۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۷
کد خبر: ۱۵۰۰۳۹
نویسنده و پژوهشگر حوزوی مطرح کرد:

موفقیت ابن‌تیمیه در شیعه و کوفی نامیدن قاتلان امام حسین

خبرگزاری رسا ـ نویسنده و پژوهشگر حوزوی با اشاره به سه تحریف ابن‌تیمیه در واقعه عاشورا خاطرنشان کرد: ابن تیمیه کشندگان اصلی امام حسین(ع) را اهل کوفه می‌داند و متأسفانه در این تحریف با موفقیت همراه بوده و در میان شیعیان نیز رایج شده است.
حجت‌الاسلام محمد صحتي سردرودي
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا،‌ حجت‌الاسلام محمد صحتی سردرودی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی،‌ شنبه شب در نشست علمی «تحریفهای ابنتیمیه از حادثه عاشورا» که در مؤسسه فرهنگی فهیم برگزار شد، گفت: ابن‌تیمیه از علمای قرن 7 و 8 شامات به شمار می‌آید؛ شیخ‌الاسلام سلفی‌ها است و در حران به دنیا آمده و در دمشق از دنیا می‌رود؛ مفتی و متکلم شیعه‌ستیز بوده است.
وی افزود: ابن‎تیمیه فضایلی که در حق علی(ع) هر دو فریقین متفق‌القول هستند،‌ آن را انکار می‌کند؛ وی در حوزه عاشوراپژوهی به سه تحریف مهم دست زده است.
استاد حوزه علمیه با اشاره به این‌که ابن‌تیمیه معتقد بود که خروج بر حکومت جور در ممالک اسلامی جایز نیست و سبب دودستگی می‌شد، ادامه داد: از این رو کار امام حسین(ع) را با مفسده دیده است و حق را به قتله امام حسین(ع)، یزید و بنی‌امیه داده است که این موضوع در منهاج السعاده وی پیدا است.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی اضافه کرد: دومین تحریف وی این است که بنی‌امیه و به ویژه یزید را از جنایات عاشورا پاک کرده است، حتی به انکار این مطلب پرداخته که سر امام حسین(ع) به شام فرستاده شده است.
وی اظهار داشت: همه تواریخ این مطلب را متفق القول نوشته‌اند که عبیدالله‌بن‌زیاد سر امام حسین(ع) را از کوفه به شام فرستاد. اما چون در این قضیه یزید جنایاتی توجبه‌ناشدنی صورت داده است، از اساس فرستادن سر امام حسین(ع) را به کربلا منکر شده است که این مطلب در رساله رأس الحسین وی دیده می‌شود.
ابن‌تیمه در تحریف سوم خود موفق بود
این مترجم نهج‌البلاغه با بیان این‌که انکار بردن سر امام حسین(ع) به شام سبب خدشه وارد شدن به جایگاه یزید می‌شد،‌ افزود: ابن‌تیمیه به اصل عدالت صحابه و سلف صالح معتقد بوده است، اگر یزید محکوم می‌‌شد، معاویه نیز محکوم می‌شد و در آن صورت کسانی که معاویه را بر سر کار آوردند نیز از عدالت ساقط می‌شدند.
وی بیان خاطرنشان کرد: از این رو فتوا داده است که کسانی که مقتل امام حسین(ع) را می‌خوانند و آن را به یاد مردم می‌اندازند، فعل حرام مرتکب می‌شوند.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی ادامه داد: در این دو تحریف بزرگ ابن‌تیمه موفق نشده است و کسی این دو حرف را از ابن‌تیمه نپذیرفته است اما تحریف سوم که حرف ما بر سر آن است متأسفانه مورد پذیرش واقع شده تا جایی که به کتاب‌های شیعه هم راه‌یافته و در فرهنگ ما نفوذ کرده است.
