روایتی متفاوت از پیادهروی آیتالله وحید در سوگ امام صادق
خبرگزاری رسا – همزمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) قدمهای عزاداران صادق آلمحمد(ع) با قدمهای مرجع تقلید آیتالله وحید خراسانی همراه شده بود. تعداد روحانیون بیش از همه توی چشم میزد. بعضیها هم پابرهنه بودند و سر و دو طرف شانههای خود را گل مالیده بودند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا به رسم هر ساله، حضرت آیتالله وحید خراسانی در بزرگداشت عزای رییس مذهب جعفری از بیت خود به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(ع) حرپیادهروی میکند و من نیز امروز برای شرکت در این مراسم به سمت بیت ایشان در خیابان صفاییه قم حرکت کردم. اطراف حرم خلوت بود و اطلاعیه حضور آقای وحید در راهپیمایی امروز به چشم میخورد.
بلندگوها و داربستهایی که در ابتدای خیابان صفاییه نصب کرده بودند نشان میداد که اتفاقاتی خواهد افتاد. در کوچه 23 موکت پهن کرده بودند. وارد که شدم، یک روحانی ایستاده به ما خوشآمد میگفت. قاری داشت قرآن ابتدای مجلس را میخواند؛ چیزی میان ترتیل و قرائت. قرآن را خیلی به خودش نزدیک میکرد و دوتا عصای خودش را گذاشته بود کنارِ دستش. جمعیت داخل بیت اغلب سیاه پوشیده بودند و تک و توکی پیراهنهای رنگی در مجلس میدیدی. به قرائت قرآن گوش دادم که یکباره کسی آمد و بویِ اسفند را توی هوا راه میانداخت. بعد از قرائت قرآن، زیارت آلیاسین خوانده شد و بعد هم نوبت سخنرانی بود: «خدایا این مردم عزاداران من هستند، بدنهای عزاداران و محبین اهلبیت(ع) پیشت امانت باشد و در قیامت آنها را به ما برگردان...»
سخنران بعدی مسنتر بود و درباره سختیهای دوران امام صادق(ع) مطالبی را بیان کرد: «امام صادق(ع) زحمات سختی را تحمل کرد. ایشان با غلات، ملحدین و زنادقه باید مبارزه میکرد. زحمات امام ششم به ثمر نشست و از ثمره همین زحمات است که مذهبِ ما مذهبِ جعفری است»
روضهاش را مختصر خواند و مصیبتهای بر اهلبیت(ع) را مکشوفه بیان نکرد. گوشه مجلس دو پرچم قرمز رنگ بود و زیرش نوشته شده بود: پرچم مقدس گنبد سیدالشهدا با این دو جمله رویش: یا قائم آل محمد و یا قمر بنیهاشم. آخرین سخنران با ویلچر میآمد کنارِ منبر و متذکر شد اهمیت تعظیم شعائر را. کاری که امروز صورت گرفت: پیادهروی عزادرانِ صادق آل محمد(ع) همراه با مرجع عالیقدر آیتالله وحید خراسانی.
بعد از سخنرانی آخر بیرون آمدیم و گفتند که آقای وحید هم در میان جمعیت است. مداح میخواند: ای غریبِ مظلوم، یا امامِ صادق و مردم هم تکرار میکردند.
تا جایی که کوچه موکت شده بود پیش رفتیم و بعد از آن حرکت سریعتر شد تا رسیدیم به خیابانِ اصلی: صفاییه. جمعیتی از قبل آنجا منتظر بودند و به عزادارانِ حرکتکرده از بیت پیوستند. هوا آفتابی بود و باد ملایمی صورتها و گردنها را نوازش میکرد. از هر قشری در میان دسته عزادارِ حرکتکننده به سوی حرم حضرت معصومه(ع) شرکت کرده بودند که تعداد روحانیون بیش از همه توی چشم میزد. بعضیها هم پابرهنه بودند و سر و دو طرف شانههای خود را گل مالیده بودند و برخی هم بدون خجالت کشیدن از کسی اشک میریختند. مردم حضرت آیتالله وحید را مشایعت می کردند و جمعیت با قدمهای آهسته ایشان همراه شده بود. گاه به اشاره مداح دستها یکپارچه بالا میرفت بر روی سرها کوفته میشد. با عوض شدن دم، دستها بر روی سینهها قرار میگرفت:
حق امامتت عجب عاقبت ادا شد
که پاره پاره جگرت از ره جفا شد
مداح به تشییع باشکوه پیکر امام صادق(ع) اشاره میکند و گریزی میزند به سمکوب شدن جسد تکه تکه امام حسین(ع) و بعد هم مصیبت حضرت فاطمه(س) را به یاد جمعیت می آورد. در گوشهای از خیابان با شربت کامِ عزاداران حضرت صادق(ع) را تازه میکردند.
تا حرم راهِ زیادی نبود، اما جمعیت به کندی پیش میرفت و نزدیکیهای حرم کسانی را میدیدی که گوشه و کنار نشستهاند و توی حال خودشان رفته بودند. یک روحانی به درختی تکیه داده بود و با دست صورتش را پوشانده بود تا به راحتی اشک بریزد. زنان مسافری که با خود نجوا میکردند و کسانی که آمده بودند روی بالکن یکی از مسافرخانههای خیابان ارم و همهشان عرب بودند و به خیل دوستداران اهلبیت(ع) مینگریستند.
به حرم که رسیدیم نشستیم روی زمین و مداح به مصیبتهای اهلبیت(ع) اشاره کرد. بعد سربرگرداندیم به سمت کربلا و سلامی بر اباعبدالله الحسین(ع) فرستادیم و آخرین سلام نیز در جوار حضرت معصومه(ع) به ایشان بود./914/پ201/ج
ارسال نظرات