۱۴ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۷
کد خبر: ۱۵۲۱۳۶
حجت الاسلام مومنی:

دوست دارم روضه‌خوان خطاب شوم

خبرگزاری رسا ـ سید حسن مؤمنی تاکید کرد: بنده در زندگی به دو چیز افتخار کردم و این مطلب را بار‎ها گفتم؛ یکی این‎که جاروکش حرم حضرت معصومه (سلام‎الله‎علیها) هستم و خدمت افتخاری دارم و دیگری هم این‎که روضه‎خوان امام حسین (علیه‎السلام) هستم.
لوگو و آرم خبرگزاري رسا

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از هفته نامه پنجره، دقیقا نمی‌دانم چند سال است که هیاتی‌ها یا منبرهایی هستند. اما 22 سالی می‌شود که طلاب حوزه علمیه پای درسش می‌نشینند. اما همراه نام سید حسین مومنی بیشتر  پررنگ‌تر از همه چیز، روضه‌های حضرت اباعبدالله(ع) است که به ذهن‌ها متبادر می‌شود. او که به اذهان اهل فن این وادی، کاربلد رضه‌خوانی است. می‌ داند چطور مستمع را قدم به قدم با خودش همراه کند و از هر مبدا به مقصد مشترک دشت کربلا  عصر روز دهم محرم‌الحرام سال 61 برساند. به بهانه دیدار با او، توفیق زیارت حضرت فاطمه معصومه(س) هم نصیبمان شد. در کوچه پس کوچه‌های اطراف حرم، مهمان خانه‌‌اش شدیم تا راه و رسم روضه‌خوانی جدش را برایمان شرح دهد.

 

به‎نظر شما در جلسات عزاداری، بخش منبر اهمیت بیشتری دارد یا روضه؟

 واقعا نمی‎شود گفت کدام بر دیگری سبقت دارد. این خالکوبی‎‎های قدیم -که البته الان متأسفانه دوباره شایع شده است- به این صورت انجام می‎شود که ابتدا نقشی را روی دست می‎کشند؛ بعد مواد جوهر یا مرکب یا هرچه هست را روی نقش می‎ریزند؛ بعد شروع می‎کنند سوزن سوزن زدن. اگر شما قسمت اول و دوم را انجام ندهی و فقط شروع کنی به سوزن زدن، جز درد چیزی ندارد؛ یا بالعکس هم نقش را بکشی و هم مرکب را روی پوست بریزی ولی مرحله آخر که سوزن زدن باشد را انجام ندهی، باز هم فایده‎ای ندارد. هر سه مرحله کنار یکدیگر اثرگذار است. منبر و روضه هم به همین شکل است. اصلا من قبول ندارم که یکی بر دیگری سبقت دارد. این دو همدیگر را تکمیل می‎کنند. من نظر شخصی‎ام این است که بحث سخنرانی و معرفتی جلسه آن شکل و موادی است که روی دست می‎ریزند و اشک بر امام حسین (علیه‎السلام) و توسل و گریه و سینه زدن، همان سوزن سوزن زدن است. من به صورت مستقیم و غیرمستقیم از رهنمودهای چند استاد اخلاق بهره بردم، از جمله حضرت آیت‎الله میانجی (رحمت‎الله‎علیه)، حضرت آیت‎الله العظمی مظاهری (حفظه الله ) و حضرت آیت‎الله شب زنده‎دار. به یاد ندارم که این سه استاد اخلاق حتی یک جلسه درس اخلاق را بدون روضه بر امام حسین (علیه‎السلام) تمام کرده باشند. حضرت آیت‎الله العظمی مظاهری می‎فرمودند: « اگر قرار باشد این کلام من اثر کند، به برکت انکسار قلبی است که از روضه سید الشهدا (علیه‎السلام) در دل به‎وجود می‎آید». بعضی‎ها می‎گویند در جلسات روضه شور بر شعور غلبه دارد. به‎نظر من افرادی که بیگانه با این تشکیلات هستند، این حرف را می‎زنند. من از شما سؤال می‎کنم. وقتی یک جوان در جلسه روضه حضور پیدا می‎کند و با این‎که این همه جا برای تفریح و تفرج هست یا حداقل می‎تواند پای کامپیوتر خودش بنشیند ولی مجلس امام حسین (علیه‎السلام) را ترجیح می‎دهد، آیا می‎توان گفت که این جوان فقط شور دارد نه شعور؟!