وی گفت: تحریم سوم این است که می‌گوید نه تنها بنی‌امیه و یزید، شامی‌ها و کسانی که گرایش‌های به مردم شام هستند دستی در خون امام حسین(ع) نداشتند، بلکه همه جنایات را مردم کوفه مرتکب شدند و مردم کوفه را شیعیان علی‌بن‌ابیطالب(ع) می‌داند.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: وی می‌گوید شیعیان علی‌بن‌ابیطالب(ع) به امام حسین(ع) نامه نوشتند و او را به کوفه فراخواندند اما بعد پشیمان شدند و در برابر امام زمان خودشان ایستادند و وی را به قتل رساندند؛ بعد از فاجعه عاشورا یک عده از همان شیعیان قیام کردند و از قتله امام حسین(ع) که شیعه بودند انتقام گرفتند.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی با اشاره به این‌که ابن‌تیمیه نتیجه می‌گیرد که این قضیه در میان خود شیعیان اتفاق افتاده است و معنایی ندارد که هر سال برای این قضیه عزاداری می‌شود، ادامه داد: ابن تیمیه همه تقصیرها را زیر سر شیعیان کوفه می‌خواند و متأسفانه باید گفت ابن‌تیمیه در این تحریف موفق بوده است.
بنی‌امیه از همان ابتدا قصد بدنام کردن مردم کوفه را داشتند
وی افزود: شاگردان متعصب ابن‌تیمیه این فرهنگ را ترویج دادند، امروز این فرهنگ نیز در جامعه ما رواج یافته است، تا جایی که در عزاداری امام حسین(ع) در میان شیعیان ایران بیشترین لعنت‌ها نثار مردم کوفه می‌شود و از بی‌وفایی کوفیان مثال زده می‌شود در حالی که این قضیه تحریف شده است.
نویسنده و پژوهشگر حوزوی ادامه داد: کسانی که امام حسین(ع) را کشتند سه گروه بودند، افراد شاخص این گروه خوارج بودند، اما در اینجا هم باید دقت کرد وقتی نام خوارج برده می‌شود به ذهن می‌رسد که اینان از شیعیان علی‌بن‌ابیطالب(ع) بودند و در جنگ صفین بر سر ماجرای حکمیت از علی‌بن‌ابیطالب بریدند و خارجی مذهب شدند در صورتی که این طور نیست، پیدایش خوارج به عصر خلیفه اول ابوبکر بازمی‌گردد، بیشترین مرتدان در عصر خلیفه اول بودند.
وی با اشاره به این‌که خوارج گروهی بدوی و اعراب بودند که متعصبانه به خشم می‌آمدند و شمشیر می‌کشیدند، اضافه کرد: آنان به سرعت عقیده خود را تغییر می‌دادند و همیشه هم تندرو و افراطی عمل می‌کردند و اوج فعالیتشان در کشتن عثمان رخ می‌دهد، خوارج نقش چشمگیری در روز عاشورا داشتند.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی گفت: از مستندات تاریخی به دست می‌آید که بنی‌امیه از همان ابتدا تعمد داشتند که فاجعه عاشورا را به نام مردم کوفه تمام کنند و از این رو کسانی همچون سنان‌بن‌انس، شبث‌بن‌ربعی،‌ شمربن‌ذی‌الجوشن و عمربن‌سعد را پیش انداخته بودند، حتی گاه این موضوع استنباط می‌شود و احتمال می‌رود که مهره‌ها را طوری چیده بودند که عمر‌بن‌سعد و سنان‌بن‌انس و ... راه برگشتی نداشته باشند، اگر می‌خواستند بازگردند با لشکریان شامی مواجه می‌شدند.
وی با بیان این‌که گروه دومی که نقش سرسختانه‌ و تعصب‌آلودی در کشتن امام حسین(ع) داشتند، عثمانی‌مذهب‌ها بودند، اضافه کرد: آنان می‌پنداشتند که عثمان مظلوم کشته شده است و خون وی باید بازپس گرفته شود و کشندگانش به سزای عمل خود برسند، آنان علی(ع) را در این امر مقصر می‌دانستند و قصد گرفتن انتقام از سیدالشهدا(ع) را داشتند.
