۰۵ مهر ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۸
کد خبر: ۱۳۹۶۵۹
در گفت و گو با محقق علوم سیاسی، بررسی شد:

مبانی جهاد در اسلام و حدود اختیارات ولی فقیه در جنگ

خبرگزاری رسا - محقق علوم سیاسی، با اشاره به نقش عالی مدیریتی ولی فقیه در جامعه اسلامی، گفت: رهبری داهیانه امام خمینی موجب شد تا در جنگ جهانی استکبار علیه ایران سربلند بمانیم.
سخاوتي
 
 
بر طبق آیات قرآن، مؤمنان باید برای حراست از جان، مال، سرزمین، مکتب و آرمان های رفیعی چون عزت و کرامت خویش با مهاجمان و متجاوزان بجنگند.

در دوران دفاع مقدس، رزمندگان اسلام با تمسک به آموزه های قرآن در مقابل ستم ایستادند و از عزت و شرف، استقلال، ‌تمامیت ارضی نظام مقدس جمهوری اسلامی ددفاع کردند.
 
از منظر رزمندگان، دفاع در برابر دشمن یک تکلیف بود و سکوت در برابر تجاوز، ‌گناهی بزرگ و ستمی نابخشودنی. رزمنده ای در نامه به مادر خود، ‌حضورش را در جبهه این گونه تبیین می کند:‌ « مادرم اگر با همه ی ناراحتی هایت به حبهه می آیم، ‌باید به من حق بدهی؛ زیرا اگر دزدی به خانه ی آدمی بیاید، ‌قتل و غارت و تجاوز مرامش باشد،
‌1500 روستا را با خاک یکسان کند، باید در برابرش ایستاد و دفاع کرد... . آخر مادر! به کدامین حق و حقیقت و مرام، ‌آدمی ساکت بماند، آیا این سکوت، همراهی با ظلم نیست؟!» رزمنده ای در خاطرات خود می نگارد: « جنگ همین است، ‌کشتن و کشته شدن؛ ولی چه باک، ‌جنگ ما بر مبنای اصول و برای انجام وظیفه و تکلیف است.»

تقبیح تجاوز و تقدیس دفاع و حرام دانستن ظلم و تجاوز و و ستم پذیری از مهم ترین نکاتی است که حضرت امام(ره) در طول دفاع مقدس بر آنها پای می فشرد و بر اساس آن، حقانیت رزمندگان اسلام را در دفاع تبیین می نمود و می فرمود: همان طوری که ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است، ما دفاع مقدس می خواهیم بکنیم یعنی ما می خواهیم از آبروی اسلام، از آبروی کشور اسلامی دفاع بکنیم. این یک دفاعی است که عقل و اسلام هر دو با آن موافقند.

مبانی مشروعیت جنگ در اسلام و حدود و ثغور آن، با نگاهی تطبیقی به دفاع مقدس را با حجت الاسلام نصر الله سخاوتی،
عضو هیأت علمی جامعة المصطفی العالمیه و از کارشناسان مسائل سیاسی و تاریخی به بحث و بررسی نشسته ایم که خدمت خوانندگان خبرگزاری رسا تقدیم می شود.

رسا- لطفا جایگاه جهاد در فقه شیعی را تبیین فرمائید و بیان کنید چرا مباحث جهاد در برهه هایی از تاریخ علمی شیعه، چندان مورد توجه قرار نگرفته است و به گونه ای با بی مهری علمی روبرو گشته است؟

جایگاه جهاد در فقه سیاسی اسلام با توجه به تاریخچه فقه سیاسی نمایان می شود، تاریخچه فقه سیاسی اسلام نیز به تاریخ فکر اسلامی و اندیشه سیاسی اسلام باز می گردد، در حقیقت مسلمانان بلافاصله بعد از هجرت از مکه به مدینه با محوریت و رهبری پیامبر اکرم(ص) به فقه و انواع رویکردهای فقهی دست یافتند، لذا فقه سیاسی و فقه عمومی اسلام به زمان صدر اسلام باز می گردد و اینگونه نیست که فردی تصور کند از مسائل مستحدثه و تازه مطرح شده است.

مسلمانان پس از هجرت از مکه به مدینه، حول محور رهبری بلا منازع یعنی حضرت ختمی مرتبت گرد آمدند و در مقابل دشمنان به دفاع از خود پرداختند و با وحدتی مثال زدنی مقاومت و پایداری کردند.

پیامبر اکرم(ص) در زمره اولین اقدامات خود در مدینه، مسجدی را بنا نهاد و این مرکز فعالیت های عبادی و غیر عبادی مسلمانان گشت و نقل شده است محاکمه افراد خاطی و رفع خصومت ها در مسجد انجام می شد.
 