 

ما طلبه
‎ها یک بحثی داریم. می‎گوییم: « العلم علی قسمین علم اجمال و علم تفصیل.» یک علم اجمال داریم و یک علم تفصیل. جوانی که وارد مجلس امام حسین می‎شود - حالا با هر هدفی که باشد- ما اسمش را می‎گذاریم شعور اجمالی. حالا این شوری که در مجلس و محفل هست و انکساری که به برکت امام (علیه‎السلام) در دل ایجاد می‎شود، زمینه را برای شعور تفصیلی آماده می‎کند. در روایت داریم که جبرئیل گفت: «آدم اگر می‎خواهی خدا از سر تقصیر تو بگذرد، نگاهی به عرش بینداز و ببین چه نوشته است: الهی یا حمید بحق محمد (علیه‎السلام)... آدم نشست و گریه کرد نمی‎دانست برای چه؟ به جبرئیل گفت این آخرین اسم نام چه‎کسی بود که قلبم شکست و اشکم جاری شد؟» این شعور تفصیلی است که برای اولین‎بار جبرئیل نشست و برای حضرت آدم روضه خواند که از نسل تو کسی است به نام حسین (علیه‎السلام) و الی آخر.



بر همین اساس من نمی
‎توانم بگویم کدام بر کدام سبقت دارد. من به‎عنوان گوینده یک جلسه و فردی که بعد از ما می‎خواند، به‎عنوان یک ذاکر اهل بیت (علیهم‎السلام) کار همدیگر را تکمیل می‎کنیم. نه بدون سخنرانی می‎توان کار کرد و نه بدون روضه می‎توان اثر گذاشت. بنابر این هیچ‎کدام بر دیگری سبقت ندارد و این‎ها مکمل یکدیگرند. بنده هر جا برای سخنرانی و منبر بروم حتی در مدرسه‎ها بدون روضه منبر را تمام نمی‎کنم.



اگر قرار باشد که شما را با یکی از القاب روضه
‎خوان یا منبری بشناسند، خودتان کدام‎یک را ترجیح می‎دهید؟

با این‎که در حوزه تدریس می‎کنم و از طرفی بحمدالله در زمینه سخنرانی مشغول انجام وظیفه‎ام، اما شکر خدا مرا بیشتر به روضه‎خوانی می‎شناسند. بنده در زندگی به دو چیز افتخار کردم و این مطلب را بار‎ها گفتم؛ یکی این‎که جاروکش حرم حضرت معصومه (سلام‎الله‎علیها) هستم و خدمت افتخاری دارم و دیگری هم این‎که روضه‎خوان امام حسین (علیه‎السلام) هستم. در مسجد اعظم طلبه‎ای آمد و به آیت‎الله میرزا جواد آقا تبریزی که 6 یا 7 سال قبل به رحمت خدا رفتند، ایراد گرفت. این طلبه با یک حالتی به میرزا جواد آقا گفت: « آقا شما درس نمی‎گویی! شما روضه می‎خوانی!» ایشان روی منبر گریه کرد و گفت: « ای کاش من یک روضه‎خوان بودم.» روضه‎خوان در امتداد کلمات اهل بیت صحبت می‎کند. یک بزرگواری می‎فرمود که وقتی حضرت امام زمان (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) تشریف بیاورند، چه‎کسی می‎تواند جلوی حضرت سخنرانی کند؟ ولی همان موقع نیاز به روضه‎خوان هست. من خودم خیلی دوست دارم که روضه‎خوان خطاب شوم و واقعا از این موضوع لذت می‎برم.



به
‎نظر شما چه‎چیز‎هایی را باید در روضه‎ها گفت و چه‎چیز‎هایی را نباید گفت؟ آیا خط قرمزی در روضه خواندن وجود دارد؟

به واقعه عاشورا و کربلا باید از دو منظر دقت کرد.اول اینکه علل و عوامل منجر به این فاجعه خیلی اهمیت دارد؛ چون امام حسین (علیه‎السلام) به دست امت پیغمبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) به شهادت رسید. این اتفاق توسط افرادی رخ داد که مشرک و کافر نبودند و با علم به این‎که این کسی که در گودی قتلگاه افتاده است، فرزند رسول خداست، این کار را انجام دادند و این معلول یک سری علل دیگر است.