نویسنده کتاب «سیمای کربلا» ادامه داد: یکی از شاهد‌های این سخن این است که وقتی که عبید‌الله‌بن‌زیاد نامه می‌نویسد به شمر تا به دست عمرسعد برساند نوشته است که آب را بر روی حسین(ع) و فرزندانش ببند تا بمیرند چونان که عثمان، خلیفه مظلوم در تشنگی جان باخت.
ابن‌خلدون در کتاب مقدمه تاریخ کربلا را روایت نکرده است
وی ادامه داد: همچنین از میان کسانی که از خیل سپاهیان رودرروی امام حسین(ع) کسانی بودند که به میدان می‌آمدند و حریف می‌خواستند و در رجزهایشان با صراحت می‌گفتند که ما عثمانی هستیم؛ این مطلب در مقاتل وجود دارد و نقش عثمانی‌ها قابل تردید نیست.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی با اشاره به این‌که عثمانی‌ها شیعه و مردم کوفه نبودند، خاطرنشان کرد: معاویه از سال 40، سال شهادت امام علی(ع) به مدت 20 سال تا توانسته بود ترکیب جمعیتی شیعی را در کوفه تغییر داده بود، قبیله‌های و طوایف شیعه را قلع و قمع کرده بودند مانند حجربن‌عدی و انصارش، از سوی دیگر از حاشیه‌های بصره و اطراف کوفه، عشایر عثمانی‌مذهب را به کوفه کوچانیده بود.
وی افزود: بسیار بر شیعیان سخت گرفته بود که بسیاری از کوفه رفته بودند و برخی به ایران آمده بودند، این عثمانی‌مذهب‌ها از مردم اصیل کوفه و شیعه نبودند.
نویسنده کتاب عاشوراپژوهی با اشاره به این‌که گروه سومی که نقشی چشمگیر در قتل امام حسین(ع) داشتند، سپاهیان اعزام‌شده از شام به کوفه و کربلا اعزام بودند، خاطرنشان کرد: سه روایت از شهادت امام حسین(ع) وجود دارد، یکی از این روایت‌ها اموی است، بر خلاف آنچه که پنداشته می‌شود بنی‌امیه با ظهور بنی‌عباس از میان رفتند،‌این گونه نیست، بلکه آنان از شامات کوچیدند و به اندلس، اسپانیای امروزی رفتند و 4 قرن در آنجا حکومت کردند.
وی بیان کرد: در آن دوران مورخانی بودند که مستمری‌بگیر حکومت بنی‌امیه بودند و تاریخ اسلام را تدوین کردند، کسانی مانند ابن‌خلدون که تاریخ مقدمه را دارد؛ آنان گزارشی کاملا وارونه از اقدام امام حسین(ع) ارائه می‌دهند، حتی کار به جایی رسیده که ابن‌خلدون در سیر تاریخی خود به ماجرای سال 61 که می‌رسد، با این‌که نقل تاریخی خود را قرن‌ها بعد از واقعه عاشورا ادامه می‌دهد؛ تاریخ کربلا را از تاریخ اعزام مسلم به کوفه را نقل نمی‌کند و آن را مسکوت گذاشته است، در نسخه‌های خطی تاریخ ابن‌خلدون چند صفحه سفید وجود دارد.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی اضافه کرد: از کسانی که روایت اموی را به تاریخ سپردند صاحب کتاب العواصم من القواصم، ابوبکر ابن‌العربی که برخی آن را با ابن عربی صاحب فتوحات مکیه اشتباه گرفتند و ایشان هم در واقعه عاشورا به جای پرداختن به قاتل به مقتول تاخته تا جایی که ابن‌خلدون هم آن را برنتافته است.
