۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۰
کد خبر: ۱۴۵۸۷۲
فقیه آگاه (21)؛

آیت‌الله گلپایگانی ماشین ضدگلوله را قبول نکرد

خبرگزاری رسا ـ راننده مرحوم آیت‌الله گلپایگانی گفت: پس از انقلاب برای آیت‌الله گلپایگانی ماشین ضدگلوله فرستادند و ایشان قبول نکرد، داماد آقا آمد و گفت وضع بد است و ممکن است خطری پیش بیاید و الان نیاز به ماشین ضد گلوله است؛ آقا یک هفته به اجبار با این ماشین به درس رفتند و برگشتند، نزدیک ماه رمضان بود که گفتند من می‌خواهم با ماشین خودم بروم و برگردم.
فقيه آگاه به روايت تصوير / حضرت آيت الله سيد محمدرضا گلپايگاني
حبیب کمالیان، راننده مرحوم حضرت آیت‌الله گلپایگانی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا به بیان خاطراتی از این مرجع تقلید پرداخت و گفت: من در ابتدا در اتوبوس‌های شهری کار می‌کردم، دکه‌ای برای کنترل ماشین‌ها جلوی گذرخان گذاشته بودند، شهرداری از وجود این دکه ناراحت بود و می‌گفت شهر را زشت کرده است، ماشین‌ها را فروختند، قم بدون ماشین (اتوبوس) شد و کارگرها بیکار شدند، مرحوم حجت‌الاسلام کوثری روضه‌خوان امام(ره) من را به حجت‌الاسلام مهدی گلپایگانی، فرزند آیت‌الله گلپایگانی معرفی کرد که این موضوع لطف امام زمان(عج) بود.
 
در زمانی که وضعیت مالی دفتر حضرت آیت الله گلپایگانی از نظر دریافت وجوهات با مشکل مواجه بود، با این حال در این بی‌پولی، ایشان در لندن یک مرکز اسلامی ساختند، ایشان موضوع را با مسؤول امور خیریه خودشان هماهنگ کردند و یک نفر که تاجر آهن و میلیاردر بود به دلیل آبرو و وجهه آیت‌الله گلپایگانی در این زمینه کمک کردند.
 
در لبنان جنگی رخ داد و بچه‌های شیعیان یتیم شدند، ایشان گفتند که بچه‌های یتیم را می‌برند و یهودی و ارمنی بار می‌آورند، از این رو در لبنان ساختمان چند طبقه‌ای تأسیس کردند و افراد مطمئنی را برای سرپرستی این بچه ها در نظر گرفتند و امام موسی صدر را مسؤول این مؤسسه قرار دادند.
 
در همان زمان پیش از انقلاب می‌گفتند که وضع دختران شیعه در هندوستان بسیار بد است، ایشان با آیت‌الله صافی رفتند و بررسی کردند و معلوم شد که این حرف درست است؛ گفتند که این‌جا خانمی که استاد خیاطی باشد وجود دارد؛ به ایشان گفتند اگر چرخ خیاطی برای دختران شیعه بخریم حاضر هستید که به آنان خیاطی یاد دهید، پذیرفتند، 12 چرخ خیاطی خریداری و در اختیار وی قرار دادند و 12 دختر شیعه در آن جا به خیاطی مشغول شدند که بعدها این کار گسترش پیدا کرد و به صادرات لباس هم رسید و نزدیک 1500 دختر شیعه در آن‌جا گذران عمر می‌کنند.
 
برای آیت‌الله گلپایگانی ماشین ضدگلوله فرستادند
 
ماشین ایشان پژو 404 بود، پس از انقلاب برای آیت‌الله گلپایگانی ماشین ضدگلوله فرستادند و ایشان قبول نکرد، داماد آقا آمد و گفت وضع بد است و ممکن است خطری پیش بیاید، الان نیاز به ماشین ضد گلوله است؛ آقا یک هفته به اجبار با این ماشین به درس رفتند و برگشتند، نزدیک ماه رمضان بود که گفتند من می‌خواهم با ماشین خودم بروم و برگردم.
 
آیت‌الله گلپایگانی خیلی مهربان و رئوف بودند، ماه مبارک رمضان شد، آقا مبلغی را به کارکنان بیت می‌دادند، فردی را مسؤول کردند که کارگرها را بشمرد و ببیند چند نفر هستند و به ازای هر نفر 10 تومان کمک خرجی بهشان می‌دادند،‌ از من پرسیدند چند نفرید؟ گفتم شش نفر اما 40 تومان بهم دادند، من ناراحت شدم اما ابدا این ناراحتی خودم را به کسی ابراز نکردم، وقتی آقا را بردم درس ایشان رو کردند به من و گفتند شما که ما را بردی درس حقی به گردن ما پیدا کردید و 30 تومان به من دادند و این شد که آن ناراحتی من را آقا جبران کردند.
 
من هم سرپرستی برای شما هستم
 ماشینی که از محل پول وجوهات تأمین می‌شد دستمان بود و من مراقب بودم که از آن استفاده شخصی نکنم، حضرت آیت‌الله گلپایگانی هم به من اعتماد داشتند و می‌گفتند ماشین را نمی‌خواهد بیاوری بیت،‌ برای استراحت ماشین را ببر منزل و بعد برگردان، یک روز خانواده اصرار کردند و گفتند بازار که می‌روی ما را هم ببر،‌ بهشان گفتم که نمی‌شود اما اصرار زیاد کردند و گفتند که از خشک مقدسی دست بردار و تا دم بازار مرا ببر، ‌من سوارشان کردم و از مسیر معمولی قدری هم بیشتر ماشین را بردم، همان شب خواب دیدم که حاج‌آقا جواد، پسر بزرگ ایشان عبایش را دست گرفت، از پله‌ها آمد بالا و به من گفت «کمالی چرا خلاف می‌کنی؟» بعد بهم گفتند که ده تومان جریمه‌ات می‌کنم بیدار شدم و با خودم گفتم که آقا از کجا خبر دارند که من این کار را کردم.
 
فردای آن روز هنوز آقا لباسشان را نپوشیده بودند رفتم داخل و بهشان گفتم خوابی دیدم و من خانواده‌ام را سوار ماشین بیت کردم و آقا جواد به من گفته که ده تومان جریمه‌ات می‌کنم،‌حضرت آیت‌الله گلپایگانی گفتند «من هم در این دستگاه کاره‌ای نیستم من هم یک سرپرست برای شما هستم» این دستگاه برای آقا امام زمان(عج) است و اعمال همه ما را زیر ذره‌بین دارد.
 
 آقا گفتند اگر جریمه ده تومان باشد خودم می‌دهم، ده‌تومان به زور به ما دادند و ما رفتیم صدقه برای امام زمان(عج) دادیم و پس از آن توبه کردیم.
 
حضرت آیت‌الله گلپایگانی پیش از انقلاب وقتی از اوضاع ناراحت می‌شدند، یا بعد از انقلاب مثلا در جنگ می‌دیدند که دو گروه مسلمان با هم روبرو هستند، به امام زمان(عج) شکایت می‌کردند و از آقا کمک می‌خواستند./914/ت301/ع
ارسال نظرات
captcha