مقتل
‎الحسین (علیه‎السلام) خوارزمی می‎نویسد: «در کربلا هنگامی که سیدالشهدا تیر سه شعبه را از پشت کمر خویش بیرون آورد، با ناله‎ای بلند گفت: «والله قتلنی فلان و فلان» این جمله اشاره به همان لعن‎‎های زیارت عاشورا دارد. در بعضی از نسخ قبلی اسم بوده ولی چاپ‎‎های اخیر اصلا حذف کردند. در چاپ‎‎های قدیم که در کتابخانه حضرت آیت‎الله مرعشی نجفی موجود است و من دیدم این تعبیر هست. پس می‎بینید یک سری علل و عوامل از همان جریان سقیفه بوده است که به بیان امام منجر به این واقعه گردیده است. باید نسبت به این علل و عوامل توجه خاص داشت. این نظر شخصی من است و پشت این نظر شخصی هم استدلال هست یعنی حاضرم از نظر علمی در یک کارگاه با حضور اندیشمندان این مطلب را ثابت کنم که اگر می‎خواهیم بصیرت عمومی جامعه بالا رود، باید این مطلب را بین افراد جامعه جا انداخت.



مطلب دوم اینکه حتما می
‎بایست به اتفاقاتی که در روز عاشورا افتاده است، دقت کنیم. خیلی از افراد برای سبک وقت می‎گذارند؛ برای شعر وقت می‎گذارند؛ برای انتخاب واحد و ذکر و شور و..... وقت‎های زیادی می‎گذارند ولی در روضه فقط به محفوظاتشان اکتفا می‎کنند؛ یعنی نمی‎آیند بنشینند فکر بکنند که امام حسین و دیگر شهدا را در کربلا یک‎بار و هرکدام را به یک نحو به شهادت رساندند.



در روضه
‎ها باید فکر و تأمل‎مان را بیشتر کنیم. چون من معتقدم که روضه‎ها یک ظاهری دارند و یک باطنی. ظاهرش همین است که در مقابل ماست اما همین که دقت کنیم، مطالب زیادی را متوجه می‎شویم که هنوز جایی عنوان نشده است.



به عنوان مثال خیمه
‎ای در کربلا بوده است به نام دارالحرب. دارالحرب اتاق جلسات قبل از جنگ است که بعد از جنگ به اصطلاح معراج شهداست. شکی نیست که غروب عاشورا تمامی خیمه‎ها به آتش کشیده شدند. می‎خواهم بگویم در مقتل علامت سؤال‎‎های زیادی هست که دنیایی از روضه در آن نهفته است. سؤال این است که وقتی خیمه دارالحرب را آتش زدند، بدن‎ها چه شد؟ آیا بدن‎ها هنوز بین خیمه بوده است؟ وا مصیبتا! نبوده است؟ بالأخره یکی باید آمده باشد و بدن‎ها را بیرون برده باشد. چه‎کسی به‎جز زینب (سلام‎الله‎علیها) هست که بتواند این کار را انجام دهد؟ باز هم وامصیبتا! ببینید یک روضه‎ای که مسلم است و همه هم می‎دانند.



تمام تأکید بنده دقت در مقتل و استخراج روضه از روضه است. نه تولید روضه. ما نیازی به تولید روضه نداریم. آن
‎قدر روضه هست که نیازی به برخی مطالب ساختگی نیست. گاهی اوقات دیده می‎شود روضه‎ای را که تأیید شده با بیان معصوم است، در جلسات می‎گویند آقا نخوانید و نامش را هم می‎گذارند روضه مکشوف. با این حرف شما در حقیقت امام رضا (علیه‎السلام) را به روضه مکشوف خواندن متهم می‎کنید. اصلا ما روضه سنگین‎تر از روضه امام صادق (علیه‎السلام)، امام رضا (علیه‎السلام) و حضرت حجت (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) نداریم.  روضه‎خوان خدمت معصوم بود و خواست مراعات کند اما امام معصوم فرمود: « همان‎گونه که برای خودتان روضه می‎خوانید، برای ما هم بخوانید.»



من بحث مکشوف خواندن را به
‎صورت خاص در مورد اسارت حرم آل الله می‎دانم. باتوجه به مطالب کتاب لؤلؤ و مرجان مرحوم نوری اصلا ورود در این مقوله صلاح نیست ولی بیان نکات و روضه‎‎های دیگر به جهت این‎که انکسار قلب را زیاد می‎کند، لازم است.



بعضی
‎ها می‎گویند روضه‎ها قساوت قلب می‎آورد. این حرف از حرف قبلی بدتر است. اهل بیت قرآن ناطقند. مگر گوش دادن به قرائت قرآن قساوت می‎آورد که بیان گوشه‎ای از مصائب معصومین این‎گونه باشد؟! کسی که این حرف را می‎زند، باید ببیند با چه انگیزه و هدفی وارد مجلس سیدالشهدا (علیه‎السلام) شده است. نظرمن این است که هرچه حرارت بیشتر باشد و اقبال نسبت به مجلس صورت بگیرد، اثرش بیشتر خواهد شد.