برای ادامه و استمرار حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان یک نیاز عمومی دیده می شد و آن فقه و احکام اسلامی بود که در قالبی مشخص به مردم عرضه می شد و این دستورت الهی عالی ترین قوانین و دستورات فردی و اجتماعی را دربر داشت.

فقه سیاسی عبارت از آن دسته قضایایی است که موضوع آن سیاسی و محمول آن فقهی باشد، به عنوان نمونه می گوئیم حکومت واجب است و بعد به لحاظ عقلی و شرعی وارد بحث از این وجوب می شویم.

فقه سیاسی اسلامی بخشی از فقه عمومی بود که به مدت مدید اندیشمندان اسلامی کمتر به آن پرداخته اند، علت آن نیز این است که بعد از امیر المومنین(ع) سرنوشت حکومت های اسلامی به انحراف کشیده شد و به همین دلیل فرصت کافی برای جلوه گری فقه سیاسی در نظریات اندیشمندان اسلامی رخ نداد و بنا براین اندیشمندان شیعی مباحث فقه سیاسی را در دوران بعد از غیبت کبری به صورت پراکنده در مباحث فقه عمومی( فردی و اجتماعی) ارائه داده اند.

در حقیقت این گونه نبود که فقهای اسلامی از مباحث فقهی سیاسی خود داری کنند اما در عین حال نمی توانستند به روشنی مباحث ولایت فقیه را در عصر غیبت مطرح کنند و به مباحثی همچون جهاد و دفاع دامن زنند، اما این شرایط موجب نشد تا فقیهان مضمون این احکام را متذکر نشوند و به همین دلیل احکام خراج، حکومت جور، حدود و تعزیرات در جای جای فقه به صورت پراکنده مطرح شده است که برای این که این گونه مباحث را از عالمان گذشته به دست آوریم باید به فهرست مطالب فقیهان در دوره های تاریخی گوناگون نظری بیفکنیم.

رسا - مشروعیت جهاد در اسلام چگونه است و بر چه مبانی فکری استوار است؟

برای روشن شدن مبانی دفاع و جهاد در اسلام باید توجه داشته باشیم که جهاد دارای دو نوع ابتدائی و دفاعی است، شهید مطهری کتابی با عنوان جهاد دارد که می کوشد تا تمامی اقسام جهاد را به جهاد دفاعی برگرداند، اما باید توجه داشت که نمی توان از بحث فقهی جهاد صرف نظر کرد؛ یعنی همه اندیشمندان اسلامی و خود شهید مطهری قبول دارند که در فقه با دو نوع جهاد ابتدایی و دفاعی روبرو هستیم و احکام جهاد حول این دو محور می چرخد.

بحث شهید مطهری همچون بیان امام  خمینی است که در مباحث اخلاقی و عرفانی می گوید هیچ گناهی علیه خداوند کوچک نیست و از این جهت بین گناه کبیره و صغیره فرقی نیست. اما ایشان وقتی در مباحث فقهی وارد می شود گناه را به کبیره و صغیره تقسیم می کند و حکم هر کدام را بیان می کند.

به هر حال اگر لشگر اسلام قبل از حمله دشمن یا تهدید جدی وارد جنگ شود، این جهاد ابتدائی است که بسیاری از فقیهان اعتقاد دارند تنها امام معصوم می تواند حکم جهاد ابتدائی را صادر کند که امام خمینی در تحریر الوسیله همین نظر را مطرح کرده و پذیرفته اند.

جهاد دفاعی در مقابل تهاجم دشمن است که مسلمانان در مقابل طغیان دیگران مقاومت کرده و دفاع می کنند؛ این نوع از دفاع نیازمند استیذان و اجازه از هیچ کس نیست و بر همه واجب است؛ یعنی چنانچه مسلمانان در مقابل این تهاجم از خود دفاع نکنند، در پیشگاه خداوند بخشیده نخواهند شد.

دفاع حکمی عقلی و شرعی است و احدی از عقلا با آن مخالفت ندارد و همه این را پذیرفته اند که در مقابل هجمه دشمن نه تنها می توان بلکه باید از خود دفاع کرد.

جنگ هشت ساله ایران که بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی ایران بر ما تحمیل شد از همین قبیل بود و لذا به دفاع مقدس عنوان گرفت؛ یعنی ما ایرانیان هیچ نگاه طمعی به کشور دیگر نداشتیم، اما از آنجا که استکبار جهانی پس از هر انقلابی، جنگ ویژه ای را بر او تحمیل می کند بر ما نیز جنگی تحمیل شد، چرا که که به زعم خودشان می توانستند ما را در فرصتی کم به زانو درآورند اما رهبری داهیانه امام خمینی(ره) و آمادگی مردم و این اعتقاد که این جنگ هرچه به طول بینجامد، ما در نهایت پیروز خواهیم شد، دشمن را در هدفش ناکام ساخت.

