رسالتي بس خطير (بخش اول)
سرويس سياسي رسا

سخنان مهم مقام معظم رهبري، حضرت آيتالله خامنهاي در سالروز ولادت با سعادت فاطمه زهرا(س) در جمع مداحان و شاعران مذهبي شايان بررسي و تأمل فراوان است. ايشان در سخنان خود به نكات مهم و ارزشمندي اشاره كردند كه عمل به آن، ميتواند دگرگوني فراواني در عرصه هيأتهاي مذهبي بيافريند. در اين مقاله به بخشي از آنها اشاره ميكنيم:
1. پرسش بنيادين در عرصه ستايشگري اهلبيت(ع) اين است، رسالت ستايشگري و مداحي اهلبيت(ع) چيست؟
بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در آن اجتماع بزرگ ناظر به همين پرسش است: «هيچ مبناي عقلاني و فلسفي و حكمي بدون آبياري شدن از عاطفه و ايمان قلبي امكان ندارد كه رويش پيدا كند و ريشه بدواند و در تاريخ بماند ... شما جاي مداح و ذاكر اهلبيت(ع) را اينجا ببينيد؛ نقش ايمان آفرين، نقش فرهنگساز، نقش مستحكم كننده پيوند قلبي بين پيروان و بين آن محبوبان؛ يك چنين نقشي است. اين نقش، بسيار نقش مهمي است». از اين رو مداح موفق، مداحي است كه بتواند بر ايمان افراد بيفزايد و بين محبّ و محبوب پيوند قلبي ايجاد كند. پر واضح است اين كار به آساني ميسّر نيست؛ كاري است كه به تلاش فراوان و انديشه بسامان نيازمند است. پس ستايشگر اهل بيت(ع) نخست بايد به مقوله ايمان در وجود خويش با دقت فراوان بينديشد و پس از آن، هنر خود را در خدمت ايمان قرار دهد و فرهنگآفرين شود.
2. «وقتي شعر را ميخوانيم، به فكر باشيم كه از اين شعر ما ايمان مخاطبان ما زياد شود». اين جمله مقام معظم رهبري نيز ديدگاه ايشان را در باره هنر متعالي مي رساند، هنري كه در خدمت ايمان قرار گيرد و باورهاي الاهي را در ذهن مخاطب، عميقتر و منسجمتر سازد؛ از اين رو فايده شعر خوب را چنين برميشمارند: «فايدهاش اين است كه بدون اين كه من و شما ملتفت شويم، تأثيرگذارياش در مخاطب بيشتر است ... يك هنر عالي، ولو مخاطب آن هنر تشخيص ندهد كه اين عالي است، اما تأثير او در نفس آن مخاطب، تأثير عميقتري خواهد بود از يك هنر سطحي بازاري». از اين رو بايد كوشيد كه ذهن مخاطبان محافل مذهبي را با هنر سليم و حقيقي آشنا كرد و اين، صد البته به همت مسؤولان فرهنگي بستگي دارد. مسؤولان فرهنگي ميتوانند با برنامهريزي كلان، جامعه را به سوي شناخت هنر اصيل هدايت كنند. برنامهريزي حساب شده در تدوين متون درسي مدارس و دانشگاهها، آموزش صحيح زبان و ادب پارسي، آموزش غير مستقيم شعر و هنر اصيل در صدا و سيما و بهرهمندي از آثار و ذخيرههاي ادبي و هنري در عرصه شهر و شهرسازي از جمله راهكارهاي رسيدن به اين هدف متعالي است.
3. از جمله معضلهاي مهم فرهنگي، غفلت از پيشينههاي فرهنگي است. كشور ما از تمدني بزرگ و طولاني برخوردار است. تمدني كه با ظهور دين مبين اسلام رنگ و بوي ديني به خود گرفت و در پرتو اسلام، حياتي ديگرگونه يافت؛ تمدني كه با مهرورزي، دوري از كينه، حمايت از مظلوم، دشمني با ظالم، امر به معروف و نهي از منكر، صداقت و ... انسي ديرينه دارد.