عده
‎ای معتقدند که با گذشت زمان نوآوری‎‎هایی در مداحی صورت گرفته و به همین دلیل بیشتر توانسته است مخاطبان را جذب کند اما این‎گونه نوآوری‎ها در سخنرانی‎ها دیده نمی‎شود. آیا شما این دیدگاه را قبول دارید؟

اصرار بزرگان و علمای ما از جمله حضرت امام (رحمت
‎الله‎علیه) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) حفظ «عزاداری سنتی» است چون با هر نوآوری ما باید منتظر یک سری از آسیب‎ها و آفت‎ها باشیم. من خواهش می‎کنم که شما این مطلب را محکم و با افتخار نگویید که تحول در مداحی! ما منکر این مسأله نیستیم ولی شما برخی از کتاب‎ها، مقاله‎ها و جزوات را می‎بینید که در این زمینه نوشته شده و نقد‎هایی هم که وارد کردند، درست است. در هر نوآوری اگرکنترل نباشد، باید منتظر یک سری آسیب‎ها و آفت‎ها باشید. هر نوآوری باید تحت اشراف استاد باشد و باید معنای دقیق آن و هدف از انجامش برای ما معلوم باشد.



افراد می
‎گویند ما نوآوری می‎کنیم ولی با چه هدفی؟ نوآوری به‎خاطر این‎که اقبال بیشتر بشود؟ حالا شما این مطلب را بیاورید در بحث سخنرانی. من نوآوری کنم که اقبال بیشتر شود؟ یعنی چه‎ کاری انجام دهم؟ مثلا از شعر بیشتر استفاده کنم و قال الصادق (علیه‎السلام) و قال الباقر (علیه‎السلام) را کم کنم؟ معنایش چییست؟ معنایش این است که برای افزایش اقبال مردم دیگر به جای روایات اهل بیت (علیهم‎السلام) باید از شعر استفاده کنیم؟!



اعتقاد من این است که اتفاقا در منبر نوآوری داریم برخلاف آن
‎که شما فرمودید. من اسم می‎برم؛ استاد محترم و سرور معظم جناب آقای انصاریان که من حضورشان ارادت زیادی دارم یا قبل از ایشان شهید بزرگوار مرحوم کافی یا بین این‎ها مرحوم آقای فلسفی. شما بروید روی سخنرانی این سه بزرگوار تحقیق و بررسی کنید.



از ویژگی
‎‎های ممتاز مرحوم آقای فلسفی این است که نکات را با زبانی شیوا و روان بیان می‎کنند.



مرحوم کافی با آن اخلاصش با کنار هم گذاشتن بیانات معصومین و روضه آن بزرگواران، این شکل سخنرانی را به اوج رساند.



شما الان سبک و سیاق بیان استاد محترم آقای انصاریان را نگاه کنید. ایشان متعلق به عصر و زمان ماست.



ما بحثی در مقوله بیان بدیع داریم. می
‎گوییم وقتی شما می‎خواهید یک مطلبی را ارایه بدهید، اول مطلب را بپرورانید. از ویژگی‎‎های استاد انصاریان این است که ایشان ورود به مطلب پیدا می‎کنند. مطلب را به‎طور کامل برای مستمع تفهیم می‎کنند و جا می‎اندازند. بعد می‎گویند تمام این حرف‎هایی که من زدم، بر اساس یک کلمه از امام حسین (علیه‎السلام) بود. این باعث می‎شود مستمع عطش پیدا کند.



سخنران
‎‎های جدیدی هم که الان آمدند، نوآوری‎‎های فراوانی داشته‎اند؛ در عین‎حال که پشتوانه علمی خوبی هم دارند. انصافا آقای پناهیان تحولی در زمینه سخنرانی به‎وجود آوردند. به‎نظر من ایشان در سخنرانی یک پدیده است. من استاد محترم جناب آقای عالی را واقعا مثل نام خانوادگی‎شان عالی می‎دانم. ایشان واقعا اثرگذارند. شما سبک سخنرانی حاج آقا مهدی دانشمند را ببینید. اقبال خوبی ایجاد کرده است به‎سمت منبر. ایشان توانمند و قدر است. البته نقاط ضعفی هم هست ولی در مجموع تحولات خوبی را شاهد هستیم.