جنگ عراق علیه ایران حقیقتا با همراهی تمامی دنیا به سرکردگی استکبار جهانی و مزدوری عراق علیه کشورمان بود و می توان آن را جنگ احزاب خواند که دولت های گوناگون با تمامی اختلاف ها بر سر شکست ایران هم قسم شده بودند.

این نکته قابل توجه است که در یک جهاد دفاعی نظیر جنگ عراق علیه ایران، حرکت دفاعی ما یک جهاد دفاعی تمام عیار بود که هیچ نیازی به حکم حاکم شرعی یا ولی فقیه و حتی امام معصوم(ع) نبود.

در دوران غیبت حضرت ولی عصر(عج) چون دستمان از امام معصوم(ع) کوتاه است و حضرتش در پس پرده غیبت است، ولی فقیه می تواند در برخی امور جزئی و کلی این گونه جهاد ها دخالت کند که در اینجا می توان به دو دیدگاه اشاره کرد، آیت الله بروجردی معتقد بود نه تنها در جهاد دفاعی که حتی در جهاد ابتدائی نیز ولی فقیه در زمان غیبت کبری قائم مقام معصوم(ع) است و می تواند حکم جهاد صادر کند، اما امام خمینی قائل بود که ولی فقیه و رهبر غیر معصوم(ع)فقط می تواند در جهاد دفاعی دخالت کند، اما در جهاد ابتدایی حق مداخله ندارد که فتوای ایشان در مساله نهم مباحث جهاد و دفاع تحریر الوسیله منعکس شده است، اگرچه گفته می شود امام خمینی نیز در اواخر عمر شریفشان به نظر حضرت آیت الله بروجردی تمایل پیدا کردند.

رسا- لطفا با در نظر گرفتن اختیارات ولی فقیه، بفرمائید وی چه نقشی در مدیریت جنگ می تواند ایفاء کند، به عبارت دیگر در مدل سیاسی اسلام حاکم شرع چه اختیاری در جنگ، کیفیت جنگ و اختیار ادامه یا پذیرش صلح دارد؟

در بحث جهاد دفاعی اگرچه به حکم مجتهد جامع شرایط در اصل مشروعیت نیازی نداریم، اما در چگونگی پیکار و مقاله با دشمن و ترسیم خط مشی برای پیروزی بر دشمن، نیازمند رهبری واحد و وحدت هستیم.

مساله رهبری مشروع و مقبول به خصوص در جهادهای اجتماعی و طولانی دارای اهمیت بیشتری است و قدرت های مدیریتی فقیه را بیشتر نشان می دهد.

نقش ولی فقیه در مسائل جنگ و صلح در نگاه اسلامی بسیار کلیدی و حائز اهمیت است و نمی توان بدون محوریت ولی مشروع و مقبول به پیروزی رسید؛ اگر جامعه ای بخواهد اسلامی اداره شود و از شر بیگانگان حفظ شده و بر روی پای خود بایستد و طعم استقلال در تصمیم گیری را بچشد، باید رهبری معصوم وار و رهبری امام گونه، محور تصمیم گیری را بر عهده گیرد که در انقلاب اسلامی ایران هم دیده شد که مردم با طرد بیگانه و شعار نه شرقی نه غربی، رهبری امام خمینی(ره) را پذیرفتند و در نتیجه جنگ و صلح ما پیروزمندانه بود.

در جنگ تحمیلی، دشمن مدت ها بود که در صدد بود تا همان گونه که جنگ را بر ما تحمیل کند، صلح را نیز تحمیل کند؛ امام خمینی در مقابل پشنهاد صلح تحمیلی مقاومت می کرد تا موقیعت خاص دوران پذیرش قطعنامه پیش آمد که پیام امام خمینی مبنی بر نوشیدن جام زهر، اجبار در پذیرش قطعنامه را نشان می دهد، البته این اجبار از سوی دشمنان نبود بلکه از آنجایی که امام خمینی بر اساس عزت، حکمت، مصلحت حرکت می کرد، نمی توانست مصالح را نادیده بگیرد؛ مثل دفاع مقدس همچون جنگ صفین بود که جنگ و صلحش بر امیر المومنین(ع) تحمیل شد.

حاصل سخن اینکه مدیریت فقهی جامعه اسلامی توسط ولی فقیه موجب شد تا صلح و جنگمان هر دو به جا باشد.
 
/909/گ403/ر

 
ارسال نظرات