نمونه‌هایی از نوشته شدن تاریخ طبری بر اساس خواست بنی‌عباس
وی روایت دوم از واقعه عاشورا را روایتی بنی‌عباسی خواند و اظهار داشت: ‌بنی‌عباس نیز مورخانی داشتند که تاریخ را خوشایند بنی‌عباس می‌نوشتند، متأسفانه مخاطب تاریخ، قبل از این‌که ملت‌ها باشد، حکام بوده‌اند در این روایت‌ها نیز کمی توجه لازم است تا رنگ عباسی این روایت‌ها در نظر آید، نمونه کامل روایت بنی‌عباسی از عاشورا را در کتاب تاریخ طبری می‌توانید مشاهده کنید.
نویسنده کتاب «تحریف‌شناسی عاشورا» ابراز داشت: نمونه‌ای از عباسی بودن تاریخی طبری در نقل فضای عاشورا دیده می‌شود؛ در این تاریخ عبدالله‌بن‌عباس، جد بنی‌عباس را انسانی دوراندیش و تیزبین می‌خواند اما حسین‌بن‌علی(ع) را انسانی ساده، پاک و صمیمی است که دیگران را مانند خود پاک می‌شمارد و فریب کوفیان را می‌خورد و به دست آنان کشته می‌شود.
وی گفت: در تاریخ طبری به پشیمانی امام حسین(ع) در عصر عاشورا از نشنیدن توصیه ابن‌عباس مبنی بر نبردن زن و بچه‌ها به همراه خود اشاره می‌شود، شاهد دیگر عباسی ‌بودن تاریخ طبری آن است که علت وفات امام رضا(ع) را زیاده‌روی در خوردن انگور دانسته است.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی ابراز داشت: روایت دیگری از عاشورا داریم به نام روایت علوی یا روایت آل‌علی(ع) از عاشورا که متأسفانه متون این روایت‌ها قلع و قمع شده و به دست ما نرسیده است، قبل از لهوف سید‌بن‌طاووس نزدیک به 20 کتاب به نام مقتل الحسین وجود داشته است که هیچ کدام از آن‌ها به ما نرسیده است.
وی ابراز داشت: اصبغ‌بن‌نباته،‌ از شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، شیخ صدوق، شیخ طوسی و .. مقتل داشتند که از این مقاتل هیچ‌کدام به دست ما نرسیده است، ما با تلاشی که داشتیم توانستیم مقتل شیخ صدوق را بازسازی کنیم که در کتاب مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق منتشر شده است.
این نویسنده و پژوهشگر حوزوی با بیان این‌که روایت علوی،‌ 15 تفاوت با روایت‌های دیگر دارد، افزود: جای تأسف است که قرائتی که امروزه در میان ما رایج است و محرم‌ها و صفرها در تکایا و حسینه‌ها تبلیغ می‌شود و در ادبیات عاشورایی نفوذ کرده، معجونی است از روایت اموی و بنی‌عباسی، روایت آل‌علی متروک مانده ، متون آن را از میان برده‌اند و در میان شیعیان هم این دو روایت به ویژه روایت بنی‌عباسی رسمیت یافته است.
اولین کتاب تاریخ شیعی در دانشگاه‌ها تاریخ طبری، از یک اهل‌سنت است
وی ابراز داشت: در دانشگاه‌ها و در کرسی‌ها تاریخ شیعه، یکی از معتبرترین کتاب‌ها تاریخ طبری است، ما تاریخی که صرفا شیعی باشد و از طریق شیعه مفصل نوشته شده باشد و جزییات را بیان کرده باشد نداریم، مروج الذهب و یعقوبی وجود دارد اما این دو کتاب به جزییات نپرداخته است، ارشاد شیخ مفید نیز متأثر از روایت بنی‌عباسی از تاریخ عاشورا است.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی با بیان این‌که در روایت آل‌علی(ع) بیان شده است که آل‌علی(ع) متفقا گفته‌اند که کشندگان حسین‌بن‌علی(ع) اهل شام بودند، ابراز داشت: یک شاهد این سخن از کافی کلینی در کتاب صیام است، که در آن امام صادق(ع) اشاره می‌کند «واجتمع علیه خیل اهل الشام»، یعنی سواران شام برای جنگ با امام حسین(ع) اجتماع کردند.
