بازگشت

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرين»[1] همانا خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكان را نيز دوست دارد.
توبه و بازگشت از لغزشها به سوي خدواند يكي از راههاي كسب محبوبيت نزد خداوند است و خداوند علاقه و محبت خود را نسبت به توبه كنندگان اظهار ميدارد نه خشم خود را. خداوند هماره انتظار ميكشد تا بندة گنهكارش بازگردد و از عفو و رحمت او ناميد نگردد. چنانكه پروردگار مهربان به حضرت عيسي (ع) فرمود:«يَا عِيسَى كَمْ أُجْمِلُ النَّظَرَ وَ أُحْسِنُ الطَّلَبَ وَ الْقَوْمُ فِي غَفْلَةٍ لَا يَرْجِعُونَ»[2]يعني اي عيسي! چه بسيار چشم انتظار ميمانم و در طلب مردمان نيكويي ميورزم؛ اما آنها در غفلتاند و به سوي من باز نميگردند!
اين محبت و علاقة خداوند به بندگان عاصي خويش، دلها را ميلرزاند و عقلها را حيران ميكند. چنين محبتي از سوي خدا به بندگان را در بارگاه كدام كريمي ميتوان يافت.
«إنّ عبدي المؤمن إذا أذنب ذنبا ثمّ تاب من ذلك الذنب و استحيى منّي عند ذكره غفرت له و أنسيته الحفظه و أبدلته حسنه، و لا أبالي و أنا أرحم الراحمين»[3] هر گاه كه بندة مؤمنم مرتكب گناهي شود، سپس به سوي من بازگردد و از آن گناه توبه كند و هنگام يادآوري آن، از من شرم و حيا كند، گناه او را ميبخشم، خطايش را از خاطر ملايكهاي كه آن گناه را ثبت كردهاند، محو و گناهانش را تبديل به خوبي و نيكي ميكنم که من مهربانترين مهربانانم.
عالم واصل و عارف دلسوخته، ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي(ره) اشتياق الهي را نسبت به بندگان گنهكار خويش اينگونه بيان ميكند:«در اين روايت دقت كن كه ميفرمايد: اگر روگردانان از من بدانند كه من چگونه به آنان مشتاقم و در انتظار توبه و بازگشت آنانم، هر آينه از شوق جان ميسپردند و بندهاي بدنشان از هم گسيخته ميشد. دقت كن در آنچه دربارة خشنودي خداي تعالي از توبة بنده روايت شده؛ در حديث كافي: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِكَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِينَ وَجَدَهَا.[4] مضمون اين روايت اين است كه اگر كسي در شب تاريكي در بياباني مركبي داشته باشد و آب و نانش بار آن مركب باشد و آن مركب را گم كند و هر چه به دنبالش رود و جستوجو نكند و اثري از مركب و توشة راهش نيابد و با كمال يأس و نا اميدي خود را تسليم مرگ کند، در آن بيابان تاريك و در لحظاتي كه به انتظار مرگِ حتمي است، ناگهان چشم باز كرده و مركبش را در بالاي سر خود با آب و نان و توشهاش ببيند، اين شخص از اين پيشآمد تا چه حد خوشحال و فرحناك ميشود؟ خداي تعالي از توبة بندة گنهكارش بيش از اين خوشحال و فرحناك ميشود.
چقدر جاي تأسف است؟ چه جاي رسوايي بر ما است؟ و به كجا بايد پناه برد؟ از عظمت اين كلمات و عظمت موقعيت اين سخنان نزد عقلا. سبحانالله كه ما تا چقدر رسوا و تا چه اندازه جفاكار و بيشرميم! به عزت و جلال و جمالش سوگند كه اگر ما با حيا بوديم، اگر ذرّهاي حيا و عقل در ما بود، آنچنان بر خود خشمناك ميشديم كه بالاتر از آن، خشمي متصور نباشد و راضي نبوديم كه پروردگار، تا روزگار هست، ما را به عذاب اليم معذب گرداند... كه چرا پس از اين همه معاملات لطيف و اين چنين احترامات جليل و جميل در محضر خداي تعالي معصيت او را كرديم؟ ائمه دين(ع) كه به اين عوالم معرفت داشتند، ميبيني كه در مناجات ميگويند: الهي! لوكان لي جلدٌ علي انتقامِكَ و عذابِكَ، لما سئَلتُكَ العَفوَ عنّي و سئَلتُكَ الصَّبرَ عليه، مَقتَاً علي نفسي كيفَ عصَيتُك! يعني خداي من! اگر طاقت انتقام و عذابت را داشتم، از تو مسألت نميكردم كه مرا عفو كني، بلكه ميخواستم كه به من شكيبايي بر عذابت را عنايت كني، از بس كه نسبت به نفس خود خشمناكم كه چرا معصيت تو را كرد.»[5]
پيامبر اعظم (ص) فرموده است:«ما من شيء أحبّ إلى اللَّه من شابّ تائب»[6] هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از جوان توبهكار نيست. مولي الموحدين و امام العارفين، علي(ع) نتيجة توبه را قرار گرفتن در آغوش محبت پروردگار و سايهسار عنايت او معرفي ميكند:«تُوبُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ادْخُلُوا فِي مَحَبَّتِهِ فَ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِين»[7] به سوي خداوند(عزّوجل) توبه كنيد و در محبت او داخل شويد كه همانا خداوند توبهكنندگان و پاكيزگان را دوست ميدارد.
1ـ بقره: 222.
2ـ أمالي الصدوق، ص 517.
3ـ ثواب الاعمال، ص 130.
4ـ كافي، ج 2، ص 435.
5ـ رسالة لقاء الله، ص 140.
6- روضة الواعظين، ج 2، ص 481.
7ـ بحارالانوار، ج 6، ص 21.
هادي الياسي