۰۸ آذر ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۳
کد خبر: ۲۳۳۳۰۴
آیت‎الله جوادی آملی:

تکیه کردن به درس و بحث برای سعادت کافی نیست

خبرگزاری رسا ـ حضرت آیت‎الله جوادی آملی با اشاره به این‎که عقل عملی انسان را بهشتی یا جهنمی می‎کند، ایمان را همان گره زدن علم با جان انسان برشمرد و گفت: روی درس نباید خیلی تکیه کرد بلکه به عقل باید تکیه کرد.
 آيت الله جوادي آملي

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا حضرت آیت‎الله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر سه‎شنبه در درس خارج تفسیر خود که در مسجد اعظم برگزار می‎شود در ادامه تفسیر سوره مبارکه زمر با اشاره به برخی از مباحث باقیمانده از جلسات گذشته گفت: سوره زمر در مکه نازل شد و خطوط کلی به ویژه مسأله توحید را با صور گوناگون بیان می‎کند، گاه برخی آیات برای خواص است، خطبه‎های حضرت امیر(ع) کاری با مردم ندارد که آنان بفهمند، ادعیه آنان نیز همین طور است، 20 جلد وسائل اصلا شبیه خطبه‎های حضرت امیر(ع) نیست، کسی که می‎خواهد نهج‎البلاغه را مطالعه کند دو جلد کتاب لغت لازم است، دعاهای امام سجاد(ع) نیز همین طور است، ناله‎هایی که با خدا دارند کاری به فهم مردم و بنای عقلا ندارند.

وی با اشاره به آیه 29 ابراز کرد: آن جا که خطاب‎های آنان به مردم است، بنای عقلا است، بخشی از آیات قرآن کریم هم همین طور است، بخشی برای فهم توده مردم است و روان‎تر و راحت‎تر است و این کم است و براهینی که برای توده مردم است در آیه محل بحث وجود دارد، اگر دو خدا وجود داشته باشد یک ذره را نمی‎توان با دو خدا آفرید، چه نفس‎الامر چه مجموعه نظام و چه یک کار کوچک را دو خدا نمی‎توانند بیافرینند.

حضرت آیت‎الله جوادی آملی ابراز کرد: یک جا خداوند در سوره روم آیه 27 مثل زد، همان جا بلافاصله فرمود برای خداوند مثل نزنید، انسان یک مرحله لیس تامه بود، معدوم محض بود و یک مرحله لیس ناقصه بود که نطفه و امثال آن بود و چیزی قابل ذکر نبود، بعد به این صورت درآمد که صدها دانشمند در حال بررسی بدن انسان هستند که هنوز نفهمیده‎اند، بسیاری از بیماری‎ها کشف نشده بسیاری از مسائل بدن انسان کشف نشده است چه برسد به روح او که علمی درباره آن ندارند، این‎ها چگونه می‎گویند خداوند انسان را چگونه زنده می‎کند؟ این برای توده مردم است، روحش که نمرده و بدنش که در ذرات عالم است.  

قیامت جایی برای انجام عمل صالح ندارد

وی با بیان این‎که خداوند در سوره روم می‎فرماید احیای موجودی که مرده است آسان‎تر است از این‎که دوباره انسان را ایجاد کند و این مطلب برای توده است، ابراز کرد: اما یک محقق که نمی‎پذیرد که اگر خداوند قدرت نامتناهی دارد یک عمل آسان باشد و یک عمل آسان تر باشد، ما الان در ذهنمان یک قطره را به آسانی تصور می‎کنیم، اقیانوس آرام را هم به همان راحتی تصور می‎کنیم، چون فرمود این برای خداوند راحت‎تر است بلافاصله فرمود «وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ»، یعنی این‎که این چنین نیست که یک کاری برای خداوند آسان‎تر باشد، خداوند هر مثلی که می‎زند سطح مثل را پایین می‎آورد و فرموده است که خداوند مثل ندارد، در سوره نور هم برای خداوند مثل نزد، بلکه برای نور خداوند مثل زد.

وی اظهار کرد: در جریان تمثیل درست است برای این‎که تمثیل برای این است که به فهم مخاطب نزدیک شود، اما همه تمثیل‎ها یکسان نیست، «اللَّـهُ نُورُ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ مَثَلُ نُورِ‌هِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ» تمثیل معقول به محسوس است، بالاخره در فهم بعضی از مسائل توحیدی آیه سوره مبارکه نور سهم تعیین‎کننده‎ای دارد، خدا خداوند مثل ندارد، لذا در سوره مبارکه نور درباره نور خداوند مثل زد و این مثل درست است که نازل شده است اما در فهم برخی از مسائل کمک است که مخاطبان برخی از ظهورات ذات اقدس اله را انکار کنند.

مفسر برجسته قرآن کریم درباره موضوع اراده انسان در عالم آخرت خاطرنشان کرد: در بهشت اراده هست، اراده این که چه بخورند و چه بنوشند وجود دارد، اما اراده این که عمل صالح یا عمل طالح انجام دهند، کسی بخواهد معصیت انجام دهد، ممکن نیست، کسی بخواهد عبادت انجام دهد ممکن نیست، در قیامت علم انسان کامل می‎شود اما تمام دشواری‎های قیامت این است که حق برای کفار روشن می‎شود اما نمی‎توانند ایمان بیاورند، می‎گویند ما را به جایی برگردانید که بتوانیم ایمان بیاوریم، چون قیامت جای ایمان آوردن نیست.