وی افزود: نمونه دوم از مقتل الحسین شیخ صدوق از امالی شیخ صدوق در مجلس 30، آمده است که سنان‌ابن‌انس و شمربن‌ذی‌الجوشن در میان مردان شامی محاصره شده بودند.
این مترجم نهج‌البلاغه خاطرنشان کرد: نمونه سوم شیخ طوسی،‌شیخ الطائفه در الامالی نقل کرده است که کشندگان امام حسین(ع) را از اهل شام می‌داند و نمونه چهارم را ابن‌سعد نویسنده واقدی در طبقات الکبری می‌آورد.
وی بیان داشت: همچنین مرحوم فضل‌علی‌قزوینی پس از نقل روایت کلینی درباره اهل شام می‌گویند در صبح همان روزی که مسلم‌بن‌عقیل کشته شدند، 10 هزار نفر شامی، وارد کوفه شدند و ادامه می‌دهد که در مناقب ابن‌شهر آشوب آمده که 4 هزار نفر سپاه شمر‌بن‌ذی‌الجوشن از اهل شام بوده است.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی ابراز داشت: در مقاتل نیز آمده است که قاسم‌بن‌الحسن(ع) با کسی جنگ می‌کند که به ازرق شامی معروف بوده است.
شیعیان کوفه در خط مبارزه با دشمنان اهل‌بیت بودند
وی با اشاره به این‌که زمینه‌های سیاسی و اجتماعی این تحریف نیز وجود داشت، ادامه داد: هم بنی‌امیه و بنی‌عباس انگیزه‌های کافی برای این کار داشتند، مردم عراق و مردم کوفه همیشه شمشیرشان علیه خلفا چه بنی‌امیه و چه بنی‌عباس کشیده بود.
نویسنده کتاب «تحلیلی بر نفرین‌ها و نیایش‌های عاشورایی» گفت: قیام توابین برای انتقام خون حسین(ع) و قیام آل‌حسن که با بنی‌عباس درافتادند نیز از جانب مردم کوفه آغاز شد؛ این جعل حدیث علیه کوفیان از قصر خضراء معاویه شروع شده و تا حکومت بنی‌عباس ادامه داشته چون اهل کوفه همیشه مزاحم حاکمان زمان خود بودند.
وی با بیان این‌که ما نمی‌گوییم مردم کوفه بی‌تقصیر بودند، بلکه می‌گوییم کمترین تقصیر را داشتند نه بیشترین تقصیر را، ابراز داشت: روایاتی که حضرت علی(ع) مخاطب را اهل کوفه قرار داده و مثلا می‌گوید «یا اشباه الرجال و لارجال» دو طایفه دیگر کوفه یعنی عثمانی‌ها و خوارج را نشانه گرفته است.
حجت‌الاسلام صحتی سردرودی ابراز داشت: از لسان حضرت علی(ع) و از لسان ائمه بعدی(ع) در تعریف از مردم کوفه روایاتی با اسناد معتبر آمده است، که روایت‌هایی مانند خطبه حضرت زینب(س) که خبر واحد است، در کنار این روایات رنگ می‌بازند، اگر هم جلمه حضرت زینب(س) که می‌فرماید «یا اهل الکوفه یا اهل‌الغدر و الخدع» ناظر به دو گروه دیگر غیرشیعه کوفه است.
وی با بیان این‌که شیعیان کوفه کم خون دل نخوردند و همیشه در خط مقدم مبارزه با دشمنان اهلبیت(ع) بودند، اضافه کرد: باید در نظر گرفت آن روایاتی که از ائمه در مدح مردم کوفه وارد شده مستندتر و معتبرتر هستند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزوی ابراز داشت: اگر مقصر را شیعیان کوفه بدانیم،‌ شبهات کسانی مانند ابن‌تیمیه صحیح است که می‌گوید واقعه عاشورا در میان شیعیان بوده است و نقش بنی‌امیه را در این حادثه منکر می‌شود را باید بپذیریم، که این مسأله با مستندات تاریخی سازگاری ندارد./914/ز503/پ
ارسال نظرات