اصول اين فرهنگ و تمدن در هنر ايراني نمايان است. هنر ايراني آيينه فرهنگ و آداب و رسوم ايراني است؛ هنر ايراني بازتاب باورها و اعتقادات توحيدي ايراني است. آنچه گفتيم به اين معنا نيست كه هرچه در هنر اسلامي آمده است، به قطع، اسلامي و مطلوب است. خير. گاه در همين هنر نيز رگههاي غير اسلامي هم ديده ميشود كه البته حجم ناچيزي را اشغال كرده است. گاه غفلت مسؤولان فرهنگي از اين حقيقت سبب شده هنر غربي پا به ميدان گذارد و آثار نامطلوب خود را در پي آورد. باز هم اين بدان معنا نيست كه هر چه از غرب ميآيد، ناپسند است؛ اما غفلت چرا؟ فراموشي پيشينه فرهنگي چرا؟ بيمهري به هنر اصيل ايراني چرا؟
تأسفبارتر اين كه گاه اين هجمه در صدا و سيما نيز نمايان ميشود و باز تأسفبارتر اين كه گاه اين مسأله به محافل ديني هم راه مييابد و براي اين كه به عمق اين ضايعه پيببريد، درنگي كنيد در اين سخن رهبر انقلاب: «ما در قديم از زبان موسيقيدانهاي معروف شنيده بوديم كه ميگفتند موسيقي اصيل ايراني را نوحهخوان ها و شبيهخوانها حفظ كردهاند»؛ موافق خوان، مخالف خوان، علياكبر خوان، قاسم خوان. هر كدام يك دستگاهي را به اينها ميدادند كه بايد در آن دستگاه بخوانند. اين امر سبب شد كه موسيقي نانوشته ايراني – كه نه نُت داشت، نه نوشته داشت و نه چيز ديگري داشت – به دست كساني برسد كه اينها را با نُت و شيوههاي جديد ثبت و ضبط كنند. حالا جوان امروز، چه خواننده راديو و تلويزيون – كه متأسفانه آنجا از اين جهت وضع خوبي هم ندارند – چه خواننده جلسه مداحي، ناگهان بيايد آهنگهاي اروپايي را – آن هم به شكل غلط و نابلد بنا كند خواندن؛ سبكهايي كه فرض كنيد حالا فلان خواننده غربي يا مقلّد عربِ آن غربي يك وقتي خوانده، ما اين را از او ياد بگيريم و بنا كنيم خواندن! كه قبل از انقلاب هم متأسفانه همين كارها را كردند. موسيقي اصيل ايراني را كه ميتوانست نوع حلال هم داشته باشد – البته همان موسيقي اصيل يك نوعش هم حرام است؛ فرقي بين ايراني و غير ايراني نيست – همان را هم ضايع كردند. البته پس از انقلاب بهتر شد؛ اما حالا مثلاً مداح يا خواننده ما بيايد در راديو و تلويزيون به تقليد – آن هم غلط – آهنگ غربي يا آهنگ مجالس لهو را در مجلس ايمان و در مجلس معنويت تكرار كند، اين درست نيست؛ اين غلط است. نوآوري، درست؛ اما نه اين جوري.
ادامه دارد...
1. پرسش بنيادين در عرصه ستايشگري اهلبيت(ع) اين است، رسالت ستايشگري و مداحي اهلبيت(ع) چيست؟
بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در آن اجتماع بزرگ ناظر به همين پرسش است: «هيچ مبناي عقلاني و فلسفي و حكمي بدون آبياري شدن از عاطفه و ايمان قلبي امكان ندارد كه رويش پيدا كند و ريشه بدواند و در تاريخ بماند ... شما جاي مداح و ذاكر اهلبيت(ع) را اينجا ببينيد؛ نقش ايمان آفرين، نقش فرهنگساز، نقش مستحكم كننده پيوند قلبي بين پيروان و بين آن محبوبان؛ يك چنين نقشي است. اين نقش، بسيار نقش مهمي است». از اين رو مداح موفق، مداحي است كه بتواند بر ايمان افراد بيفزايد و بين محبّ و محبوب پيوند قلبي ايجاد كند. پر واضح است اين كار به آساني ميسّر نيست؛ كاري است كه به تلاش فراوان و انديشه بسامان نيازمند است. پس ستايشگر اهل بيت(ع) نخست بايد به مقوله ايمان در وجود خويش با دقت فراوان بينديشد و پس از آن، هنر خود را در خدمت ايمان قرار دهد و فرهنگآفرين شود.
