهره‌مندی از سخنان حجت الاسلام حسین جوان آراسته، پژوهشگر حوزه علمیه قم است.


رسا ـ به نظر شما آیا در جامعه کنونی ما قرآن مهجور است؟


بحث مهجوریت قرآن کریم از دو منظر قابل مطالعه و بررسی است یک مبحث مربوط به مهجوریت ظاهری قرآن است و یک بحث هم مربوط به مهجوریت باطنی و واقعی است که این مهجوریت از جهت گستره و قلمرو نیز قابل تقسیم بندی است یعنی گاهی اوقات ما همین مهجوریت را چه از نظر ظاهری و چه از نظر واقع در داخل کشور مورد بررسی قرار می‌دهیم و گاهی اوقات آن را در جوامع اسلامی تحلیل می کنیم که این مورد طیف گسترده تری را در بر می‌گیرد، ولی اگر بخواهیم درخصوص کشورمان که داعیه ترویج ارزش‌های قرآنی و تعهد به این ارزش‌ها و اصول قرآنی را پس از انقلاب اسلامی دارد و افتخارش این است که یک کشور قرآنی است مهجوریت را دنبال کنیم باید گفت در بعد ظاهری در مقایسه با پیش از انقلاب اسلامی ما تحولات فراوانی را در زمینه اقبال و گرایش به قرآن داشته‌ایم و بحث تربیت قاریان،حافظان و قرآن پژوهان در ابعاد مختلف تحول مثبتی بوده است، درحالی که قبل از انقلاب این مسایل به این صورت فراگیر نبود. آثار قرآنی که امروز منتشر می‌شود، نشریات قرآنی که در دسترس قرآن پژوهان و علاقمندان به قرآن قرار دارد، برنامه‌ها، نمایشگاه‌ها و مسابقات قرآنی و اختصاص شبکه‌های رادیویی و تلوزیونی ویژه قرآن به گونه‌ای است که اگر کسی در صدد آموختن معارف قرآنی باشد زمینه و بستر بسیار مناسبی در اختیار دارد. همچنین ما در سطوح آموزش عالی کشور، دانشگاه‌های قرآنی داریم که دانشجویان فراوانی را تربیت می‌کند در هر حال آهنگ گرایش به قرآن یک آهنگ فراگیر است و به نوعی ارزش گذاری در مساله قرآن، چه تلاوت، حفظ و فهم آیات و چه انتشار مقالات و کتاب‌های قرآنی و تفسیری که وجود دارد ما را به این نتیجه می‌رساند که بعد از انقلاب شاهد رشد چشم‌گیر فعالیت های قرآنی بوده‌ایم.


رسا ـ درمقایسه با سایر کشورهای مسلمان آیا در رفع مهجوریت ظاهری به جایگاه اصلی و مطلوب رسیده‌ایم ؟


در مقایسه با کشورهای اسلامی نسبت به بعضی از آنها وضعیت بهتری داریم و نسبت به برخی دیگر مانند عربستان و مصر کمی عقب‌تر هستیم، مثلا اهتمامی که کشور عربستان نسبت به همین ظواهر قرآنی دارد بر اساس آمار وگزارش‌هایی که دیده می شود این است که آهنگ ظاهری در آن جا پر رونق‌تر است. در مصر دانشگاه الازهر تا آن جا که اطلاع دارم شرط پذیرش در تمام رشته‌های خود را حفظ کل قرآن یا حداقل بخشی از قرآن کرده است. البته همان طور که می‌دانید رشته‌های تحصیلی دانشگاه الازهر فقط معارف اسلامی نیست، بلکه رشته های علوم تجربی هم دارد، درحالی که ما چنین شرطی را در کمترین سطح هم برای دانشجویان علوم قرآنی نداریم، از این رو اگر مقایسه هم نکنیم و بخواهیم وضعیت خودمان را با وضعیت مطلوب بسنجیم، به طور طبیعی جایگاه قرآن فراتر از آن چیزی است که امروزه داریم، برای همین در حد ظاهری هم نمی توانیم ادعا کنیم حق قرآن را نسبت به جایگاهی که باید داشته باشد رعایت کرده‌ایم.


رسا ـ منظورتان از مباحث ظاهری چه مواردی است؟


منظور از نخستین مرحله فراگیری قرآن تا بحث تجوید، فهم، ترجمه و ابعاد مختلف دیگر است به گونه‌ای که اگر کسی از بیرون بخواهد ظواهر قرآنی را در چنین جامعه‌ای ارزیابی کند بگوید از نظر ظاهر خوب است وگرنه مثلا روخوانی تنها کف قضیه و کمترین انتظار است