عقل عملی نجات‎بخش انسان از جهنم است

وی ادامه داد: ایمان یعنی عصاره علم را به جان گره زدن، یک مسأله به دست آوردن علم است که کار حوزه و دانشگاه است، اما کار مسجد و حسینیه و نماز شب این است که عصاره آن علم را با جان خود گره می‎زند، تصدیق ایمانی غیر از تصدیق منطقی است، یعنی من عقیده پیدا کردم، بین علم و جان خودم گره زدم که این گره به دست عقل عملی است نه به دست عقل نظری، آن که انگیزه را هدایت می‎کند، علم را با جان خود گره می‎زند و با ایمان می‎شود و این ایمان آوردن در قیامت راهش بسته است.

حضرت آیت‎الله جوای آملی گفت: خدا مرحوم کلینی که کتاب عقل و جهل را نوشت را غریق رحمت کند، در کتاب دوم کتاب العلم را نوشته است، عصاره نظم این دو فصل این است که انسان یا وارد بهشت می‎شود یا وارد جهنم، وارد بهشت که می‎شود یا درس خوانده است، یا درس نخوانده، بین علم و جهل فرق نگذاشت، اما بین عقل و جهل فرق گذاشت، یعنی انسان یا وارد بهشت می‎شود یا وارد جهنم، آن که انسان را به بهشت می‎برد، عقل است و آن که انسان را جهنمی می‎کند جهل است، روی درس نباید خیلی تکیه کرد به عقل باید تکیه کرد.

وی با قرائت حدیث امام علی(ع) «کم من عقل اسیر تحت هوی امیر» افزود: خیلی از مواقع است که انسان در جنگ داخلی پیروز می‎شود و جهالت را به بند می‎کشد، امیر بیان نه یعنی این‎که بیان را به بند کشیده‎اند، یعنی این‎که امیر سخن گفتن خود هستند، می‎فهمند که کجا سخن بگویند، معناش این نیست که سخنران خوبی هستند، می‎فهمند کجا سخن بگویند، کجا باید 25 سال ساکت باشند، البته در فصاحت و بلاغتش حرفی نیست، فرمودند ما درخت پرور بیان هستیم اما ما می‎فهمیم که کجا باید سخن بگویند، ابن‎زیاد هم خطبه قرائی دارد که برخی نمی‎توانند آن را با خطبه‎های امام علی(ع) فرق بگذارند، در تاریخ کسی نامه جعل کرده است به نام حضرت امیر(ع)، برخی فصحا چیزهایی به نام حضرت جعل می‎کردند بلکه امیر بیان یعنی این که فرمانده حرف و سکوت است. 

تفویض یعنی مستهلک شدن اراده انسان در اراده خداوند

مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با اشاره به آیه «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ لَیَقُولُنَّ اللَّـهُ قُلْ أَفَرَ‌أَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ إِنْ أَرَ‌ادَنِیَ اللَّـهُ بِضُرٍّ‌ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّ‌هِ أَوْ أَرَ‌ادَنِی بِرَ‌حْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَ‌حْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللَّـهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ» گفت: آیه محل بحث جدال احسن است، مقدمات هم باید معقول باشد و هم باید مقبول دو طرف باشد، فرمود این‎ها که به غیر از خداوند می‎خوانید چه کاری ازشان ساخته است، می‎فرماید بگو خداوند برای من بس است، انسان خودش را به خداوند بسپارد، اگر خداوند لطف خود را از انسان بردارد، اضلال می‎شود، یعنی خداوند در فیض جدید را از انسان برمی‎دارد و انسان بیراهه می‎رود، از این به بعد در غضب شروع می‎شود.

وی اظهار کرد: مورد غضب قرار گرفتن خداوند غیر از بستن در رحمت خاص خداوند است، در رحمت رحمانیه خداوند تا آخر عمر برای انسان وجود دارد، عقل و فطرت هست، انبیا و کتاب‎های آسمانی هست این‎ها رحمت رحمانیه است اما لطف خاص خداوند که چندین بار مهلت دادن است و راه توبه برای انسان گذاشتن است، اگر از انسان گرفته شد، تنها راهنمایی‎های عمومی هست و انسان بیراهه می‎رود و وقتی بیراهه رفتند عذاب الهی شروع می‎شود.

حضرت آیت‎الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: بالاخره انسانی که جاهل است باید وکیل بگیرد، معنای وکیل گرفتن این نیست که انسان خودش را رها کند و کار را به دیگری بسپارد، تفویض حساب دیگری است، یعنی اراده‎ام در اراده ذات اقدس اله مستهلک است، یعنی چیزی بخواهم که خداوند آن را بخواهد، اسراری که در قرآن کریم برای خود انبیا است، در داستان حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) شما همه کتاب‎های تفسیر را بگردید، نمی‎توانید این نکته را بیابید که حضرت خضر(ع) جواب موسی کلیم را نداد، اصلا پاسخ او ربطی به پرسش حضرت موسی(ع) نداشت، وجود حضرت مهدی(عج) را می‎گویند می‎آید و طرزی قرآن را معنا می‎کند که برای همگان بکر و تازه است این مطلب به دلیل اسراری است که در قرآن وجود دارد./914/پ201/ج

ارسال نظرات
captcha