2. «وقتي شعر را ميخوانيم، به فكر باشيم كه از اين شعر ما ايمان مخاطبان ما زياد شود». اين جمله مقام معظم رهبري نيز ديدگاه ايشان را در باره هنر متعالي مي رساند، هنري كه در خدمت ايمان قرار گيرد و باورهاي الاهي را در ذهن مخاطب، عميقتر و منسجمتر سازد؛ از اين رو فايده شعر خوب را چنين برميشمارند: «فايدهاش اين است كه بدون اين كه من و شما ملتفت شويم، تأثيرگذارياش در مخاطب بيشتر است ... يك هنر عالي، ولو مخاطب آن هنر تشخيص ندهد كه اين عالي است، اما تأثير او در نفس آن مخاطب، تأثير عميقتري خواهد بود از يك هنر سطحي بازاري». از اين رو بايد كوشيد كه ذهن مخاطبان محافل مذهبي را با هنر سليم و حقيقي آشنا كرد و اين، صد البته به همت مسؤولان فرهنگي بستگي دارد. مسؤولان فرهنگي ميتوانند با برنامهريزي كلان، جامعه را به سوي شناخت هنر اصيل هدايت كنند. برنامهريزي حساب شده در تدوين متون درسي مدارس و دانشگاهها، آموزش صحيح زبان و ادب پارسي، آموزش غير مستقيم شعر و هنر اصيل در صدا و سيما و بهرهمندي از آثار و ذخيرههاي ادبي و هنري در عرصه شهر و شهرسازي از جمله راهكارهاي رسيدن به اين هدف متعالي است.
3. از جمله معضلهاي مهم فرهنگي، غفلت از پيشينههاي فرهنگي است. كشور ما از تمدني بزرگ و طولاني برخوردار است. تمدني كه با ظهور دين مبين اسلام رنگ و بوي ديني به خود گرفت و در پرتو اسلام، حياتي ديگرگونه يافت؛ تمدني كه با مهرورزي، دوري از كينه، حمايت از مظلوم، دشمني با ظالم، امر به معروف و نهي از منكر، صداقت و ... انسي ديرينه دارد.
اصول اين فرهنگ و تمدن در هنر ايراني نمايان است. هنر ايراني آيينه فرهنگ و آداب و رسوم ايراني است؛ هنر ايراني بازتاب باورها و اعتقادات توحيدي ايراني است. آنچه گفتيم به اين معنا نيست كه هرچه در هنر اسلامي آمده است، به قطع، اسلامي و مطلوب است. خير. گاه در همين هنر نيز رگههاي غير اسلامي هم ديده ميشود كه البته حجم ناچيزي را اشغال كرده است. گاه غفلت مسؤولان فرهنگي از اين حقيقت سبب شده هنر غربي پا به ميدان گذارد و آثار نامطلوب خود را در پي آورد. باز هم اين بدان معنا نيست كه هر چه از غرب ميآيد، ناپسند است؛ اما غفلت چرا؟ فراموشي پيشينه فرهنگي چرا؟ بيمهري به هنر اصيل ايراني چرا؟
تأسفبارتر اين كه گاه اين هجمه در صدا و سيما نيز نمايان ميشود و باز تأسفبارتر اين كه گاه اين مسأله به محافل ديني هم راه مييابد و براي اين كه به عمق اين ضايعه پيببريد، درنگي كنيد در اين سخن رهبر انقلاب: «ما در قديم از زبان موسيقيدانهاي معروف شنيده بوديم كه ميگفتند موسيقي اصيل ايراني را نوحهخوان ها و شبيهخوانها حفظ كردهاند»؛ موافق خوان، مخالف خوان، علياكبر خوان، قاسم خوان. هر كدام يك دستگاهي را به اينها ميدادند كه بايد در آن دستگاه بخوانند. اين امر سبب شد كه موسيقي نانوشته ايراني – كه نه نُت داشت، نه نوشته داشت و نه چيز ديگري داشت – به دست كساني برسد كه اينها را با نُت و شيوههاي جديد ثبت و ضبط كنند. حالا جوان امروز، چه خواننده راديو و تلويزيون – كه متأسفانه آنجا از اين جهت وضع خوبي هم ندارند – چه خواننده جلسه مداحي، ناگهان بيايد آهنگهاي اروپايي را – آن هم به شكل غلط و نابلد بنا كند خواندن؛ سبكهايي كه فرض كنيد حالا فلان خواننده غربي يا مقلّد عربِ آن غربي يك وقتي خوانده، ما اين را از او ياد بگيريم و بنا كنيم خواندن! كه قبل از انقلاب هم متأسفانه همين كارها را كردند. موسيقي اصيل ايراني را كه ميتوانست نوع حلال هم داشته باشد – البته همان موسيقي اصيل يك نوعش هم حرام است؛ فرقي بين ايراني و غير ايراني نيست – همان را هم ضايع كردند. البته پس از انقلاب بهتر شد؛ اما حالا مثلاً مداح يا خواننده ما بيايد در راديو و تلويزيون به تقليد – آن هم غلط – آهنگ غربي يا آهنگ مجالس لهو را در مجلس ايمان و در مجلس معنويت تكرار كند، اين درست نيست؛ اين غلط است. نوآوري، درست؛ اما نه اين جوري.
ادامه دارد...
ارسال نظرات