رسا ـ آیا همین کمترین انتظار محقق شده است؟


چنان چه عرض کردم در مقایسه با قبل از انقلاب خیلی فرق کرده اما هنوز در جامعه هنوز مشکل روخوانی داریم چه برسد به تجوید قرآن. درهر صورت همه این ها به مهجوریت ظاهری قرآن برمی گردد اما بحث اصلی و اساسی مربوط به مهجوریت باطنی است که حتی ما با فرض این که دربخش ظاهری نمره مثبتی داشته باشیم اگر بخواهیم بگوییم قرآن در متن زندگی فردی یا اجتماعی امت اسلامی حضور دارد و ایفای نقش می کند مساله پیچیده‌ای است و واقعیت قضیه این است که با این قضیه مشکل داریم یعنی این مساله را باور نداریم. نمونه‌ای ذکر می کنم که نشان از این واقعیت است که ما چقدر نسبت به این کتاب آسمانی دغدغه داریم، قرآن میفرماید «هنگام تلاوت قرآن سکوت کنید» همین دستور الهی را بررسی کنید و ببینید در جامعه وقتی در محیطی قرآن تلاوت می‌شود اقشار مختلف تا چه اندازه به این دستور عمل می کنند و ساکت می‌شوندو اگر یک نفر بزرگتر در جایی باشد و صحبت کند و دو نفر با هم حرف بزنند این یک نوع بی ادبی تلقی می شود در حالی که وقتی قرآن با ماحرف می زند ما رعایت نمی کنیم، همین یعنی مهجوریت، یعنی ترک کردن، شاید ما در بعد ظاهری بسیار خوب مسائل را رعایت کنیم، اما زمانی که ادب قرآنی نباشد یا جوان‌ها ادب قرآنی نداشته باشند فایده‌ای ندارد.


رسا ـ آیا این مساله از یک نوع ناآگاهی سرچشمه نمی گیرد؟


بله اگر شما بخواهید از علل مهجوریت صحبت کنید که چه عواملی باعث این مساله شده یکی از عوامل همین عدم شناخت است، یعنی ما متولیان جامعه، جایگاه و مرتبت قرآن را یا نشناخته ایم یا نشناسانده‌ایم یا به آن تاکید نکرده و حساس نبوده ایم، حضرت امام خمینی(ره) تعبیر جالبی دارند که «اگر قرآن نبود باب معرفت الله الی الابد بسته می شد» اصلا اگر ما بخواهیم خدا را بشناسیم کلید و راهش قرآن است، چرا که یکی از بسترهای خداشناسی به تعبیر امام(ره) شناخت قرآن است، اگر این باور در جامعه حاکم شود طبیعی است بینش ما نسبت به قرآن کریم متفاوت خواهد شد.


رسا ـ بعضی ازکارشناسان مهجوریت قرآن را ناشی از تقدس بیش ازاندازه آن در جامعه می‌دانند به گونه ای که مردم برای حفظ این تقدس ترجیح می دهند سراغ آن نروند.


البته قرآن مقدس است و در این مساله جای هیچ شک و تردیدی نیست، اما این که نرفتن مردم به سمت قرآن را با مقدس بودن آن گره بزنیم شاید خیلی درست نباشد. نمی توانیم بگوییم اگر عده‌ای به قرآن مراجعه نمی‌کنند به خاطر این است که برای قرآن هاله‌ای از قداست قائلند و این مانع از مراجعه به قرآن است؛ قرآن درعین حالی که مقدس است خودش توصیه کرده مه مردم در آن تدبر و تعقل کنند، این یعنی به سمت قرآن بروید.


رسا ـ آیا توصیه های ما باعث نشده مردم فکر کنند برای فهمیدن قرآن نیاز به علوم و فنون خاصی است؟


آن چیزی که از سوی بزرگان گفته شده به این خاطر بوده که کسی قرآن را بدون پیش نیازها و صلاحیت لازم تفسیر یا تاویل نکند. جایگاه قرآن جایگاهی است که برای تفسیر آن کسانی باید بیایند که حداقل های صلاحیت را داشته باشند تا آن روایاتی را که مساله تفسیر به رای را مطرح و با شدت با تفسیر به رای مخالفت کرده رعایت شود و افراد با بی موالاتی نسبت به قرآن برخورد نکنند.


اما از طرف دیگر هم واضح است که همگان می توانند ازقرآن استفاده و در آن تدبر کنند، کسی این مطلب را نفی نکرده است، ولی وقتی تعقل و تدبر کردید و به برداشتی رسیدید برداشتتان را با افرادی که صاحب نظر هستند مطرح کنید و برداشت‌های خود را خیلی راحت به قرآن نسبت ندهید.


هیچ کس نگفته کسی سراغ قرآن نرود و در آن تدبر نکند. یک دانش آموز مقطع راهنمایی هم می تواند سراغ قرآن برود و در آن تدبر کند. اما یک وقت کسی نظر خودش را به عنوان اینکه نظر قرآن است ترویج می کند که این درست نیست، در تخصص های علوم تجربی هم همین گونه است افرادی که صلاحیت نظر دادن در حوزه ای را نداشته باشند نمی تواند اظهار نظر کنند.