پس من با این کلام شما موافق نیستم که می
‎گویید نوآوری نشده است. نوآوری شده اما نو‎آوری را باید معنا کرد. آیا نوآوری این است که طرح آیات و روایات نهج البلاغه کمتر شود و ما بیشتر از شعر استفاده کنیم؟! اصلا من این را نوآوری نمی‎دانم بلکه بدعت می‎دانم؛ چون امام و رهبر و همه بزرگان می‎فرمایند «سنتی» و نکته مهم‎تر این‎که من هیچ موضوعی را اثرگذارتر از بیان معصوم نمی‎دانم.



از طرفی من اصلا قبول ندارم که می
‎گویند اقبال به سخنرانی کم است. ما الان در کلان‎شهر‎هایی مثل تهران، اصفهان، مشهد، کرج و قزوین شاهد اقبال خوبی هستیم. در شهر‎های کوچک که خیلی بیشتر است و این اقبال نشانه نوآوری داشتن و به روز بودن منبرهاست.



به
‎نظر من نوآوری را افراد باید با توسل پیدا کردن به دست بیاورند و از اهل بیت بخواهند تا به قول حاج آقا منصور ارضی در کلامشان اثر قرار دهند. ما نوآوری را می‎خواهیم برای اثرگذاری بیشتر و هیچ مطلبی هم مانند فرمایشات خود معصومین اثرگذار نیست.



آیا به
‎نظر شما روضه خواندن زمان و مکان خاصی می‎خواهد و یا همه جا و همه وقت می‎شود روضه خواند؟ به‎طور خاص سؤالم در ارتباط با روضه خواندن در مجالس ولادت اهل بیت (علیهم‎السلام) است.

حضرت رضا (علیه
‎السلام) می‎فرمایند: « ان یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بارض کرب و بلا و اورثنا الکرب و البلا الی یوم الانقضا» ما طلبه‎ها بحثی داریم در اصول به نام مفهوم‎گیری. از مفهوم این کلام امام رضا (علیه‎السلام) می‎شود استنباط کرد که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» این کلام روایت نیست ولی می‎شود از مفهوم کلام معصوم این را برداشت کرد.



ما عمدتا در مجالس جشن یک معصوم، روضه آن معصوم را نمی
‎خوانیم. مدح حضرات خوانده می‎شود. این مدح اهل بیت (علیهمالسلام) هم برای افراد انکسار به‎وجود می‎آورد. من خودم یکی دو کرامت از حضرات در جلسه می‎گویم ولی مردم شروع می‎کنند به گریه کردن. شاید در مراسم جشن اهل‎بیت، روضه خواندن زیاد و سینه زدن صحیح نباشد ولی جلوی انکسار مستمع را هم که در مجلس نمی‎شود گرفت.



مثلا در جریان ولادت امام حسین (علیه
‎السلام) در خانه امیرالمؤمنین هم بعد از این‎که جبرئیل آن خبر را آورد، همه گریه کردند. گریه تحفه است. همه جا نشانه حزن نیست؛ نشانه غم و مصیبت نیست. نظر معصومین هم همین است؛ آنجایی که می‎فرمایند: «یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» پس روضه خواندن بیش از حد و سینه‎زنی احتیاطا جایش در مجالس سرور اهل بیت (علیهم‎السلام) نیست. نظر مقام معظم رهبری هم در این قضیه همین است که جلسات جشن اهل بیت با شادی برگزار شود؛ یعنی این‎که مدحی خوانده شود و معارفی از معصومین بیان شود و با این مطالب، نشاط و سرور در دل مستمعین ایجاد شود.

 

توصیه پایانی؟

یکی از دغدغه
‎‎های اصلی خانواده‎ها، فرزندانشان هستند. مرتب این طرف و آن طرف می‎روند و دستورالعمل می‎گیرند؛ پیش این مشاور، آن روان‎شناس، فلان جامعه‎شناس. ماهم به‎عنوان یک کارشناس مذهبی عرض می‎کنیم که اگر خانواده‎ها می‎خواهند زندگی و نسلشان را بیمه کنند، منزلشان را از روضه‎ها خالی نکنند. در خانه آسیب‎ها با روضه از بین می‎رود. نیازی نیست که در قید و بند تشریفات باشیم؛ خیلی ساده و معمولی حتی با جمعیت دو نفر هم می‎توانیم مجلس روضه را در خانه‌هایمان برگزار کنیم./971/پ202/ج

 

ارسال نظرات
captcha