رسا ـ آیات قرآن پیچیده و عمیق است یا واضح و روشن؟


آیات قرآن از جهت فهم متفاوت است. فهم برخی از آیات خیلی سنگین و سخت نیست و شخص می‌تواند با یک ذهن صاف و بی شائبه مراجعه کند و آیات را به خوبی بفهمد، اما برخی از آیات آن بسیار پیچیده و دقیق است به گونه‌ای که با اطلاعات محدود نمی‌توان آن را درک کرد، فهم آن نیاز به تسلط و دیدن روایات دارد.


رسا ـ پیامبر گرامی اسلام(ص) تا چه اندازه نسبت به تفسیر قرآن اهتمام داشتند؟


یکی از ماموریت های پیامبر گرامی اسلام(ص) مساله تبین قرآن بوده است «وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس» این یکی از دستوراتی است که خداوند به پیامبر می دهد که تو مفسر و مبین قرآن کریم هستی؛ این نشان می دهد یک سری از آیات قرآن تا تبیین نشود مراد واقعی را برای مردم مشخص نمی کند و نمی توان عمق مسائل قرآنی را دریافت. پیامبر اسلام(ص) فرصت نکردند همه مسائل قرآنی و احکام شرعی را بیان کنند، و بخش عمده‌ای از آن به اهل بیت عصمت وطهارت(ع) واگذار شد. این حدیث نیز که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «من دو چیزگرانبها رابرای شما به ارمغان می گذارم» ناظر به همین است که کتاب خدا جدای از من و عترت نیست و این کتاب همواره در کنار خودش احتیاج به مفسر دارد؛ بنابراین بخشی از تفسیر و تبیین قرآن بر دوش اهل بیت(ع) گذاشته شد.


رسا ـ ما در حوزه های علمیه روایت محور هستیم یا فقه محور؟


از مرحوم شیخ عبد الکریم حائری شیرازی نقل شده است که ایشان در رابطه با کتاب و سنت فرمودند اهل سنت کتاب را گرفته و سنت را رها کردند، شیعان کتاب را اهتمام نکرده و سراغ سنت رفتند، بنابراین هر دو یک نقص و کوتاهی دارند روایت‌محور بودن حوزه های ما شاید ناظر به همین موضوع باشد.


از قدیم الایام رشته‌های فقه واصول نسبت به رشته‌های دیگر حوزه مانند معارف قرآن، تاریخ اسلام ،عقاید و کلام از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و جایگاه محوری داشته است، البته این فقه محورشدن تبعات و آثار متعددی را به دنبال داشته است، یکی از این آثار این بود که افرادی که می خواستند در حوزه جایگاهی داشته باشند اگر عالی‌ترین مفسر قرآن هم بودند، اما فقاهت آنها کم رنگ بود مورد بی توجهی واقع می شدند، در حالی که اگر گرایش به فقه در قله خودش که مرجعیت بود با سایر قله‌ها یکسان دیده می‌شد مشکلات هم از بین می رفت از این رو تا نوع تفکر حوزه این است همین مسیر طی خواهد شد.


رسا ـ قرآن بر اساس روایات ثقل اکبراست آیا عملکرد ما با این روایات هم‌خوانی دارد؟


همه قبول دارند قرآن ثقل اکبر است. شما وقتی به لحاظ نظری چنین ایده‌ای را با بزرگان مطرح می‌کنید اظهار تاسف و نگرانی می‌کنند ولی خودشان هم می گویند ما گرفتاریم شاید یکی از دلایلش هم این باشد که آن چیزی که به لحاظ کاربردی بروز بیشتری دارد و عینی تر است و به آن در جامعه بیشتر نیاز است، فقه است و این مساله را نمی توان انکار کرد چون این احکام شرعی است که در جای جای زندگی ما جاری است و باید اعتراف کرد که عمده این ها از سنت گرفته می‌شود نه از قرآن، چون قرآن به کلیات می پردازد، شما مسائل نماز و حج را ببیند مگر قرآن تا چه اندازه به این مسائل پرداخته است از این رو فقه است که با زندگی مردم درگیر است.


رسا ـ راه‌های زدودن مهجوریت قرآن را بیان فرمایید.


یکی از راه ها به تغییر نگاه ما در رابطه با فقه و اخلاق برمی‌گردد، شما می توانید یک جامعه فقهی داشته باشید، جامعه‌ای که همین احکام شرعی را یا با میل و رغبت یا با الزام قانونی انجام بدهد، ولی در عین حال همین جامعه ممکن است یک جامعه تهی از اخلاق دینی و قرآنی باشد که متاسفانه بعضی از این بد اخلاقی‌ها هم اکنون مشهود است، تغییر نگاه و رویکردی که عرض کردم ناظر به همین نگاه است، واقعا اگر ما به دین مراجعه کنیم آیا می توانیم چنین حکمی دهیم که ارزش‌های فقهی از ارزش‌های اخلاقی بالاتر هستند؟ اگر ما به این باور برسیم و به این نکته با یک تامل بیبشتری نگاه کنیم که جامعه مد نظر دین چه جامعه ای است آیا فقط جامعه فقهی مدنظر است یا جامعه اخلاقی هم مد نظر بوده، شاید تا اندازه ای مشکلات ما حل شود.

ارسال نظرات